شماره ۱۷۸۷ - سال هفتم - سه شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۰
Tue, Apr 24, 2001
Mirror purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
ارتباطات
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
سلام ايران
اتريش خواستار توسعه همكاريهاي فرهنگي با ايران شد
مسؤولان زمينه برگزاري نمايشگاه مطبوعات را فراهم كنند
اصلاح طلبان نمي توانند تجسم قهر ملي باشند
• مزيت نسبي خاتمي درمدارا، لبخند و خويشتنداري است. اگر فضاي انتخابات را سرشار از نشاط، اميد و دعوت واقعي از رقيب براي رعايت قوانين بازي مدني كنيم بي ترديد ميليونها رأي دهنده با همان شوقي به پاي صندوقها خواهند آمد كه در دوم خرداد حوزه هاي رأي گيري را پر كردند
• نخبگان مستقل و روزنامه نگاراني كه جز به خرد نمي انديشند با رويكرد جديد اصلاح طلبان به اين باور خواهند رسيد كه جناح حاكم اصلاحات پاكتهاي دعوت به رقابت و بازي تفاوتها را به آدرس همه ارسال مي كنند، ولي وقتي آنها را باز مي كنيم هيچ دعوتنامه يي در آنها نمي يابيم. اين كار جز نيست انگاري فرجامي ندارد
تقدير از برنده جايزه اول يونسكو براي ادبيات كودك و نوجوان
• پاسخگويي بايد توسط دولت فراتر از شعار قرار گيرد و جزو شعور مديران گردد.

در نامه وزير آموزش و علوم اتريش به وزير ارشاد
اتريش خواستار توسعه همكاريهاي فرهنگي با ايران شد
گروه آيينه: برگزاري نمايشگاه ۷۰۰۰سال هنر ايران در گنجينه تاريخ هنر وين به عنوان امتيازي براي اتريش محسوب مي شود.
اليزابت گرر وزير آموزش و علوم اتريش طي نامه يي به احمدمسجدجامعي وزيرفرهنگ و ارشاداسلامي كشورمان با اعلام اين مطلب اظهاراميدواري كرد تا در آينده مناسبات فرهنگي دو كشور هرچه بيشتر تعميق يافته و موجب توسعه همكاريهاي دوجانبه در زمينه هاي فرهنگي بين دو كشور شود.
وي با اشاره به اهميت برگزاري نمايشگاه ۷۰۰۰سال تاريخ هنر ايران در وين يادآور شد: گشايش اينگونه نمايشگاهها كه بيانگر گسترش همكاريهاي فرهنگي است، براي كشور اتريش از جايگاه ويژه يي برخوردار است و اميدواريم اين همكاريهاي مشترك در ساير زمينه ها منجمله آموزش و پرورش نيز گسترش و تعميق يابد.

نايب رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران:
مسؤولان زمينه برگزاري نمايشگاه مطبوعات را فراهم كنند
گروه آيينه: نايب رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران گفت: بسياري از روزنامه نگاران و مطبوعات خواستار برگزاري نمايشگاه مطبوعات همزمان با چهاردهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران هستند. كريم ارغنده پور گفت: انجمن صنفي روزنامه نگاران با مطرح كردن تقاضاي اصحاب مطبوعات به مسؤولان اميدوار است كه در فرصت كوتاه باقي مانده موجبات برگزاري نمايشگاه مطبوعات فراهم شود.

تدبير ـ انتخابات در «آيينه»
اصلاح طلبان نمي توانند تجسم قهر ملي باشند
• مزيت نسبي خاتمي درمدارا، لبخند و خويشتنداري است. اگر فضاي انتخابات را سرشار از نشاط، اميد و دعوت واقعي از رقيب براي رعايت قوانين بازي مدني كنيم بي ترديد ميليونها رأي دهنده با همان شوقي به پاي صندوقها خواهند آمد كه در دوم خرداد حوزه هاي رأي گيري را پر كردند
• نخبگان مستقل و روزنامه نگاراني كه جز به خرد نمي انديشند با رويكرد جديد اصلاح طلبان به اين باور خواهند رسيد كه جناح حاكم اصلاحات پاكتهاي دعوت به رقابت و بازي تفاوتها را به آدرس همه ارسال مي كنند، ولي وقتي آنها را باز مي كنيم هيچ دعوتنامه يي در آنها نمي يابيم. اين كار جز نيست انگاري فرجامي ندارد
007641.jpg
لحظه پايان كار كه فرا مي رسد، تحريريه روزنامه شكل و شمايل ديگري پيدا مي كند در هر گوشه تعدادي دورهم جمع مي شوند و از هر دري سخن مي گويند. بيشتر روزها اخباري كه جاذبه قدرتمندي دارد سمت و سوي بحث ها را مشخص مي كند. چند روز پيش اعضاي گروه «آيينه» با نزديك شدن غروب مشغول صحبت باهم بودند. گلايه از زندگي به گوش مي رسيد. گراني و كمي دستمزد مثل هميشه نقطه ثقل بحث بود. خبرهاي تلخ سياسي جايي براي اما و اگر نمي گذاشت. حتي وقتي ذهن مشغول هنر و شعر شد، هيچ اثري از اميد در آن ديده نمي شد حرفها بوي غم واندوه مي داد.
ناگهان «مهرداد قاسمفر» همكارمان كه تازه از تخت بيمارستان رهايي يافته، شروع به اعتراض كرد و گفت: چقدر تنها از سياهي سخن مي گوييم و پاي مشكلات را به ميان مي كشيم و اعصاب خودمان را فرسوده مي سازيم، چرا در جواني بايد همه موها سفيد شود. سكوت درگرفت. لحظه يي همه در خود فرو رفتند. مي توانستيم استدلال كنيم كه ما تابع محيط هستيم و وقتي تمام خبرها تلخ باشد، نمي توان بي جهت شادماني كرد ولي هيچكس اعتراضي نكرد. حق با او بود.
از آن روز صداي خنده بيشتر از گروه ما به گوش مي رسد، هركس لطيفه يي بلد است، به جمع مي گويد و هركس مي كوشد در ايجاد شادماني سهم زيادتري داشته باشد. نمي دانم تاچه حد مي توان به اين وضعيت ادامه داد، ولي مي توان براين نكته انگشت گذاشت جامعه از كمبود عنصر شادماني رنج مي برد و بدون شادي هيچ جامعه يي نمي تواند به پيش برود و زندگي را بسامانتر كند.
دوم خرداد انفجار شادماني بود، اميدي كه به تمامي تبلور يافت، ولي نتوانستيم از اين رويداد حفاظت كنيم. سخني از توسعه سياسي گفتيم، ولي به دليل بي تجربگي ميدان سياست را سرشار از منازعه، كينه و نفي آن ديگري كرديم. وقتي جامعه تبديل به جنگ همه عليه همه شود نبايد انتظار داشت معضلات اقتصادي حل شوند. فرهنگ گرفتار كژتابي نگردد. مشكلات امروز حاصل عملكرد خود ما است. نمي توان گناه را به گردن ديگري انداخت. همه نهادها، تمامي آنهايي كه سياست را جدي مي گيرند و كساني كه قلم در دست داشتند اشتباه كردند و اين اشتباه را تبديل به رويه ملي كردند.
«نواليس» شاعر بزرگ آلماني شورمندانه مي گويد در جهان هيچ شري وجود ندارد. همه چيز ما را به سوي عصر طلايي ديگر سوق مي دهد. وي از رمانتيك ها مي خواست فرهنگ نو بيافرينند، هنر را آموختني سازند و نبوغ را سازمان دهند. اين اميد بزرگ چون مطلق زده ماند، جامعه آلمان را به آنجايي كشاند كه دو دهشت بزرگ يعني جنگ جهاني اول و دوم را شكل دهد و همه چيز را به تباهي بكشاند.
وقتي كه اميد چشم بر واقعيت مي بندد و سودازده مي خواهد با عصاي جادويي جهان را به شكل رؤيا درآورد و تمام شر و تباهي را ناپديد كند، بي ترديد در برخورد با صخره موانع دچار بي تابي مي گردد و فاعلان خود را وامي دارد تا سرخود را به سنگ بكوبند تا راهي به سوي نور و اميد بگشايند. اما جز سرهاي شكسته حاصلي دربر نخواهد داشت و ناگهان نااميدي فراگير مي شود.
نااميدي به شدت عمل ميدان مي دهد. زور جايگزين استدلال گرديده و جهنمي از سوءتفاهم و كينه را مي آفريند كه در آن آدمي احساس گمگشتگي، تباهي و بي قدري مي كند، نارضايتي تبديل به عادت مي شود و همه مي دانند حتي جبارترين حكومتها هم تاحد معيني به رضايت حكومت شوندگان نياز دارند و عموماً اين رضايت را صرفاً با اعمال زور به دست نمي آورند. در فضايي كه نارضايتي حرف اول و آخر را مي زند بي ترديد راه سپردن به سوي مردم سالاري غيرممكن است.
بازي «من افشا مي كنم تا واقعيت آشكار شود»، در غايت منطقي اش جهان را نفرين مي سازد. وقتي هويتي را به ديگري نسبت مي دهيم، مخاطب در گام اول دست به مقاومت مي زند و اگر توان ايستادگي نداشته باشد ناگهان به همان چيز تبديل مي شود كه ما مي گفتيم. اتفاق عجيبي كه رخ مي دهد آن است كه ديگر به قضاوت ديگران وقعي نمي گذارد و پيشروي به سوي ناممكن را آغاز مي كند و هر ناممكني جز تباهي حاصلي دربر نخواهد داشت.
«ولاديمير ناباكف» ماركسيسم را جسدي مي داند كه بر دوش روح مدرنيته افتاده است و آن را له مي كند. اين رمان نويس مشهور حس ذهني مخالفان اين نحله را مكشوف مي سازد وقتي احساس له شدگي مي كنيم. دست به خشونت مي زنيم و خشونت را در طرف مقابل برمي انگيزيم. اردوگاههاي كار و جنايات مهلك تنهاحاصل كاردستهاي آلوده حكومتهاي جبار و يكه خواه نبود، بلكه سرمايه داري با تحميل هويت دلخواه به آنها، شرايطي فراهم كردند كه اين حكومتها در خشونت تمام فروبپاشند، ولي حافظه آدميان از خون وجنايات آلوده شد و به شكل خوشباشي هاي مداوم وگريز از معنا متبلور گرديد. برنده هم اگر ژرف نگر باشد خود را بازنده خواهد يافت.
اصلاح طلبان نبايد بخاطر افزايش قدرت حركت رييس جمهوري آينده انتخابات پيش روي را تبديل به بازي مرگ و زندگي كنند و رأي به خاتمي را رأي به آزادي و رأي ندادن به او را تن دادن به اقتدارطلبي بكنند. اين كار حق آدميان رامخدوش و آنها را گرفتار اقتدار از نوع ديگر مي كند. رييس جمهوري هركه باشد قدرتش را از قانون و نه از ميزان رأيي كه آورده مي گيرد. بايد به اين منطق كه روح مردم سالاري در گروي آنست وفادار ماند و اگر رفراندوم لازم باشد بايد در بستر خاص و قانونمند خود انجام شود.
مزيت نسبي خاتمي درمدارا، لبخند و خويشتنداري است. اگر فضاي انتخابات را سرشار از نشاط، اميد و دعوت واقعي از رقيب براي رعايت قوانين بازي مدني كنيم بي ترديد ميليونها رأي دهنده با همان شوقي به پاي صندوقها خواهند آمد كه در دوم خرداد حوزه هاي رأي گيري را پر كردند. در غير اين صورت جناح رقيب وحتي نخبگان مستقل و روزنامه نگاراني كه جز به خرد نمي انديشند به اين باور خواهند رسيد كه جناح حاكم اصلاحات پاكتهاي دعوت به رقابت و بازي تفاوتها را به آدرس همه ارسال مي كنند، ولي وقتي آنها را باز مي كنيم هيچ دعوتنامه يي در آنها نمي يابيم. اين كار جز نيست انگاري فرجامي ندارد.
بهتر است ازبازي نافرجام بپرهيزيم تا در جمعها اين چنين همه سخنها از غم واندوه نباشد. اگر چنين شود بي ترديد رقيب هم به ناچار به جاي خشم با لبخند وارد بازي سياست مي شود. مي ماند گفتن اين نكته كه اصلاح طلبان نمي توانند تجسم قهر ملي باشند.

در كميسيون ملي يونسكو در ايران برگزار شد
تقدير از برنده جايزه اول يونسكو براي ادبيات كودك و نوجوان
007677.jpg
گروه آيينه: مراسم بزرگداشت روز جهاني «كتاب و حق مؤلف» برابر با ۳ ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۰ و تقدير از «ويولوت رازق پناه» برنده جايزه اول يونسكو براي ادبيات كودك و نوجوان در خدمت صلح و بردباري سال ۲۰۰۱ روز گذشته در كميسيون ملي يونسكو در ايران باحضور دبيركل اين سازمان، «ويوليني» نماينده يونسكو در ايران و دكتر هادي خانيكي معاون فرهنگي، اجتماعي وزارت علوم برگزار شد.
بنابر اين گزارش، دكتر «جليل شاهي» دبير كل كميسيون ملي يونسكو در ايران در ابتداي مراسم ضمن خيرمقدم به ميهمانان به توصيف برنامه هاي يونسكو پرداخت.
وي هدف از اختصاص روزي براي بزرگداشت كتاب و حق مؤلف را جلب توجه سازمانها و انجمنهاي دولتي و خصوصي، بيان احساس وانديشه و وسيله يي مؤثر و قابل دسترسي و جايگزين و گسترش دانش و فرهنگ و ايجاد دوستي و تفاهم بين ملتهاي جهان ذكر كرد. وي تصريح كرد، كتاب «ايستگاه مير» نوشته خانم رازق پناه در سال۷۸ انتشار يافته است كه از بين ۵۸كشور كه به ۳۵ زبان نامزد اين جايزه بودند نيز مقام اول را كسب كرد. اين گزارش مي افزايد، «ويولوت رازق پناه» ضمن معرفي كوتاهي درمورد كتاب خود گفت: حدود هفت سال پيش كه اين داستان در ذهنم رشد مي كرد هرگزتصور نمي كردم به عنوان كتابي جهاني مطرح شود، هرچند كه آرمان نهفته در آن شعار نبود بلكه جان داشت و از روحم تغذيه مي كرد.
وي اظهار داشت: دوسال قبل «ايستگاه مير» در قالب كتابي كم حجم عرضه شد، كتابي كه اميد داشتم جدا از جوانان و نوجوانان، مخاطبان ديگري نيز داشته باشد.
در پايان اين مراسم، دكتر «هادي خانيكي» مشاور فرهنگي رياست جمهوري و معاون فرهنگي اجتماعي وزارت علوم ضمن قدرداني از تشكيل اين نشست صميمانه، گفت: اگر كتاب در كشور ما جايگاهي دارد بايد آن را در جامعه امروزي بيشتر كنيم چرا كه ما مفتخر به آييني هستيم كه دستور خدا به پيامبرش اين بود كه بخوان و بنويس. دكتر خانيكي در پايان ضمن تقديم جايزه اول يونسكو به خانم رازق پناه و تقدير از ايشان به عنوان يك نويسنده زن و كسي كه دغدغه اش رساندن پيام صلح و بردباري در جهان است تبريك گفت و اظهار داشت: در اينجا مناسب است كه كار ارزنده كميسيون ملي يونسكو در ايران را جدي بگيريم و بدانيم كه اين زمينه سازيها در كشور ما امري ضروري است.

چرا پاسخگويي در روابط عمومي شكل نگرفته است
• پاسخگويي بايد توسط دولت فراتر از شعار قرار گيرد و جزو شعور مديران گردد.
007584.jpg
مي پرسيد چرا پاسخگويي در روابط عمومي ها شكل نگرفته است، مي گويم براي آنكه هنوز روابط عمومي ها در سازمانها جدي گرفته نشده است.
شايد لازم است يكبار ديگر از خودمان بپرسيم كه واژه «دولت پاسخگو» كه از دوم خرداد ۷۶ جدي تر مطرح شده است و بر روي آن تبليغ بسيار صورت گرفته، يعني چه؟ و اگر اين واژه پاسخگويي دولت درست است، در چه بخشي از مديريت و سازمان مي تواند تجلي پيدا كند؟
بدون شك معناي اينگونه تعاريف در يك بده بستان ساده از سطوح پايين هرم آغاز و به رأس ختم مي شود و به نظر مي رسد كمتر كسي است كه نداند بخش پاسخگويي مديريت ها، سازمانها، وزارتخانه ها در روابط عمومي ها معنا پيدا مي كند. اما از آنجايي كه در اين سالها سخنگويي دولت هميشه كمرنگ بوده است، سخنگويي زيرمجموعه هاي دولت نيز كمرنگ جلوه كرده است و شايد اصل موضوع بيشتر مربوط به بحث اداري و ساختار سازماني و طرح تشكيلاتي روابط عمومي ها است.
در بسياري از سيستم ها به روابط عمومي ها به عنوان چرخ پنجم «براي روز مبادا» و «همرنگي با شرايط» نگاه مي كنند، روابط عمومي جدي گرفته نمي شود، در بسياري از سازمانها و وزارتخانه ها، مشكل، عدم شناخت مديران رده بالا با مقوله روابط عمومي و پاسخگويي است.
به اعتقاد من يكي از مهمترين وظايف دولت پاسخگوي آقاي خاتمي كه مي بايست در اين چهارسال تحقق مي يافت توجه به جايگاه سازماني مناسب روابط عمومي ها بود، سازمان امور اداري ومديريت و برنامه ريزي كشور، تعريف درستي براي پاسخگو شدن اين بخش كه در نهايت، شكل پاسخگويي نظام را تشكيل مي دهد ارايه نكرده است.
مدير روابط عمومي در شكل واقعي بايد به رأس هرم هر سازمان متصل باشد و در تمام جلسات شوراي مديران و معاونان و هيأت مديره ها و امثال آن حضور جدي داشته باشد و شرايط همطرازي براي روابط عمومي با ساير معاونت هاي مديريت به وجود آيد.
آيا مي توانيم بگوييم فردي، سخنگوي دولت باشد اما نتواند در جلسه هيأت دولت حضور پيدا كند و يا نتواند پس از اتمام جلسه هيأت دولت، اطلاعات لازم را از وزرا و وزارتخانه ها گرفته، جمع آوري و پالايش و عرضه نمايد؟
تقريباً همه كارشناسان و اساتيد علم ارتباطات در اين سالها در رسانه هاي گروهي به دفعات اعلام كرده اند كه مديريت روابط عمومي بايد در سطح معاون وزارتخانه ها و سازمانها و تشكيلات اداري مطرح شود. چارت يا طرح تشكيلاتي بايد به گونه يي ترسيم شود كه ساير معاونين به معاون روابط عمومي الزام پاسخگويي و ارايه اطلاعات داشته باشند.
اگر در يك وزارتخانه، كليه بخشها و معاونت هاي گوناگون از اداري ومالي، آموزش و پژوهش، تداركاتي و پشتيباني، فرهنگي و اجتماعي و امثالهم معتقد به پاسخگويي به مردم و مراجعان باشند، بايد روابط عمومي را از جنس خود بدانند و اطلاعات لازم معاونت خود را در اختيار ايشان بگذارند تا روابط عمومي بتواند اطلاعات موجود را از راههاي شناخته شده به اطلاع مردم برساند.
متأسفانه در شرايط كنوني، جايگاه سازماني روابط عمومي تعريف نشده است، بسياري از معاونان، مديران، هيأت مديره ها و حتي كارشناسان رده هاي ديگر كه اطلاعاتي در اختيار دارند، مديريت روابط عمومي را در تشكيلات كمرنگ مي پذيرند و نگاهشان به بالادستي ها است.
طبقه مياني و پاييني سازمانها نيز، روابط عمومي را در حد تشريفات وكمي تبليغات مي شناسند، هرچند ممكن است اين موارد نيز جزيي از وظايف روابط عمومي باشد. روابط عمومي را بيشتر براي پارچه نويسي ومرغ عزا و عروسي مي خواهند و اعتقادي به روابط عمومي ارتباطي و پاسخگو ندارند. درواقع آنها به پاسخگويي خود و در نهايت دولت معتقد نيستند، آنها از گروهي هستند كه مردم را قبول ندارند، مقوله افكار عمومي براي آنها جدي نيست، مردم را درجه بندي شده مي شناسند.
درحال حاضر وضعيت روابط عمومي در سازمانها بسيار متفاوت و متغير است. به نظر مي رسد قبل از آنكه روابط عمومي براي رده هاي پايين سازمان مطرح شود، مي بايست دوره هاي شناخت روابط عمومي براي مديران بالادست جامعه فراهم كرد.
مديراني كه به «كيش و مات مديريت بدون روابط عمومي قدرتمند»، اعتقاد شخصي دارند و دانش مديريت را به صورت اصولي فرا گرفته اند، روابط عمومي را در طرح تشكيلاتي خود، در حد مشاور ارتباطات و بازوي توانمند و امين مديريت ديده و به همين دليل مشاهده مي كنيم كه گاهي روابط عمومي يك سازمان درحد بسيار بالا و با امكانات فراوان قرار گرفته است و متأسفانه روابط عمومي يك سازمان ديگر در مرتبه يي بسيار پايين قرار مي گيرد.
شايد باوركردني نباشد كه بگويم براساس تحقيقات انجام شده، اختلاف بين روابط عمومي هاي سازمانها و وزارتخانه هاي مختلف در حد اعداد صفر تا بيست است، اين تفاوت نمره وقتي با مديريت هاي مالي و اداري يك سازمان يا وزارتخانه مقايسه مي شود، بيشتر نمود پيدا مي كند. تفاوت اين نمره درمديريتهاي ديگر بين يك تا پنج است، اما در روابط عمومي ها با يك اختلاف بيست نمره يي، بيست سال است كه همه چيز را دارند تجربه مي كنند.
بديهي است در چنين وضعيتي، مديران، كارشناسان، دانشجويان و دست اندركاران روابط عمومي ها هم خودشان را در جايگاه واقعي نمي دانند.
تا زماني كه دولت جايگاه سازماني روابط عمومي را در نهادهاي وابسته به خود ارتقا ندهد، نمي تواند مدعي پاسخگويي باشد.
به ياد بياوريم كه در آغاز هزاره سوم قرار گرفته ايم و قرن بيست و يكم از طرف بيش از ۱۹۰ كشور جهان، به عنوان قرن ارتباطات و روابط عمومي نامگذاري شده است.
در چنين شرايطي است كه ما هنوز در ايران، در جدال اين هستيم كه بگوييم آيا روابط عمومي يك نياز است؟ هنوز به دنبال اين هستيم كه وجود روابط عمومي و نياز به پاسخگويي و توجه به افكار عمومي را براي بخش عظيمي از مديريت جامعه تعريف كنيم.
متأسفانه هنوز در بسياري از سازمانهاي مرتبط با مردم در بحث «فلسفه پاسخگويي» مسؤولان آن سازمان ها متوجه نشده اند كه مردم گاهي نياز به رفع حتمي مشكل خود ندارند، مردم انتظار دارند وقتي به يك تشكيلاتي مراجعه مي كنند، پاسخ مناسب بشنوند.
بسياري از مردم انتظار ندارند كه در مراجعه به يك سازمان مشكل شان در چند دقيقه حل شود، اما انتظار دارند كه يك نفر حرفشان را بشنود و پاسخ كمي منطقي همراه با لبخند بدهد.
بديهي است در سازمانهايي كه مردم سالاري و مشتري مداري را قبول ندارنداما بااينحال مرتبط با مردم هستند، بدون توجه به سود و زيان سازمان، فقط براي ارضاي شخص حقيقي با استفاده از امكانات حقوقي و كاملاً متكي بر خود محوري و با سوءاستفاده از ابزار قدرت حاكمه، تصميمات گرفته و اجرا مي شود. اين سازمانها بدون شك هميشه متضرر هستند، اما در بيلان سود و زيان سالانه خود، كليه محورهاي سرمايه يي موجود مثل زمين، ساختمان، نيروي انساني، ابزار و آنچه كه از طريق دولت ها و رانت ها در اختيارشان وجود دارد، ديده نمي شود.
اين گونه انديشه در سازمانها بدون توجه به سود و زيان فقط براي ارضاي اشخاص حقيقي در جايگاههايي حقوقي و معمولاً در كشورهايي كه افكار عمومي و پاسخگويي مورد توجه نيست روي مي دهد، دراينگونه شرايط، هرگز به خروجي فكر نمي شود و مديريت هاي معمولاً انتصابي، هرگونه كه مايل هستند در چارچوب قوانيني كه خود تعريف مي كنند بر روي ورودي و عملكردهاي خود اصرار مي ورزند و بيشتر توجيهي است.
اما اگر در تعريف سازماني، خروجي مربوط به مخاطبان ومشتريان مورد توجه باشد و حضور آنها و كم و زياد شدن مردم بر عملكرد دستگاه مربوطه نقش تعيين كننده داشته باشد، حتماً نقش اصلي درمدل ارتباطي را گيرنده پيام يعني مردم و مشتريان به عهده خواهند داشت و باز خورد آنچه كه مشتري مي دهد در تعيين فرستنده پيام و نقش ورودي حرف اصلي خواهد بود و اگر لازم باشد سازمان مرتباً باتوجه به خواست مخاطبان به بازسازي و نوسازي خود مشغول مي شود.
اگر پاسخگويي توسط يك دولت فراتر از شعار قرار گيرد و جزو شعور مديران گردد، مردم در نقش افكار عمومي، محوريت جامعه خواهند شد، مهمترين ابزار اصلاحات توجه به واكنش هاي مردم است، فرض كنيم سازماني مثل شهرداري به وجود آمده است كه خدماتي به مخاطبان و شهروندان بدهد، حال اگر بر اثر رفتار و اعمال شهردار يك منطقه و همكارانش مردم آن منطقه تصميم بگيرند كه هيچگونه مراجعه يي به شهرداري منطقه نداشته باشند، فلسفه وجودي شهرداري آن منطقه بي معنا خواهد شد. در واقع شهرداري براي اين به وجود آمده است كه شهروند وجود دارد، همانگونه كه دانشگاه و استاد براي اين وجود دارد كه دانشجو است، مدرسه و معلم بخاطر دانش آموزان شكل مي گيرد و بانكها بدون مشتريان بي معنا هستند و….
اما متأسفانه در بسياري از سيستم هاي بوروكراسي كشورهاي توسعه نيافته و شرايط سنتي، بعد از مدتي كه شرايط سيستم به سوي توسعه يافتگي اداري حركت مي كند، مسؤولان بعد از مدتي فكر مي كنند كه آنها هستند كه به فلسفه تشكيل سازمان، معنا داده اند و بعد از چندي، شاهد هستيم كه داراي نگهبان، حاجب، پرده دار، رييس دفتر، منشي اول، منشي دوم، منشي سوم، تلفنچي اول، تلفنچي دوم، سكرتر، تايپيست، ماشين نويس، اپراتور، تندنويس و قفل و بست سنتي و چشم محافظ الكترونيكي و زنگ خطر و غيره و غيره مي شوند وگاهي هم با تفاخر در رسانه ها اعلام مي كنند كه فلان روز و فلان ساعت نشسته ايم و بار عام داده ايم كه دستي به سرو روي شما مردم، مشتريان و شهروندان عزيز بكشيم و دستوري نيم بند با قلم سبز و آبي و قرمز و مشكي و هركدام بامعناي خاص صادر كنيم!
و اين تنها يك قصه كوچك و محدود به يك سازمان نيست، اين يك رمان است كه در سيستم بوروكراسي ما تبديل به جرياني ساري وجاري شده است.
اگر امروز جاده هاي كشور باز بود، خبر آن منتي است بر سر رانندگان، كه وزارت راه اعلام مي كند همه جاده هاي كشور باز است، ظاهراً نمي داند كه جاده ساخته مي شود كه باز باشد، اگر بسته بود، بايد اعلام كند تا مورد مؤاخذه قرار گيرد.
اگر بانكهاي كشور كار خودشان را بموقع انجام دهند، پول درشت و مورد نظر مشتري را بدهند، پاسخ محترمانه ارايه كنند و با استفاده ازتكنولوژي موجود در دنيا كه نياز به مغز خلاقه هم ندارد و فقط كمي همت و مديريت مي طلبد، صف مشتريان را از بين ببرند و… تازه كار واقعي خودشان را انجام داده اند.
نياز به هياهو و تبليغ ندارد، وقتي شير فراوان شد، دهها شركت توليد كردند، بازار رقابت به وجود آمد، تبليغ مورد نياز است، تبليغ براي يك اتفاق خاص وكارهاي فوق العاده و يا ايجاد رقابت است.
اما در مقابل اين جريان، تصور كنيد كه بر اثر يك تغيير ناگهاني و باد اصلاحي كه به مردم وزيده شده، مردم تصميم بگيرند در مقابل هر جريان بوروكراسي زا و هر فرستنده بي توجه به مخاطب، مقاومت كنند، بطور مثال شاعران، نويسندگان و ناشران براي مدتي به واحد نشر وزارت ارشاد مراجعه نكنند، مردم محلات به شهرداري نروند، كسي تلفن نزند، با اداره پست كاري نداشته باشد، دانشجويان به دانشگاه نروند، دانش آموزان با سواد شدن را جدي نگيرند، مشتريان بانكها، پول هاي خود را در بالش هاي زيرسرشان پنهان كنند و… واقعاً چه اتفاقي روي خواهد داد؟
به نظر مي رسد كه رييس جمهوري بايد كليه وزرا را مرخص كند، وزارتخانه هاي مربوطه را تعطيل كند و…
حضور اين همه مسؤول در سيستم ها باحضور مراجعين معنا مي يابد. با اينحال بايداز خود بپرسيم، چرا در اين مملكت مشتري و مخاطب جدي گرفته نمي شود.
حداقل اگر در سيستم دولتي جدي نيست، چرا در بخش خصوصي هم جدي به آن توجه نمي شود.
بانك و برق و تلفن و پست و گاز و بنزين و تلويزيون و راديو و… همه دولتي هستند، مردم ناچار مطيع و خريدار آن هستند، اگر روزي بگذارند كه بازار رقابت در هر توليدي حتي بانك و برق و تلفن و پست و گاز و بنزين و تلويزيون و… راه بيفتد، بي شك نگاه مديريتي از خود محوري به افكار عمومي و پاسخگويي تغييري صدوهشتاد درجه خواهد كرد.
يكي از مهمترين وظايفي كه روابط عمومي هاي اين زمانه به عهده دارند، آشنا كردن مسؤولان رده بالاي مديريت نظام، كارگزاران، عامه مردم و خصوصاً نسل جوان با فلسفه پاسخگويي روابط عمومي است.
روابط عمومي در بطن وجودي خود تفكري را به همراه دارد كه نتيجه آن خود آگاهي، روشن بيني، روشنگري و تحول در انديشه فرد، سازمان و جامعه است.
روابط عمومي هميشه در صدد ايجاد يك نظام ارتباطي شفاف، جدي، پاسخگو و مخاطب محور است، آنها كه روابط عمومي را جدي نمي گيرند ومانع تحقق اهداف متعالي و جايگزيني آن در رده هاي سازماني مي شوند، بدون شك مخالفان روشنگري، مخالفان مردم و مخالفان پاسخگويي دولت هستند. روابط عمومي پاسخگو بايد به انبوه سؤالات بي پاسخ، پاسخ بدهد.
ناصر بزرگمهر

MirrorCol1
در اتوبان همت موادمخدر فروخته مي شود
تهران ـ يك شهروند
از نيروي انتظامي واقع در اتوبان شهيد همت تقاضا داريم نسبت به جمع آوري افرادي كه بطور آشكار مشغول به خريد و فروش مواد مخدر هستند هرچه سريعتر اقدام نمايد.

وضع غذاي دانشگاه ورامين خوب نيست
ورامين ـ جمعي از دانشجويان
از مسؤولان دانشگاه آزاد ورامين تقاضا دارم نسبت به وضعيت غذاي دانشجويان بيشتر رسيدگي كنند.

تقاضا از اداره برق منطقه پونك
تهران ـ همايون پور
از مسؤولان اداره برق منطقه پونك تقاضا داريم كه در خيابان امام رضا و چمران پونك كه فاقد روشنايي مي باشد چندين چراغ را نصب نمايند تا مشكل رفت و آمد عابران رفع شود.

تقاضا از شركت واحد
تهران ـ فرحناز احترامي
از مسؤولان شركت واحد تقاضا داريم كه نسبت به وضعيت پاركينگ اتوبوسها كه در منطقه نازي آباد و خيابان چهارصددستگاه قرار دارد رسيدگي نمايند زيرا آلودگي هوا به علت دودزا بودن اين اتوبوسها در اين منطقه چندبرابر مي باشد.




|   شناسنامه   |   آرشيو   |