شماره ۱۷۷۸ - سال هفتم - شنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۰
Sat, Apr 14, 2001
Report purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
در ده روز نخست سال نو اتفاق افتاد
۵۵۰ جسد روي جاده
* مشكل ايمني جاده هاي ايران با اختصاص بودجه حل نمي شود بلكه تمامي سازمانهاي آموزشي همچون آموزش و پرورش و رسانه ها نيز بايد در اين خصوص احساس مسؤوليت كنند.
006216.jpg
* علت اصلي تصادفهاي مرگبار جاده يي و خياباني را مي بايد در عادات شهروندان جست وجو كرد كه منبع اصلي شكل گيري فرهنگ رانندگي در جامعه كنوني ماست.
انتهاي خط سياهي كه بيش از هفتاد متر روي جاده كشيده شده بود، دو جسد افتاده بود. روي يكي از جسدها پتوي چرك و سياهي انداخته بودند. جسد ديگر، كمي آن طرف تر بود. رويش پارچه صورتي رنگي انداخته بودند. از پهلوي چپ جسد دو شيار خون به طرف شيب جاده جريان داشت. سر جسد روي آسفالت بود و باد به آرامي گوشه چرك پارچه صورتي رنگ را تكان مي داد.
صداي فروافتادن سكه ها بر آسفالت سخت، طنين داشت. انگار، جسدها با سر به سوي جاده پرتاب مي شدند و طنين سقوط، در امتداد سياه جاده ها انتشار مي يافت. جسدها، متعلق به دو برادرند. آنان چهار ساعت پيش از تصادف، براي ديدار والدين خود از تهران به مقصد لرستان حركت كرده بودند.
مادر دو برادر، مطابق حس مادرانه خود مي پنداشته كه دو فرزندش بين ساعت هشت تا هشت و سي دقيقه به خانه بازمي گردند. مادر چند بار در رؤياهايش آنها را ديده بود كه در آستانه در خانه، با اضطراب ايستاده اند ...
روز بعد، همسايه ها گفته بودند كه مادر پس از يك ساعت انتظار بي تابانه در اتاق، به پشت بام خانه اش رفته و تمام شب، چشم به جاده يي دوخته است كه آسفالت سرد، جاده اصلي را به روستاي آنها مي آورد. مادر، ديگر هيچگاه دو فرزندش را نديد ...
مردم ايران، در شرايطي روزهاي متبرك و خاطره انگيز نوروز را با ديد و بازديدهاي مؤمنانه خود گرامي داشتند كه در هفته نخست سال در هر ساعت حدوداً دو نفر از هموطنان ما در جاده هاي سراسر كشور قرباني ناديده گرفتن قوانين راهنمايي و رانندگي از سوي رانندگان شدند.
تصوير صحنه تصادف، معمولاً همانند محل جنايت تكاندهنده و هولناك است. پس بي سبب نيست كه در نخستين لحظه تصادف، همه رهگذران با كنجكاوي دردآوري به تماشاي اين تصاوير خونين مي پردازند. تصويري همانند اين؛ خرده شيشه هاي بسياري در محل حادثه پخش شده است، جلوي خودرو، مچاله شده و فرمان به صندلي راننده چسبيده ـ بدين ترتيب مي توان حدس زد كه راننده چگونه اين مرگ مهيب را در آخرين دقايق وحشت زده هوشياري، مشاهده كرده است ـ جسدي روي صندلي عقب افتاده است. خون، خرده هاي شيشه به همراه براده هاي كوچك آهن، روي سر و روي جسد پاشيده شده است، جعبه عقب بر اثر ضربه باز شده است و محتوي آن ...
اين صحنه رقت انگيز با آنكه در دو هفته اخير بيش از ۵۰۰بار در سراسر كشور تكرار شده است اما همه اين حوادث، حاوي عناصر و صحنه هاي مشتركي هستند. در برخي از اين تصادفات، اجساد به بيرون از خودرو پرتاب شده اند. سرعت زياد خودروهاي حادثه ديده، معمولاً صحنه هاي تصادف را بسيار خشن و فراموش نشدني مي كنند. اما سؤال اين است كه چرا هيچيك از اين تصادفات خونين، مايه عبرت رانندگان نمي شود ـ برخي از اين حوادث خونبار، حتي از طريق تصاوير تلويزيوني در معرض ديد بسياري از شهروندان قرار مي گيرد ـ با اين حال هيچگاه از آمار تلفات دلهره آور تصادفات در ايران كاسته نشده است. نكته مهم اين است كه علت اصلي تصادفات ويرانگر در كشور، عامل انساني است.
006219.jpg
معمولاً نقص فني، خرابي جاده ها و ... در مقايسه با تأثير عوامل انساني در بروز تصادفات، بسيار ناچيز ارزيابي شده است. به عبارت ساده تر بي دقتي رانندگان و بي اعتنايي آنان نسبت به رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي، مهمترين دليل اين اتفاقهاي مضطرب كننده در جاده ها و خيابانهاست.
اما رانندگان خودروها و سرنشينان بي باكي كه چشم به روي حوادث مشابه و مكرر در جاده ها بسته اند، گويي از خاطر برده اند كه تصادفات هولناك رانندگي در ايران دويست برابر كشورهاي ديگر است. بسياري از رانندگان خياباني و جاده يي، در ايران از آنجا كه نه آموزش ديده اند و نه آنكه خود پرواي آموختن دارند، در چنبره عادت خود به سلوك اجتماعي و حتي رانندگي مي پردازند. آنان در غيبت مقررات «كارآمد» و «به روز» در خيابانها و جاده ها و رودررويي طولاني مدت با مأموران سهل گير، به عادات خود درغلطيده اند.
در واقع علت اصلي تصادفات مرگبار جاده يي و خياباني را مي بايد در عادات شهروندان جست وجو كرد كه منبع اصلي شكل گيري فرهنگ رانندگي در جامعه كنوني ماست. مطابق ارزيابي هاي به عمل آمده آن بخش از علل تصادفات رانندگي كه بيرون از عامل انساني است و باعث تصادفات خونين مي شود شامل غيراستاندارد بودن جاده ها، نقص وسايط نقليه و فرسودگي لاستيك هاست كه حدوداً ده تا ۱۱درصد ريشه تصادفات به شمار مي آيد. بدين ترتيب، هرچند ده درصد ياد شده بسيار نگران كننده است و در اين رهگذر مسؤوليت سنگيني را متوجه سازمانهاي دست اندركار مي كند، اما پيش از اين امرمي بايد به دگرگوني منابع شكل دهنده فرهنگ رانندگي در جامعه انديشيد و از تجارب كشورهاي صاحب فن آوري سود برد. در غير اين صورت فقدان انضباط جدي رانندگان، خيابانها و جاده هاي شهري را به ميداني براي رودررويي با حوادث تأسف بار بدل خواهد كرد. كارشناسي بدرستي گفته است كه: مشكل ايمني جاده هاي ايران با اختصاص بودجه حل نمي شود بلكه تمامي سازمانهاي آموزشي همچون آموزش و پرورش و رسانه ها بايد در اين خصوص احساس مسؤوليت كنند و به كمك وزارت راه و ترابري بيايند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |