شماره ۱۷۹۱ - سال هفتم - يكشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۰
Sun, Apr 29, 2001
History red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* ما تا آخرين فشنگ براي ميهن مان آلمان پيكار كرديم
* چندگوني نامه، بار آخرين هواپيمايي بود كه استالينگراد را ترك كرد.
* ما ديگر ميهن خود آلمان را نخواهيم ديد.
* «قلعه هاي پرنده» مركز ساخت موشكهاي آلماني را ويران كردند
* «فون برون» دانشمند آلماني از بمباران جان سالم به در برد
* بسياري از شهرهاي صنعتي آلمان ويران و هزاران غيرنظامي كشته شدند

عاقل آن است كه انديشه كند فردا را
دلاوري سربازان آلماني
* ما تا آخرين فشنگ براي ميهن مان آلمان پيكار كرديم
* چندگوني نامه، بار آخرين هواپيمايي بود كه استالينگراد را ترك كرد.
* ما ديگر ميهن خود آلمان را نخواهيم ديد.
008202.jpg
در ۲۸ژانويه آنچه از ارتش بزرگ ششم باقي مانده بود سه قسمت كوچك بود كه در بخش جنوبي آن قرارگاه ژنرال پاولوس بود. در زيرزمين كوچكي از خرابه هاي ساختماني بزرگ بود. فرمانده كل آن ارتش در گوشه تاريكي از آن زيرزمين برتختخواب سفري خود با حالتي نزديك به در هم شكستگي ديده مي شد.
*آخرين هواپيما
يك هواپيماي باري آلماني آخرين هواپيمايي بود كه از استالينگراد پرواز مي كرد و توانست از خط آتش عبور كرده و خود را به آلمان برساند.
دراين هواپيما ۲۷ افسر مجروح و بيمار بودند. بعضي سربازان از يكصد هزار آلماني كه هنوز در استالينگراد زنده بودند و مي دانستند سرنوشت آنها يا مرگ است و يا اسارت و هرگز ميهن خود را نخواهند ديد، نامه هايي براي نامزدها، همسران، پدران، مادران و فرزندان خود نوشتند و آنچه داشتند براي آنها فرستادند.
بيش از ۲۰ گوني مملو از نامه نيز بار اين هواپيما بود. بسياري از نامه ها پس از جنگ منتشر شد. نويسندگان بعضي از نامه ها كساني بودند كه مي دانستند در سايه مرگ به سر مي برند و اين آخرين اثر از آنها خواهد بود.
*پيوند به ابديت
يك سرباز آلماني كه دو كودك داشت به همسرش نوشته بود:
عزيزم انسان زماني درمي يابد كسي را چقدر دوست دارد و عاشق اوست كه احساس كند او را از دست مي دهد.
عزيزم! براي من لحظه ديگري وجود ندارد و به ابديت مي پيوندم و در اين لحظه است كه احساس مي كنم تو را چقدر دوست دارم.
*آخرين پيام
«فيلد مارشال پاولوس» در آخرين غروب ژانويه ۱۹۴۳ اين پيام را به قرارگاه كل فرستاد.
«ارتش ششم با وفاداري به سوگند و با آگاهي از اهميت مأموريت پرافتخار خويش موضع خود را تا پايان كار، تا آخرين نفر و آخرين فشنگ بخاطر «پيشوا» و نياكان خويش حفظ كرد. »
در ساعت ۷‎/۴۵ بعدازظهر آن غروب دردناك براي ارتش سوم، متصدي راديو در قرارگاه ارتش ششم از طرف خود اين پيام را فرستاد.
روسها در آستانه پناهگاه ما هستند. ما به خراب كردن دستگاه خود مشغوليم. آنگاه حروف (e. l) را به پيام خود افزود. اين دو حرف يك علامت بين المللي است و معني آن اين است كه اين ايستگاه ديگر پيام نخواهد فرستاد.
*كشتارگاه
كمي پيش از ظهر دوم فوريه ۱۹۴۳ يك گروه كوچك كه در گوشه يي از استالينگراد هنوز مقاومت مي كرد پس از فرستادن اين پيام به سرفرماندهي تسليم شدند.
«ما تا آخرين نفر عليه نيروهاي بسيار زياد دشمن جنگيديم. زنده باد آلمان» سرانجام سكوت بر كشتارگاه از برف و خون پوشيده ميدان جنگ برقرار شد.
در ساعت ۲‎/۴۶ بعدازظهر دوم فوريه ۱۹۴۳ يك هواپيماي اكتشافي آلمان در ارتفاع زياد بر فراز شهر گشتي زد و با بي سيم چنين خبر داد:
«هيچ اثري از رزم و نبرد در استالينگراد نيست. »
*سخنان هيتلر
در همان زمان كه در رزم گاه استالينگراد سكوت مطلق برقرار شده بود و اجساد دهها هزار سرباز آلماني مي رفت كه در زير بوران سنگين برف پوشيده شود، هيتلر در جلسه يي با سرفرماندهي نيروهاي مسلح آلمان چنين گفت: آنها صاف و ساده تسليم شدند در حالي كه مي توانستند صفوف خود را فشرده سازند. يك موضع خارپشتي تشكيل دهند و خود را با آخرين گلوله بكشند. آن مرد (منظور فيلدمارشال پاولوس است) مي بايست خود را با گلوله زده باشد. مانند بسياري از فرماندهان ديگر كه چون همه چيز را از دست رفته مي يافتند خود را بر روي شمشير مي انداختند و مي كشتند. حتي واروس (سردار رومي كه مردم بر او شوريدند و سربازانش را درآخرين دهه قبل از ميلاد در آلمان قطعه قطعه كردند) به غلام خود فرمان داد «حال مرا بكش! »
هيتلر ادامه داد: شما مي توانيد وضع او را در نظر مجسم كنيد او را به مسكو خواهند برد. او در آنجا همه چيز را امضا و اعتراف خواهد كرد و اعلاميه خواهد داد. آنها به سراشيبي ورشكستگي روحي خواهند افتاد و به عميق ترين ژرفنا سقوط خواهند كرد. در پس زندگي شخصي، ملت است. اما انسان چگونه مي تواند از اين لحظه مرگ بترسد كه با آن مي تواند خود را از بدبختي برهاند.
آنچه مرا بيشتر آزار مي دهد اين است كه او را به فيلدمارشالي ترفيع دادم. اين آخرين درجه فيلدمارشالي بود كه من در اين جنگ دادم. جوجه را نبايد پيش از بيرون آمدن ازتخم شمرد.
*خبر شكست
هيتلر پس از مشورت با فرمانده ستاد ارتش آلمان دستور داد خبر شكست آلمان روز ۳فوريه به اين نحو از راديو پخش شود. «نبرد استالينگراد پايان يافته است. ارتش ششم با وفاداري به سوگند خود و به فرماندهي درخشان فيلدمارشال پاولوس تا آخرين نفس پايداري كرد. اما در برابر نيروي دشمن و تحت شرايط نامناسبي كه با آن مواجه بود از پاي درآمد. »
008211.jpg
*سمفوني بتهوون
پس از پخش اين خبر سمفوني پنجم بتهوون نواخته شد و در آلمان سه روز عزاي ملي اعلام شد، تمام تئاترها، سينماها و تالارهاي واريته تا پايان اين مدت بسته شدند.
در واقع زمان هجوم هاي برق آساي ارتش رايش سوم با هزاران تانك و توپ و هواپيما و صدها هزار سرباز به پايان رسيده بود.
از اول سپتامبر ۱۹۳۹ تا سوم فوريه ۱۹۴۳ اين ارتش رايش سوم بود كه مرتب از قطب شمال تا قطب جنوب و از شمال آفريقا تا كوههاي قفقاز در پيشرفت بود. اين ارتش رايش سوم بود كه در محاصره نيروهاي دشمن مهارت داشت و اين نخستين بار بود كه بزرگترين ارتش آن در حلقه محاصره نيروهاي دشمن افتاد و نابود شد. در فوريه ۱۹۴۳ دو مارشال برجسته آلماني رومل در شمال آفريقا و پاولوس در استالينگراد مضمحل شدند و اين آغاز رايش سوم بود.
پاولوس بعداً يك كميته نجات آلمان و از بين بردن هيتلر تشكيل داد.
*چرچيل مرد خستگي ناپذير
با وجود خطرات زياد چرچيل به ديدار رهبران سياسي و نظامي جهان مي رفت.
هشتم فوريه ۱۹۴۱ سروينستون چرچيل پس از يك سفر بيش از شانزده هزاركيلومتري وارد پايتخت انگلستان شد.
وينستون چرچيل با يك بمب افكن به نام آزادكننده كه يك خلبان ماهر امريكايي آن را هدايت مي كرد از خاورميانه و موقعيت نيروهاي انگليسي ديدار كرد.
چرچيل از كازابلانكا به قاهره رفت. از تركيه، قبرس و الجزاير ديدن كرد. نخست وزير انگلستان به محض بازگشت به لندن جلسه يي با حضور وزراي خود تشكيل داد و آنها را در جريان مذاكراتش با روزولت و مقامهاي نظامي متفقين در نقاط مختلف قرار داد.
وينستون چرچيل مرد خستگي ناپذير پس از يك شب توقف در لندن به اتفاق همفري بوگارت وانگريد برگمن به كازابلانكا رفت و سپس از ليبي ديدن كرد.
چرچيل از ابتداي شروع جنگ جهاني دوم مرتب در مسافرت به امريكا و سايركشورها بود واوضاع سياسي و نظامي جبهه هاي جنگ را بررسي مي كرد.
جاسوسان آلماني بارها تلاش كردند مسير حركت چرچيل را پيدا كنند ولي هرگز موفق نشدند. جرايد انگلستان و امريكا از چرچيل به عنوان نخست وزيري شجاع وخستگي ناپذير ياد كردند.

انتقام ...!
* «قلعه هاي پرنده» مركز ساخت موشكهاي آلماني را ويران كردند
* «فون برون» دانشمند آلماني از بمباران جان سالم به در برد
* بسياري از شهرهاي صنعتي آلمان ويران و هزاران غيرنظامي كشته شدند
008205.jpg
هواپيماهاي بمب افكن نوين انگليسي به نام لانكاتز
همه اين بمبها در يك پرواز با آن حمل مي شدند
از بهار سال۱۹۴۳ شهرهاي صنعتي آلمان زير شديدترين بمباران هوايي نيروي هوايي سلطنتي (R. A. F) انگلستان قرار گرفتند. تكنيك تازه يي كه خلبانان انگليسي در بمباران شهرهاي آلمان به كار مي بردند براي صنايع آلمان مصيبت بار بود و هزاران نفر از مردم عادي نيز قرباني مي شدند.
*انتقام
پس از بمباران شديد شهرهاي انگلستان توسط نيروي هوايي آلمان درسالهاي ،۱۹۴۰ ،۱۹۴۱ ۱۹۴۲ اين نخستين بار بود كه آلمان طعم تلخ بمبارانهاي هوايي را مي چشيد. شهر «اسن» گهواره صنايع «گروپ» بشدت آسيب ديد و به منطقه صنعتي روهر (RUHR) خسارات زيادي وارد آمد. اين نخستين بار بود كه منطقه روهر كه براي آلمان جنبه حياتي داشت زير چنين بمبارانهاي شديد قرارمي گرفت.
*رادارهاي جديد
هواپيماهاي انگليسي كه به سيستم جديد رادار و رديابي هدف مجهز شده بودند به گروههاي چندگانه تقسيم شده و يك باره به هدفهاي خود حمله مي كردند بطوري كه نيروي ضدهوايي آلمان نمي توانست با آنها مقابله كند.
در ششم مارس ۱۹۴۳ حدود ۱۵۷ هواپيماي لانگاشه، ۹۴هواپيماي «هاليفاكس»، ۵۲هواپيماي استيرلينگ و ۱۳۱ هواپيماي «ولينگتن» طي ۳۸دقيقه صدها تن بمب بر روي شهرهاي صنعتي آلمان فروريختند كه ساعتها آتش به آسمان زبانه كشيد. سرآرتور هاريس فرمانده بمب افكنهاي انگليسي اعلام كرد از ۴۴۲پرواز بر فراز شهر «اسن» ۳۶۲ هواپيما موفق شدند هدفهاي خود را پيدا كرده و خسارت مرگباري بر اين منطقه وارد سازند. هواپيماهاي انگليسي منطقه يي به وسعت ۷۵هكتار را بمباران كردند. دراين حمله هوايي چهارده بمب افكن انگليسي ساقط شدند.
*جهنم در هامبورگ
۳۱ ژوئيه ۱۹۴۳ عمليات «گوموهر» (GOMORRHE) توسط نيروي هوايي انگلستان جهنمي در بندر بزرگ هامبورگ درشمال آلمان به وجود آورد. جهنمي كه در آن همه چيز و هزاران نفر سوختند. در يك لحظه بمب افكنهاي انگليسي كه به دستگاههاي هدف يابي مجهز شده بودند ۸۶۲۱ تن بمب آتش زا بر فراز شهر هامبورگ فروريختند. هواپيماهاي «لانگاستر» انگليسي شبكه ضدهوايي آلمان را به وسيله دستگاه «ويندو» (پنجره) به اشتباه انداختند. بندرهامبورگ طي پنج روز سه بار مورد شديدترين بمباران هوايي قرار گرفت. تخم مرگ در شهر پراكنده شد و ويراني غيرقابل تصوري به وجود آورد.
*قلعه پرنده
«قلعه پرنده» ارتش هشتم هوايي امريكا در اين بمبارانها شركت داشتند. در مجموع ۲۷۵۲ هواپيماي بمب افكن، شكاري و اكتشافي در ويراني شهر هامبورگ شركت كردند كه ۷۶ فروند از آنها ساقط شدند. بمبهاي آتش زا با بمبارانهاي پياپي شهر هامبورگ منطقه يي به وسعت ۳كيلومتر مربع را طعمه حريق بي سابقه كردند. بخش اعظم ساختمانهاي هامبورگ مبدل به خاكستر شد. بمباران بقدري شديد بود كه دود برخاسته از آتش تا ارتفاع هشت كيلومتري بالا رفت.
*۳۰۴۸۲ كشته
نيروي دفاعي و گروه امدادي قادر نبودند كه به همه مجروحان برسند و مردگان را دفن كنند، به موجب آمارهاي رسمي ۳۰۴۸۲ نفر در زير بمبارانها كشته شدند كه بيش از همه كساني بود كه قرباني حملات «بليتز» (BLITZ) (حملات شديد نيروي هوايي آلمان به لندن) بود.
008208.jpg
بمباران كارخانه هاي آلمان توسط متفقين
صدها آمبولانس تا چند روز فقط مأمور توزيع «سوپ» به مردم شدند. خرابي سيستم دفاعي شهر هامبورگ رنج مردم را فزوني داد. كارخانه هاي اسلحه سازي آسيب فراواني ديدند. سه زيردريايي آلماني و بسياري از كشتيها در بندر هامبورگ منهدم شدند.
به موجب آمار ۵۸۰ كارخانه ويران شد و ۳۷هزار غيرنظامي بشدت مجروح شدند. تونل استراتژيكي زير رودخانه «الب» (ELBE) فروريخت. يك مفسر راديويي آلمان گفت: «وحشت، وحشت و باز هم وحشت. دشمن مردم غيرنظامي را كشت و هامبورگ بشدت صدمه ديد. »
هجدهم اوت ۱۹۴۳ «قلعه هاي پرنده (نام هواپيماهاي بمب افكن جديد امريكايي كه با شكاريها اسكورت مي شدند و قدرت حمل بمب و شعاع پرواز آنها زياد بود) ارتش هشتم هوايي امريكا با هواپيماهاي شكاري آلمان در آسمان آن كشور به نبرد سختي پرداختند. هواپيماهاي متفقين كه ۱۲۰۰كيلومتر داخل آلمان پيش رفته بودند تا كارخانه هاي صنايع هوايي آلمان را ويران كنند. با وجود آنكه هواپيماهاي نيروي هوايي آلمان طي مسيرشان آنها را در حلقه محاصره داشتند با اين حال قلعه هاي پرنده خسارات فراواني به كارخانه هاي توليد هواپيما وارد ساختند. از مدتي قبل فرمانده هاي انگليسي و امريكايي در نظر داشتند به كارخانه هاي توليد هواپيماهاي شكاري آلمان حمله كنند. هواپيماهاي نوين شكاري آلمان كه مجهز به مسلسلهاي وحشتناكي بود سخت مزاحم هواپيماهاي متفقين مي شد. از ۳۷۶ قلعه پرنده امريكايي ۳۶فروند ساقط شدند و ۲۵شكاري آلماني نيز منهدم شد.
فرمانده نيروي هوايي انگلستان و امريكا به اين نتيجه رسيدند كه قلعه هاي پرنده در روز بدون اسكورت براحتي آسيب پذيرند و بايد حتماً با اسكورت حمله كنند.
008226.jpg
سروان كندي همه شب شنا كرد
تا شايد بتواندكمكي پيدا كند
*مراكز ساخت موشك
همزمان با حمله به درون آلمان نيروي هوايي انگلستان كه سازمان جاسوسي آن كشور آن را از مراكز ساخت موشك و بمبهاي پرنده آگاه ساخته بود به اين مراكز حمله كردند. ۵۹۷ بمب افكن بيش از ۱۵۹۳ تن بمب بر مراكز بسيار محرمانه آلمان كه موشك و بمبهاي پرنده مي ساخت فروريختند. طي اين حمله ۷۳۲ نفر كشته شدند. در اين پايگاه بود كه مهندس مشهور آلماني ورنو فون برون (BRAUN) و پروفسور «اوبرت» (UBERTH) در صدد ساختن موشكهايي با برد زياد بودند.
*كندي در آبهاي اقيانوس
قايق اژدرافكن جان كندي را ژاپني ها غرق كردند.
*جزاير سليمان ـ ۸اوت ۱۹۴۳
يك قايق سريع السير اژدرافكن امريكايي كه توسط جان ـ اف. كندي هدايت مي شد توسط ژاپني ها در جزاير سليمان (اقيانوس كبير جنوبي) غرق شد. سرنشينان اين قايق پس از يك هفته تلاش موفق شدند خود را نجات دهند.
فرمانده اين قايق اژدرافكن آنچه بر او و همكارانش طي يك هفته در آبهاي اقيانوس گذشت براي جرايد نقل كرد. يازده نفر از سيزده سرنشين اين قايق نجات پيدا كردند. مدت پنج ساعت آنها به قطعات قايق چسبيده بودند و سرانجام به ساحل جزيره كوچكي رسيدند.
جان. اف. كندي پسر سفير كبير سابق امريكا در انگلستان شب هنگام در اقيانوس شنا كرد تا خود را به يك قايق متفقين برساند. تلاش او بيهوده بود. پس از دو روز كندي و يارانش به يك جزيره كوچك ديگري رفتند كه عرض آن دويست متر بود ولي پر از درخت خرما و آنها توانستند سدجوع كنند.
كندي و بقيه افراد از آنجا به يك جزيره كوچك ديگر رفتند و در آنجا دو بومي پيدا كردند و پيامي كه روي پوست يك آناناس حك كرده بودند به آنها دادند. بوميان پيام را به پايگاه دريايي امريكا در «رندووا» (RENDOVA) رساند و ناوگان دريايي امريكا فوراً به كمك آنها شتافتند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |