شماره ۱۷۹۱ - سال هفتم - يكشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۰
Sun, Apr 29, 2001
Commun red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* دكتر محسنيان راد: اصولاً حكومتها در ايران نگاه ابزاري به رسانه ها دارند.
* اميد مسعودي: هرچه بعد نظارتي و قدرت دولت زياد شودقدرت رسانه كم مي شود.
* دكتر آشنا: هيچگاه نتوانستيم بين عمق و وسعت آزادي در مطبوعات تناسب درستي ايجاد كنيم.
* دكتر فرقاني: هرگاه حاكميت يكدست بوده برخورد يكدستي هم با مطبوعات شده است.

احزاب مطبوعاتي يا مطبوعات حزبي؟
ميزگردي با حضور دكتر معتمدنژاد، دكتر محسنيان راد، دكتر بديعي، دكتر فرقاني، دكتر آشنا (بخش سوم)
* دكتر محسنيان راد: اصولاً حكومتها در ايران نگاه ابزاري به رسانه ها دارند.
* اميد مسعودي: هرچه بعد نظارتي و قدرت دولت زياد شودقدرت رسانه كم مي شود.
* دكتر آشنا: هيچگاه نتوانستيم بين عمق و وسعت آزادي در مطبوعات تناسب درستي ايجاد كنيم.
* دكتر فرقاني: هرگاه حاكميت يكدست بوده برخورد يكدستي هم با مطبوعات شده است.
008187.jpg
• دكتر آشنا: يك روش هم فشارهاي غيررسمي است كه از قتل، ترور و سوزاندن را در تاريخ مطبوعات تجربه كرده ايم. اما رابطه مردم با مطبوعات را صرفاً نبايد تابع رابطه يي از دولت با مطبوعات ببينيم، مطبوعات مي توانستند مورد توجه دولت و مردم باشند و اين توجه به دو عامل بستگي داشته است. يكي ميزان مشروعيت دولتي كه مطبوعات از آن طرفداري مي كردند. مثل مطبوعات مصدقي و مطبوعات دوم خردادي كه دولت مشروعيت داشته و روزنامه نگاران طرفدار دولت هم متهم به درباري بودن نبودند بلكه از يك انديشه حمايت مي كردند. مطبوعاتي هم داشتيم كه مطبوعات غيرسياسي محبوب بودند. چيزي را كه بعد از ۲خرداد بايد به آن توجه كنيم مسأله از دست رفتن مطبوعات غيرسياسي غيردولتي محبوب و تقليل روزنامه نگاري در كشور به روزنامه نگاري سياسي است. اما سؤال مشخص شما كه گفتيد آيا جامعه اين ظرفيت را داشت يا نه؟ معتقدم جامعه ما ظرفيت بسيار بيشتر از تكثر موجود را دارد. در اين جامعه تحصيلات بالاست، تجربه انقلاب و جنگ را داشته و ظرفيت اجتماعي تكثر در آن بسيار بالاست. بحث ما دو ظرفيت ديگر است. ظرفيت مطبوعات و دولت است. (دولت به معني حاكميت است) مردم مشكل ظرفيت ندارند. تقاضاي مطبوعات در جامعه ما هنوز سيراب نشده. با نرمهاي (Norms) جهاني، منطقه يي و همسايگانمان اصلاً همخواني نداريم اما آيا مطبوعات اين ظرفيت را دارند يا نه؟ آموزش مطبوعاتي ما براي اين شرايط مطبوعاتي، هيچ آمادگي نداشته. به عبارت ديگر مانيروي انساني تربيت شده يي خواستيم كه يا روزنامه نگار نمي شدند و يا اصلاً در اين حرفه تحصيل نكرده بودند.
008232.jpg
اميد مسعودي
فرض كنيم در يك فاصله ۳ماهه مواجه با افزايش ظرفيت تقاضا براي اشتغال در مطبوعات شده ايم. اين مطبوعات ظرفيت نيروي انساني خود را از كجا تأمين كرده اند؟ آيا تيترهاي حرفه يي كه در مطبوعات ديده ايم به افزايش نيروي انساني بستگي داشت؟ من معتقدم متأسفانه نه. ناشي از ابداعات روزنامه نگاري بعد از دوم خرداد است و ما شاهد و روشي كه سردبيران تعاوني يا تعاوني سردبيران ناميده مي شود بوديم. يعني سردبيري كه چند روزنامه را همزمان با هم اداره مي كند. مقاله نويسي تعاوني، سردبير فني تعاوني نيز از آن جمله اند. روزنامه نگاري بعد از دوم خرداد از فارغ التحصيلان روزنامه نگاري بطور وسيع بهره گيري نمي كند. بلكه اتفاقاً شايد ازنظر حرفه يي پرغلط ترين دوره مطبوعاتي ما، دوره مطبوعاتي بعد از دوم خرداد است. كمترين ظرفيت اخلاق حرفه يي در روزنامه نگاري بعد از دوم خرداد مشاهده مي شود. من به شرايط سياسي آن كاري ندارم ولي لشكر نيروي انساني كافي براي اين جنگ مطبوعاتي تجهيز نشده بود نتيجه اش اين شد كه ما با يك مطبوعات متورم ولي خالي از نيروي انساني حرفه يي مواجه شديم كه بايد هر روز روزنامه چاپ مي كردند اما قدرت جمع آوري خبر از سراسر كشور، توليد مقاله و تهيه گزارش را نداشتند. لذا «آب بستن به مطبوعات» مسأله يي بود كه به علت فقدان نيروي انساني پديد آمد. يك مسأله ديگر كمبود سياست در جامعه بود كه بعد از دوم خرداد اين كمبود مي خواست جبران شود و سياسي تر شدن مطبوعات را به دنبال داشت. مي خواهم اصطلاحي را به كار برم و از آن دفاع كنم. تحت عنوان احزاب مطبوعاتي به جاي مطبوعات حزبي. احزاب مطبوعاتي، احزابي هستند كه حيات غيرمطبوعاتي ندارند يعني اگر روزنامه شان را از آنها بگيريد چيزي نيستند در نتيجه هيأت سردبيري همان هيأت شوراي مركزي حزب است ولي نه حزبي كه ماهيت، قدرت و تواني غير از اين مطبوعات داشته باشد و تعداد خوانندگان و تيراژ روزنامه به غلط به عنوان اعضاي حزب تلقي مي شوند. يعني روزنامه يي كه ۴۰۰هزار تيراژ دارد تصورش اين است كه چهارصد هزار عضو حزبي دارد. اين توهم رابطه تيراژ با عضو حزبي موجب مي شود كه روزنامه دست به فعاليتهايي بزند كه گويا يك پشتوانه مردمي قدرتمند كه حاضر است پاي آن بايستد. يعني تلقي مي كردند كسي كه حاضر است ۶۰تومان بدهد روزنامه را بخرد مساوي با كسي است كه حاضر است پاي فعاليت حزبي بايستد. ديگر اينكه ما هيچگاه نتوانستيم بين عمق و وسعت آزادي در مطبوعات تناسب درستي ايجاد كنيم. روزنامه نگاران حرفه يي دوم خرداد به درستي اين هشدار را دادند كه گفتند وسعت آزادي از عمق آزادي مهمتر است. پس اگر ما در موارد متعدد در زمان طولاني بتوانيم يك آزادي نسبي ولو كم را ادامه دهيم، مي توانيم سنتهاي آزادي مطبوعات را نهادينه كنيم. اما روزنامه نگاري اين دوره هاي كوتاه ما همواره به عمق آزادي بيشتر از وسعت آزادي بها داده است. در نتيجه به هزينه مردم آزادي مطبوعاتي خدشه دار شده است. براي اينكه ۲۲بهمن اتفاق بيفتد و در نتيجه سانسور پيش از انتشار برداشته شود اين ملت كشته داده و هزينه گزافي از مردم و جوانان صرف شده اما چه كساني اين آزادي را به شكلي درآوردند كه در طول ۲سال از سال۵۷ تا ۵۹ با حكم دادستاني به بستن روزنامه ها مبادرت ورزيدند؟ اينكه آيا قوه قضاييه آن زمان ظرفيت داشته يا نه بحث دايمي ماست كه معمولاً ظرفيت حاكميت كم بوده است. اما مسؤوليت ناشناساني كه اين هزينه عظيم و فرصت بسيار بزرگ را تبديل به انفعال جامعه كردند چه پاسخي دارند؟
*«ايران»: آقاي محسنيان راد در ميزگردي كه ۳سال پيش در دانشكده علامه برگزار كرديم، شما بحث ابزاري شدن مطبوعات را به عنوان يك آفت مطرح كرديد. امروز اين بحث به صورت جدي تر در جامعه مطرح است. يعني يك نگراني وجود دارد كه همان نگاه ابزاري مجدد روزنامه نگاران را آسيب پذيرتر كند و مشكلاتي برايشان به وجود بياورد. لطفاً بفرماييد اين نگاه ابزاري چه لطماتي به جامعه و خود اين حرفه مي زند؟ و در شرايط موجود چه بايد كرد كه اين نگاه ابزاري از بين برود؟
008046.jpg
دكتر فرقاني
* دكتر محسنيان راد: سه سال پيش كه اين بحث را مطرح كرديم نگراني مان اين بود كه از تحصيل كردگان رشته روزنامه نگاري استفاده ابزاري شود. براي من تعريف كرده اند در يكي از اين روزنامه ها چند نفر از فارغ التحصيلان رشته روزنامه نگاري كار مي كردند به مديرمسؤول روزنامه مي گويند انتشار يك مطلب ضرورتي ندارد و جز اينكه محرك باشد و منتج به آسيب به روزنامه باشد فايده ديگري ندارد. مديرمسؤول غيرمتخصص روزنامه نگاري صرفاً به دليل اينكه مالك اين تشكيلات است، اصرار مي كند كه مطلب باشد. حتي يكي از مدرسان روزنامه نگاري هم كه آنجا كار مي كرده وقتي استدلال مي كند كه چاپ اين مطلب ضرورتي ندارد با اين وجود چاپ مطلبي كه واقعاً ضرورتي نداشت منتهي به تعطيلي روزنامه شد. اين خودسانسوري و كنار آمدن نيست. اين چيزي بود كه سه سال پيش نگران آن بوديم. اصولاً حكومتها در ايران نگاه ابزاري به رسانه ها دارند. شايد يكي از دلايل آن خصلت «منبر» در شيعه خصلتي رسانه يي دارد. حتي شما در منبر كه كنترل يك مخاطب را هم داريد. چيزي كه در هيچ رسانه يي در جهان وجود ندارد. منبر هرگاه دلش بخواهد با تقاضاي صلوات، توجه مخاطب را حتي تنظيم و كنترل مي كند. خصلت منبر خصلت ارتباط عمومي است. هم فيزيك آن خصلت عمودي دارد و هم وظيفه اش خصلت عمودي است. در خصلت منبر يك خصلت محرميت وجود دارد. منبر با مخاطب محرم است. در شيعه هميشه منبر يا روحانيت به عنوان يك قدرت در كنار حكومت يا در حال رقابت بوده و يا در حال نبرد، گاهي هم در حال همزيستي بوده است. از طرف ديگر نگاه حكومت به رسانه متفاوت بوده و فلسفه «دورباش، كورباش» را داشته. در «كاغذ اخبار» اين نگاه هست. در يك خبر ۴۰سطري، ۱۴لقب براي شاه مطرح مي شود. وقتي راديو در ايران راه اندازي شد باز هم همين خصلت را داشت. نخستين بيانيه راديو اين بود كه «راديو وسيله يي است كه توسط آن قلبها همه يك صدا مي شود، ذهن ها همه يكسان مي شود در دعاگويي پادشاه. » به نظر من مشكلي كه اكنون دچار آنيم اين است كه در سال۵۷ نگاه رسانه مدارانه حكومت همراه با خصلت و نگاه منبر با هم تلاقي كرد و يكي شد. از توي آن چيزي درآمد كه محصول آن نگاه نامشخص و تبيين نامشخص رسانه يي در حكومت بود. مهمترين مشكل رسانه هاي ما در حال حاضر در ايران اين است كه اين موضوع روشن نشده كه مرز بين تبليغ و تأمين نياز مخاطب چيست. در منبر قضيه شكل ديگري است و در نگاه رسانه مدارانه حكومتها به موضوع شكل ديگري است.
*«ايران»: انتظار داريم با توجه به تكثر مطبوعاتي مقداري نگاه ابزاري كم رنگ تر شود. چرا در چند سال اخير اين كم رنگ شدن صورت نگرفت؟
• دكتر محسنيان راد: تصور مي كنم باز هم احزاب مطبوعاتي از مطبوعات به عنوان ابزار استفاده كردند. يعني باز هم استفاده ابزاري شد. بعد از دوم خرداد از رسانه ها باز هم استفاده ابزاري كرديم و اين نگاه به رسانه ها مشكل اساسي و سرچشمه بقيه قضايا است.
*«ايران»: شما اشاره كرديد جامعه ما ظرفيت و زمينه پذيرش مطبوعات مختلف را داشت. چرا دولت ما يا حاكميت اين ظرفيت را ندارد كه مطبوعات متكثر را بپذيرد و تحمل كند و مطبوعاتي كه بيشتر رنگ و بوي دولتي داشتند، روزنامه نگار همان مطبوعه به زندان برود؟
* (دكتر آشنا): در اينجا دو وجه مطرح مي شود نخست آنكه جامعه ظرفيت مطبوعات متكثر را دارد، مطبوعات و حاكميت بايد مشكلشان را حل كنند. حال ببينيم چرا حاكميت از مطبوعات نگران است؟ رهبر جمهوري اسلامي ابتدا در ملاقاتهاي خصوصي با وزير ارشاد، بعد در پيغامها، صحبت با رييس جمهوري، صحبتهاي نيمه خصوصي و بعد هم علني درباره فضاي مطبوعاتي و نگراني هايشان اشاره كردند و در نهايت اصطلاح «مطبوعات پايگاه دشمن» را به كار برده اند. در مقابل آن دولت به عنوان قوه مجريه كه اصولاً با شعار تكثر مطبوعات و آزاديهاي مطبوعاتي به ميدان آمده است و به عبارت بهتر خود را اساساً محصول نبرد مطبوعات با راديو و تلويزيون مي داند. (كساني تئوري پردازي كرده اند كه اگر در دوره انقلاب اسلامي پيروزي رسانه هاي كوچك بر راديو و تلويزيون و مطبوعات بود، دوره دو خرداد پيروزي مطبوعات و روزنامه ها بر راديو و تلويزيون بود) شروع به آزادسازي مطبوعات كرد.
008190.jpg
دكتر محسنيان راد
اتفاقي كه بعد از دوم خرداد افتاد اين بود كه ما به تعداد زيادي روزنامه و مطبوعات اجازه انتشار داديم. تعدادي از اين اجازه ها يا تقاضاها قبل از دوم خرداد انجام شده بود كه در نوبت رسيدگي بود و به مقدار بسيار زيادي هم بعد از دوم خرداد پاسخ داده شد. ما يا بايد سيستم مجوز را كنار مي گذاشتيم كه روزنامه در حد ثبت در دادگاه يا اداره ثبت يا وزارت ارشاد يا ماليات باشد كه اگر اين سيستم را مي پذيرفتيم، روزنامه هاي دولتي از رانت دولت محروم مي شدند. اما سيستم مجوز را حفظ كرديم و خواستيم از داخل آن آزادي به وجود آوريم. نتيجه اش اين شد كه تعداد زيادي مجوز به روزنامه هايي كه همسوي با دولت به معناي قوه مجريه بودند داديم.
مسأله دوم در اين دوره وجود دو ديدگاه در حاكميت بود. يك ديدگاه اصولاً معتقد بوده است كه مطبوعات ويترين و پيشاني نظام هستند و اساساً مبتني بر اين است كه گردش اطلاعات لطفي است كه حاكميت به مردم مي كند. اين ديدگاهي بسيار سنتي و ريشه دار است كه هم در دين و هم تاريخ ما ريشه دارد. اين ديدگاهي است كه رهبران يا بخشي از رهبران ما درهمين جامعه با همين ديدگاهها تربيت شده اند و ديدگاه ضعيفي نيست. اين ديدگاه در حاكميت و مردم وجود دارد. ولي در مطبوعات ما خيلي نيست و مطبوعات يك نوع شورشي عليه اين ديدگاه داشتند. ديدگاه دوم هم ديدگاهي است كه به حاكميت رسيده و وزير ارشادش محكوم دادگاه مطبوعات است و خود تجربه تعطيل شدن نشريه اش (بهمن) را دارد. كسي مسؤول نظارت بر مطبوعات بود كه خودش يك بار تيغ نظارت بر تنش نشسته است. طبيعي است كه اين دولت (قوه مجريه) با ديدگاه سنتي راجع به مطبوعات همخواني ندارد و مطبوعات هزينه تعارض در درون حاكميت را پرداخته اند. يعني مطبوعات هزينه چيزي را پرداختند كه نه درايجاد و نه در تشديد آن نقش خيلي مؤثري نداشتند و سردبيران بعد از دستگيري متوجه مي شدند با قوه مجريه تعارض و دوگانگي دارند. مسأله ديگر اين است كه آيا روزنامه ها پايگاه دشمن بوده اند يا نه؟ اگر قضاوت اين مسأله را به اختيار روزنامه نگاران بگذاريم، قضاوت روزنامه نگاران منهاي يك يا دو روزنامه كاملاً روشن است كه هيچ اثري از پايگاه دشمن در خود نمي بينند. اگر اين قضاوت را به دستگاههاي امنيتي و سياسي كه به دنبال جاسوس مي گردند واگذار كنيم پر از دشمنها و دشمني ها در مطبوعات است. اما وقتي اين موضوع به قوه قضاييه واگذار مي شود، مطبوعات احكام قوه قضاييه را سياسي مي خوانند. اگر اين ديدگاه را تا آخر پيگيري كنيم چه چيزي مي ماند كه روي آن بايستيم؟ اگربه قوه قضاييه حمله كنيم و بگوييم حق قضاوت ندارد پس چه كسي حق قضاوت دارد؟ تا وقتي كه مشروعيت اصل نظام را پذيرفته ايم بايد به قوه قضاييه اعتماد كنيم. گاهي روزنامه نگاراني مشروعيت نظام را كنار گذاشته اند و در خارج چارچوبي كه نظام مشروعيت دارد صحبت مي كنند. به نظر من آنان پايگاه دشمن هستند. آنان كساني هستند كه مي گويند اين نظام مشروعيت ندارد پس قوه قضاييه اش هم مشروعيت ندارد اما اگر ما چارچوب مشروعيت نظام را پذيرفتيم ولو موقت بايد تا بهتر شدن شرايط زير بار حكم قوه قضاييه برويم. از سوي ديگر مسائل مطبوعات را بايد دولت حل كند. اگر دولتي كه شعار طرفداري از مطبوعات را داده است. اين دولت بايد بتواند با سازوكارهاي قانوني امكان پابرجا ماندن مطبوعات را فراهم كند. اگر اين مطبوعات طرفدار دولت هستند بايد به خود دولت فشار بياورند كه بتواند سازوكارها را اصلاح كند.
•اميد مسعودي: اين واقعيت وجود دارد كه مطبوعات ما دچار آسيبهايي هستند و اين آسيبها پرونده روزنامه ها را به دادگاه مطبوعات مي كشاند و دادگاه مطبوعات هم اكثر آنها را يا به صورت گروهي يا تك تك تعطيل مي كند. من قبول ندارم كه دادگاه مي خواهد با مطبوعات برخورد كند. از طرف ديگر مطبوعات دولتي يا غيردولتي، ارزشي يا غيرارزشي هم نمي خواهند به دادگاه بروند. مسأله سوبسيد هم زياد چاره گشا نيست. چون هرچه بعد نظارتي و قدرت دولت زياد شود، قدرت رسانه كم مي شود. دولت هم نمي خواهد اين كار را بكند. واقعيت اين است كه برخي نشريات كه تعطيل مي شوند با وجود سروصدايي كه مي شود، مردم سينه چاك نمي كنند كه چرا اين نشريه تعطيل شد. خود مطبوعاتي ها هم سعي مي كنند جو را آرام كنند. خود دادگاه و قوه قضاييه هم واقعاً طالب اين نيستند كه هر روز يك نفر را به زندان بيندازند. اين مشكل كجاست كه روزنامه نگاران مي خواهند به دادگاه مطبوعات نروند ولي كساني كه امروز مي روند نوبتشان حدود ۲سال ديگر است. ديگر اينكه بايد ببينيم با وجود اينكه شرايط دوم خرداد با همه شرايط تاريخي كه اشاره شد فرق مي كند پس چرا باز شاهد مشكل آموزش و تعطيلي مطبوعات هستيم؟
انتخابات ۸۰ و وظيفه رسانه ها
• دكتر فرقاني: در مقطع كنوني تعارض دو ديدگاه درون حاكميت نكته يي اساسي و جدي است و شايد در هيچ دوره ديگري بجز دوره دكتر مصدق چنين تعارضي نبوده است و در درون حاكميت دو ديدگاه كاملاً متفاوت درباره نقش، جايگاه و عملكرد مطبوعات و وضع تكثرگرايي وجودداشته كه در نهايت هم هيچ تفاهم و وفاقي نه به لحاظ ذهني و نه در عينيت اجتماعي بر سر جايگاه و نقش و كاركرد مطبوعات به وجود نيامد. شايد به اين دليل است كه هيچ ديالوگ ملي را در طول تاريخ در اين موارد نداشته ايم و هيچ گفت وگو و بحث و چالشي صورت نگرفته و در نتيجه وفاق و تفاهمي هم در اين مورد پيش نيامده است. بنابراين هرگاه اين دوگانگي در آن حاكميت به وجود آمده اين تعارض ها بيشتر خودش را نشان داده و هرگاه حاكميت يكدست بوده، برخورد يكدستي هم با مطبوعات شده است.
ادامه دارد

نگاهي به كتاب احمد توكلي، و ويراستاري و مديريت اخبار
008184.jpg
ويراستاري در مطبوعات يك كار هنرمندانه، شيرين و فني است. اين هنر اگرچه در سطح دانشكده هاي علوم ارتباطات و روزنامه نگاري ديده شده، اما متأسفانه جايگاه تعريف شده و شايسته در سطح تحريريه هاي خبري در كشور ما پيدا نكرده است. علت اين بي توجهي را شايد بتوان در مثلث، فقر مالي رسانه ها، فقر تخصصي و فقر فرهنگي خلاصه كرد.
متأسفانه ناشران رسانه يي خبري نخستين صرفه جويي هاي خود را در تحريريه لحاظ مي كنند و چون ناديده گرفتن ميز ويراستاران ظاهراً مانعي بر سر راه انتشار نشريه نيست ويراستاران جزو نخستين قربانيان اين مسأله قرار دارند.
از سوي ديگر كمبود ويراستار كارآمد و حرفه يي دراين ارتباط به اين معضل كمك كرده است. در شرايطي كه كمبود خبرنگاران كاربلد و دبيران شايسته و سردبيران مسلط به حرفه روزنامه نگاري بشدت احساس مي شود چگونه مي توان ويراستاران را يافت كه همطراز سردبيران نشريات بتوانند در كنار تحريريه قابليتها و كاركردهاي پيام را افزايش دهند.
موضوع فقر فرهنگي نيز از آنجا ناشي مي شود كه متأسفانه نويسندگان و روزنامه نگاران زماني كه جايگاه رسانه يي خود را يافتند كمتر پذيراي انتقاد از سوي همكاران خود مي شوند و با كوچكترين اصلاح نوشتار خود برآشفته و معترض مي شوند و موقعيت ويراستاران را مورد تهديد قرار مي دهند در چنين شرايطي است كه ويراستاران توانا در موقعيت سردبير قرار مي گيرند و چون درگير كارهاي اجرايي مي شوند در برابر هر دو وظيفه خطيري كه به آنان سپرده شده است كاركردهاي آنان كم رنگ مي شود ...
آنچه در سطور بالا از منظر خوانندگان گذشت، مقدمه كتاب «ويراستاري و مديريت اخبار» نوشته احمد توكلي است، در ابتدا خواستيم نگاهي شايسته به جايگاه ويراستاري و مديريت اخبار در روزنامه ها داشته باشيم كه پس از مطالعه كتاب ديباچه كتاب را برنوشته خود مقدم دانستيم.
در مجموع كتاب حاضر كه تشوسط انتشارات خجسته منتشر شده است، از جمله كتابهاي ارتباطي است كه بطور عملي و مصداقي به تجزيه و تحليل ويراستاري در مطبوعات توجه دارد و مي توان به دانشجويان رشته روزنامه نگاري و علاقه مندان به اين حرفه توصيه كرد.
كتاب «ويراستاري و مديريت اخبار» حاوي هفت فصل و با عناوين ويراستار كيست، عمليات ويرايش، حرفه يي گري در نگارش تيتر، عكس خبري و ويرايش عكس، شرح عكس نويسي يك هنر است. كاربرد گرافيك در مطبوعات و صفحه آرايي و با شمارگان ۲هزارنسخه در اختيار خوانندگان متون ارتباطي است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |