|
نظرسنجي از دانشجويان
جنبش دانشجويي در سراشيبي يا اوج؟
|
|
|
جنبش دانشجويي در تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي چند دهه اخير ايران نقش بارز و برجسته يي داشته و اين جنبش به دليل نبود و يا ضعف نهادهاي مدني نقش مهم و محوري در شكل گيري، تقويت و ثبات انقلاب اسلامي داشته است و به نظر مي رسد كه پس از چند سال ركود، بار ديگر اين نهاد كه از بطن جامعه علمي و دانشگاهي ما تشكيل شده است در حال بازنگري در عرصه مسائل اجتماعي وسياسي كشور است. با وجود اينكه دوم خرداد سال ۷۶ منشأ بر قراري نهادهاي مدني و صنفي جديد شد، اما همچنان اين دانشجويان هستند كه متناسب با شرايط خاص كشور، افكار عمومي جامعه را تحت تأثير قرارمي دهند و به حركت وامي دارند. صاحبنظران براين باورند كه با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري، اهميت دانشگاهها بيشتر خواهد شد و جامعه دانشگاهي ما كه بالغ بر دوميليون نفر است از اين پتانسيل و توانايي برخوردار است كه لااقل بر روي بيست ميليون ايراني تأثير مستقيم بگذارد و افكار و انديشه خود را به درون خانواده و خويشان ببرد و در نهايت آنان را با فكر و انديشه شان همراه و متقاعد سازند و از سوي ديگر احزاب و گروههاي سياسي نيز بخوبي مي دانند كه رمز موفقيت آنان در هر انتخاباتي به ميزان مقبوليت آنان در جامعه دانشگاهي بستگي دارد و از اين رو دستيابي به اين پايگاه ارزشمند و حياتي در دستور همه علاقه مندان به دستيابي قدرت قراردارد.
در چرايي و كالبد شكافي جايگاه مؤثر جامعه دانشگاهي در بين مردم همين بس كه انديشه ها و خواسته هاي مردم در شعارهاي دانشجويان عينيت يافته و براي نخستين بار در تاريخ تحولات ايران همخواني و همگرايي بسيار نزديكي بين روشنفكران و عامه مردم برقرار شده است و مردم با علاقه و اشتياق شعارها و اجتماعات دانشجويي را دنبال مي كنند و اتفاقاتي كه در اين ميان رخ مي دهد دهان به دهان مي چرخد و بسيار با اهميت قلمداد مي شود.
اما همه آنچه گفته شد يك روي سكه است و روي ديگر آن ميزان خردمندي و آگاهي دانشجويان در برخورد با مسائل سياسي و جريان شناسي آنان است.
دانشجويان زماني مي توانند به وظايف خود (كه همانا آگاهي دهي به لايه هاي مختلف جامعه و حساسيت به روندهاي ناسالم سياسي و تصميم گيريهاي غلط جامعه است) به نحو مطلوب عمل كنند كه از جامعيت و آگاهي كافي برخوردار باشند و بطور طبيعي هرگونه رفتار احساسي و غيرخردمندانه نه تنها جامعه را به بي نظمي و اغتشاش سوق مي دهد، بلكه منافع ملي و آرمانها و ارزشهاي اين جنبش را خدشه دار مي كند و اتفاقاً زمينه را براي بهره برداري افراد فرصت طلب مهيا مي كند، در هر حال سؤال اين است كه ميزان آگاهي دانشجويان از مسائل سياسي چقدر است و تا چه حد جنبش دانشجويي در مسير درستي گام برمي دارد؟ و ما براي پاسخگويي به سؤالات به ميان دانشجويان دانشكده هاي علوم انساني، فني و مهندسي و علوم پزشكي رفتيم و نظرات آنان را جويا شديم.
* ميزان علاقه مندي به مسائل سياسي
شرايط جامعه بخصوص از سال ۷۶ به گونه يي است كه مسائل سياسي و گمانه زني براي آينده اصلاحات و كشور، در بسياري از محافل بيان مي شود و دانشجويان بيش از ساير اقشار نسبت به اين موضوع حساسيت نشان مي دهند چنانكه اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان (۸۶ درصد) نسبت به پيگيري مسائل سياسي حساس بودند اما به همين ميزان در اجتماعات و مراسم مختلف شركت نمي كنند.
۳۷ درصد از دانشجويان درمراسم مختلف شركت نمي كنند و آنان در پاسخ به اين سؤال كه چرا شركت نمي كنند گزينه هايي چون «علاقه يي به مسائل سياسي ندارم»، «جريان دانشجويي راه درستي را دنبال نمي كند»، «اعتقادي به اينگونه مراسم ندارم» و به «تشكلهاي دانشجويي اعتماد ندارم» را انتخاب كردند.
* جنبش دانشجويي
اعتقاد و يا بي اعتقادي به جنبش دانشجويي موضوع ديگري است كه نظر دانشجويان را جويا شديم و بدون درنگ ۸۹ درصد از دانشجويان تأثير جنبش دانشجويي را در تحولات سياسي، اجتماعي وفرهنگي كشور، بسيار زياد و تا حدودي دانستند و بر اين باور بودند كه اين جنبش در پي عدالت اجتماعي (۵۴ درصد) و تقويت نظام مردم سالاري در جامعه (۱۵ درصد) و مبارزه با فساد و ناهنجاريهاي جامعه (۱۰ درصد) است وبرخي نيز به متعادل كردن خواسته ها و انتظارات جامعه و فشار بر روند تصميم گيريهاي غلط جامعه اشاره داشتند.
اما نكته جالب توجه اين است كه همه دانشجويان از مسيري كه جنبش دانشجويي دنبال مي كند به يك ميزان رضايت نداشتند و برخي حركت فعلي اين جنبش را مثبت (۳۶ درصد) و ۴۲ درصد نيز تا حدودي مثبت ارزيابي مي كردند و ۲۰ درصد نيز هيچ رضايتي از اين جنبش نداشتند و ۲ درصد نيز گزينه «كمي» را در پاسخ به اين سؤال انتخاب كردند.
در ادامه اين سؤال ازكساني كه معتقد بودند جنبش دانشجويي درمسير درستي حركت نمي كند دلايل آنان را جويا شديم كه پس از تجزيه و تحليل پاسخهاي آنان اين گزينه ها بيشترين درصدها را به خود اختصاص دادند: نبود فضاي سالم سياسي براي بيان ديدگاهها (۲۵ درصد)، آگاه نبودن دانشجويان نسبت به مسائل سياسي (۲۳ درصد)، وابستگي سياسي تشكلهاي دانشجويي (۹ درصد) و نبود رهبران واقعي براي جنبش (۵درصد) ازجمله مهمترين پاسخهاي دانشجويان بود و سايرين يا پاسخي به اين سؤال ندادند و يا دلايل ديگري را بيان داشتند.
* انتخابات ۸۰
دانشجويان براين باورند كه انتخابات رياست جمهوري سال جاري از اهميت و حساسيت ويژه يي برخوردار است و جامعه دانشگاهي در اين ميان يك نقش محوري را ايفا مي كنند و به عبارتي ميزان استقبال و يا عدم استقبال مردم به ميزان قابل توجهي به تحرك جنبش دانشجويي بستگي دارد و فقط ۱۳ درصد معتقد بودند كه دانشجويان در انتخابات سال جاري نقش ندارند.
اگر نقاط ضعف و يا قوت جنبش دانشجويي را به كناري بگذاريم و صرفاً نبود و يا كم اثر بودن اين جنبش را جويا شويم ملاحظه مي كنيم كه دانشجويان معتقدند بي تفاوتي اين قشر به صلاح جامعه نيست (۶۸ درصد) و پرسشگري كه شاخصه دانشجويان و از اسباب تحرك جامعه است ضربه به كل نظام مي زند (۲۴ درصد) و از عوامل ديگر آن مي تواند بي تفاوتي سياسي مردم باشد (۵درصد)
* … و اما آينده
آينده جنبش دانشجويي سؤال پاياني ما از دانشجويان بود كه ۳۴ درصد معتقد بودند به آينده اين جنبش اميدوارند و ۳۸ درصد نيز تا حدودي اميدوار بودند و ۱۶ درصد نيز اميدي به آينده اين جنبش نداشتند و سايرين نيز پاسخي به اين سؤال ندادند و يا گزينه «نمي دانم» را انتخاب كردند.
جامعه آماري: جنس: زن ۴۹ درصد، مرد ۵۱ درصد، رشته تحصيلي: مجموعه علوم انساني ۴۶ درصد، فني و مهندسي ۲۹ درصد و علوم پزشكي ۲۵ درصد.
دانشگاههاي مورد پرسش، دانشگاههاي تهران، شهيد بهشتي، علامه طباطبايي، شريف، اميركبير و دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز.
|