شماره ۱۷۹۰ - سال هفتم - شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۰
Sat, Apr 28, 2001
Social purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
معتقدِمنتقد ِمتوقعِ مشاركت جويِ نگران
رييس سازمان ملي جوانان: شاخص نگرش جوانان نسبت به غرب ۳۴‎/۳درصد و شاخص بي اعتمادي جوانان نسبت به امريكا ۷۵درصد است
دكتر پيران، جامعه شناس و استاد دانشگاه:
* در ايران چيزي به عنوان مشاركت اجتماعي نداشته ايم
* تأثيرگذاري بر دولت نيازمند لابي قوي تر تشكلهاي غير دولتي است
* تشكلهاي غير دولتي مي توانند رابطه دولت و مردم را بهتر كنند
* گفتمان «جامعه محور» به جاي «دولت محور»
جوان، باورها و ناباوري ها
جوانان ما چقدر به آينده اميدوارند؟
۲۲ درصد: زياد ‎/ ۱۱ درصد: اصلا
* ۶۱درصد از جوانان در صورت فراهم بودن شرايط، مايل به مهاجرت از كشور هستند و ۲۲ درصد نيز بطور قطعي پاسخ منفي به اين سؤال داده اند.
* ۴۱درصد از پاسخگويان گفته اند كه رييس جمهوري درك منطقي از آنان دارد.

توصيف مرتضي ميرباقري رييس سازمان ملي جوانان از جوان امروز ايران در آستانه روز جوان (۸ ارديبهشت):
معتقدِمنتقد ِمتوقعِ مشاركت جويِ نگران
رييس سازمان ملي جوانان: شاخص نگرش جوانان نسبت به غرب ۳۴‎/۳درصد و شاخص بي اعتمادي جوانان نسبت به امريكا ۷۵درصد است
گروه اجتماعي ـ مشاور رييس جمهوري و رييس سازمان ملي جوانان گفت: «جوانان امروز ايران علاوه براينكه به اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي معتقدند، نسبت به برخي عملكردها، رويه ها و محدوديتها انتقاد دارند و توقع دارند كه در زمينه هاي گوناگون برحسب استعدادها و ابعاد وجودي به آنان بها داده شود. »
مرتضي ميرباقري، در آستانه روز جوان، در جمع خبرنگاران، جوانان امروز ايران را «معتقدِ منتقدِ متوقعِ مشاركت جويِ نگران» توصيف و امكان استفاده جوانان از كلاسهاي مختلف و خدمات عمومي با هزينه كم، ايجاد مراكز اطلاع رساني، محدود نكردن رنگ پوشش دختران جوان به رنگهاي تيره، دادن روحيه اعتماد به نفس و شادابي به جوانان، تجهيز كتابخانه ها و شكستن فضاي سنتي و مكتبخانه يي در مدارس را از مهمترين انتظارات جوانان در عرصه اجتماعي اعلام كرد.
ميرباقري با اشاره به اين موضوع كه از ۴۵هزارميليارد تومان بودجه كل كشور، ۵ميلياردتومان در اختيار سازمان ملي جوانان قرارگرفته است، گفت: «ما هنوز در مقام عمل و اجرا دچار بي نظمي و ضعف هستيم چنانچه هردستگاهي براساس ظن و گمان خود و بدون توجه به خواسته هاي اصلي جوانان به كارهايي دررابطه با جوانان دست مي زند. وي سپس به تشريح نتايج تحقيقات اخيرسازمان ملي جوانان پرداخت. به گفته ميرباقري، شاخص مربوط به «هويت ملي» ۸۷‎/۶درصد و نشان دهنده حدبالاي تعلق خاطرجوانان به ملت و فرهنگ خودشان است. در حوزه اعتقادات ديني، شاخص كل، ۸۷‎/۶درصد است.
حدود ۶۰درصد جوانان معتقدند كه «روحانيان نتوانسته اند منزلت گذشته خود را حفظ كنند. همچنين براساس آمار ارايه شده ازسوي سازمان، سه چهارم جوانان براين نظر بوده اند كه روحانيان براي جوانان حرف جديدي ندارند. » به گفته رييس سازمان ملي جوانان، شاخص نگرش جوانان نسبت به غرب ۳۴‎/۳درصد و شاخص بي اعتمادي جوانان نسبت به امريكا ۷۵درصد است. شاخص نگرش جوانان نسبت به مشاركت درفعاليتهاي اجتماعي ۸۵‎/۲درصد است.
در زمينه اشتغال ۸۳درصد جوانان اطلاعات كافي درباره شغلها ندارند. تنها ۱۰درصد جوانان جوياي كار اعتقاد داشته اند كه يافتن كار نيازي به سفارش و پارتي ندارد و ۹۰درصد اين امر را منوط به پارتي اعلام كرده اند. همچنين براساس آماري كه سازمان ارايه كرده است، اكثريت قريب به اتفاق جوانان استخدام در ادارات دولتي را ضابطه مند نمي دانند و در عين حال عملكرد واحدهاي گزينش در ادارات دولتي را مانع جذب نيروهاي كارآمد مي دانند. در زمينه نظام وظيفه، شاخص نگرش جوانان نسبت به خدمت نظام وظيفه ۵۶‎/۷درصد است. شاخص ميزان پذيرش طرح خريدخدمت سربازي از سوي جوانان۳۵‎/۱درصد است. قريب به سه چهارم آنان طرح خريد دوره خدمت سربازي را فقط به نفع ثروتمندان عنوان كرده اند. اندازه شاخص مربوط به احساس نشاط ۴۰‎/۳درصد است و شاخص مربوط به احساس آرامش خاطر ۴۴‎/۷درصد است. حدود ۶۰درصد جوانان از نحوه گذران اوقات فراغتشان رضايتي ندارند يا احساس مي كنند اين وقت به بطالت مي گذرد. بيش از سه چهارم جوانان از برنامه ريزيها و امكانات موجود براي گذران اوقات فراغت اعلام نارضايتي كرده اند و ۹۰درصد جوانان توزيع امكانات موجود براي گذران اوقات فراغت را ناعادلانه تصور مي كنند.
008103.jpg
رييس سازمان ملي جوانان افزود: براين اساس، ۱‎/۵ميليارد نفر ـ روزاوقات فراغت براي جوانان درجمهوري اسلامي وجود دارد كه با احتساب كاركرد فعلي دستگاهها تنها ده درصد از اين ميزان در سالهاي گذشته مورد بهره برداري قرارمي گرفت. به گفته وي، با اجراي يك طرح جديد خدمات واقعي دستگاهها به جوانان توسط سازمان ملي جوانان ارزيابي مي شود و براساس آن هر جوان در تابستان در زمينه مهارتهاي فني، مطالعه قرآن، زمينه هاي فرهنگي، ورزشي، رايانه، زبانهاي خارجي، مبارزه با موادمخدر و امدادرساني آموزش مي بيند.
وي با اشاره به اين موضوع كه در بررسي ميزان فعاليت سازمان ها تنها به گزارش سازمانها توجه شده نه به مخاطبين آنها و ذكر نكته كه بايد باسكولي را براي تعيين وزن دستگاهها در نظرگرفت، گفت: «هر دستگاهي بايد وزن واقعي اش مشخص باشد برحسب وضع واقعي اش هم جايگاه و اعتبار و منزلت داشته باشد و هم بودجه بگيرد. اگر بناباشد اين وزن واقعي براساس گزارش و ادعاي خود دستگاه باشد، همه مي گويند ما بيشترين وزن را داريم، اما اگر ما يك وسيله سنجش وزن واقعي را بتوانيم ايجاد كنيم، واقعي تر مي توانيم نظر بدهيم.
براين اساس فكر مي كنيم بهترين باسكول براي سنجش اعتبار هرجايي جلب رضايت و خواسته هاي خود جوانان مي تواند باشد و اين باسكول واقعي است كه بايد به صورت علمي طراحي و اجرا شود. »

گزارش خبرنگار اجتماعي از همايش گروههاي غير دولتي
دكتر پيران، جامعه شناس و استاد دانشگاه:
* در ايران چيزي به عنوان مشاركت اجتماعي نداشته ايم
* تأثيرگذاري بر دولت نيازمند لابي قوي تر تشكلهاي غير دولتي است
* تشكلهاي غير دولتي مي توانند رابطه دولت و مردم را بهتر كنند
* گفتمان «جامعه محور» به جاي «دولت محور»
008106.jpg
گروه اجتماعي ـ همايش بين المللي گروههاي غير دولتي با عنوان گروههاي غير دولتي، دستاوردها و چشم اندازهاي آينده صبح ديروز در تهران شروع به كار كرد.
كنگره منشور شهر تهران براي دستيابي به طراحي روشهاي راهبردي براي توسعه شهر تهران امروز و فردا بلافاصله پس از پايان همايش برگزار مي شود.
دكتر پرويز پيران، جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبايي در سخنان خود ضمن ارايه تاريخچه يي از تشكلهاي غير دولتي (ان، جي، او) ها و تحول آنها در ايران گفت: «اساساً در ايران هيچ وقت به معناي فني و تخصصي كلمه چيزي به عنوان مشاركت اجتماعي نداشته ايم و آنچه كه بيشتر مشهود بوده، همكاري هاي اجباري بوده است. تحول سازمانهاي غير دولتي در ايران با چالشهاي فراوان روبرو بوده است. يكي از مشكلات فقدان «فرد» و تعدد وابستگي افراد است. خوشبختانه در جنبشهاي اخير اجتماعي شاهد تولد فرد صاحب حقوق هستيم. مردم ايران در عرصه هايي حتي به صورت اجباري كاملاً غير همكار بوده اند و در عرصه هاي غير رسمي نيز همكاريشان اجباري بوده است. در نظامهاي سياسي غير مستبد براي فعاليت سازمانهاي غير دولتي فضاي باز وجود دارد. اما در نظامهاي استبدادي خطر سياسي شدن، تشكلهاي غير دولتي را تهديد مي كند. در جامعه ما به دليل برداشتهاي گنگ از جامعه مدني در طول تاريخ تعريف درستي از آن نداريم. »
دكتر سيامك معطري مدير عامل جبهه سبز نيز در بخش ديگري از همايش گفت: «NGO ها در حال ورود به چالش حرفه يي دايمي براي تعيين شايستگي نسبي فيمابين خود هستند. بنابراين در دهه اخير اين سازمانها از نظر تعداد، مقياس در حوزه عملكرد و انتقاد از خود، در حال رشد هستند. هنوز هيچ قانون جامعي براي ثبت و نظارت بر كار سازمانهاي غير دولتي نوين موجود نيست. همچنين قوانين مربوط به تأسيس شعب و نظارت بر دفاتر مالي شفاف نيست. به نظر مي رسد سازمانهاي غير دولتي، براي حركت متعالي بايد لابي قوي تري با دولت برقرار كنند و به تأثيرگذاري بر روي سياستهاي دولت بپردازند. »
«ناديا آل علي» استاد دانشگاه انگلستان و مدير پروژه پژوهشي توسعه سازمانهاي غير دولتي در جهان عرب نيز در ادامه همايش گفت: «رشد (NGO) ها در جهان غرب بسيار سريع است و يكي از علل تعدد سازمانهاي غير دولتي، عدم پاسخگويي و برآورده ساختن نيازهاي اجتماعي و اقتصادي مردم در جوامع محلي بوسيله بخش دولتي بوده است. از بعد سياسي، NGO ها اين امكان بالقوه را دارند تا ميان مردم و دولت رابطه بهتري ايجاد كنند و ميزان اعتماد مردم به دولت را بالا ببرند. سازمانهاي غير دولتي در حوزه هاي مسكن، بهداشت و آموزش، فعال هستند. در ميان طبقات متوسط و بالاتر نيز در حوزه هاي فرهنگي حضور دارند و علت آن، اين بوده كه آموزشهاي دولتي و عمومي جوابگو نبوده است. »
شايان ذكر است اين همايش و كنگره منشور شهر تهران به همت گروههاي تخصصي شوراي شهر برگزار شده است.
به گزارش ستاد خبري اين همايش، دكتر سهراب رزاقي مدير كل دفتر مطالعات و تحقيقات سياسي وزارت كشور طي سخناني از سازمانهاي غير دولتي به عنوان پيشگامان امر خطير مردم سالاري و استقرار جامعه مدني در ايران ياد كرد و خطاب به نمايندگان تشكلهاي غير دولتي گفت: شما نمايانگر تنوع تجارب مردمي هستيد كه غايت و فرجام تلاشتان زدودن فقر، بالا بردن كيفيت زيست انسانها و دستيابي به الگوهاي توسعه پايدار است. وي با بيان اين مطلب كه تحولات سالهاي اخير در ايران، فرصتهاي جديدي را براي سازمانهاي غير دولتي ايجاد كرده است، افزود: مهمترين فرصت ايجاد شده در سطح ايده ها و دگرگوني در گفتمان حاكم در جامعه بوده است. گفتمان «دولت محور» به تدريج جاي خود را به گفتمان «جامعه محور» داده است. مهمترين دستاورد گفتمان «جامعه محور» بسط ايده هاي جامعه مدني و تأكيد بر حقوق شهروندي است.

چند كلمه در حاشيه روز جوان
جوان، باورها و ناباوري ها
008109.jpg
شش سال پيش وقتي در يك مصاحبه مفصل از رييس شوراي عالي جوانان درباره «استراتژي عبور از ناگزيري تأثيرات ماهواره» پرسيدم، پاسخ داد كه وقتي هجمه اين قدر سنگين است، فعلاً خاكريز مي زنيم تا ببينيم چه تمهيدي بيانديشيم (نقل به مضمون). اما تا مدتها بعد كه خود متوليان متوجه غير عملي بودن «منشور عالي جوانان» شدند، سازمان سعي كرد كار خود را به صورت زيرمجموعه هايي در سراسر كشور بگستراند. ديروز كه داشتم حرفهاي رييس سازمان ملي جوانان را به مناسبت روز جوان مي شنيدم، احساس كردم بعد از شش سال در خاكريز به سر بردن، يا هجمه همچنان خيلي سنگين است يا وقت نكرده ايم تمهيدي بيانديشيم كه همچنان در خاكريز اول مانده ايم. البته همه اين مفروضات در صورتي است كه حريف ما، همچنان با تاكتيكهاي شش سال پيش رودر رويي را ادامه داده باشد! (كه البته نداده است)
ژان پل سارتر جمله معروفي دارد كه درك ما از واقعيت هميشه ناقص است. سالها پيش در وزارت بهداشت، مصاحبه يي داشتم با يكي از مقامهاي بهداشتي يكي از كشورهاي اروپايي كه مرد مسني هم بود. از آقاي دكتر پرسيدم در كشورتان چند تخت بيمارستاني براي بيماران رواني داريد؟ گفت نمي دانم. گفتم مگر شما يك مقام دولتي در وزارت بهداشت كشورتان نيستيد. آن وقت آمار و ارقام تخت بيمارستانتان را نداريد؟ خنديد كه پسرم من كه مسؤول آمار و اطلاعات نيستم! در ثاني تمام اين آمارها در رايانه من هست، لزومي ندارد ذهنم را درگير اين مسائل كنم. ضمناً وقتي بخواهم تصميم مهمي بگيرم يا تحقيقي را تطبيق دهم، بايد به آمار مراجعه كنم، بنابراين لزومي ندارد آمار، حافظه ام را بيهوده اشغال كند.
وقتي رييس سازمان ملي جوانان گزارش آمار و ارقام جوانان را مي خواند، به مناسبت روز جوان، ياد آن دكتر مسن افتادم و فكر كردم اعلام اين آمار و ارقام، چه لزومي براي طرح شدن دارد و اصلاً چه سنخيتي با «روز جوان» مي تواند داشته باشد و اصلاً جاي طرح چنين آماري تحقيقاتي در جلسات طرح و برنامه ريزي يك سازمان بايد باشد يا سخناني در آستانه «روز جوان»؟ جوان راهي براي مطرح شدن، حضور يافتن و جدي گرفته شدن مي خواهد. تحقيقات روي نسل جوان درست، اما اين نسل كه ـ ما چه بخواهيم و چه نخواهيم ـ به هر شكل از آخرين دستاوردهاي اطلاع رساني دنيا استفاده مي كند و ـ ما چه بخواهيم و چه نخواهيم ـ هر روز از دريچه يي فراختر تمام دنيا را با ما مقايسه مي كند، آمار و ارقام و نتيجه درصدي نظرسنجي به مذاقش چندان خوش نمي آيد. نمونه بدهم؟ يكي از اين سايتهاي معمولي B. B. S در كشورمان ـ كه نسل اش سالها پيش در اروپا برچيده شده ـ چنان جوانان را مجذوب مي كند كه هم هزينه اش را مي پردازند و هم كرور كرور با اشتياق از برنامه هاي جمعي آن استقبال مي كنند.
اين تازه يك نمونه ناقص امكانات محدود از ايجاد احساس مشاركت پذيري، ايجاد فضايي براي تبادل نظر و ارتباطات براي جوانان است. من عملكرد اين سايت وطني را تأييد نمي كنم كه اي بسا بموقع درباره معضلاتش خواهم نوشت، اما سؤالم اينجا است كه چرا يك سازمان عريض و طويل كه سالها تجربه اندوخته و ميليونها بودجه دارد، به اندازه يك سايت B. B. S نمي تواند روحيه مشاركت جو و شادي پسند جوانان را ارضا كند؟ خواسته جوان ما نامشروع نيست. او حقي از زندگي دارد. چرا نمايشگاه بين المللي سال به سال مملو از جوان است و شلوغتر مي شود؟ براي اين كه جوانان محملي براي گذراندن وقتشان در يك جاي مشخص ندارند. بنابراين به چنين اجتماعات جمعي موسمي هجوم مي آورند.
اين آمار اگر هم واقعيت داشته باشد، با واقعيات روزمره جامعه نمي خواند. با واقعياتي كه من روزنامه نگار هر روز در كوچه و خيابان و شهر مي بينم، فرق مي كند. اين بخش را با سارتر شروع كردم، با نيچه تمام مي كنم. مي گويد «ما نمي توانيم واقعيتي را در خود بنا كنيم». حرف بشدت درستي است.
سازمان ملي جوانان شايد اگر از دولتي بودن، از آمار و ارقام و چارچوبي ديدن جوانان فاصله بگيرد و با جوانان ملموس تر شود، بتواند جوانها را درگير كند. اين اتفاق سخت نيست. جوان نمي خواهد مثل پرتره هاي رنگي روي جلد بعضي مجله ها كه اسباب و ابزار مشتري پسندي اند، چاشني سخنراني هاي تند و تيز باشد. جوان براي مشكلات ملموس اش جواب مي خواهد و از جزمي نگري، تحقير و بي اعتمادي گريزان است. يك وقتي مد شده بود كه هر مسؤولي مي خواست در روزنامه ها مطرح شود، چند شعار تند از مشكلات جوانان مي گفت و مطمئن بود يكي از شعارهايش تيتر يكي از خبرها است. جوان اين حضور صحنه پركن، ابزاري و فرماليته و باسمه يي را نمي خواهد، او بايد احساس كند حضورش مؤثر است، آن وقت اعتماد خواهد كرد.
يكي از فاكتورهاي مهم تحقيقات اجتماعي «اميد به آينده» است. منطقي است در كشورمان وقتي از تحقيق روي نسلي صحبت مي شود كه بيش از شصت درصد جمعيت را تشكيل مي دهند، نه تنها اين فاكتور لحاظ شود، بلكه فاكتور اساسي تري با عنوان «باورپذيري» در مورد جوانان محل بحث است. حكايت بعضي ها با جوانان قصه چوپان دروغگو است. ضمير جوان آينه است. كافي است چند بار به عنوان ابزار قرار بگيرد. وعده وعيد بي حاصل بشنود، احساس پوچي و ناكارآمدي بكند، ديگر چيزي را حتي سخن راست را هم باور نخواهد كرد. آدمي اگر عضوي از بدنش را حتي يك پايش را از دست بدهد، مي تواند زندگي كند، اما اگر باورش را گم كند، مرده متحرك خواهد بود. جوان بي باور امروز، حاصل ابتر ماندن شعارهايي است كه هرگز به مرحله عمل نرسيده اند. جوان بي باور احساس مي كند كه نقشي در جامعه اش ندارد. به بازي گرفته نمي شود. بود و نبودش يكسان است. بله، هشدار! اين جوان مي تواند صفحات حوادث روزنامه ها را مهيج تر و رنگين تر كند! !
چند روز پيش سردبير روزنامه، دكتر بهزادي در جلسه شوراي تيتر اشاره يي كرد به نخست وزير تازه رسيده ژاپن. «چونيچيرو كويزومي» جوانترين نخست وزير ژاپن است. كابينه جواني هم انتخاب كرده. تأثير اين جوانگرايي بعدها آشكار خواهد شد. آنها به اندازه ما نيروي بالقوه جوان ندارند، اما اهميت تدبير اعتماد به جوانان را فهميده اند. سرآخر اما يك پيشنهاد كه سالها پيش هم عنوان شده و بي ثمر افتاده بود. حال كه قدرت برآيند و جمعبندي و سنجش براي سازمان جوانان هست، چرا قدرت اجرايي در حد و اشل يك وزارتخانه مثلاً «وزارت جوانان» براي اين تشكيلات پيش بيني نمي شود كه شايد بتواند معضلات بيش از شصت درصد از جمعيت كشورمان را در اجرا به سرانجامي برساند؟
داور رستمي وند
davar@shahrad. com

مشكلات جوانان مشكل همه جامعه است
گروه اجتماعي ـ رييس سازمان تبليغات اسلامي اصفهان گفت: تا زماني كه مشكل بيكاري در كشور حل نشود، جامعه ما دست به گريبان معضلات و انواع بزهكاري ها است. حجت الاسلام سيد حسين بهشتي نژاد پنجشنبه در همايش «مبارزه فرهنگي با اعتياد» گفت: بيكاري و نبود تفريحات سالم از عمده ترين مشكل جوانان است و روحانيون مي توانند نقش بسزايي در پيشگيري از بلاي خانمانسوز اعتياد، در جامعه داشته باشند.
رسالت اصلي روحانيون اين است كه با الهام از كلام وحي، پيام قرآن و عترت بستر مناسبي را در كشور مهيا و زمينه نجات انسانها را فراهم سازند.
روحانيون كه در بطن جامعه قرار دارند و هميشه براي احقاق حق و اجراي احكام شريعت اسلام پيشگام بوده اند بايد در منابر و سخنرانيها با تشريح زيانهاي مواد مخدر هزاران خانواده را از خطر اين مواد افيوني رهايي بخشند.
به گفته وي، به همان اندازه يي كه مردم به روحانيون اعتماد دارند، روحانيون نيز بايد از اين اعتماد خوب نگهباني و در حوزه ديانت، مردم را راهنمايي و ارشاد كنند. همچنين بايد بدانيم هم اكنون، بدنه اصلي كشور از قشر جوان تشكيل شده و جواني كه معتاد شده است، يقيناً به بخشي از نيازهاي روحي و عاطفي اش توجه نشده كه چنين گرفتار گشته است. اگر جوان معتاد دريابد كه دركنار روحانيون شخصيت دارد ترك اعتياد خواهد كرد.

يك نظرسنجي براي روز جوان
جوانان ما چقدر به آينده اميدوارند؟
۲۲ درصد: زياد ‎/ ۱۱ درصد: اصلا
* ۶۱درصد از جوانان در صورت فراهم بودن شرايط، مايل به مهاجرت از كشور هستند و ۲۲ درصد نيز بطور قطعي پاسخ منفي به اين سؤال داده اند.
* ۴۱درصد از پاسخگويان گفته اند كه رييس جمهوري درك منطقي از آنان دارد.
008016.jpg
گروه نظرسنجي: محدود شدن فضاي باز اطلاع رساني و آزادي هاي مشروع و قانوني و اشتغال مهمترين نگراني جوانان امروز است.
در تازه ترين نظرسنجي روزنامه ايران كه در آستانه روز جوانان صورت گرفت ۳۰درصد از پاسخگويان در اشاره به مهمترين نگراني و دغدغه خود، گزينه محدودتر شدن آزادي هاي مشروع و قانوني را علامت زدند. همچنين ۲۶ درصد نگراني اصلي خود را در حال حاضر موضوع اشتغال و ۲۲درصد مشكلات اقتصادي و تورم فزاينده دانستند. ۱۵درصد پاسخگويان مشكلات ناشي از نبودن يا كمبود و ياگراني مسكن و ۷درصد ديگر نيز موانع تحصيلي را از دغدغه هاي اصلي خود نام برده اند.
برپايه تازه ترين نظرسنجي «ايران» تنها ۶درصد از جوانان اعتقاد داشته اند كه مسؤولان به صورت عملي به آنان توجه دارند. و اين درحالي است كه ۲۸ درصد از پاسخگويان گفته اند توجه به جوانان در جامعه ما فقط به صورت شعار مطرح است و مسؤولان اصلاً به صورت عملي براي جوانان تلاشي نكرده اند. ۳۰درصد از پاسخگويان تاحدودي و ۲۶درصد به ميزان كمي معتقدند كه در كشور ما به جوانان به صورت عملي توجه مي شود. لازم به ذكر است، ۱۰درصد جوانان جامعه آماري ما اظهار كرده اند كه نمي دانند كه مسؤولان به آنان به صورت عملي توجه دارند يا خير؟!
درك منطقي جوانان مهمترين موضوع و بحث چندسال اخير است. از جوانان پرسيده ايم كه بين مسؤولان چه كسي درك منطقي از جوانان دارد؟ ۴۱درصد از پاسخگويان گفته اند كه رييس جمهوري درك منطقي از آنان دارد و ۳۹درصد ديگر از جوانان نيز معتقد بوده اند كه در كشور كسي درك منطقي از آنان ندارد!
۲۰درصد ديگر از پاسخگويان، از اشخاص ديگر مملكتي نام برده اند.
از جوانان سؤال شده كه اگر زمينه مهاجرت فراهم شود، استقبال مي كنيد يا خير؟ كه ۶۱ درصد از جوانان پاسخ مثبت داده اند و ۱۷درصد ديگر نيز ترديد داشته اند كه استقبال مي كنند يا خير و تنها ۲۲ درصد از جوانان به مهاجرت پاسخ منفي داده اند و گفته اند كه در هر شرايطي در ايران خواهند ماند.
از كساني كه آمادگي مهاجرت داشتند، دلايل شان خواسته شد كه ۲۵درصد از پاسخگويان دستيابي به زندگي پيشرفته و مرفه، ۱۹درصد دستيابي به شرايط تحصيلي بهتر و ۱۶درصد رفع مشكلات اقتصادي را از دلايل خود ذكر كرده اند. ۱۹درصد ديگر به مجموعه يي از عوامل ذكرشده دلايل مهاجرت خود نام برده اند.
همچنين پاسخگويان ۲۷ درصد امريكا، ۱۹درصد كانادا، ۱۶درصداروپا، ۱۱درصد استراليا، ۱۰درصد ژاپن و ۴درصد نيوزيلند را براي مهاجرت خود مناسب دانسته و انتخاب مي كنند. ۱۱درصد از پاسخگويان به اين سؤال پاسخي نداده اند.
در آخر از جوانان سؤال شده كه چقدر به آينده خود اميدوارند؟ ۴۳درصد از جوانان جامعه آماري تاحدودي و ۲۴درصد ديگر كم به آينده خود اميدوارند!
تنها ۲۲درصد از جوانان ما گفته اند كه خيلي زياد به آينده خود اميدوارند و در مقابل اين عده ۱۱ درصد ديگر اصلاً به آينده خود اميدوار نيستند!
جامعه آماري، ۵۱درصد از پاسخگويان اين نظرسنجي زن و ۴۹درصد مرد بوده اند. در اين نظرسنجي ۲۴درصد دانشجو و محصل، ۲۳درصد آزاد، ۱۷درصد فرهنگي و هنري، ۱۵درصد كارمند، ۱۳درصد بيكار، ۴درصد مهندسي و پزشكي و ۴درصد خانه دار بوده اند. تحصيلات ۳۷ درصد جامعه آماري ما فوق ديپلم و دانشجو، ۳۵درصد ديپلم، ۱۸درصد ليسانس، ۷درصد زيرديپلم، ۳درصد فوق ليسانس و يك درصد دكترا بوده است.

ثروت، عشق را نابود مي كند؟
008013.jpg
صبح وقتي چشمانم را بازكردم و از رختخواب بيرون آمدم به حياط رفتم، باد خنكي مي وزيد و آسمان آبي بود، در حياط، آبي به صورتم زدم بعد از شستن دست و صورت به اتاق آمدم صبحانه خوردم و سريع لباسهايم را پوشيدم تا به دبيرستان بروم در همين حين صداي پدرم از درون تراس كه در حال كشيدن پيپ بود بلند شد كه دختر عصر زود بيا كه ميهمان داريم، گفتم پدر ميهمانها چه كساني هستند، آخر تا آن زمان به خاطر رفتار بد پدرم هيچكس به خانه ما نيامده بود و همه فاميل ما را فراموش كرده بودند، پدرم روبه من كرد و گفت: دختر ميهمانها به خاطر تو مي آيند. بعد از اين صحبت مادرم را ديدم كه پشت شيشه پنجره اتاق ايستاده و به من نگاه مي كند و لحظه يي هم چشم از من برنمي دارد، انگار سالهاست كه دخترش را نديده است. ترس تمام وجودم را فراگرفت، زانوهايم قدرت حركت نداشتند، چون مي دانستم كه اتفاقي خواهد افتاد، با تمام اين حرفها عزم خود را جزم كرده و به راه افتادم در راه مدرسه هزاران سؤال در ذهنم خطور كرد ولي نمي دانستم كدام به واقعيت نزديكتر است، به مدرسه رسيدم و داخل كلاس شدم بعضي از دوستان پرسيدند چه اتفاقي افتاده؟ بعضي ها هم پرسيدند چند تا از كشتي هايت غرق شده؟ آن روز براي من يك سال گذشت ولي بالاخره تمام شد. عصر آن روز كه به منزل برگشتم مادرم گفت، دخترم به خودت برس و لباسهايت را عوض كن. گفتم چه اتفاقي افتاده؟ مادرم گفت: دخترم قرار است، خواستگار بيايد. گفتم چي؟! خواستگار! بعد از اين صحبت مادرم، عرق سردي تمام وجودم را فراگرفت، پرسيدم مامان خواستگار كيه؟ گفت: پسر دوست بابات. گفتم كدام دوست بابام؟ گفت: دخترم من هم نمي دانم! بابات از صبح تا حالا از خانه تكان نخورده و لحظه شماري مي كند تا ميهمانها بيايند. به سرعت به سمت پدرم رفتم كه در حال شستن ماشينش بود، گفتم بابا، مامان چي مي گه؟ گفت: دختر تو به اين كارها كار نداشته باش من صلاح تو را بهتر مي دانم، گفتم پدر اين سرنوشت منه، مگر نه؟ پس بايد من بدانم كه خواستگار كيه، گفت: دختر كسي كه تو نمي شناسي ولي آنقدر پول داره كه تورو خوشبخت كنه، آن لحظه بود كه فهميدم اسير خودخواهي پدرم شده ام و هيچ راه فراري ندارم. ديگر نمي دانستم چه كار بايد بكنم، نه به مادرم مي توانستم تكيه كنم و نه به برادرم كه از من بزرگتر بود، چون او هم مثل پدرم عاشق پول و ثروت بود. مادرم كه يك عمر زيرغل و زنجير پدرم بود، هر وقت بابام مي گفت روز هوا تاريكه مي گفت درسته. بالاخره آن شبي كه هيچ وقت دوست ندارم به خاطر بياورمش فرارسيد و من در عرض دو يا سه ساعت زن كسي شدم كه نمي شناختمش. در آنشب قرار عقد و حتي عروسي هم گذاشته شد و در مدت كمتر از ۲۰ روز ما ازدواج كرديم، از همان روزهاي اول زندگي از حركات و رفتار شوهرم فهميدم كه زندگي ام فنا شده ولي نمي دانستم كه با چه كسي بايد درددل كنم.
يك روز به منزل پدرم رفتم تا با او درددل كنم، گفتم شايد لااقل حالا مرا درك كند ولي در جوابم گفت: تو لياقت آن پسر را نداري او بهترين شوهر دنياست، گفتم چرا؟ گفت چون پول داره و همه چيز در اختيارت گذاشته. يك شب شوهرم ديروقت به خانه آمد وقتي از او سؤال كردم كجا بودي؟ گفت با دوستان. گفتم: پس من چي؟ از صبح تا حالا تو خونه تنهام؟ گفت تو هم مي خواستي با دوستات بري گردش. گفتم: ببين زندگي همش گردش و پول و ثروت نيست؟ گفت: اتفاقاً زندگي يعني گردش و پول و ثروت. آن شب بود كه ديدم من هم مثل مادرم در تور كسي گرفتار شده ام همچون پدرم ولي تنها فرقمان اين است كه مادرم با او همچنان بعد از گذشت سالها مقابله مي كند ولي من همان اول جا زدم. چون با تجربه يي كه از زندگي مادرم كسب كرده بودم مي دانستم زندگي با اين جور مردها يعني مرگ تدريجي. حالا بعد از گذشت كمتر از يك سال از زندگي مشتركمان پا به جايي گذاشته ايم كه حتي فكرش هم آزارم مي داد؛ دادگاه. وقتي كه خوب و با ديدي باز به زندگيم نگاه مي كنم مي بينم كه در طول زندگيم هميشه در پول غوطه ور بوده ام ولي غافل از آن كه يك روز همين پول مرا نابود خواهد كرد. بالاخره دادگاه با رأي صادره به زندگي تلخ و پر از زجرم پايان داد و من روزها تنها در اتاق قبلي خودم در خانه پدرم زندگي مي كنم. يك روز در ذهنم در حال ورق زدن روزهاي زندگيم بودم، ديدم دختري هستم كه قرباني خودخواهي چيزي شدم كه تمام وجود پدرم را در خود تسخير كرده بود؛ يعني پول.
«والسلام»
محمدرضا اعتماديان

آقاي دكتر سرپيري بايد برود سربازي!
يك فرد تازه مشمول را در نظر بگيريد، اين شخص هجده سال دارد. دو سال سربازي مي رود. وقتي كه خدمتش تمام مي شود. بيست سال دارد. درآمد متوسط در ايران كمتر از دو ميليون تومان است. با فرض اينكه اين شخص دوميليون تومان در سال درآورد، بعد از پنج سال سرمايه يي حدود ده ميليون تومان جمع كرده است. در اين هنگام بيست و پنج سال دارد. ازدواج مي كند و در سن بيست و شش سالگي صاحب نخستين فرزند خود خواهد شد.
فردي را در نظر بگيريد كه در سن ۱۸سالگي وارد دانشگاه مي شود. دوره ليسانس بين ۴تا۶ سال طول مي كشد. هنگام فارغ التحصيل شدن. اين فرد بين ۲۲تا۲۴ سال خواهد داشت. اگر اين شخص ادامه تحصيل بدهد بعد از ۲تا۳ سال مدرك كارشناسي ارشد خواهد داشت. در اين هنگام ۲۴ تا۲۷ ساله خواهد بود. اگر آدم عاقلي باشد. تحصيل را رها مي كند و اگرنه ۴تا۶ سال ديگر از عمر خود را صرف مطالعه و تحقيق براي گرفتن مدرك دكترا مي كند و هنگامي كه مدرك خود را گرفت بين ۲۸ تا ۳۳ سال خواهد داشت و حالا بايد در آخرين سالهاي جواني به خدمت سربازي برود. و بعد از اين دو سال سنش بين ۳۰ تا ۳۵ سال خواهد بود و ديگر نامش جوان نيست. حال اگر بخواهد ۵سال هم پول جمع كند سنش به ۳۵ و ۴۰ مي رسد. البته اگر بتوان حقوق هيأت علمي را جمع كرد در اين هنگام آن بچه يي كه در پاراگراف اول متولد شده بود سني بين ۹ تا ۱۴ سال خواهد داشت!
يادآوري مي كنم در پنجاه سال پيش كه خدمت سربازي به آن زمان مي رسد، بالاترين مدرك تحصيلي ديپلم بود.
سيدحامد سيدعلايي
كارشناس ارشد فيزيك




|   شناسنامه   |   آرشيو   |