|
دري نيم گشوده به روي مطالبات فرهنگي جوانان
* «ما مي دانيم كه در ميان جوانان چه مي گذرد. آنها در عين اينكه به ديانت و مليت وفادار هستند
اما فكر مي كنند كه مسؤولان در رسيدگي به امور جوانان كوتاهي مي كنند.
* مديريت ناصحيح و فساد مالي سبب شده مطالبات دم به دم فزاينده
و معقول جمعيت جوان همواره ناديده گرفته شود.
* علاقه مندي به جوانان صرفاً با تعريف و تمجيد ازنسل جوان صورت
نمي گيرد. بلكه بايد به آنها ميدان داد و ديدگاهها و اعمال آنها را كه ممكن است با نظريات ما منافات داشته باشد تحمل كرد.
|
|
|
ستيز با سياستهاي نوين فرهنگي كه مروجان اصلي آن در يك دهه اخير محمد خاتمي، غلامحسين كرباسچي و عطاءالله مهاجراني بوده اند سبب شده تعلق خاطر جوانان نسبت به گفتار رسمي روز به نحو قابل ملاحظه يي كاهش يابد.
به عنوان نمونه خودكشي؛ كه آمار موثق مؤيد آن است نرخ خودكشي نسبت به دو دهه پيش تا ۱۰۹ برابر رشد داشته و يا اعتياد كه پژوهشگران مي گويند بالغ بر ۴۴درصد معتادان ـ تو بخوان يك و نيم ميليون نفر ـ كمتر از ۲۴سال سن دارند.
البته سازمان ملي جوانان به عنوان متولي اصلي به سامان كردن اوضاع جوانان در موضع گيري هاي رسمي مي گويد: اينها همه «كذب محض» است و انتشار چنين آمار و اطلاعاتي راه را براي سرمايه گذاري براي جوانان مسدود خواهد كرد.
اما گفت وگوي بيشتر و صميمانه با مقامهاي عالي اين سازمان نشان مي دهد كه آنها بيش از همه واقف اند كه بحرانهاي فرهنگي مربوط به جوانان «كذب محض» نيست. چه آنكه سازمان ملي جوانان در فواصل زماني خاص، نظرسنجي هايي صورت مي دهد و به اين ترتيب درمي يابد خواسته ها و شيوه تفكر جوانان حول كدام مدارها مي چرخد.
بنابراين اگر وضعيت موجود به تمامي نشان داده نمي شود به دليل آن است كه مسؤولان سازمان معتقدند: «نبايد به گونه يي سخن گفت كه اعتماد و اعتنا به جوانان سلب گردد. » آنها مي گويند: «نبايد جوانان را آسيب پذير نشان داد. »
احمد مشكيني، معاون طرح و برنامه سازمان ملي جوانان كه بعيد مي داند در «قضيه جوانان» كسي از آنها دلسوزتر باشد، مي گويد: «ما مي دانيم كه در ميان جوانان چه مي گذرد. آنها در عين اينكه به ديانت و مليت وفادار هستند، اما فكر مي كنند كه مسؤولان در رسيدگي به امور جوانان كوتاهي مي كنند. اين يك تصور واهي نيست. حق با آنهاست. قضيه جوانان دايه هاي زيادي دارد. همه مي خواهند بودجه يي براي حل معضل جوانان بگيرند. ولي پاي عمل كه مي رسد اغلب پاپس مي كشند. »
مشكيني ترجيح مي دهد نگويد كدام ارگانها يا سازمانها اينگونه عمل مي كنند. او از الزامات كار با دستگاههاي دولتي سخن مي گويد و معتقد است: هرگاه مستقيم انتقاد كنند، دايره براي عمل به وظايفشان تنگ تر مي شود.
به اين ترتيب عدم وجود نظارت و بازخواست از چنين رويه هاي گستاخانه يي بيش از پيش مشهود مي شود. افزون بر اين، ساختار واپس مانده اداري، مديريت ناصحيح و فساد مالي سبب شده مطالبات دم به دم فزاينده و معقول جمعيت جوان همواره ناديده گرفته شود.
چنين وضعي، فاطمه راكعي عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي را متأسف مي كند. او مي گويد: «علاوه بر اين هرگاه خواسته ايم با جوانها روبرو شويم مستبدانه و قيم مآبانه برخورد كرده ايم. ما شيوه هاي نو را براي برطرف ساختن نيازهاي فرهنگي جوانان نمي شناسيم و اصولاً برنامه ريزي اساسي و مشخصي نداشته ايم. بنابراين جاي تعجب ندارد كه دستگاههاي مختلف به موازات هم حركت كنند و يكديگر را خنثي سازند. گاهي هم كار فرهنگي را به دست افراد غيرفرهنگي و اي بسا ضدفرهنگي سپرده ايم؛ كساني كه مسائل جوانان براي آنها فاقد اهميت است. در جايي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نسبت به وظايف خود بي توجه و در يك كلام تعطيل است چگونه مي توان انتظار داشت كه رويه هاي يكسان و منطقي در مواجهه با جوانان اعمال شود. برخوردهاي بشدت بسته و برخوردهاي باز سبب دوگانگي شده است. دختران ما هنوز نمي دانند بيرون افتادن دو تار مو جرم است يا بايد با آن به شيوه تساهل برخورد كرد. »
اختلاف نظر در خصوص اين قبيل اعمال به روحيه نوجويي و نوگرايي جوانان آسيب زده است. آنها مي خواهند با متفاوت بودن در شكل ظاهري، مدل لباس و آرايش، سبك موسيقي، شيوه داستان نويسي و سرودن شعر و مضامين آن به تجربه هاي متفاوت دست بزنند. ولي با واكنشهايي روبرو مي شوند كه سبب سلب اراده لازم براي به عهده گرفتن مسؤوليت در عرصه هاي مختلف مي شود.
به گفته وحيد ميرزاده، پژوهشگر فرهنگي و سياسي، محترم نشمردن قدر و منزلت جوانان براي حضور در عرصه هاي فرهنگي، تضييع حق انساني آنهاست و بايد: «اين امكان براي جوانان مهيا باشد تا با وجود احتمال خطا و اشتباه دست به انتخاب بزنند و ديدگاههاي كليشه يي به آنها ديكته نشود. علاقه مندي به جوانان صرفاً با تعريف و تمجيد ازنسل جوان صورت نمي گيرد. بلكه بايد به آنها ميدان داد و ديدگاهها و اعمال آنها را كه ممكن است با نظريات ما منافات داشته باشد تحمل كرد. »
ناديده گرفتن ميل جوانان به تجربه اندوزي و دسترسي به ساير مطالبات فرهنگي آنطور كه ميرزاده مي گويد يك نتيجه دربرخواهد داشت. انفعال و خودباختگي نسل جوان نسبت به آرمانهاي ملي و اعتقادات اجتماعي.
فارغ از اين نتايج، حصار كشيدن در اطراف حوزه هايي كه جوانان مايل به سركشي در آن هستند، كارآمد نخواهد بود. درعصر ارتباطات كه استفاده از فن آوريهاي ارتباطي به كار بران فرصت مي دهد در كوتاه ترين زمان از اطلاعات موردنظر آگاه شوند، تابع ساختن و پاسخ ندادن به مطالبات فرهنگي مؤثر نخواهد بود.
حسينعلي نوذري، مترجم و محقق مي گويد: «اطلاعات و در مجموع كالاهاي فرهنگي، ماهيت فضولانه دارند. به اين مفهوم كه سرزده به محيط بسته وارد مي شوند و نيازمند كسب اجازه از صاحبخانه نيستند. كامپيوتر، اينترنت و شبكه هاي ماهواره يي مهمترين كانالهاي انتقال اطلاعات هستند. اين اطلاعات يكي از وجوه فرهنگ است. تحريم يا ممانعت از رسيدن اين اطلاعات به نسل جوان، آنها را در موضع تعارضي با حكومت خواهد انداخت. جوانان به اين ترتيب فكر مي كنند حكومت، حقي از آنها سلب كرده است. بنابراين خود پيگير مطالبات خواهند شد و در اين صورت بيم آن هست كه از اطلاعات برداشت ظاهري و محدود بر قالب و فرم داشته باشند و از ماهيت و عمق انتقادي و اعتراضي جريانهاي شاخص فرهنگي غافل بمانند. »
علايمي مشاهده نمي شود كه نشان دهد برخي ازمديران در پي فهم اين قبيل مطالبات فرهنگي هستند. مرتضي ميرباقري، رييس سازمان ملي جوانان از اين فراتر مي رود و به وجوه ديگري از خواسته هاي جوانان از جمله عدالت خواهي و رفع تبعيض اشاره مي كند و از اينكه تعارض در گفتار و كردار مسؤولان بالا گرفته نگران است. او مي گويد: اين وضع جوانان را ديوانه كرده است. آنها حدود ۲۵ميليون نفر هستند.
|