شماره ۱۸۱۱ - سال هفتم - شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۰
Sat, May 26, 2001
Casual red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
كوتاه  از  جهان
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
درخت هاي شكسته

۳قلوهاي دختر، هديه يي شيرين به مادر غمگين
011418.jpg
گروه حوادث: يك زن تهراني ۲۸ساله بعد از ۸سال نازايي دريك عمل سزارين صاحب سه قلو شد.
سه قلوهاي اين زن كه فاطمه، فرزانه و مرضيه نام دارند در ساعت ۱۰شب درحالي كه يك ربع از انتقال وي به اتاق عمل مي گذشت به دنيا آمدند . فاطمه با وزن ۲‎/۲۵۰درساعت ،۲۲ فرزانه با وزن ۲‎/۵۰ده دقيقه بعد و قل سوم، مرضيه با وزن ۲‎/۲۵۰ درساعت ۲۲‎/۳۰ چشم به جهان گشودند. مادر اين سه قلو، الهه سادات ورزشي به خبرنگار ما گفت: بعد از هشت سال درمان و دعا بالاخره خداوند دعاهاي ما را مستجاب كرد و تلاش علمي دكترمرضيه آقاحسيني نتيجه داد. وي گفت: دوماه بعد از بارداري بنا به تشخيص پزشك سونوگرافي شدم و مشخص شد كه سه قلو باردار هستم. بعد از آن تمام خانواده براي پذيرايي از سه قلوها آماده شدند. نعمت الله بابايي نژاد ـ ۳۶ساله ـ كارمند سازمان تربيت بدني، پدر اين سه قلو از مشكلاتي كه صاحب خانه قبلي اش بعد از فهميدن نتيجه سونوگرافي پيش آورد، گفت: او با قطع كردن برق و قفل كردن در باوجود تمديد قرارداد ما را وادار به اسباب كشي كرد. وي درخاتمه از اينكه مخارج نگهداري از سه قلوها برايش سنگين است و با يك حقوق كارمندي نمي تواند پاسخگو باشد از مسؤولان بخصوص سازمان تربيت بدني درخواست كمك كرد.
* تصويب لايحه براي مادران ۲ قلوها و ۳ قلوها
خوشبختانه در همين حال هيأت وزيران كه به رياست حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي رييس جمهوري تشكيل جلسه داده بود لايحه يي تصويب كرد كه براساس اين لايحه مرخصي زايمان براي وضع حمل هاي دوقلو ۵ ماه و براي زايمان هاي سه قلو و بيشتر يكسال با استفاده ازحقوق فوق العاده هاي مربوطه تعيين شده است.

جزييات دستگيري عاملان قتل مرد ثروتمند ايراني توسط پليس ايران و تركيه
011274.jpg
گروه حوادث: جزييات قتل يك مرد ثروتمند ايراني در «استانبول» با رديابي زوج جنايتكاري در خاك ايران، ازسوي مأموران اطلاعات نيروي انتظامي فاش شد.
اين جنايت، از ظهر روز ۲۹تيرماه سال ۷۹ ـ ۱۹جولاي سال ۲۰۰۰ميلادي ـ در پي كشف جسد هتلدار ايراني در طبقه دوم بلوك A آسمانخراشي واقع در خيابان «يونس آمده سايت تونا»ي استانبول تحت پيگيري مشترك پليس ايران و تركيه قرارگرفت . ساعت ۱۱ ظهر روز حادثه، ساكنان مجتمع مسكوني بلندمرتبه با شنيدن صداي همسايه ايراني خود كه فرياد مي كشيد، خود را به در طبقه دوم رساندند و با بسته بودن در و روبرو شدن با سكوت در فضاي آن، به خانه هاي خود بازگشتند.
دقايقي بعد «كاپي چي» ـ نگهبان آسمانخراش ـ مرد جواني را ديد كه هراسان از پله هاي داخلي پايين آمد و با ادعاي اينكه تبعه افغان است و به دنبال يكي از دوستانش در داخل مجتمع مي گشته، بسرعت محوطه آسمانخراش را ترك كرد. چندثانيه بعد، «كاپي چي» زن جواني با موهاي زرد رنگ را ديد كه از پله هاي اضطراري بسرعت پايين آمد و در حاليكه دست خود را به صورت گرفته بود، از در ورودي آسمانخراش خارج شد و بسرعت گريخت.
يكي از ساكنان بلوك A، وقتي از مقابل آپارتمان مرد ايراني مي گذشت، با در باز آن روبرو شد و چون سروصداي مرموزي را ساعتي پيش شنيده بود، داخل خانه شد و با ديدن به هم ريختگي اثاثيه به جست وجوي اتاق ها پرداخت.
مرد ترك در اتاق خواب، پيرمرد را ديد كه روي زمين دراز كشيده است، وقتي بالاي سرش ايستاد، فريادي كشيد و با دويدن به سمت در خروجي با داد و فرياد از مردم كمك خواست.
خودروي بازرس ويژه قتل پليس محلي منطقه ي «اورمامچو»ي استانبول آژيركشان از داخل ازدحام جمعيت گذشت و در برابر دفتر نگهباني مجتمع مسكوني، توقف كرد. وقتي بازرس ترك به همراه معاون خود بالاي جسد حضور يافت، در تحقيقات اوليه پي برد قرباني يك مرد ايراني به نام «لطيف لاكاني» ـ ۷۱ساله ـ معروف به «حسين» است و از ۴ آوريل ۱۹۹۸ميلادي با سفر به تركيه، در اين كشور اقامت داشته است.
در تجسس هاي اوليه پليس تركيه، مشخص شد عاملان جنايت ابتدا با استفاده از چوب، ضربه يي به پشت سرقرباني وارد آورده، سپس با پيچاندن طنابي به دور گردن وي و وارد آوردن ضربات چاقو به بدنش دست به قتل زده اند.
مأموران تركيه يي با پي بردن به اينكه انگيزه عاملان جنايت، سرقت از خانه قرباني خود بوده و آنان براحتي و سوءاستفاده از آشنايي قبلي، ميهمان پيرمرد ثروتمند بودند، به بازجويي از ساكنان و نگهبان آسمانخراش دست زده و دريافتند يك مرد افغان و زن جواني روز حادثه در محوطه محل وقوع جنايت ديده شده اند.
بدين ترتيب، عمليات روي شناسايي اين زوج جنايتكار متمركز شد و كارآگاهان پليس تركيه در تجسس هاي ويژه يي دريافتند مرد ناشناس برخلاف ادعايش كه خود را افغان معرفي كرده بود، ايراني است و زن همراه وي نيز چهره يي ايراني داشته است.
مأموران باتوجه به ثبت اسامي ميهمانان در سايت رايانه يي آسمانخراش، پي بردند ۱۵روز قبل از وقوع جنايت زن و مرد جواني بدون دادن مشخصات خود و ادعا مبني بر اينكه ميهمان ويژه ساكن طبقه دوم هستند، به خانه قرباني جنايت مراجعه كرده اند.
011268.jpg
پليس بين الملل تركيه در گزارشي ابهام آميز، به پليس ايران، نوشت: «در اين قتل كه يك مرد ايراني از پاي درآمده است، زن قدبلندي، حدود ۲۰ تا ۲۵ساله كه موهاي زردرنگي داشته به همراه مردي ايراني حدود ۲۵تا ۳۰ساله در اين جنايت دست داشته اند و تحقيقات پليس نشان مي دهد آنان چنددستگاه گوشي تلفن همراه، راديوضبط، سشوار و مقداري دلار به سرقت برده اند.»
در اين گزارش آمده است: «باتوجه به اينكه عاملان جنايت ايراني هستند، احتمال فرار آنان از تركيه و ورود به خاك ايران وجود دارد، تجسس ها براي شناسايي هويت آنان ازسوي پليس تركيه ادامه دارد.»
با به بن بست رسيدن تحقيقات شناسايي زوج ايراني، كارآگاهان استانبولي دست به رديابي اموال مسروقه زده و با كاوش هاي تخصصي مخابراتي توانستند يك دستگاه تلفن همراه متعلق به «لطيف لاكاني» را كه در اختيار يك مرد ايراني به نام «كيوان» بود، شناسايي كنند. اين مرد ايراني كه گرداننده يك شركت رايانه يي در استانبول است، ازسوي پليس تركيه بازداشت و تحت بازجويي قرارگرفت.
«كيوان» در بازجويي ها به بازرس ويژه قتل گفت: «از چندماه پيش زن و مردي به نام هاي «سعيد» و «فائزه» كه در ايران بامن آشنايي داشتند، با آمدن به شركت رايانه يي من، شروع به كار كردند.»
«سعيد» و «فائزه» در شركت من كار مي كردند كه به واسطه رفت و آمد «لطيف لاكاني» به اين شركت، وي با اين زوج آشنا شد. من هيچ اطلاعي از چگونگي قتل پيرمرد ندارم. اين زن و مرد ايراني، تلفن همراه مقتول را بدون اينكه من بدانم، با قيمت بالايي به من فروختند و ناگهان به ايران بازگشتند.» پليس تركيه كه توانسته بود هويت عاملان قتل مرد ثروتمند ايراني را به دست آورند، در تجسس هاي خود با پي بردن به اينكه قرباني يكي از سهامداران هتل طرقبه مشهد است و در مدت اقامت در تركيه داماد و زن و بچه اش به وي سركشي داشتند، توانستند دو شماره تلفن كه زوج ايراني از استانبول با تهران تماس مي گرفتند، را به دست آورند.
پليس بين الملل تركيه در يك گزارش تكميلي به انترپل ايران اعلام كردند كه «فائزه»، ۲۴ساعت بعد از قتل از فرودگاه استانبول به سمت تهران پرواز كرده و «سعيد» نيز به صورت غيرقانوني يك هفته بعد، خاك تركيه را ترك كرده است. انترپل ايران با دريافت گزارش پليس تركيه و بررسي هاي اوليه، پرونده جنايت برون مرزي را، آبانماه سال ۷۹ در اختيار مأموران اطلاعات ناجا قرارداد. بدين ترتيب، اكيپ ويژه يي از كارآگاهان ايراني با در دست داشتن هويت زوج فراري و دو شماره تلفن در جنوب غرب تهران، به رديابي هاي تخصصي دست زدند. مأموران با بررسي شماره تلفن ها، نشاني خانه «فائزه» در تهران را به دست آوردند و با تحت نظر قراردادن اين خانه، دريافتند «فائزه» و مادرش از يك سال پيش اين خانه استيجاري را ترك و به جاي نامشخصي نقل مكان كرده اند.
ازسوي ديگر، كارآگاهان خانه مسكوني «سعيد» در يكي از خيابانهاي حوالي ميدان انقلاب را شناسايي كردند و در تحقيقات محلي دريافتند «سعيد» پس از بازگشت از تركيه، گوشه گير بوده و شب ها از خانه خارج مي شده است.
ساعت ۱۴ و ۴۵دقيقه روز ۲۹ارديبهشت ماه سال جاري، سعيد با دستور قاضي شعبه ۱۱۵۰ مجتمع قضايي هاشمي ازسوي مأموران اطلاعات ناجا دستگيرشد و در بازجويي ها با معرفي كردن خود به جاي برادرش سعي در گمراه كردن مأموران كرد. اين جوان وقتي در اجراي نقشه اش ناموفق شد، هرگونه ارتكاب جنايت را منكرشد تا اينكه كارآگاهان در شاخه عمليات ديگري توانستند «فائزه» را در ساعت ۲۰ و ۱۵دقيقه همان روز ـ۶ساعت بعد ـ در خانه مسكوني اش واقع در خيابان امام خميني تهران، رديابي و دستگير كنند. «فائزه» كه بعد از بازگشت به ايران، از «سعيد» جداشده و با مرد ديگري ازدواج كرده است وقتي با ادعاي همدستش مبني براينكه «فائزه» با مرد ديگري اقدام به قتل «لطيف لاكاني» كرده است، لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل مرد ثروتمند ايراني برداشت.

پاسخ رييس دادگاه تجديد نظر پرونده اكبر گنجي به مدير مسؤول كيهان
رييس شعبه ۲۷ دادگاه تجديد نظر استان تهران اظهارات اخير مدير مسؤول روزنامه كيهان در خصوص پرونده اكبر گنجي را تكذيب كرد.
حسين شريعتمداري روز سه شنبه در مصاحبه با خبرگزاري ايسنا عنوان كرده بود كه در جريان رسيدگي به پرونده اكبر گنجي در دادگاه تجديد نظر، ترددهايي انجام شده و تماسهايي با برخي اعضاي گروههاي سياسي صورت گرفته است.
در مطلبي كه روز پنجشنبه از سوي رييس شعبه ياد شده در اختيار ايرنا قرار گرفت، تأكيد شده است: «دادگاه در كشف حقيقت، با استقلال كامل و رعايت عدالت و موازين شرعي و قانوني مبادرت به صدور رأي نموده است.»
رييس شعبه ۲۷ دادگاه تجديد نظر درباره پرونده گنجي در ادامه اين مطلب همچنين يادآور شده است: «در مورد احضار افراد مطلع توسط دادگاه كه وي (شريعتمداري) آن را تماس و تردد غير قضايي تلقي نموده است و نيز درباره تفاوت آراي مراجع قضايي و اولويت رسيدگي به فرد زنداني پرونده نسبت به غير زنداني، صاحبنظران علم حقوق اظهار نظر خواهند فرمود. مدير مسؤول روزنامه كيهان در خصوص مطلبي تحت عنوان «اصلاح و تطميع» كه روز دوشنبه گذشته در اين روزنامه به چاپ رسيده بود، اظهار داشت: «براي ما تفاوت فاحش حكم دادگاه بدوي و تجديد نظر در مورد اكبر گنجي سؤال برانگيز است.»

گزارش سفربه جنگل كوهستاني خرچنگ (۲)
درخت هاي شكسته
011415.jpg
خسته بوديم، اما تا صبح از نگراني سرنوشت مسافران ياك ـ ۴۰ نخوابيديم. قرارگذاشته بوديم ساعت ۶و۴۵دقيقه صبح جمعه از خواب بيدارشده و جست وجويمان را ادامه دهيم. بعد از نمازصبح باوجود اينكه خستگي درصورت دو همراه من بخوبي پيدابود در سالن غذاخوري هتل جمع شديم و جلسه يي كوتاه گذاشتيم تا هماهنگي هاي لازم را براي كارهايي كه بايد انجام مي داديم، انجام دهيم. در انتهاي جلسه قرارشد براي تهيه گزارش دو فرضيه را دنبال كنيم. نخستين فرضيه اين بود كه اگر گروه اكتشاف نتواند محل حادثه هواپيما را پيداكند براي ارسال عكس و مطلب به روزنامه چگونه عمل كنيم. دومين فرضيه مان اين بود كه اگر هواپيما پيداشد، بلافاصله خود را به محل برسانيم و از بهترين راه و با بيشترين سرعت خبر و عكس هاي تهيه شده را جهت چاپ در روزنامه ارسال كنيم بعد از اين دو فرضيه وظيفه هركدام از همراهانم را تعيين كردم. از سعيد خامسي پور خواستم تا درهرشرايطي عكس هاي خود را به بهترين شكل تهيه كند و از مريم ساماني خواستم تمام آنچه را كه تا آن لحظه و از آن لحظه به بعد تهيه كرده و يا قراربود تهيه كنيم جمع آوري كند و در مركز كنترل نيروي انتظامي ساري جهت تهيه آخرين گزارش ها آماده باشد . قرارمان اين بود كه تمام گفت وگوهايي را كه با مسؤولان و ستادبحران بايد انجام مي شد، شخصاً تهيه كنم و از سرنخ هاي احتمالي به دست آمده نيز گزارش تهيه نمايم.
قبل از اينكه مأموريت مان را آغازكنيم از اعضاي ديگر گروه حوادث ـ نسترن كيان، مهدي ابراهيمي، حسين خاني و خسرومبشر ـ خواسته بودم تا از ساعت ۸صبح روزجمعه در روزنامه حضورداشته باشند. ساعت ۸صبح روزجمعه درحالي كه ما در مسير استانداري ساري بوديم، حسين خاني با تلفن همراه من تماس گرفت. از او خواستم تا براي تهيه عكس و اطلاعاتي از قربانيان حادثه به كمك خسرو مبشر و نسترن كيان به وزارت راه، ستادبحران وزارت كشور و شركت هواپيمايي فراز قشم مراجعه كرده و اطلاعات لازم و عكس هاي قربانيان را تهيه كنند و مهدي ابراهيمي نيز در تماس مداوم كارهاي انجام شده را به من گزارش دهد.
• ساعت ۸و۱۵دقيقه روزجمعه
ساعت ۸ وربع بود كه به استانداري ساري رسيديم. انگار استانداري تعطيل بود، اما وقتي به سمت اتاق مهندس مجيدي ـ معاون عمران استانداري ـ رسيدم، متوجه شدم شور و شتاب خاصي در اينجا حاكم است. مسؤولان سياسي، نظامي، امنيتي و كارشناسان در گوشه وكناراتاق و دورميزهاي بيضي شكل اتاق مهندس مجيدي نگاههايشان را روي چندنقشه بزرگ كه نشانگر ساري و مناطق اطراف آن بود، متمركزكرده بودند و هركدام سعي مي كردند نظرات خود را با استدلال به مهندس مجيدي و مهندس احمدي ـ مسؤول حوادث غيرمترقبه استانداري مازندران ـ بقبولانند. نگراني، اضطراب و شوري كه از چهره حاضران در اتاق به چشم مي خورد دلهره خاصي را در روحيه هر بيننده يي ايجادمي كرد. من كه در كنار كارشناسان ايستاده بودم و با دقت به نظرات و بررسي هاي حاضران در اتاق گوش مي دادم متوجه شده بودم كه به دليل بدي هوا هلي كوپترها قادر به انجام عمليات شناسايي نيستند .در همين اثنا سعيد خامسي پور كه از فرصت استفاده كرده و نتوانسته بود عكس هايش را از مسؤولان بگيرد، حضور خود را در جمع كمرنگ تركرد. همان وقت بود كه حاضران متوجه شدند از ساعت ها قبل خبرنگاري كنارشان حضورداشته است. درحالي كه آنها سعي داشتند تا دانسته هايشان را ازمن پنهان كنند، من به دنبال انجام گفت وگويي اختصاصي با سرپرست استانداري مازندران و مهندس احمدي بودم. وقتي گفت وگوهايم را انجام دادم بارديگر با اكيپ همراهم جلسه يي كرديم. حالا مي دانستيم كه بايد جست وجو در محل آلارم تلفن همراه و مشاهدان چوپان در اطراف روستاي خرچنگ صورت گيرد . ساعت ۱۳بود كه فيلم عكس هاي تهيه شده از ستاد بحران را به تهران فرستاديم و با بچه ها ـ خامسي پور و ساماني ـ راهي ستاد فرماندهي نيروي انتظامي مازندران شديم، جايي كه قراربود، ساعتي قبل درآنجا باشيم. در راه تلفني با تقي خاني ـ مسؤول روابط عمومي نيروي زميني ارتش ـ صحبت كردم و متوجه شدم دو فروند هلي كوپتر هوانيروز براي ادامه جست وجو قصدداشتند اطراف سمنان را زيرنظر داشته باشند. پس از هماهنگي بلافاصله مهدي خوشنويس يكي از عكاسان روزنامه را با اين دو هلي كوپتر همراه كرديم. چون هنوز هم هيچكس به اطمينان نظر نمي داد هواپيما در كجا قراردارد . سردار روحي مله ـ جانشين فرماندهي منطقه انتظامي مازندران ـ در انتظار ما بود كه واردشديم. او در همان جملات اوليه اميدواري اش را از كشف هواپيما تا چندساعت ديگر اعلام كرد. در مركز كنترل بود كه سردار برايمان عملياتشان را شرح داد. حدود ساعت ۱۴ بود كه مي خواستم با مريم ساماني به جمع بندي آنچه كه به دست آورده بوديم، بنشينيم و گزارش مان را بنويسيم كه صداي بي سيم را شنيديم: ـ « در ۱۵۰متري يال، درخت هايي را كه قطع شده است مي بينيم. ما به آن طرف حركت مي كنيم.»
چندلحظه بعد دوباره اعلام شد: ـ «ما گروه امداد هلال احمر وهيأت كوهستان هستيم. خود را بسرعت به ارتفاع ۸۰۰متري بالاي روستاي خرچنگ برسانيد. لاشه هواپيما اينجاست. »
مكالمه كه تمام شد، به ساماني گفتم گزارش را تهيه كن، براي بچه ها فكس كن و هركاري لازم بود انجام بده.
مسعود ابراهيمي
ادامه دارد



|   شناسنامه   |   آرشيو   |