شماره ۱۷۹۱ - سال هفتم - يكشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۰
Sun, Apr 29, 2001
Social red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
مديران حق ندارند به بهانه زندگي راحت برج بسازند و آينده فرزندان تهران را در تنگنا بگذارند
* عضو شوراي شهر تهران: تهران، ققنوسي كه در خود مي سوزد
* رييس شوراي شهر تهران: تهران مديريت منسجم و يكپارچه ندارد
نظرخواهي گروه اجتماعي ازكارشناسان درباره روز جوان
ادعاي درمان  ده روزه اعتياد فقط يك جوركلاهبرداري است!
* احساس رضايت و خوشبختي بستگي به مليت ندارند.
* كسي كه اطمينان خاطر دارد انتخابش درست بوده است، دليل بيشتري دارد كه احساس خوشبختي نمايند.

گزارش خبرنگار گروه اجتماعي از نخستين كنگره منشور توسعه تهران
مديران حق ندارند به بهانه زندگي راحت برج بسازند و آينده فرزندان تهران را در تنگنا بگذارند
* عضو شوراي شهر تهران: تهران، ققنوسي كه در خود مي سوزد
* رييس شوراي شهر تهران: تهران مديريت منسجم و يكپارچه ندارد
008247.jpg
گروه اجتماعي ـ نخستين كنگره منشور توسعه شهر تهران در آستانه روز شوراها ديروز با حضور جمعي از متخصصان شهري، اعضاي شوراي شهر تهران و مسؤولان اجرايي در محل سالن همايش هاي بين المللي صدا و سيما آغاز به كار كرد.
* بايد اجازه دهيم اهالي شهر در مسائل شهري خود دخالت كنند
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعي، محمدابراهيم اصغرزاده رييس كميته هاي تخصصي شوراي شهر تهران در آيين گشايش اين كنگره با اظهارتأسف از عدم حضور وزراي كابينه دولت در اين كنگره گفت: «برنامه ريزي بدون درنظر گرفتن وضعيت فعلي تهران در اين فضاي آشفته چيزي جز به خطرانداختن سلامت شهروندان تهران در پيش نخواهدداشت. ما مديران حق نداريم به بهانه راحت زندگي كردن باساخت برج و تأسيسات عظيم فرزندان آينده تهران را در تنگنا قرارداده و منابع را تخريب كنيم. در اين مورد بايد نظر مردم پرسيده شود. مردم تهران خود بايد تصميم بگيرند كه شهرشان چگونه بايد باشد. تهران درگير سه مشكل عمده است: اول اينكه مردم در يك گفت وگوي مفاهمه آميز قرارنداشته و تصميم گيري مديران را درك نمي كنند. دوم، بحران مشاركت و عدم تصميم گيري في مابين اهالي و مديران شهري. سوم: باتوجه به گفتمان يك طرفه و عدم مشاركت جدي مردم در اداره شهر، نوعي ناپايداري در بخش امور اجرايي وجود داشته كه باعث مي شود طرح ها پرهزينه باشد.
البته شهر تهران را نمي شود با يك سند نهايي اداره كرد و تازه در آغاز راه هستيم. در تهيه اين منشور نيز نبايد تصميم گيري ها يكجانبه و خودسرانه باشد. تعارض و تضاد كاربري ها، وضعيت ناهنجار بزرگراهها، ساخت وسازهاي شهري، كارگاههاي صنعتي آلوده ساز، پادگانها، زندانها، نبود مديريت تقاضاي سفر و… ازجمله مسائلي است كه تصميم گيري در مورد شهر تهران را دچار مشكل كرده است. شهر تهران مثل ققنوسي است كه در خود مي سوزد و تبديل به يك شهر سوداگر مي شود كه تنها پول به جيب يك عده افرادسودجو مي ريزد. تهيه منشور تهران نيز به عنوان بزرگترين محل تجمع كشور قطعاً بدون توجه به فرآيند جهاني شدن و نيز مسأله شهروند صاحب حق، امكان پذير نيست. در واقع نبود توجه كافي به استان و شهروند صاحب حق باعث شده تا برنامه هاي ما اجرا نشود و برنامه ريزي هاي ۳۰سال گذشته در تهران تاكنون موفق نبوده است.
و شوراي شهر تهران به خاطر اشكال در برنامه ريزي هاي شهري در خود را برروي متخصصان گشود.
تهران بدون توجه به فرآيند جهاني شدن نمي تواند توسعه پيداكند و اين برنامه ريزي بايد به شكلي باشد كه در فرآيند جهاني شدن له نشويم. »
«من نمي توانم به دليل آنكه در شمال شهر تهران زندگي مي كنم، نسبت به افرادي كه در جنوب شهر زندگي مي كنند و از طبقات محروم هستند، از امتيازات ويژه و بيشتري برخوردار باشم و در مقابل، عده يي با بي عدالتي ها مواجه شوند. بايد اجازه دهيم اهالي شهر با مشاركت همگاني و به عنوان شهروندان فعال در مسائل شهرخود دخالت كنند. »
008250.jpg
* تهران غيرعلمي و متناقض اداره مي شود
رحمت الله خسروي رييس شوراي شهر نيز گفت: «منشور شهر تهران پس از تصويب شوراي شهر ميثاق عمومي اين شهر است و تمام شهروندان، مديران و مسؤولان موظف هستند در چارچوب اين منشور حركت كنند. مسائل عمده يي نظير اشتغال، آلودگي هوا، ترافيك، مسكن و تخريب محيط زيست، شهروندان را تحت فشار قرارداده است. اما به جرأت مي توان گفت، نبودمديريت منسجم و كارآمد در تهران و وجود مراكز متعدد تصميم گيري و دخالت مراجع ديگر در اداره امور شهر، بزرگترين مسائل تهران است. در كنار شوراي شهر و شهرداري كه هيچ كدام نيز تابع يك برنامه منسجم و واحد نيستند، شهر تابع يك برنامه سليقه هاي متفاوت است و گاهي كاملاً غيرعلمي و متناقض اداره مي شود. » براساس اين گزارش، در اين كنگره دوروزه كه با حضور جمعي از كارشناسان و متخصصان شهري خارجي و داخلي برگزارمي شود، مشكلات شهر تهران بررسي و راهبردهاي توسعه شهر تهران مشخص خواهدشد.
در حاشيه خبر ـ نكته قابل توجه در اين كنگره عدم استقبال مسؤولان دولتي و شهردار تهران و معاونانش بجز يكي دو تن از شهرداران مناطق و يكي از معاونان بود كه در سالن شايع شده بود كه ظاهراً با يك هماهنگي از پيش تعيين شده صورت گرفته. از طرفي مراسم سالگرد شوراها كه ازسوي وزارت كشور ترتيب داده شده، قراراست درست همزمان با اين كنگره و با دعوت از رييسان و بانوان عضو شوراهاي شهرهاي كشور انجام شود. اين همزمان بودن نيز باعث حيرت بعضي از حاضران شد.

نماينده مردم كرمانشاه: اگر جوان مجال اعتماد به نفس ابراز عقيده و رشد شخصيت داشته باشدنياز نيست به مشاركت دعوتش كنيم
نظرخواهي گروه اجتماعي ازكارشناسان درباره روز جوان
008244.jpg
گروه اجتماعي ـ براي اينكه جوانان ما در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مديريتي مشاركت جدي، فعال و سرنوشت ساز و آگاهانه داشته باشند، نياز است كه از قبل براي اين منظور در خانه، مدرسه، دانشگاه و جامعه بسترسازي كنيم. دكتر عباسعلي اللهياري روانشناس و نماينده مردم كرمانشاه در مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با خبرنگار گروه اجتماعي ضمن بيان اين مطلب گفت: مرحله جواني، از مهمترين و سرنوشت سازترين مراحل زندگي هر فرد است كه سرنوشت فرد، هويت و شخصيت فرد و عمده مهارتهاي اجتماعي در اين مرحله شكل مي گيرد. از لحاظ مشاركت اجتماعي لازم به ذكر است كه تأكيد كنيم كه مشاركت اجتماعي مبتني بر مهارتهاي اجتماعي است، يا به عبارتي مشاركت اجتماعي در گرو پختگي فكري و رشد اجتماعي جوان است و اين رشد اجتماعي و پختگي فكري پرورشي و اكتسابي است نه فطري و ذاتي. نهايت بي انصافي است اگر از قبل براي آنان زمينه سازي رشد اجتماعي نشود، ولي دفعتاً و نا آگاهانه در مرحله جواني از آنان انتظار مشاركت همه جانبه داشته باشيم. چرا كه اگر چنين باشد، مشاركت آنان آگاهانه و كارساز نخواهد بود. ضمن اينكه براي خود جوانان اضطراب و دلهره و نگراني را به همراه دارد. به اين دليل كه در زمينه مشاركت مهارتي نياموخته اند. بنابراين براي رشد اجتماعي و مشاركت فعال جوانان لازم است در ابتدا به صورت بحثهاي گروهي در خانه و مدرسه و جامعه زمينه هاي ابراز وجود، اظهار نظر، ابراز عقيده، اعتماد به نفس و رشد شخصيت آنان را فراهم آوريم كه اگر چنين كرديم، ديگر نيازي نيست كه جوانان را به مشاركت دعوت كنيم. به دليل اينكه اين جوان داراي مهارتهاي لازم است، خود به خود مشاركت جو است، با علاقه سرشار و علاقه وافر حتي خواهان درانداختن طرحي نو براي جامعه درهمه ابعاد است. اما متأسفانه اكنون مشاهده مي شود حتي جوانان دانشگاهي ما در ارايه يك بحث گروهي در مقابل همكلاسان خود بعضاً دچار اضطراب، نگراني، دلهره و احساس عدم توانايي هستند. ريشه اصلي اين وضعيت در اين است كه نظام آموزش رسمي و غير رسمي ما پرورش دهنده رشد اجتماعي و احساس مشاركت در اداره امور زندگي نيست، بلكه بيشتر با شيوه هاي معلم محوري آموزشهاي مستقيم و بدون مشاركت خود جوان سعي در انتقال پاره يي از مفاهيم و ذهنيات به حافظه جوانان داريم كه اين شيوه موجب پرورش ذهن و حافظه جوانان خواهد شد. اما كوچكترين اثري در رشد اجتماعي و پرورش مهارتهاي گفت و گوي متقابل، مذاكره اصولي، پذيرش انتقاد و يادگيري شيوه پاسخ به انتقادات و شيوه طرح انتقادات از گفته هاي افراد مقابل را ندارد. در آموزشهاي غير رسمي ما نيز معمولاً ميدان ابراز وجود و اظهار نظر به كودكان و نوجوانان و جوانان را نمي دهيم، بلكه با يك حالت بزرگسالانه و دستوري و مستقيم راه نوجوانان و جوانان را مشخص مي كنيم و اين موضوع دقيقاً مخالف فطرت و ماهيت نوجوانان و جوانان است، چرا كه آنان دوست دارند خود دلايل انجام عمل يا عدم انجام عملي را داشته باشند نه دلايلي كه ديگران به آنان ارايه مي كنند.

جوانان گچساراني مي گويند: حرفها درباره جوان قشنگ است فقط عمل نمي شود
008241.jpg
گروه اجتماعي ـ برخي جوانان گچساران مي گويند: هرچند همه دست اندركاران و مسؤولان، مشكلات جوانان را مي شناسند و اين شناخت مهم است، اما حل مشكلات و درمان درد، مهمتر است. به گزارش ايرنا آنان با اشاره به هشتم ارديبهشت، روز جوان برچاره انديشي براي حل مسائل جامعه جوان به عنوان بالنده ترين قشر جامعه تأكيد دارند.
مسائلي همچون بيكاري، ازدواج، تأمين مسكن، كمبود امكانات و مراكز فرهنگي، هنري و دانشگاهي از مهمترين مشكلات جوانان گچساراني اعلام شد. يك دختر جوان دوگنبداني در اين باره مي گويد: درباره مشكلات جوانان بطور روزمره حرفهاي قشنگي زده شده و مي شود اما از عملي شدن اين حرفها خبري نيست. رفتن به دانشگاه براي جوانان، مشكل بزرگي شده، طوري كه درصد زيادي از جوانان پشت كنكور معطل مانده اند. يكي ديگر از دختران جوان گچساراني نيز مدرك گرايي را يكي از مشكلات روز جامعه و جوانان دانست و افزود: جوانان با انگيزه رسيدن به كار و ديگر مراحل زندگي به دانشگاه مي روند و پس از تحصيل به صف بيكاران مي پيوندند. ابراهيم بيعتي نژاد، يك جوان پشت كنكوري نيز بيكاري را مهمترين مشكلات جوانان مي داند و معتقد است اگر انسان دستش به كاري بند شود، زمينه براي پيشرفت و ديگر فعاليتهاي روزمره او فراهم خواهد شد.

دو خط جديد شركت واحد براي مسافران مترو
گروه اجتماعي ـ شركت واحد اتوبوسراني تهران براي تسهيل در رفت و آمد مسافران مترو به مقصد خيابانهاي شمالي شهر، خط جديدي را داير كرد.
اتوبوسهاي اين خط از ايستگاه آزادي مترو (تقاطع خيابان شادمان) حركت مي كنند و بعد از پيمودن خيابانهاي بهبودي، ستارخان، باقرخان، فاطمي به ابتداي خيابان استاد مطهري (تقاطع لارستان) ميروند.

جامعه پزشكان متخصص داخلي ايران هشدارداد:
ادعاي درمان  ده روزه اعتياد فقط يك جوركلاهبرداري است!
گروه اجتماعي ـ مراكزي كه اعلام مي كنند قادرند اعتياد را در ده روز يا يكماهه درمان كنند بايد توسط سازمانهاي ذيربط برچيده شوند.
دكتر ايرج خسرونيا متخصص داخلي و عضو هيأت مديره جامعه پزشكان متخصص داخلي با اعلام اين مطلب گفت: اين مراكز قصد كلاهبرداري دارند و هيچگونه تضميني در مورد روش آنان وجودندارد.
درمان اعتياد با بهره گيري از روش ها و متدهاي جديد تا يك سال ادامه مي يابد و فردمعتاد بايد بيش از ۱۰ ماه تحت مراقبت شديد روانپزشك و متخصص داخلي قرارگيرد.
دكتر خسرونيا تشكيل كميته هاي كشوري مبارزه با اعتياد را يكي از راه حل هاي اساسي مداواي اين بلاي خانمانسوز ذكركرد و گفت: ترك اعتياد تنها يك روش مقطعي پرهزينه است كه پس از مدتي بيمار دوباره به سوي موادمخدر گرايش مي يابد.
درحالي كه درمان اين بيماري با روش هاي جديد توسط روانپزشكان و متخصصان داخلي مي تواند فردمعتاد را به اجتماع بازگرداند.
عضو هيأت مديره نظام پزشكي تهران خاطرنشان كرد: در دوازدهمين كنگره جامعه پزشكان متخصص داخلي راههاي تشكيل كميته هاي كشوري پزشكان مبارزه با اعتياد موردبررسي قرارمي گيرد.
دوازدهمين كنگره جامعه پزشكان متخصص داخلي با حضور بيش از يكهزار و پانصد پزشك از ايران و جهان در مركز همايش هاي زكرياي رازي واقع در بزرگراه همت تهران از ۱۰ تا ۱۳ارديبهشت سال جاري برگزارمي شود.

آب آلوده جويهاي خيابان وليعصر سلامت مردم را به خطر انداخته
008253.jpg
گروه اجتماعي ـ شماري از شهروندان تهراني مي گويند: آب جويهاي خيابان ولي عصر و برخي از خيابانهاي اطراف آن بيش از يك هفته است كه بشدت گل آلود است.
به گزارش ايرنا، اين شهروندان ساكن منطقه ۶ تهران مي افزايند: در اثر گل آلودگي، آب اين جويها قهوه يي تيره مي باشد و در برخي از فواصل در ته اين جويها خاك و گل زيادي رسوب كرده است. به گفته آنان شبها در برخي از خيابانهاي اطراف ولي عصر آب جويها بالا آمده و در حالي به خيابان سرريز مي شود كه مالامال از زباله و مواد غير بهداشتي و آلوده مي باشد. عده يي از ساكنان اين منطقه مي گويند: ظاهراً گل آلودگي اين آبها به علت گودبرداري در منطقه يي در خيابان سئول است. خاك ناشي از گودبرداري به داخل نهر خيابان نيايش و از آن طريق به جويهاي خيابان ولي عصر كه به آن متصل مي باشد، سرريز شده است.

اجتماع شماري از اهالي محله اوين در شمال تهران
شماري از ساكنان محله اوين در شمال غرب تهران در اعتراض به آنچه موقوفه اعلام شدن زمينهاي خود از سوي آستان قدس رضوي مي نامند، صبح امروز «شنبه» در خيابان شهيد «كچويي» دست به تجمع زدند.
معترضان به گزارشگر خبرگزاري جمهوري اسلامي گفتند: سالها پيش زمينهايي را كه اكنون آستان قدس رضوي ادعاي مالكيت آن را دارد، از سازمان زمين شهري خريداري كرديم.
يكي از شعبه هاي دادگستري استان تهران اسفندماه سال ،۷۹ وقف بودن زمينهاي منطقه اوين را تأييد كرد. مدير كل اوقاف آستان قدس رضوي گفت كه از حدود ۱۵۰ سال پيش «شش دانگ» منطقه اوين به نام آستان قدس رضوي ثبت شده است. در پايان مقرر شد كه موضوع تا حصول به يك نتيجه قطعي با برپايي جلسه هايي ميان معترضان و مسؤولان اوقاف آستان قدس رضوي در فرمانداري تهران بررسي شود.

مادراني كه آسم دارند قبل از بارداري مداوا كنند
گروه اجتماعي ـ به بانوان مبتلا به آسم توصيه شده است كه قبل از بارداري درمورد مداواي خود اقدام كنند. به گزارش ايرنا، مطالعات انجمن ريه در امريكا نشان مي دهد كه زنان باردار مبتلا به آسم فرزنداني نارس، ضعيف و معيوب به دنيا مي آورند.
آسم يا تنگي نفس، يك بيماري مزمن ششي بوده كه درصورت عدم مداواي صحيح عواقب وخيمي را به دنبال خواهدداشت.

عمر طولاني داشتن
008172.jpg
در منطقه قزاقستان در شوروي از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر تقريباً ۵۰نفر تا بدان حد زندگي مي كنند كه تولد صدسالگي خود را جشن مي گيرند و بسياري از آنها در صد سالگي متوقف نمي شوند. در مقام مقايسه، در امريكا از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر فقط سه نفر به مرز صد سالگي مي رسند. اما اين قزاقها، تنها افرادي نيستند كه پير مي شوند. هانزاهاي پاكستاني كه بالاي كوههاي هيماليا زندگي مي كنند و ويلكابم بن ها كه در كوههاي آند در اكوادور هستند نيز به نظر مي رسد در راز طول عمر سهيم اند.
اين افراد با وجود گذشت زمان از نظر بدني و رواني سالم باقي مي مانند در حالي كه افراد مسن تر بسياري از جوامع صنعتي در سنين دهه ۶۰ و ۷۰ سالگي خود بيمار و ضعيف مي شوند. بعضي از گرجستانيها تا حدود ۱۱۰ تا ۱۴۰سالگي عمر مي كنند و در كنار نوادگان خود در مزارع كار مي كنند. براي آنها حتي ايده پيري نامأنوس است. وقتي از آنها پرسيده شد: «جواني در چه سني به پايان مي رسد؟ » اغلب آنها پاسخي نداشتند. چند تا از آنها پاسخ دادند: «خوب، شايد در سن هشتاد سالگي» كمترين سني كه تخمين زده شد شصت سالگي بود.
استعداد زنده ماندن تا چنين سنين بالايي و با چنين سلامتي را چه چيزي توجيه مي كند؟ اول از همه، شيوه زندگي همه اين افراد سالمند كار سخت بدني است. آنها كار جسمي خود را در روزهاي بلند از زماني كه كودك هستند آغاز مي كنند و به نظر مي رسد كه هرگز متوقف نمي شوند.
سلامتي پاداشي است كه همه اين افراد از محيطي كه در آن كار مي كنند مي گيرند. همه آنها اهل مناطق كوهستاني هستند. آنها در ارتفاعهاي ۱۶۶۰ تا ۴۰۰۰متر از سطح دريا زندگي و كار مي كنند. هوا اكسيژن كمتري دارد و از آلودگي به دور است. اين محيط كم اكسيژن قلب و سيستم رگهاي خوني را قوي تر مي كند.
عامل ديگري كه در سلامتي اين افراد ممكن است مؤثر باشد انزواي آنهاست. آنها تا حد بسيار زيادي از فشارها و نگراني هاي جوامع صنعتي دور هستند. عوامل ارثي نيز تا حدي نقش دارند. بيشتر افراد سالمند والدين و اجدادي نيز داشته اند كه تا سنين بالا عمر كرده اند. بنابراين ممكن است كه ژنهاي خوب خانوادگي يكي از عوامل عمر طولاني باشد. سرانجام، اگرچه اين سه گروه غذاهاي كاملاً يكساني نمي خورند، ولي رژيم غذايي آنها مشابه است.
هانزاها و ويلكابم بن ها و روسها از گوشت حيوانات بسيار كم تغذيه مي كنند و رژيم غذايي آنها پر از ميوه هاي تازه، سبزيجات، خشكبار، غلات، پنير و شير است. آنها هرگز بيش از نياز بدنشان غذا نمي خورند.
مسلم است كه دور بودن از فشارها و آلودگي شهري، هواي پاكيزه كوهستان، كار سخت روزانه، رژيم متعادل، ژنهاي خوب و نگرش جوان گونه نسبت به زندگي، همه در سلامت عمر بسيار طولاني اين افراد مؤثرند.
مترجم: مليكا زمانيان

يك نظرسنجي براي پايه هاي اصلي خوشبختي از ديد روانشناسي مثبت
براي احساس واقعي خوشبختي چه لازم داريم؟
* احساس رضايت و خوشبختي بستگي به مليت ندارند.
* كسي كه اطمينان خاطر دارد انتخابش درست بوده است، دليل بيشتري دارد كه احساس خوشبختي نمايند.
008175.jpg
به عقيده ما براي دست يافتن به احساس خوشبختي، انسان احتياج به مسائل و وسائلي از قبيل نفوذ اجتماعي، قدرت، پول، مقامهاي بالا و وسايل لوكس ندارد. كمتر از آن كه تصور مي كنيم، اين مسائل و وسايل ظاهري، احساسات ما را در مورد «خوشبختي تحت اثر دارند» آنچه سبب مي شود در يك آن، احساس خوشبختي كنيم، مسائل كوچك و روزمره زندگي است. مثلاً اگر به ما يك چيزي، گرچه ناقابل بدون آنكه ما انتظارش را داشته باشيم، اهدا شود، يا در موقع خريد، فروشنده لطف كرده يك عدد از چيزي كه خريده ايم، بطور مجاني روي آنها بگذارد. اين موارد كوچك موجب مي شود كه آدمي در يك لحظه حالت بشاشيت پيدا كند و با اين حالت خوشي، خود را خوش شانس دانسته و اميد به اطرافيان و جامعه پيدا كنند. اين نوع احساس خوشبختي موجب آن مي شود كه ما در رفتار و كردارمان بطور ناخودآگاه، مهربانتر، دست و دل بازتر با ذوق و شوق بيشتري كارهايمان را انجام دهيم.
با كمك بررسي پرسشنامه هايي كه يك گروه از دانشجويان روانشناسي و خدمات اجتماعي دانشگاه شهر اشتوتگارت در آلمان در سال تحصيلي ۲۰۰۰ انجام داده اند، اين تز به اثبات رسيده.
پزشكان رشته راديولوژي كه در سطح شهر، هر كدام صاحب مطب هاي خصوصي و از لحاظ رفاهي در اوج شكوفايي بوده اند، در آغاز معالجه از بيماران هداياي كوچكي دريافت داشته اند، كه نشانه حق شناسي و تشكر از خبرگي آن گروه از دكترها بوده، گروه ديگراز اين پزشكان طبق معمول، اين گروه از بيماران را معاينه نموده اند (بدون گرفتن هداياي مذكور).
تفاوت محسوسي بين نوع معاينه و معالجه اين دوگروه از پرسش شوندگان روي كاغذ آورده شده است. دكترهاي گروه اول كه بطور ناخوداگاه، پس از گرفتن هداياي ناقابل، در يك حالت خوشي و رضايت خاطر از كارشان قرا گرفته بودند (چون كه بيماران با دادن هديه، اين موضوع را ثابت كرده بودند) معاينات دقيق تري انجام داده بودند دقت بيشتر براي هر مريض داشته اند و پيشنهادات بهتري براي معالجه اين بيماران داده بودند.
تز بعدي نشان مي دهد كه احساس رضايت وخوشبختي هيچ وابستگي به مقام اجتماعي افراد ندارد.
براي اثبات اين گفته، دانشجويان مزبور در سطح همان شهر، در بيمارستانهاي دولتي آنجا بين خدمتكاران جزء بيمارستان، پرسش نامه يي پخش كرده اند، كه بررسي نتايج آن نشان مي دهد كه بعضي افراد در پايين تري سطح كاري در اجتماع يا در يكنواخت ترين كارها و يا به ظاهر دركسل كننده ترين كارها هم، احساس رضايت و خوشبختي مي كنند.
پاسخها نشان مي دهند كه آن دسته از كارگران جزء، كه نتيجه كارشان را فقط در آن مشاهده مي كنند كه به وسيله فروش نيروي كار خود، يك درآمدي داشته باشند و فقط فكر امرارمعاش شخصي مي باشند، به اين معني كه فقط پول درآوردن مهم بوده و جز آن ايده آل ديگري نداشتند در مقايسه با آن دسته از كارگران جزء كه مدعي بودند با تميز كردن بيمارستان وتميز نگاه داشتن اين محيط كمكي به بهبودي حال بيماران نموده و يا حداقل باعث آن مي شوند كه بيماران مبتلا به بيماريهاي ديگري كه از كثيفي محيط منشأ مي گيرد، جلوگيري مي نمايند.
دسته اول خيلي كمتر به كارشان افتخار مي كنند و رضايت خاطر كمتري در مقايسه با گروه دوم دارند گروه دوم كه نتيجه كارشان را يك نوع خدمت به خلق دانسته، با اعتماد به نفس در مورد كارشان گفت و گو نموده و به اين موضوع اعتقاد دارند كه فردي مفيد بوده و آدم لايقي به شمار مي روند.
براصل بررسي پرسشنامه هاي مختلف كه در مورد احساس خوشبختي انجام شده، اصول پايه يي خوشبختي بر چهارستون پايه گذاري مي شود.
۱ـ احساس شايسته بودن و لياقت انجام دادن كاري مثبت
۲ـ احساس خبرگي در مورد كاري كه انجام داده مي شود. بدين معني كه كساني كه مطمئن هستند كه آن كار از دستشان برمي آيد و بطور مستقل و آزادانه در مورد كارشان عمل مي كنند (در مثال خدمت كاران جزء بيمارستان) هر شخصي خودش اطمينان دارد كه اولاً تميز كردن را بلد است و در ثاني خودش تصميم مي گيرد كه كدام مايع تميزكننده را انتخاب كند و يا سطل بزرگ يا متوسط بايد بردارد، آب گرم و يا سرد استفاده كنند، سطل آب را نيمه پريا تمام پر كنند. يعني تمام پروسه مربوط به كار تميز كردن راخودش با مسؤوليت خودش بر عهده مي گيرد (عضو آگاه در موردكار مثبت، انتخاب شده)
۳ـ احساس همكار بودن درمحيط كاري داشته باشند (خود را حلقه يي لازم در زنجيركاري بدانند، عضو مفيد در محيط كار)
۴ـ احساس احترام به خود داشتن (اعتماد به نفس) در مثال بالا ـ كاري كه من انجام مي دهم، لازم است و مهم است كه من آنرا انجام مي دهم.
بررسي هاي ديگري نشان دادند كه احساس رضايت و خوشبختي بستگي به مليت ندارند.
براي ثبوت اين تز هم ما سه گروه گوناگون از دانشجويان رشته روانشناسي و خدمات اجتماعي دانشگاه را بطور اتفاقي، انتخاب نموديم و سه نوع سؤال مطرح نموديم كه بطور مساوي افراد ترك و آلماني را در بر داشتند.
گروه اول اين دانشجويان ترك و آلماني بايد به يك واقعه يي كه در عرض چهارهفته گذشته در زندگي آنها رخ داده بود كه موجب شادي خاطر و رضايت دروني آنها و به ويژه مايه احساس خوشبختي آنان بوده، اشاره مي نمودند.
گروه دوم اين دسته دانشجويان، واقعه يي كه در حافظه شان به عنوان خوش آيندترين واقعه هفته گذشته، نقش بسته بوده، عيان مي كردند.
گروه سوم به يك واقعه مثبت و يك واقعه منفي در عرض نيم سال گذشته، پاسخ دادند.
بررسي پاسخها نشان مي داد كه احساسات مربوط به خوبي و يا بدي واقعه هاي زندگي بستگي مستقيم به آن داشته كه آيا يكي از چهارستون نامبرده در مورد احساس خوشبختي (احساسات مربوط به شايستگي و لياقت خبرگي و كاركشتگي، همكار مفيد و اعتماد به نفس) در آن بعدزماني در احساسات آنان بوده يا خير و جواب دانشجويان ترك با آلماني تضادي در اين مورد نشان نمي دادند.
كمبود يك يا چند تا از آن چهارفاكتور اصلي، عامل آن بودند كه حوادث به صورت منفي در ذهن دانشجويان نقش بندد.
يا اينكه اين افراد، احساس كمبود اطمينان داشته اند، بدين منظور كه، آنها درمورد انتخاب كردن حادثه، دچار سستي در مورد انتخاب واقعه هاي مثبت يا منفي زندگي اشان بوده اند، زيرا كه تعداد واقعه، آنقدر زياد بوده كه انتخاب بهترين و بدترين حادثه را مشكل نشان داده.
اطمينان خاطر داشتن هم نقش مهمي در انتخاب دارد. كسي كه اطمينان خاطر دارد انتخابش درست بوده است، دليل بيشتري دارد كه احساس خوشبختي نمايند. در قطب مخالف كسي قرار دارد كه در خيالش، تصور كند كه در محيط خارج از محيط كنوني زندگي اش، چه در مورد روابط زناشويي و يا محيط اجتماعي و كاري، بسا كه امكانات بهتري مي توانسته داشته باشد. بديهي است كه اين فرد اصولاً ناراضي است وكمتر احساس خوشبختي دارد.
بررسي و رسيدگي به پرسشنامه ها و آمار مربوط به قسمت عملي اين آزمون به عهده اينجانب بوده.
سهيلا سلطاني
كارشناس ارشد جامعه شناسي و مشاور خانواده در امور تربيتي از آلمان



|   شناسنامه   |   آرشيو   |