شماره ۱۷۸۷ - سال هفتم - سه شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۰
Tue, Apr 24, 2001
Commun purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
ارتباطات
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
ميزگردي با حضور دكترمعتمدنژاد، دكترمحسنيان راد، دكتربديعي، دكتر فرقاني و دكتر آشنا
كاركرد مطبوعات؛ سياسي، حزبي يا حرفه يي؟
* دكتر محسنيان راده: نهاد سياسي در ايران هنوز به يك توافق نرسيده است كه كاركرد مطبوعات چيست؟ يك نگاه ديرينه است كه ريشه در دوره قاجار دارد و آن اينكه مطبوعات كارشان تبليغ حكومت است.
* دكتر فرقاني: استفاده از آزادي تجربه مي خواهد و تجربه نيز نيازمند زمان است و ما اين زمان را هيچگاه به روزنامه نگارانمان نداده ايم.
* دكتر بديعي: اين سوءتفاهم وجود داشته است كه نيازي به تربيت روزنامه نگار نيست و هر كس كه بتواند بنويسدروزنامه نگار است.
007539.jpg
اشاره
روزنامه نگاري در ايران فراز و نشيب هاي مختلفي را طي كرده است اما حقيقت اين است كه اين رسانه مهم و تأثيرگذار هنوز نتوانسته جايگاه خود را در جامعه به دست آورد و به عنوان ركن چهارم دموكراسي نقش مطلوب و بهينه يي را ايفا كند.
با نگاهي به سير تطور و تحول روزنامه نگاري در ايران مشاهده مي شود كه همواره روزنامه نگاران حرفه يي دغدغه هاي مشخصي را داشته و عنوان كرده اند و هيچگاه نهادهاي حقوقي و قانوني و دولتمردان و حتي خود روزنامه نگاران در پي تثبيت و قانونمند كرد ن اصول اوليه اين حرفه نبوده اند و اگر تلاشي صورت گرفته است، يا ناقص بوده و يا نافرجام مانده است چنانكه صاحبنظران و استادان علوم ارتباطات براين باورند كه قوانين فعلي مطبوعات، نيازهاي اين حرفه را متناسب با وظايفش تأمين نمي كند و ما بايد همچنان به انتظار قانوني جامع و مانع باشيم و اميدوار باشيم كه اين نواقص روزي بطرف شود. در هر حال آنچه پيش روي شما خوانندگان محترم است به بررسي يكي از جنبه هاي روزنامه نگاري در جامعه ما توجه دارد، اين ميزگرد مي كوشد كاركرد و وظايف مطبوعات را با تأكيد بر انتخابات رياست جمهوري كه در پيش داريم، بررسي كند و معايب و محاسن كاركردهاي فعلي مطبوعات را با حضور دكتر كاظم معتمدنژاد، دكتر مهدي محسنيان راد، دكتر مهدي فرقاني، دكتر نعيم بديعي، دكترحسام الدين آشنا و اميد مسعودي بررسي كند.
* * «ايران»: بيش از ۱۶۰ سال از عمر روزنامه نگاري در ايران مي گذرد و در اين مدت شاهد فرازونشيب هاي زيادي در روزنامه نگاري بوده ايم، شاخص هاي روزنامه نگاري در كشور ما چيست؟ و اصولاً مطبوعات بايد چه كاركردي داشته باشند؟
* دكتر معتمدنژاد: مطبوعات ايران از زمان تأسيس تاكنون همواره مشكلاتي داشته كه باوجود گذشت ساليان سال كم و بيش باز هم مسائل اصلي باقي است. طبيعتاً وقتي تاريخ دوره صدوشصت و چندساله مطبوعات را بررسي مي كنيم، ما فرصت زيادي نداشته ايم كه بتوانيم از شرايط مساعد مطبوعات بهره مند شويم. زيرا هفتاد سال ازعمر مطبوعات استبداد خيلي شديد بوده است و مطبوعات از زمان انتشار روزنامه مرحوم ميرزاي شيرازي تا انقلاب مشروطيت ـ در اختيار دولت بود و همين دوره طولاني تأثيراتي برروي مطبوعات مي گذارد كه جبران آن مشكل است.
007680.jpg
از دلايلي كه مطبوعات در جامعه ما رونق نگرفت، وجود فرض استبدادزدگي بود. درواقع از دوره مشروطيت به بعد با يك پارادوكس مواجه بوديم و با در نظر گرفتن تعداد باسوادهاي جامعه و قدرت خريد افراد كه امكان اقتصادي خريد روزنامه داشتند؛ روزنامه هاي ما تيراژهاي بسيار كمي داشتند، زيرا محتويات مطالب مطبوعات ما مطابق با نيازهاي مردم و منافع عمومي نبود. به همين دليل در هفته هاي آخر رژيم گذشته و در دوران اوج انقلاب و هفته هاي اول بعد از پيروزي انقلاب است كه صفهاي بسيار طولاني براي خريد روزنامه ايجاد مي شود و تيراژ روزنامه ها روزانه بالاي يك ميليون تا يك ميليون و پانصد هزارنسخه و اگر چاپخانه ها مي توانست جواب بدهد و امكانات فراهم بود و زمان اجازه مي داد، تيراژ مطبوعات تا دوميليون و پانصدهزار هم مي توانست بالا برود. به اين جهت جامعه ما آمادگي داشته كه از مطبوعات بهتر و بيشتر و با تيراژ بالاتر بهره مند باشد. اما تيراژ روزنامه ها باز پايين بوده است. به اين جهت مي بينيم كه درقبل از سال ۱۳۷۶ با اينكه بالقوه مي توانستيم روزنامه هاي پرتيراژ در كشور داشته باشيم اما در عمل فكر مي كنم اگرچه يك ميليون معرفي مي شد اما قاعدتاً نبايد از ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تجاوز مي كرد. در حالي كه مي بينيم بعد از انتخابات هشتمين دوره رياست جمهوري براثر فضايي كه ايجاد شد تعداد نشريات و روزنامه ها فراوان شد و ناگهان با ۵۵ تا ۶۰ روزنامه مواجه شديم و تيراژ آنها به سه ميليون و شايد هم سه ميليون وپانصدهزار در روز رسيد.
و اين كاملاً بي نظير بود و نشان داد اگر مطبوعات در جهت خواست و نياز مردم و منافع ملي و مملكتي كار كنند بالقوه خوانندگان خود را دارند و مي توانند در خدمت مردم باشند البته در همين سالها.
برخي افراطها و تفريط ها در مطبوعات پيش آمد كه بايد از آنها پند گرفته و براي آينده راه بهتري را انتخاب كنيم.
نكته ديگر اين است كه براي كاهش آسيب ها بايد به چند نكته توجه كنيم. نخست فضاي مطلوب براي فعاليت مطبوعات و آزادي مطبوعات حاكميت قانون و حمايت از آزادي مطبوعات است.
در اين تجربه اگرچه در ماههاي اخير گله داريم كه محدوديت در اعمال قانون زياد شده است، اما در مجموع فضاي مطلوب فعاليت مطبوعات در سالهاي اخير مناسب بوده و از اين لحاظ مشكل كمتر شده است.
مسأله دوم استقلال اقتصادي مطبوعات است كه هنوز لاينحل باقي مانده است چرا كه مطبوعات نمي توانند از طريق تكفروشي هزينه خود را تأمين كند و به كمك دولت و جذب آگهي نياز دارند. كمكهاي دولت هم چون هنوز ضوابط مشخصي بر آن حاكم نيست، نمي تواند مشكلات مطبوعات را حل كند. اگهي هاي بازرگاني هم به دليل تجربه كم ما دراين خصوص، نتوانسته است جايگاه خود را پيدا كند. بنابراين استقلال اقتصادي، اگرچه زمينه هاي تأمين آن وجود دارد، ولي باز داراي مشكل است. دو مسأله ديگري كه باقي مي ماند يكي مسأله استقلال حرفه يي روزنامه نگاران است كه تأسيس انجمن صنفي روزنامه نگاران در اين زمينه آغاز خوبي است، ولي كافي نيست. انجمن بايد بيشتر تحرك داشته باشد و روزنامه نگاران حرفه يي كه شغلي بجز روزنامه نگاري ندارند بايد بيايند در اين نهادها فعاليت كنند. زيرا در اين صورت مي توانيم از مقررات مربوط به تضمين استقلال حرفه يي روزنامه نگاران بهره مند شويم.
مسأله ديگر كه باز در آن مشكل داريم مسأله آموزش است. آموزش ما متأسفانه در شرايطي است كه جوابگوي نيازهاي جامعه نيست.
* * «ايران»: اگر صحبتهاي دكترمعتمدنژاد را مبناي آغاز اين ميزگرد لحاظ كنيم سؤالي كه مطرح است اين است كه پاشنه آشيل مطبوعات ما كجاست؟ چه چيزي باعث شده اين فراز و نشيب ها به وجود بيايد.
* دكتر محسنيان راد: جناب دكتر معتمدنژاد در صحبت هاي خود فرمودند ما بايد از گذشته پند بگيريم. در واقع سؤال اينست كه منظور از «ما» چيست؟ چه كسي بايد از گذشته پند بگيرد و اين نكته مهمي بود كه بايد به جاي خواندن تاريخ مطبوعات، به پند گرفتن از گذشته دست زد. دوره معاصري كه اشاره كرديد ويژگي هايي دارد كه اگر بيست سال آينده اين دوره را مرور كنيم بهتر متوجه مي شديم كه در اين دوره چه گذشته است.
يك مرور تاريخي بين دومتغير نشان مي دهد هر زمان قدرت حكومت در ايران كاسته شده، تعداد مطبوعات افزايش يافته و اگر ما اين منحني را دنبال كنيم به وضوح مي بينيم كه اين گفته اتفاق افتاده است اما براي نخستين بار در طول تاريخ مطبوعات در دهه اوايل هفتاد بدون آنكه قدرت حكومت كاهش پيدا بكند تعدد مطبوعات رخ داد، اين يك اتفاق غيرعادي بود در واقع پس از اتمام جنگ تعدد مطبوعات در ايران شروع شد و بتدريج به سمت تكثر رفت. من تصور مي كنم لازم است اين تعدد كه از هفتاد آغاز شد در ۷۶ به صورت تكثر كاملاً بروز كرد و در واقع بروز مطبوعات متكثر يك شرايط خاص داشت كه باز در طول تاريخ منحصر به فرد بود، زيرا در طول تاريخ تكثر همراه با فحاشي را چند دوره داشته ايم. اين بار تكثر بدون فحاشي بود و اين تكثر در پايان سال۷۸ خاتمه يافت چرا چنين شد؟ پاشنه آشيل را بايد در اينجا پيدا كنيم. چرا كه تكثر، تكثر فحاشي نبود، بلكه براي نخستين بار تخصص حرفه يي را در مطبوعات مي ديديم. هر كسي بعداً نگاه كند جاي پاي فارغ التحصيلان رشته روزنامه نگاري را از طريق تيترهايي كه زده مي شد، ليدها، نوع گزارشها و ... مشاهده خواهد كرد.
نخستين آسيب شناسي كه به نظر بنده مي توان به آن نگاه كرد اين است كه حرفه يي ها به قول دكترمعتمدنژاد تبديل به ابزار شدند. يعني استقلال حرفه يي اتفاق نيفتاد. حرفه يي ها را براي اميال حزبي به كار گرفتند. اينجا نبايد بگوييم مطبوعات حزبي بد هستند؛ اما مطبوعات حزبي مطبوعاتي هستند كه افرادي در آن قلم مي زنند كه در آن حزب هستند در حالي كه در اينجا حرفه يي ها را براي مصرف حزبي آوردند. اين يك خصيصه مطبوعات متكثر در انتهاي اين منحني بود.
آسيب بسيار مهمي كه مي تواند هميشه متوجه ما باشد اين است كه تئوريهاي ارتباطات مي گويد همه نهادها و بخصوص نهاد سياست تمايل به اتصال به رسانه ها دارند. در واقع نگاه نهاد سياسي به كاركرد رسانه ها خيلي مهم است. مشكل اساسي در ايران اين قسمت كار است. به دليل پيشينه يي كه مطرح شد مي گويند بين جامعه بالفعل روزنامه خوان و بالقوه آن هميشه فاصله بوده است، علت را شايد در اينجا پيدا كنيم كه نهاد سياسي در ايران هنوز به يك توافق نرسيده است كه كاركرد مطبوعات چيست؟ يك نگاه ديرينه است كه ريشه در دوره قاجار دارد و آن اينكه مطبوعات كارشان تبليغ حكومت است. يك نگاه ديگر معتقد است مطبوعات هم همانند بقيه قوا بايد به عنوان ركن چهارم كار كند. خوب روي اين طيف دچار يك گرفتاري بزرگ هستيم و آن اينكه نگاه حكومت روي اين طيف پراكنده و منجر به سرگرداني روزنامه نگاري ايران شده است و اين يك پاشنه آشيل مهم است.
* * «ايران»: جناب دكتر بديعي شما درباره اين بحثي كه دكترمحسنيان مطرح كردند، ديدگاهي داريد؟
* دكتر بديعي: نكته يي كه بايد اضافه كنم اين است كه در طول ۵۰ يا ۶۰سال گذشته، در زمينه آموزش و تربيت روزنامه نگار موفق نبوده ايم. روزنامه نگاران باوجود آنكه اكثراً نويسندگان خوبي بوده اند اما آموزش را جدي نگرفتند. فقط در سالهاي اخير است كه شاهد گسترش آموزش روزنامه نگاري در مقاطع مختلف هستيم و از همين ناحيه روزنامه نگاري حرفه يي آسيب هايي ديده است.
* * «ايران»: شما فكر مي كنيد كه فراگير نشدن آموزش و داشتن فقط يك دانشكده به نوعي مرتبط با سياست كلان درباره محدوديت رسانه ها بوده است!
* دكتر بديعي: چرا، همانطور كه اشاره كردند استبداد در همه شاخه ها بوده و يك قسمت از آن هم به آموزش عالي برمي گردد و يك مقدار حساسيت و نگاه ويژه يي خود دولتمردان بر روي روزنامه نگاري داشته اند، و ممكن است سياست اين بوده باشد كه آموزش روزنامه نگاري محدود باشد يا اصلاً باشد. در حال حاضر هم مسأله حل نشده است يعني ما با كمبود كادر آموزشي مواجه هستيم. به عبارت ديگر اگر بخواهيم آموزش روزنامه نگاري در ايران را با كشورهايي چون تركيه يا امريكا مقايسه كنيم مي بينيم ما خيلي آموزش اين رشته را جدي نگرفته ايم. شايد سوءتفاهم اين بوده كه فكر كرده ايم اصلاً نيازي به اين آموزش نيست و فكر مي كنم هنوز هم در سالهاي اخير اين سوءتفاهم وجود داشته است كه نيازي به تربيت روزنامه نگار نيست و هر كس كه بتواند بنويسد روزنامه نگار است. در حالي كه معتقديم بين يك نويسنده خوب و روزنامه نگار خوب خيلي فرق است. روزنامه نگار با مسائل روز و رويدادهاي مختلف روبرو است، حقوق و مسؤوليتهاي خودش را بايد بشناسد و اين كار جزء از طريق آموزش كلاسيك امكانپذير نيست. ممكن است دوره هاي كوتاه مدت در اين زمينه ايجاد كنيم ولي اين دوره ها نمي تواند هيچ وقت به جاي دوره آموزش عالي باشد. به هر حال قانون و حقوق مطبوعات در هر كشوري مشخص است، اين نياز دارد كه آموزش داده شود كه مسؤوليت و جايگاه يك روزنامه نگار در جامعه كجاست؟ اگر همانطور كه در سالهاي اخير گسترش آموزش اين رشته در دانشگاهها شروع شده، اين امر ۲۰سال پيش اتفاق مي افتاد شايد الآن مطبوعات ما در جايگاه ديگري بودند. خيلي ها شايد قلم خوبي داشته و خوب مقاله بنويسند ولي آن حريمها را نمي توانند تشخيص بدهند، به اين دلايل است كه آن عده به روزنامه نگاران لطمه مي زنند وگرنه روزنامه نگاران حدود خود را مي دانند.
* * «ايران»: جناب آقاي فرقاني نقش دولت را در شرايط موجود (آسيب شناسي) چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* دكتر فرقاني: اگر ما مثلث رابطه مردم و حكومت (يا دولت) و مطبوعات را در نظر بگيريم. رابطه يي كه اين سه رأس در طول تاريخ با هم داشته اند در شناخت آسيب هاي مطبوعاتي بسيار تعيين كننده است. همانطور كه در اين جلسه مطرح شد اساساً نگاه به مطبوعات از همان ابتدا يك نگاه ابزاري بوده و در سرلوحه مطبوعات گفته مي شود. هدف تربيت اهالي مملكت، آگاهي آنان، تنوير افكار عمومي و ... است اما مي بينيم كه بيشترين اطلاعات در مطبوعات پيرامون دارالخلافه و در خدمت تحكيم پايه هاي قدرت حكومت بوده است. حكومتها در طول تاريخ ايران تا (پيروزي انقلاب اسلامي) حكومتهاي خودكامه بودند. در نتيجه مردم در اين حكومتها جايي به عنوان شهروند صاحب عقل نداشتند و اساساً مردم موظف به تبعيت و اطاعت بي چون و چرا از حكومت بودند و هر جا هم كه مخالفت مي كردند با محدوديت ها مواجه مي شدند. همانطور كه مي بينيم تمام دوره هاي آزادي مطبوعات، دوره گذار بوده و ما دوباره خيلي زود بر سر جاي اول برگشته ايم و علت اين است كه هنگامي كه پايه هاي حكومتها هنوز تحكيم نشده و قدرتها كنترل بر محيط را كمتر دارند، يك فضاي نسبتاً آزادي شكل مي گيرد و وقتي پايه هاي قدرت تحكيم شد، نخستين اقدام آنها كنترل شديد برمطبوعات، قلع و قمع، توقيف و تعطيل آنها است و در مقابل، زمان ميدان دادن به مطبوعات حرف شنو بوده است.
در مجموع دوفرصت تاريخي هيچ گاه در ايران شكل نگرفته است. يك فرصت تجربه آزادي است استفاده از آزادي تجربه مي خواهد و تجربه نيز نيازمند زمان است و ما اين زمان را هيچ گاه به روزنامه نگارانمان نداده ايم.
دوره هاي آزادي مطبوعات براي آزمون و خطاي روزنامه نگاران بسيار كوتاه بوده است. همين دوره هاي كوتاه باعث شده كه روزنامه نگاران از اين دوره هاي كوتاه آزادي، به عنوان غنايم جنگي نگاه كرده اند كه بايد هر چه بيشتر و شديدتر از آن استفاده كنند براي اينكه اصلاً معلوم نبوده كه خود اين آزادي وجود داشته باشد. البته عمر كوتاه آزادي مطبوعات، توقيف ها و بگيرو ببندها همه حاكي از اين است كه اين تجربه و عمل روزنامه نگاران خيلي هم بي ربط نبوده است.
نكته دوم سياست زدگي مطبوعات بوده است. در واقع نبود فرصت تجربه آزادي باعث شده كه روزنامه نگاري حرفه يي در كشورمان به معناي خاص خودش شكل نگيرد. براي اينكه ما براي دوره هاي گذار مي توانستم روزنامه نگاري حرفه يي داشته باشيم. اما وقتي اين دوره گذار خيلي زود با انقباض و انسداد روبرو مي شده دوباره كارايي روزنامه نگاري هم از بين مي رفته است. يعني عملاً براي تأسيس تشكلهاي مدني و نهادهاي صنفي، تربيت و آموزش روزنامه نگاري حرفه يي و ميدان دادن به روزنامه نگاران حرفه يي فرصت نداشته ايم و روزنامه نگاران نتوانسته اند تجربيات، آموخته ها و دانسته هايشان را به ميدان بياورند و عرضه بكنند. اين امر براي مطبوعات يك آفت شده است.
يعني عدم شكل گيري روزنامه نگاري حرفه يي و و نبود تجربه آزادي، يك عامل تشديدكننده براي انسداد مطبوعات بوده است. از سوي ديگر به دليل شكل نگرفتن روزنامه نگاري حرفه يي، هرگاه در دوره هاي گذار قرار گرفته ايم، بيشتر گرايشها، جناحها و نيروهاي سياسي به سمت انتشار مطبوعات رفته اند و تندروي هايي كه درمطبوعات بوده به دليل فقدان پشتوانه تجربي و اطمينان و اعتماد به حكومت به وجود آمده است. فقدان اين اعتماد باعث شده كه انرژي فوق العاده زيادي ناگهان آزاد بشود و به جاي اينكه اين انرژي بتواند درخدمت پيشرفت و سازندگي قرار بگيرد، موجب تخريب شده و در نتيجه نيروهاي سياسي از مطبوعات به عنوان ابزار مبارزه سياسي استفاده كرده اند و به عنوان ابزار اطلاع رساني هوشيارسازي، آگاه بخشي و درواقع نقش روشنفكر راستين را درجامعه ايفا نكرده اند.
ادامه دارد



|   شناسنامه   |   آرشيو   |