|
نظرسنجي امروز:
پرخاشگري كودكان
* ۶۹ درصد والدين معتقدند پرخاشگري در كودكان نسبت به گذشته بيشتر شده است.
* پرخاشگري نتيجه عدم توانايي كودك در كنترل هيجانات خود است.
|
|
|
مطالعات و پژوهش هاي روانشناسي نشان مي دهد كه پرخاشگرترين موجودات بچه ها هستند. شايد اين بدين علت باشد كه بچه ها از رفتارهاي پخته و كامل تر براي مقابله با ناكامي ها برخوردار نيستند. يك بچه اگر خواسته اش برآورده نشود، دادوفرياد مي كند و سرش را به ديوار مي كوبد، لگد مي زند و گريه مي كند. اما وقتي بزرگتر شد ياد مي گيرد كه خواسته اش ممكن است فوري برآورده نشود. پس بايد صبر كند يا اينكه خود براي برآورده شدن خواسته اش زحمت بكشد. به همين دليل تظاهرات پرخاشگري در سنين مختلف فرق دارد. گروه نظرسنجي روزنامه ايران اين بار به بررسي علل پرخاشگري درميان كودكان و نوجوانان پرداخته است:
پرخاشگري (AGRESSION) يا خشونت (VIOLENCE) به هرگونه رفتار معطوف به هدف آسيب رساندن يا مجروح ساختن موجودي ديگر اطلاق مي شود. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه يي كنترل مي كنند ولي از لحاظ ارزشي كه براي آن قايلند و ميزان محدود كردن آن با هم فرق دارند. براي مثال در ميان قبايل سرخپوست امريكايي، لوكانچي ها و آپاچي ها كودكانشان را جنگجو بارمي آورند و حال آنكه هيپي ها و زوني ها به فرزندانشان رفتار صلح جويانه و غيرپرخاشگرانه مي آموزند.
برخي پرخاشگري را رفتاري مي دانند كه به ديگران آسيب مي رساند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند. پرخاشگري ممكن است بدني باشد (زدن، لگدزدن و گازگرفتن) يا لفظي (فرياد زدن، رنجاندن) يا به صورت تجاوز به حقوق ديگري (مانند چيزي را به زور گرفتن) رفتاري كه به ديگران آسيب مي رساند، پرخاشگري تلقي مي شود بويژه وقتي كه كودك بداند رفتارش به ديگري آسيب مي رساند و آگاهانه اين كار را بكند.
۷۹ درصد پاسخگويان در بين نزديكان خود كودك ونوجوان پرخاشگردارند و تنها ۲۱ درصد پاسخ منفي دادند. همچنين ۶۹ درصد والدين معتقدند پرخاشگري در كودكان نسبت به گذشته بيشتر شده است، ۲۴ درصد معتقدند تا حدودي بيشتر شده و ۷ درصد تصور مي كنند ميزان پرخاشگري كودكان كمتر شده است.
* دلايل پرخاشگري
كودكاني كه بشدت پرخاشگرند، والديني خشن دارند. در اين خانواده ها رفتارهاي متقابل غالباً وضعيتي ايجاد مي كنند كه الگوي رفتار پرخاشگرانه را درخانواده افزايش مي دهد. وقتي كه واكنش خشونت آميزي بروز مي كند، ساير اعضاي خانواده كاري مي كنند كه باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه مي شوند. پرخاشگري نتيجه عدم توانايي كودك در كنترل خود است. همچنان كه كودك بزرگترمي شود، پرخاشگري خصمانه او افزايش مي يابد و كودك بيشتر سعي در آسيب رساندن به ديگران دارد. در عين حال رسانه ها نقش مهمي در ارايه واقعيت هاي جامعه دارند. آنها حتي مي توانند راه مقابله با ناكامي ها را به افراد بياموزند. اهميت تلويزيون از آن رو نيست كه رسانه يي همه جا حاضر و فراگير است، بلكه اهميت اصلي آن را محتواي برنامه ها رقم مي زنند. برنامه هايي كه اگر در محتوا و ساختار آنها تجديدنظري كلي صورت نگيرد، اثرات سويي بر ذهن كودك مي گذارد و اين كودك فردا با همين افكار و ايده هاي غلط وارد جامعه خواهد شد.
۲۸ درصد پاسخگويان معتقدند مهمترين دليل پرخاشگري كودكان برنامه هاي تلويزيوني است، ۲۳ درصد آن را ناشي از تعليم و تربيت خانواده مي دانند، ۱۵ درصد به برنامه هاي ماهواره اشاره كردند، ۹ درصد به فيلم هاي ويديويي، ۸ درصد به تأثيردوستان، ۶ درصد به محيط مدرسه و ۵ درصد به ساير موارد اشاره كردند. ۶درصد نيز پاسخي به اين سؤال ندادند.
«علي خواجه حسيني» كارشناس ارشد روانشناسي معتقد است مهمترين دليل پرخاشگري كودكان محيط ناسالم است. اين محيط ممكن است ويژگي هايي داشته باشد. مثلاً الگوي پرخاشگري را براي كودكان فراهم بكند. كودكاني كه شاهد پرخاشگري و فحاشي والدين هستند و يا اين طرز رفتار را از رسانه ها بويژه تلويزيون مشاهده مي كنند، از اين دسته اند. هنگامي كه كودك شاهد دستيابي افراد پرخاشگر به موفقيت هاي اجتماعي است، نسبت به انجام رفتارها تقويت مي شود. درمشاوره با كودكان پرخاشگر همچون ساير اختلالات رفتاري، خانواده هم مدنظر قرارمي گيرد. خانواده هايي كه بشدت تنبيه گر هستند و يا شخصيت پدرومادر به گونه يي است كه دربرابر وقايع، واكنش هاي احساسي بيش از حدي از خود نشان مي دهند، طبيعتاً چنين كودكاني را پرورش مي دهند. بنابراين به جرأت مي توان گفت كه نخستين و مهمترين قدم در جهت كمك به اين دسته از كودكان اين است كه به والدين آموزش دهيم كه چگونه احساسات و رفتارهاي خود را كنترل كنند.
اين روانشناس همچنين اعتقاد دارد پرخاشگري جنبه ارثي دارد و مي گويد: در تحقيق از والديني كه خود پرخاشگر هستند، مشاهده شد كودكاني دارند كه زمينه پرخاشگري در آنها بيش از ساير افراد است. پرخاشگري ناشي از اختلال در سيستم عصبي است كه در نتيجه فرد قادر به كنترل هيجانات رفتارهاي خود نيست.
* پرخاشگري در چه سنيني بيشتر ديده مي شود؟
كودكان در ۱۲ ماهگي وقتي با هم هستند، شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه مي كنند. اين رفتار آنان غالباً به خاطر اسباب بازي و متعلقات ديگر است و درارتباط با همسالان ديده مي شود.
گاهي اوقات آنان به والدين و كودكان بزرگتر حمله ور مي شوند ولي اين گونه پرخاشگري در مقايسه با پرخاشگري با همسالان نادر است. همچنان كه كودكان به سالهاي پيش از مدرسه و مدرسه نزديك مي شوند، كمتر دست به اعمال پرخاشگرانه مي زنند. پرخاشگري لفظي در سالهاي قبل از مدرسه با افزايش سن افزايش مي يابد. كودكاني كه در سالهاي اوليه بشدت پرخاشگرند، به احتمال زياد در جواني و بزرگسالي هم پرخاشگر خواهند بود و كودكاني كه پرخاشگر نيستند، به احتمال زياد در بزرگسالي هم پرخاشگر نخواهند بود.
به نظر ۳۳ درصد پرسش شوندگان پرخاشگري در همه سنين ديده مي شود، ۲۲ درصد به مقطع راهنمايي اشاره كردند، ۱۸ درصد به مقطع دبيرستان، ۱۲ درصد پاسخ دادند فرقي ندارد، ۹ درصد معتقدند درمقطع ابتدايي كودكان بيشتر پرخاشگرند و ۶ درصد به سنين پيش از دبستان اشاره كردند.
* عواقب پرخاشگري متوجه كيست؟
كودكان هنگامي كه با وقايع تنش زايي مثل جدايي پدرومادر يا به دنيا آمدن كودكي جديد روبرو مي شوند، بيشتر پرخاشگر مي شوند ولي پرخاشگري شديدي كه بيش از چند ماه به طول مي انجامد، غالباً حاكي از تداوم داشتن اين الگوي رفتار است. واكنش هاي پرخاشگرانه در وضعيت مبهم به كودك شهرتي مي دهد كه باعث مي شود ديگران با او با پرخاشگري رفتار كنند. در نتيجه كودك پرخاشگر از طرف ديگران با واكنش هاي پرخاشگرانه مواجه مي شود و بدين ترتيب اين اعتقاد كه ديگران مقاصدي خصمانه دارند در او قوت مي گيرد و عواقب پرخاشگري بيشتر متوجه خود كودك مي شود.
۲۹ درصد افراد معتقدند عواقب پرخاشگري بيشتر متوجه جامعه است، ۲۲ درصد به خانواده، ۱۷ درصد به خود كودك، ۲ درصد به دوستان كودك و ۳۰ درصد نيز به همه موارد اشاره كردند.
* راههاي جلوگيري از پرخاشگري
براي جلوگيري از پرخاشگري كودكان تشنج زدايي از محيط زندگي و تأمين نيازهاي ضروري و فراموش شده آنان به نحوي كه ارضاكننده نيازهاي رواني شان باشد، ضروري است.
در عين حال بايد روحيه كودك راتقويت كرد از هر شكست به او جرأت و اطمينان براي ادامه تلاش را داد.
علي خواجه حسيني در اين باره مي گويد: براي از بين بردن پرخاشگري كودكان نمي شود آنان را خارج از زمينه رشدشان (خانواده، مدرسه و محيط اطراف) در نظر گرفت. اگر اين پرخاشگري ناشي از نارسايي در مناسبات رفتاري مربوط به هركدام از اين محيط ها باشد، طبيعتاً در مشاوره ها بايد به آن تكيه كرد. ضمناً مي توان از برخي روشهاي تغيير رفتاري و دارودرماني در اين رابطه استفاده كرد. تغيير رفتار مي تواند مبتني بر تقويت رفتارهاي مثبت و از بين بردن رفتارهاي پرخاشگرانه منفي از طريق بي توجهي به اين رفتارها باشد.
۲۶ درصد پرسش شوندگان معتقدند آموزش صحيح والدين در جلوگيري از پرخاشگري كودكان مؤثر است، ۲۲ درصد به پخش نكردن برنامه هاي خشونت آميز اشاره كردند، ۱۹ درصد گسترش برنامه هاي تفريحي، ۱۱ درصد كنترل برنامه هاي تلويزيوني، ۱۱ درصد آموزش خانواده ها از طريق اين رسانه، ۶ درصد جدي گرفتن بحث تعليم و تربيت در مدارس و ۵ درصد تغيير نظام آموزش وپرورش را نام بردند.
* جامعه آماري
۵۶ درصد افراد اين نظرسنجي را زنان و ۴۴ درصد آنان را مردان تشكيل مي دادند. همچنين ۳۵ درصد آنها ۳۱ تا ۴۰ سال سن داشتند، ۲۸ درصد ۲۱ تا ۳۰ سال، ۱۸ درصد ۴۱ تا ۵۰ سال، ۱۲ درصد ۵۱ تا ۶۰ سال و ۷ درصد كمتر از ۲۰ سال سن داشتند. در عين حال تحصيلات ۴۰ درصد پرسش شوندگان ديپلم، ۲۴ درصد ليسانس، ۱۷ درصد فوق ديپلم و دانشجو۱۷، درصد زيرديپلم و ۲ درصد فوق ليسانس بود.
همكاران اين نظرسنجي: ژيلا محب خاني، الهه اذعاني، زهرا مرآت، سعيده محبي، فاطمه جوانمردي و زهرا عزيزي.
|