شماره ۱۷۹۰ - سال هفتم - شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۰
Sat, Apr 28, 2001
Think purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
رهيافت كاركردگرايانه در جامعه شناسي دين (بخش سوم)
تبيين كاركردي دين: خدمات وخطرات
* تبيين كاركردي مي كوشد تا شؤون مختلف جامعه را براساس پيامدهاي سودمندي كه براي عده بزرگتر (كه همان اجتماع باشد) دربردارد، تبيين نمايد.
* منبع ديني مي بايست در امر تبليغ دين حقانيت و معقوليت عقايد و مناسك ديني را براي مردمان تبيين نمايد.
008022.jpg
انتقاد كاركردگرايان بر رفتار گرايي اين بود كه در بين افرادي كه به يك شكل خاص از عقيده يارفتار اجتماعي و ديني پايبند هستند، چنان تنوع واختلافي قابل مشاهده است كه نمي توان انتظار داشت اين اختلافها بتوانند موجب بروز يك شكل واحد از عقيده يارفتار اجتماعي و ديني خاص گرديده باشند.
براي مثال در ميان دينداران و افرادي كه در باورهاي ديني وانجام مناسك مذهبي، تعصب و پايبندي شديدي دارند، افراد مختلفي به چشم مي خورند. بيسواداني كه در روستاهاي دورافتاده زندگي مي كنند و ارتباط بسياركمي با حوزه هاي تبليغي دارند، بيسوادهايي كه در جوامع توسعه يافته زندگي مي كنند، مهندسين، پزشكان، روانشناسان، جامعه شناسان، فلاسفه و ديگر دانشمنداني كه مرتباً در جريان كشفيات علمي و فن آوري هستند. از منظر كاركردگرايان، منتسب كردن پديده دينداري به يك سري علل رواني، علمي و تربيتي همچون جهل بشري نمي تواند تبيين گويا و مفيدي براي اين پديده اجتماعي باشد.
در واكنش به اين نظر برخي جامعه شناسان كوشيدند تا در نخستين گام، مسائل اجتماعي را ازحوزه عمل و اخلاق و فلسفه وارد قلمرو علم نمايند و مسائل اجتماعي را به نحوي مطرح سازند كه پاسخ آنها نه از گونه پاسخهاي اخلاقي و فلسفي بلكه از نوع پاسخهاي علمي باشد. اين دسته از پژوهشگران كوشيدند تا پاسخي كاملاً براساس آمار و تجربيات اجتماعي به سؤالهاي اساسي جامعه شناسي ديني ارايه نمايند. اينكه «چرا چنين وضعي به اين شكل بخصوص وجود دارد» و چرا فلان پديده اجتماعي در جامعه به وجود آمد و پايدارماند؟ » و…
لازم به ذكر است چنين تحليلي نه براي دستيابي به اخلاقي جديد (كه اصولاً چنين كساني قصد داشتند حوزه اخلاق را از جامعه شناسي كنند) و نه به منظور يك تحليل صرف نظري (كه چنين كاري هيچ توجيه عقلاني ندارد) بلكه به اين قصد انجام مي گرفت كه قواعد اجتماعي و اصول علمي و قابل پيش بيني آن كشف گردد. بي شك چنين داده هاي علمي قادر خواهد بود اساتيد اخلاق و مصلحين اجتماعي را در يافتن راه حل هاي مناسب ومطابق با فرهنگ و دين خاص آن اجتماع راهنمايي كند. به تعبيري ديگر چنين تبيين هايي فيزيك را در اختيار مهندس قرار مي دهد تا مطابق سلايق فرهنگي طرح ساختماني را پي ريزي و اجرا نمايد.
چگونگي تبيين كاركردي
اساس اين نظريه را مي توان بطور خلاصه اينگونه بيان نمود كه:
هركل مركب از اجزايي است كه به نحو خاصي باهم تركيب شده اند، بطوري كه حتي اگر هردو بخش (اجزا وكل) دچار تغيير و تحولي شوند ساختار كل حفظ خواهد شد. به بيان ديگر تبيين كاركردي مي كوشد تا شؤون مختلف جامعه را براساس پيامدهاي سودمندي كه براي عده بزرگتر (كه همان اجماع باشد) دربردارد، تبيين نمايد.
با اين وجود در اين تبيين، انگشت بر خدمتي گذارده مي شود كه اجزا و عناصر در دل نظامي بزرگتر انجام مي دهند و فايده يي را نشان مي دهند كه آنها دركاركرد روان سيستم ايفا مي نمايند. اين مكتب پيوستگي و كليت اجزا و عناصر يك كل وحالت تعادل ديناميكي وتحولات كنترل شده آنها را مدنظر قرار مي دهد و مطالعه صرف رفتار فرد و بررسي انگيزه ها و نيات او را مبدأ نخستين علم الاجتماع نمي داند. در اين نگاه كليه سنن و مناسبات و نهادها از جمله دين، دوام و بقايشان را مديون كار و وظيفه و فايده يي مي باشند كه براي كل نظام برعهده دارند. چنين تبييني را تبيين پيامدي (Consequence Explanation) هم مي توان خواند، چرا كه وقوع و ثبوت مبين را بر حسب پيامدها و آثارش تبيين مي كند. شكل صوري اين تبيين را مي توان اينگونه بيان داشت:
الف) p در s باقي است.
ب) p استعداد توليد b در s را دارد.
ج) وجود b براي ابقا s ضروري است.
د) p در s باقي است چون مستعد توليد b است.
اصول موضوعه كاركردگرايي
رابرت مرتون كه از طرفداران مكتب كاركرد گرايي مي باشد، در كتاب «عناصر تئوري و روش جامعه شناختي» اصول موضوعه اين مكتب و پيامدهاي آنها را در بررسي دين به روشني بيان داشته است. اين اصول مسلم عبارتند از:
۱ـ اصل وحدت كاركرد جامعه كه مطابق آن تمام اعمال و عقايد اجتماعي در كاركرد كل نظام دخيل هستند.
۲ـ اصل مسلم كاركردگرايي فراگير و همگاني. كه مطابق آن تمام اعمال و عقايد داراي كاركردي مثبت در جامعه هستند، هرگاه درمقابل نياز به تطبيق و سازگاري خويش، پاسخگو باشند.
۳ـ اصل مسلم ضرورت. بدين معنا كه اعمال و اعتقادات اجتماعي مراعات شده، براي حيات جامعه، اموري ضروري به حساب مي آيند.
كاركردگرايي در مقام ارزيابي عقايد ومناسك نيست
يكي از نكات مهم در مورد رهيافت كاركردي درباره دين آن است كه اين رهيافت به هيچ وجه درمقام ارزيابي عقايد ومناسك نيست بلكه كاركردگرايان وظيفه خود را صرفاً تبيين كاركردي عقايد و رفتارهاي ديني مي دانند. لازم به ذكر است در عرصه مباحث اجتماعي سه نحو فعاليت علمي قابل انجام است. در يك سري از فعاليتها محقق متوجه توصيف صرف پديدارهاي اجتماعي مي باشد. فعاليت علمي ديگري كه قابل انجام است تبيين پديدارها و ارايه دستورالعمل براي حركت در جهتي خاص از صور اجتماعي مي باشد. در رهيافت آخر، غالب پژوهشگران با يك نگرش تكاملي به سير جوامع نگريسته ومعتقدند كه مي توانند از موضعي فراتر وضعيت جوامع مختلف را بررسي نموده و صحت و سقم عقايد ومناسك را ارزيابي نمايند. اين گروه كه نقطه اوج پيشرفت جوامع بشري راكشورهاي توسعه يافته مي دانند مي كوشند تا براساس جايگاه وموقعيت عقايد ومناسك ديني در آن جوامع به ارزيابي و نقد وضعيت ديگر جوامع بپردازند و راه حل هايي مناسب براي اصلاح نگرش هاي ديني به منظور رسيدن به وضعيت آرماني مورد نظر آنها ارايه نمايند. باتوجه به اين رويكرد بايد اشاره نمود كه كاركردگرايان به هيچوجه به چنين چيزي معتقد نيستند چرا كه اصول نظريه كاركردي اين اجازه را به آنها نمي دهد. از طرف ديگر توصيف صرف پديدارهاي اجتماعي هم با آرمان علمي كردن جامعه كه توسط كاركردگرايان ترسيم شده بود سازگاري ندارد.
به همين جهت از سه مورد ذكرشده تلاش كاركردگرايان تنها معطوف به تبيين پديده هاي اجتماعي گرديده است.
مزاياي اين نظريه در تحليل پديده هاي ديني
۱ـ جهت پيمودن پروسه عقلاني شدن بايستي ابزارهاي مفهومي و روشهاي عقلاني خاصي را در تجزيه و تحليل هاي اجتماعي به كار برد تا چنين تجزيه و تحليل هايي بتواند در نهايت تمام قلمرو زندگي فردي و اجتماعي را فراگيرد. منظور از پروسه عقلاني شدن، سازمان دادن زندگي به وسيله تقسيم و همسازي فعاليتهاي گوناگون برپايه شناخت دقيق مناسبات ميان انسانها با ابزارها و محيطشان، براي تحصيل كارايي و بازده بيشتر است. جرياني كه از طريق آن قوانين صريح و قابل محاسبه بطور فزاينده يي جانشين احساسات، سنتها و باورهاي كهن غيرقابل نقد و محاسبه در تمام حوزه هاي فعاليت و انديشه بشري مي گردد. البته بايد توجه داشت كه چنين پروسه يي تنهامربوط به عرصه دنيوي ومادي با تلقي خاص مدرنيته نمي گردد. تاريخ تمدنها بازگوكننده آن است كه هيچ تمدني در طول تاريخ از عقلانيت معطوف به هدف بي بهره نبوده است و تمدنهاي ديني هم همواره از عقلانيتي نسبي برخوردار بوده اند و تمدني پوياتر و بادوام تر بوده كه بهره بيشتري از اين موهبت داشته است. كاركردگرايان مي پندارند كه ابزارهاي مفهومي و روشي آنها براي طي پروسه عقلانيت معطوف به هدف ابزار مناسبي مي باشد و وسايل لازم را جهت نظارت و كنترل روابط و سازمانهاي اجتماعي را در اختيار محققان قرار مي دهد.
۲ـ يك منبع ديني مي بايست در امر تبليغ دين حقانيت و معقوليت عقايد و مناسك ديني را براي مردمان تبيين نمايد. از آنجا كه سطح معلومات و قدرت تحليلي اغلب مستمعين در آن حد نيست كه وارد عرصه عقل سوز حقانيت باورهاي ديني گردند، عده يي از سخنوران ديني مي كوشند به ارايه كاركردهاي مثبت باورهاي ديني پرداخته و ضرورت وجودي آنها را تبيين نمايند و تجربه هم نشان داده است كه اين نحوه عملكرد نتايج مثبتي را در امر تبليغ دين دربرداشته است.
۳ـ از طرف ديگر مصلحان ديني هم براي اصلاح باورهاي ديني و پيرايش نحوه بجاي آوردن مناسك ديني، غالباً به كاركردهاي منفي باورهاي تحريف شده ومناسك تغيير ماهيت داده، اشاره مي كنند و سعي مي نمايند با نشان دادن اينكه كاركردهاي چنين عقايد و مناسكي با روح دين تعارض جدي دارد. انحراف رخ داده درمعرفت ديني را گوشزد نمايند و در نهايت به اصلاح آن باورها در راستايي كاركردهايي موافق روح دين داشته باشد، همت گمارند.
۴ـ تبيين كاركردي بيشتر به كار سيستمهايي مي آيد كه گرايش به تنظيم و تصحيح خود دارند و در نتيجه درميان نوسانات محيط مي خواهند و مي توانند حالت شبه تعادلي خود را حفظ نمايند. در چنين نظامهايي فرض مي شود كه سيستم در حالت تعادل شرايط مطلوبي دارد و ساختارهاي گوناگون درون آن سيستم همه خادم حفظ آن تعادل مطلوب هستند. همين كه سيستم از نقطه تعادلي خويش دور مي شود ارتباطها وكاركردهاي اجزا و نهادهاي درون آن سيستم به نحوي تغيير شكل مي يابند كه در نهايت سيستم را به وضعيت تعادلي آن بازگردانند. روشنترين كاربرد تبيين هاي كاركردي در سيستمهاي مصنوعي مي باشد چرا كه در اين سيستمها شيء مصنوع، محصول طراحي سنجيده يي مي باشد و لازمه چنين طراحي سنجيده يي انتخاب اوصافي است كه براي كل سيستم آثار معيني دارد. در تبيين چنين سيستمهايي ممكن است كه ما ازجزئيات و تفاصيل فرايند طراحي غافل باشيم و ندانيم كه تعاملات بين واحدها چگونه انجام مي گيرد، ولي دانستن اين كه اجزاء آن سيستم براي برآوردن مقاصدي خاص طراحي شده اند براي تبيين آنچه در اين تعاملات رخ مي دهد مي تواند مفيد واقع شود.
۵ـ نكته جالب ديگري كه استفاده از اين نظريه را باعث مي شود آن است كه در اين تبيين پيدايش انديشه يا نهادي خاص به عوامل دروني يك سيستم نسبت داده مي شود و به همين دليل بهانه را از دست برخي كه قصد دارند عوامل خارج از سيستم و غيرقابل كنترل را وارد تبيين ها نمايند مي گيرد.
۶ـ اين رهيافت به سادگي مباحث بي پايان منشأ نهادهاي اجتماعي را منحل مي نمايد. براي مثال سؤالاتي نظير اينكه، آيانظام اقتصادي منشأ دين است (ديدگاه گلادن و رايشن باخ و…) يا يك نوع معرفت خاص منجر به يك نظام اقتصادي خاص مي گردد (ديدگاه وبر) با ارايه تصويري از همكاري و رقابت نهادهاي موجود اجتماعي در انجام كاركردهاي محوله و تحولات ناشي از آن حل و فصل خواهند شد.
۷ـ اين رويكرد با تأكيد صرف بر تبيين پديده هاي اجتماعي خود را از ورود به مجادلات فلسفي و سياسي حفظ مي نمايد.
ادامه دارد



|   شناسنامه   |   آرشيو   |