شماره ۱۷۹۰ - سال هفتم - شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۰
Sat, Apr 28, 2001
Commun purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
ميزگردي با حضور دكتر معتمدنژاد، دكتر محسنيان راد، دكتر بديعي، دكتر فرقاني، دكتر آشنا (بخش دوم)
كاركرد حرفه يي يا سياسي مطبوعات؟
نخستين بخش از ميزگرد «كاركرد حرفه يي يا سياسي مطبوعات» در روز سه شنبه چهارم ارديبهشت ماه از منظر خوانندگان گذشت اينك بخش دوم آن پيش روي شما است.
008160.jpg
دكتر فرقاني
دكتر فرقاني: بعد از صدسال مشكلات روزنامه نگاران ما به قوت خود باقي است يعني محدوديتهايي كه درمورد استفاده از آزادي و ضرورت تضمين آزاديهاي قانوني ومشروع وجود داشته، همچنان وجود دارد و تكرار مي شود و روزنامه نگاران ما هم با مشكلات و خطرهاي مشابهي براي انجام مسؤوليتهاي حرفه يي شان روبرو هستند. بنابر اين اين وضعيت را بايد در چند عامل جست وجو كرد يكي شرايط سياسي و اجتماعي يا ساخت قدرت و رابطه اش با مطبوعات كه يك رابطه يك سويه، آمرانه و از بالا به پايين و تحكم آميز بوده و همين امر مطبوعات را به واكنش واداشته است. متقابلاً زبان مطبوعات هم به جاي اينكه زبان ارتباطي باشد زبان تحكمي و آمرانه بوده و آنها هم به جاي خودش برخورد تحكم آميز داشته اند. رابطه حكومت بامردم هم يك رابطه فرماندهي و فرمانبري بوده و اين رابطه مردم بامطبوعات نتوانسته يك رابطه قابل قبول و منسجمي باشد و از منظري بي اعتمادي به حكومت، بي اعتمادي به مطبوعات را در پي داشته است.
از سوي ديگر قوانين مطبوعاتي ما ضمن اينكه علي الظاهر يكسري حقوق را براي مطبوعات تأييد كرده اما عملاً هيچ تأميني براي آزادي هاي مشروع پيش بيني نكرده و بيشتر قوانين، حد و مجازاتهاي مطبوعاتي بوده تا حقوق و مسؤوليتها و آزادي هاي روزنامه نگاري.
008061.jpg
دكتر آشنا - اميد مسعودي
پس، از يك طرف شرايط سياسي اجتماعي شرايط بازدارنده يي بوده و از يك طرف قوانين ما تضمين كننده آزادي و حقوق مطبوعات و روزنامه نگاران نبوده و از طرفي ديگر روزنامه نگاران ما هم به دليل فقدان تجربه و كوتاه بودن زمان آزادي نتوانستند به پختگي برسند و آمادگي لازم براي تحقق مسؤوليت تاريخي شان را به دست بياورند.
درمجموع قدرت و حكومت مردم سالار از نقد نه تنها بيم به خود راه نمي دهد بلكه به آن به عنوان يك موهبت و نعمت و غنيمت استقبال مي كند به خاطر اينكه اگر اين نقد كينه توزانه و غرض ورزانه نباشد مي تواند يك نوع فرصت بازنگري و بازسازي را براي حكومت به وجود بياورد و در واقع حكومت را از تباهي، بحران يا فسادي كه ممكن است دامن گيرش شود نجات بدهد. حكومتها در طول تاريخ ايران هيچگاه به اين نقش مطبوعات احترام نگذاشتند. مطبوعات نيز متقابلاً اين نقش را تا به چنگشان افتاده به شدت به پيش رفته اند. در نتيجه اين عاملي براي انتقاد ازمطبوعات شده است. پس تلاش همه ما بايد اين باشد كه اين دوره گذار به بازگشت به گذشته منتهي نشود و درواقع فرصت استفاده از آزادي را هرچه طولاني تر كنيم و بدانيم كه در اين زمينه ما بايد درصد خطا، اشتباه و سوءاستفاده را به عنوان هزينه هاي تجربه كردن آزادي بپذيريم و بپردازيم. تجربه كردن آزادي بدون هزينه كردن ممكن نيست وما هيچگاه حاضر نشديم هزينه هاي آن را در طول اين ۱۶۰ سال بپذيريم و بپردازيم.
اميد مسعودي: من برخلاف عقيده آقاي فرقاني اعتقاد ندارم كه طي ۴۵ ماه گذشته مطبوعات ما دوران درخشاني را سپري نكرده اند. اعتقاد ندارم كه ساختار قدرت يكسويه بوده و اتفاقاً معتقدم دوران آقاي خاتمي به اينگونه بوده كه ايشان از مطبوعات دفاع مي كردند. يعني اگر دوران آقاي خاتمي را ببينيد دولت خودش طرفدار مطبوعات است. اين نكته يي است كه در تاريخ مطبوعات ايران و جهان بي سابقه و يا كم سابقه است.
روزنامه نگاران در اين ۴۵ ماه گذشته آزادي هاي زيادي داشتند. درباره اينكه گفته شد مطبوعات ابزار تبليغات حكومت بودند. من معتقدم اينگونه نبوده است.
در اين ۴۵ ماه گذشته همه ما شاهد بوديم كه تعداد زيادي از مطبوعات تعطيل شدند. حالا اين پرسش مطرح است كه با وجود آزادي مطبوعات، وجود نظام صنفي حمايت دولت، حضور روزنامه نگاران حرفه يي و… چرا بازهم شاهد تعطيلي برخي مطبوعات هستيم. صرفاً نبايد علت را در خواست شاكيان و احكام قوه قضاييه تلقي كرد. به نظر مي رسد روزنامه نگاران و مديران مطبوعات لازم است بازنگري دوباره يي بر عملكرد خود داشته باشند. از سوي ديگر من فكر مي كنم مطبوعات در اين مدت از نظركار حرفه يي از آموزش هاي دانشگاه خيلي جلوتر رفته اند. مثلاً در مورد آموزش خبرنويسي مي گوييم سبك هاي خبرنويسي، سبك هرم وارونه، تاريخي شگفت انگيز و… است. اما در روزنامه هاي دوم خردادي سبكي به نام سبك سناريويي آمده كه كاملاً ابتكاري است در زمينه گزارش نويسي هم شاهد شيوه هاي جديدي هستيم. در تيترزدن هم اين تحول كاملاً مشهود است. زيرا آنها فرصت تجربه آزاد را داشته اند. حال بياييم قضيه آسيب شناسي مطبوعات معاصر را از زاويه ديگري نگاه كنيم يكسري نشريات هستند كه با اينكه اجاره يي هستند و يا اينكه مسأله قانوني براي انتشار دارند، با موفقيت كار كرده اند و دليلش هم اين بوده است كه اين نشريات چيزي را رعايت كرده اند كه باوجود درج تلويحي تندترين مطالب، از چشم شاكيان مطبوعات به دور مانده اند. شما وقتي مي بينيد هفته نامه هايي هم هستند كه دو، سه سال است با كمترين كمك هاي دولت كار مي كنند و هردو جناح هم مخالفشان هستند يا حداقل كاري به كارشان ندارند اما الآن يك نشريه پرتيراژ و درآمدزا شده است. به نحوي كه الآن عده يي مي خواهند با يك قيمت كلان، آن را اجاره كنند و اينكه چگونه اين نشريه توانسته دوام بياورد آن برمي گردد به اينكه اين نشريه چه چيزهايي را رعايت كرده است. ضمناً در همين زمينه بايد وسعت ديدمان را بيشتر كنيم، نشريات فقط در حوزه سياست فعال نيستند. الآن ما چند روزنامه ورزشي پرتيراژ داريم كه بازهم برخي از آنها به دليل عدم رعايت همان قواعدي كه بعداً بنده در مدلي ارتباط شناسانه آن را ادامه خواهم داد، پايشان به دادگاه باز شده است. اين سبك اين است. خبرنگار براساس «تم» و مضمون خبر مي آيد خبر را تنظيم مي كند.
آقاي فرقاني: آيا مي شود يك نمونه يي را ارايه بفرماييد.
اميدمسعودي: بله يك نمونه در جزوه درسي خبرنويسي دانشكده خبر ارايه داده ام كه اينجا هست و مي توانم كپي اش را تقديم كنم. اين نمونه مربوط به خبري است درمورد يك سرقت غافلگيرانه، بر اثر فريب عده يي شياد، چوپاني مي خواهد در فيلم بازي كند، فيلم واقعي است، چوپان آخر كار كه گوسفندهايش را دزديده اند به قضيه پي برد! اين خبر در روزنامه انتخاب به صورت فيلمنامه يي كوتاه همراه با ليد درج شده است كه بنده آن را سبك فيلمنامه يي ناميده ام كه يك سبك ابتكاري است. سبك جديدي است.
خبر نگار خبر اين حادثه جالب را با سبك هاي رايج تنظيم نكرده است درمورد چيزهاي ديگر، حالا گزارش هايي كه روزنامه صبح امروز مي نوشت، شما كه خودتان در كيهان بوديد ما هم در خدمتتان بوديم، گزارش هاي صبح امروز در مقايسه باگزارش هاي سابق كيهان كه يك سبك جاافتاده بود، آيا سبك جديد و تكنيك جديدي در گزارش نويسي نبوده است؟ درمورد استفاده ابزاري از نيروهاي انساني، اتفاقاً اينگونه نبوده است. چون خيلي از مطبوعاتي هاي ما خودشان صاحب امتياز شده اند، روزنامه آنها هم تعطيل شده است! پس بحث استفاده ابزاري لااقل در مورد آنها صدق نمي كند. ولي در اين ميان نشرياتي هم بوده ا ند و لو اينكه اجاره يي بوده اند، مسأله داشته اند و… با موفقيت به حيات خود ادامه داده اند. بايد ببينيم رمز موفقيت ها در گذر از اوضاع و احوال جامعه چه بوده است؟ بنده در مدتي كه پيش از اين نيز در پاسخ به همين پرسش به آقاي دكتر تهرانيان نظريه پرداز معاصر علوم ارتباطات و استاد دانشگاه هاوايي امريكا ارايه داده ام و اتفاقاً ايشان نيز آن را پذيرفته و تأييد كرده اند، پاسخي يافته ام كه متكي بر بررسي بسياري از پرونده هاي نشريات تعطيل شده در طول ۴۵ ماه دولت آقاي خاتمي است. براساس اين مدل است كه مي بينم يك نشريه يي كه سه سال از حمايت هاي دولت محروم است با اتخاذ تدابيري كه لازمه كار حرفه يي است به تيراژ غيرقابل انتظاري دست مي يابد و حريم امني براي خود و مخاطبانش به وجود مي آورد.
به لحاظ كاركرد حرفه يي بنده مي خواهم اين موضوع را با قضيه انتخابات رياست جمهوري در كشورمان پيوند بزنم.
دكتر فرقاني: در كلاس درس كه سبك هاي روزنامه نگاري تدريس مي شود بيشتر در جهت ايجاد ذوق و خلاقيت بين دانشجويان است و نوآوري و ابتكار حرف اول را مي زند و اين بدين معني نيست كه هر نوع نوشتاري را سبك جديدي قلمداد كنيم زيرا آشفته بازاري به وجود مي آيد كه فقط ذهن يك شورشي مي تواند آن را تأييد كند و به وجود بياورد البته اگر سبكي داراي ويژگي و انسجام باشد، بطور طبيعي هر ذهن منطقي به خود اجازه نمي دهد كه به خلاقيتي در اين زمينه مهر اتهام بزند و دركل آموزش روزنامه نگاري بر اين است كه روزنامه نگار را از اشتباهات و ندانم كاري رها كند، نه اينكه روزنامه نگار را گرفتار يكسري قالب هاي خشك و غيرمنعطف كند.
«ايران»: باتوجه به بحث تكثر مطبوعات ومثلث حكومت، مردم ومطبوعات اين سؤال مطرح است كه آيا جامعه ما آمادگي پذيرش تكثر مطبوعات را بخصوص پس از دوم خرداد داشته است؟
يك نظام دموكراتيكي كه ممكن است سابقه مطبوعاتي اش به چند قرن برسد با جامعه ما واقعاً فرق مي كند. آيا بعداز دوم خرداد اين تكثر مطبوعات لازم بود؟ يا نياز داشتيم كه يك روال عادي و آرامي در اين زمينه صورت گيرد؟
دكتر آشنا: اصولاً ما دنبال پاشنه آشيل مطبوعات هستيم يا پاشنه آشيل جامعه؟ من تصورم اين است كه مطبوعات، نمود و نماي بيروني جامعه ماست و به عبارتي آسيب پذيري مطبوعات ويتريني از آسيب پذيري هاي جامعه ماست كه در چهره مطبوعات زودتر جوش هايش ديده مي شود. مسأله دوم اين است كه مطبوعات چندويژگي دارند كه پاشنه آشيل بودن جامعه را بيشتر نشان مي دهد. يكي آن كه مطبوعات براي ما محيط ذهني مي سازند يعني يك محيطي را براي ما مي سازند كه تصور مي كنيم محيط واقعي همين است. و ادعاي روزنامه اين است كه موضوع روز را براي ما تعيين مي كند، چه جامعه و چه قدرت وقتي هر روز درگير مطبوعات مي شوند تصوراتي برايشان ايجاد مي شود كه محيط بيروني همين است كه مطبوعات ترسيم مي كنند. سومين مسأله اين است كه به هرحال نظريه (تئوري) رسانه يي حاكم بر اذهان روزنامه نگاران، جامعه و قدرتمندان نسبتي با تئوري گلوله كذا يا تزريق زيرپوستي دارد. يعني اجمالاً همه جا باور داريم كه مطبوعات خيلي تأثير دارند. لذا وقتي درموضع قدرت قرار مي گيرند خيلي از آنها مي ترسيم. به اين دليل در طول تاريخ دولت هاي ما، همواره به عنوان تهديد و فرصت همزمان نگاه كرده اند. اگر در طول تاريخ مرور كنيم كه چه روش هايي براي كم اثركردن اين تهديد وجود داشته متوجه مي شويم مالكيت روزنامه ها دولتي بوده. روزنامه ها وقتي به خود دولت تعلق داشته باشند كم خطرند اما قاعدتاً نتيجه اين مالكيت دولتي، كم فروش بودن و عدم استقبال جامعه بوده كه شايد تجربه دوره رضاشاه از اين حيث بي نظير است. مثلاً مجله يي به نام «ايران امروز» با هزينه گزافي و باحرفه يي ترين كادر مطبوعاتي ممكن، با بهترين گرافيك و تصوير و با بهترين كاغذ گلاسه، همه توانايي هاي واقعي بالفعل آن دوره در سال ۱۳۱۸ براي انتشار مجله كنار هم گذاشته مي شود اما كار به آنجا مي رسد كه به شهرداري ها بخشنامه مي كنند كه حتي از سلماني ها بايد ماهانه پولي بگيريد و اين روزنامه را بخرند. اين تجربه مالكيت دولتي در دوره رضاشاه تمام نشده و تا جمهوري اسلامي و امروز ادامه پيدا كرده است. كه دولت مالك روزنامه است.
بحث ديگر سانسور پيش از انتشار بوده است. ماهيت روزنامه به گونه يي است كه به دليل وابستگي اش به مكاني به نام چاپخانه براحتي قابل سانسور پيش از انتشار است و همين امروز هم اگر سيستم سانسور پيش از انتشار بخواهد عمل شود كاملاً ممكن است. دوره انقلاب اسلامي سانسور پيش از انتشار را در مطبوعات حذف و ريشه كن كرد. اين يك پديده بسيار مهمي است كه هزينه اش را مردم پرداختند و نه دولت. بحث بعدي روش تعطيل كردن روزنامه است كه از ابتدا بوده و الآن هم هست. روزنامه هاي ما نه قبل از انقلاب و نه بعد از انقلاب هيچگاه در برابر تعطيل شدن مقاومت نكردند. منهاي روزنامه هاي گروه هاي محارب كه وارد جنگ مسلحانه با نظام شدند كه عملاً هم به صورت شب نامه و روزنامه هاي خارج از كشور ادامه حيات دادند، هيچگاه روزنامه نگاران ما در مقابل احكام قضايي يا شبه قضايي براي تعطيلي مطبوعات مقاومت نكردند.
«ايران»: آيا اين توانايي را داشتند كه مقابله كنند يا نگاه ابزاري اجازه نمي دهد؟
دكتر آشنا: من درباره روزنامه نگاران وروزنامه هايي صحبت مي كنم كه تعطيل مي شوند ولي مقاومت نمي كنند. يعني آگاهانه هزينه تعطيل شدن را بر هزينه مقاومت ترجيح مي دهند.
روش ديگري كه دولتها اعمال كردند حبس روزنامه نگاران بوده كه هم تاريخچه و هم نتايج قابل توجهي دارد. تاريخ ۱۶۲ ساله ما به ياد ندارد كه روزنامه نگاران زنداني در اذهان و افكارعمومي هم محكوم شده باشند. اين نكته مهمي است كه اصولاً حبس روزنامه نگاران براي دولت و براي حاكميت هزينه هاي درازمدت بسيار زيادي داشته و اين گران ترين كاري است كه دولتها به آن دست زده اند و در مقابل در طول دوره اين ۱۶۲ سال مجازاتهاي مالي جزو كمترين روشهاي مجازات روزنامه نگاران بوده و كمتر اعمال شده در حالي كه در دنيا يكي از كارآترين و مؤثرترين روشهاي اعمال نظارت بر مطبوعات بوده است.
سعيد افسر - ادامه دارد



|   شناسنامه   |   آرشيو   |