شماره ۱۸۱۱ - سال هفتم - شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۰
Sat, May 26, 2001
Mirror red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
۱۸ خرداد
آيينه
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
كوتاه  از  جهان
هفت هنر
زاويه
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
سلام ايران
رأي مي دهيم اما يكي بايد به فكر بيكاري ما باشد
فرهنگ بايد با تكيه بر گذشته خود، پاسخگوي نيازهاي روز باشد
«جميله شيخي» هم رفت. بسياري درسالهاي اخيررفته اند و ديگر داريم عادت مي كنيم خبرمرگ آنهايي را كه دوست مي داريم، آسان بپذيريم. «شيخي» كم عمر نكرد، ولي سينماي ايران بسيارجا داشت كه هنوز از بازيهاي هنرمندانه او بيشتر بهره ببرد.
من هيچ نسبتي با نوستر آداموس ندارم!

گفت وگو با مردم در بوستان لاله
رأي مي دهيم اما يكي بايد به فكر بيكاري ما باشد
011430.jpg
چرا نمي نويسيد سي سال قبل اصلاً زنان در خواب و خيال هم نمي ديدند كه موقعيت امروز را داشته باشند. چرا بعضي اينقدر نق نق مي كنند. چرا نمي رويد سراغ پيرمرد هاو پيرزنها و نمي گذاريد آنها خاطراتشان را بگويند تا جوانان دريابند كجا بوديم والآن كجا هستيم
خود را در نيمكت بوستان لاله يله كردم، عابران مي آمدند و مي رفتند، فواره ها رقص سيال آب را به نمايش مي گذاشتند. درختهاي اين بوستان، شگفت انگيز و دل را مي ربايند. اين حس در من بود تا آنجا كه مي توانم در همان حال بمانم وتكان نخورم، طبيعت را از دست داده ايم. فواره، حوض و درخت را از ياد برده ايم. اما بايد بر اين حس غلبه مي كردم، براي كار ديگر آمده بودم، مي خواستم در مورد انتخابات بپرسم.
ميانسال بود، صورت چروكيده اش نشان مي داد رنج كشيده است، آنگونه كه خودش گفت از روستايي از همدان آمده است، كشاورزي جوابگوي مخارجش نبود، به شهر آمد، كارهاي زيادي انجام داد، ولي در هيچكدام موفق نبود. در حال حاضر از اين بوستان به آن بوستان مي رود تا براي كودكان بادكنك بفروشد.
«بچه ها را كه مي بينم ، غصه مي خورم، چرا بايد دربدري را تحمل كنم. اگر كار بود، بالاسر زن و بچه هايم مي ماندم. مي توانستم زندگي بهتر داشته باشم.
الآن هم شكر خدا را مي كنم. اصلاً سروكار با بچه ها داشتن آدم را خوشحال مي كند. آنها وقتي بادكنك را به دست مي گيرند. چقدر خوشحال مي شوند. خدا دل همه را شاد كند.»
در مورد انتخابات مي پرسم، مي گويد: من كه سواد ندارم روزنامه ها را بخوانم. كاري هم به مسائلي كه از آنها سر در نمي آورم، ندارم. اما بچه هايم كه درس مي خوانند از من خواستند بروم همدان و با آنها رأي دهم. الآن روزگار عوض شده كوچكترها براي بزرگترها تصميم مي گيرند.
رهايم مي كند و به جايي مي رود كه بچه ها مشغول بازيند تا لقمه ناني به دست آورد. به سراغ زني مي روم كه مشغول تماشاي دوچرخه بازي پسر چهار ساله اش است، در مورد انتخابات مي پرسم، باكمي عصبانيت مي گويد: همين پرسش ما ترديد ايجاد مي كند، چرا نبايد رأي دهيم. هميشه ميزان شركت در انتخابات در كشورما در سالهاي اخير بالا بوده و بعد از اين هم خواهد بود. ولي مشكل را در جاي ديگر بايد پيدا كرد. بايد به مرور يادبگيريم تا وعده هاي انتخاباتي خودمان را واقعي كنيم تا بعد رأي دهنده ها نرنجند. بايد عاقل بود.
شغلش را مي پرسم، نشان مي دهد عميق به مسائل مي نگرد، مي گويد دانش آموخته علوم سياسي است و كارشناسي ارشد دارد و به اين دليل اين اعتقاد را دارد كه سرعت تحولات با توجه به واقعيتهاي جامعه را بايد مناسب دانست، ولي خودمان بي دليل سطح انتظارات را بالا مي بريم و بعد دچار افسردگي مي شويم.
011427.jpg
به پسربچه اش خيره مي شود، مهرمادري را مي توان كاملاً حس كرد، با آرامش به حرف در مي آيد، به نظر مي رسد با خود حرف مي زند: اينها حتماً بهتر از ما خواهند بود، نسل به نسل آگاه تر مي شوند. آنها اهل گفت وگو بايد باشند. نمي توانيم در اين سن و سال حرفهايمان را به عنوان پدر و مادر به فرزندانمان تحميل كنيم. دنيا تغيير كرده است. هيچكس نمي تواند جلوي بهترشدن وضع را بگيرد.
چقدر تصوير زنان در جامعه ما متفاوت شده است. ديگر زن و شوهر ها بدون گفت وگو به آن ديگري حق تصميم گيري را نمي دهند، به ياد تماس تلفني مي افتم كه يكي از خوانندگان با روزنامه ايران داشت. صدايش نشان مي داد سن و سالي از او گذشته است، مي گفت چرا نمي نويسيد سي سال قبل اصلاً زنان در خواب و خيال هم نمي ديدند كه موقعيت امروز را داشته باشند. چرا بعضي اينقدر نق نق مي كنند. چرا نمي رويد سراغ پيرمردها و پيرزنها و نمي گذاريد آنها خاطراتشان را بگويند تا جوانان دريابند كجا بوديم والآن كجا هستيم، اگر اين كار را بكنيم مي توانيم راحت تر آينده را بسازيم.
ذهن مشغول يادآوري اين تماس تلفني بود كه يكي از دوستان قديمي را ديدم، مدتي مي شد كه از او بي اطلاع بودم. مي گفت دركار ساختمان است و وضعش بد نيست. با خنده ياد آور شد جوان هم كه بودي مدام به پارك لاله مي رفتي. راست مي گفت، جوان كه بوديم اصلاً نمي دانستيم انتخابات چه معني دارد. تنها اين حس در ما بود كساني به ما ظلم مي كنند. هيچكس را به بازي نمي گيرند. انقلاب سال ۵۷ حاصل اين حس بود.
وي هم گويي همان فكري را مي كرد كه در ذهنم بود، باخنده رو به من گفت: دخترم پانزده سال دارد، مثل اين كه نمي تواند رأي بدهد، ولي از من خواسته است ورق رأي من و مادرش را او پر كند. جواني از راه مي رسد سراغ بوفه را مي گيرد، وقتي سؤال خود را از او هم مي پرسم، جواب مي شنوم: تا كار پيدا نكنم، رأي نمي دهم، صبح تا شب به دنبال يافتن كار، سرگردان مانده ام، چقدر از پدر بدبختم پول توجيبي بگيرم... بقيه صحبت را او و دوستم پي مي گيرند. حرفه اش را مي پرسد، آدرس يك شركت را مي دهد تا كاري برايش دست و پا كند. مي گويد تنها بايد ضامن گردن كلفت بياوري كه به تو اطمينان كند. با دوستم به گوشه يي مي رويم و از نازي آباد و روزهايي سخن مي گوييم كه جوان بوديم. الآن در ميانسالي دنيا را طور ديگري مي بينيم، ولي دنياي كودكي وجواني حس ديگردارد. خاطرات ما را مي بلعد...

مسجدجامعي:
فرهنگ بايد با تكيه بر گذشته خود، پاسخگوي نيازهاي روز باشد
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: هر فرهنگ اگر در گذشته خود بماند، توانايي پاسخگويي به نيازهاي روز را از دست مي دهد.
احمد مسجدجامعي كه به تبريز سفر كرده است، ديروز در مراسم بزرگداشت روز جهاني موزه در تالار خاقاني اين شهر، تصريح كرد: «ميراث فرهنگي» بيان حقيقت فرهنگي و تبلور هويت يك ملت است كه در طول زمان شكل مي گيرد و اثرات آن با وجود تحولات سياسي و اجتماعي باقي مي ماند.
وي افزود: «جريان سيال فرهنگي» آن بخش از فرهنگ را تشكيل مي دهد كه نفس آن پاسخگويي به نيازهاي روز جامعه است و با ايجاد پيوند ميان اين جريان با ميراث فرهنگي «هويت فرهنگي» كشور تقويت مي شود.
مسجدجامعي گفت: آثار به جاي مانده از گذشتگان دقيق ترين اسناد و مدارك كنكاش و بررسي در گذشته است و صرفنظر از وجه اخباري آثار كه ممكن است تحت تأثير قدرت حاكم قرار گرفته باشد، بررسي ويژگي هاي مختلف خود اثر افراد جست و جوگر را به حقيقت دوره هاي تاريخي مي رساند.
مسجدجامعي با اشاره به گوناگوني و تنوع آثار تاريخي در كشور، ايران را بهشتي از ميراث فرهنگي مادي و معنوي توصيف كرد و از وجود يك ميليون بناي تاريخي و يك و نيم ميليون آثار و اشياي موزه يي ثبت شده در كشور خبر داد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: حفظ ميراث فرهنگي در گرو وارد شدن اين ميراث در زندگي امروز افراد جامعه و ايجاد پيوند عاطفي مردم با اين آثار است.
مسجدجامعي حوزه ميراث فرهنگي را عرصه يي وسيع و گسترده توصيف كرد كه با همه نهادها و دستگاههاي علمي و اجرايي پيوند دارد.
وي با اشاره به توافق مرحوم دكتر رحمان دادمان وزير فقيد راه و ترابري، با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي همكاري در زمينه بازسازي مسير حركت امام هشتم از مدينه تا مرو، اين همكاري را نمونه ديگري از مشاركت دستگاههاي مختلف در احياي ميراث فرهنگي جامعه خواند.
همچنين مسجدجامعي بر ضرورت بازنگري در مقررات ميراث فرهنگي و جلب مشاركت مردم در زمينه حفظ و احياي آثار تاريخي تأكيد كرد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خواستار توجه به حفظ ميراث معنوي و آثار شفاهي جامعه شد.
وي تصريح كرد: حفظ ميراث فرهنگي مستلزم نگاهي جامع به كليت آثار است و نمي توانيم در بخشهايي از آثار دخل و تصرف كنيم.
مسجدجامعي برنامه هاي سازمان ميراث فرهنگي كشور را در سالهاي اخير موفق ارزيابي كرد و ۱۲ ميليون بازديد كننده موزه ها در سال گذشته را نشانگر اجراي برنامه هاي مؤثر در اين بخش خواند.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خاطرنشان كرد: در سالهاي اخير جنبه اقتصادي ميراث فرهنگي رونق يافته و با سرمايه گذاري مناسب، ارزش افزوده برخي از بناها افزايش يافته و بسياري از علاقه مندان و بويژه جوانان جذب توليدات هنري در اين بخش شده اند. دكتر علي اصغر شعردوست مخبر كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي نيز در اين مراسم از مسؤولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان ميراث فرهنگي براي ايجاد تحول جدي در اين بخش قدرداني كرد.
وي خواستار اصلاح نگرش درباره ميراث فرهنگي شد و افزود: متأسفانه در شهر تبريز كه مهد فرهنگ و تمدن است، هنوز صداي بولدوزرها در اطراف بناهاي ارزشمند تاريخي به گوش مي رسد.
مخبر كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: در سالهاي اخير روند فعاليتهاي سازمان ميراث فرهنگي شتابي درخور تحسين داشته كه قابل مقايسه با گذشته نيست، با وجود اين، هنوز بخش ميراث فرهنگي از مشكلات بي شماري رنج مي برد و مجلس آماده همكاري با دولت در زمينه حفظ و احياي اين ميراث است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، رييس سازمان ميراث فرهنگي و معاون فرهنگي وزير در سفر به تبريز روز جمعه موزه قرآن و كتابت صاحب الامر را در اين شهر افتتاح كردند.

جميله شيخي بازي در نقش ابديش را آغازكرد
«جميله شيخي» هم رفت. بسياري درسالهاي اخيررفته اند و ديگر داريم عادت مي كنيم خبرمرگ آنهايي را كه دوست مي داريم، آسان بپذيريم. «شيخي» كم عمر نكرد، ولي سينماي ايران بسيارجا داشت كه هنوز از بازيهاي هنرمندانه او بيشتر بهره ببرد.
011424.jpg
از اين به بعد فيلمهاي ايران كمبود او را به تمامي احساس خواهندكرد. سالها پيش درمرگ يك همكار مطبوعاتي ـ ثرياصدردانش ـ او را ديدم كه به سختي مي گريست. مي گفت تاب آوردن مرگ عزيزان ازحد طاقت همه ما خارج است.
بازي زيبايش در «مسافران» بيضايي، رودررويي زيبايش را با مرگ به تماشا مي گذاشت. بعد از ديدن آن براي ما پايان زندگي مفهوم ديگري داشت. امروز كه خبر رفتنش را مي شنويم ترديد نداريم كه آرام است. به همان آرامي كه زندگي هنريش را طي كرد.
آخرين بار در خانه سينما ديدمش، از مطبوعات رنجيده خاطربود. وقتي موضوع را توضيح دادم. آرام گرفت و با شكيبايي گفت: شما همه فرزند من هستيد و امروز اين قلم وسوسه مي شود كه بنويسد مادري را ازدست داديم كه با بازيهايش زندگي همه ما را وسعت داد. خدايش بيامرزد.

گفت و گو با «چكامه چمن ماه» بازيگر فيلم سينمايي «سهراب»
من هيچ نسبتي با نوستر آداموس ندارم!
011382.jpg
چكامه چمن ماه را وقتي در نمايشگاه آثار تجسمي اش ملاقات كردم؛ تغيير چهره اش مرا بسيار غافلگير كرد و حتي با اينكه تصوير او را در ذهن داشتم ولي لحظه يي او را نشناختم. دعوت او از من انگيزه يي شد تا او از خودش، فيلمهايش ـ شهرزنان و سهراب ـ و اجتماع بگويد، اين شايد حال و هواي گفت و گو با جواني از نسل سوم انقلاب باشد؛ همه چيز و هيچ چيز:
• حتماً يك روز وقتي از مقابل سينما مي گذشتي دوست داشتي اسمت را روي پرده اكران سينما ببيني.
•• نه... هيچ وقت دوست نداشتم.
• پس از سر تفنن آمدي...
•• نه دوست داشتم، اما فكر نمي كردم هيچ وقت هنرپيشه شوم، به هر حال يه جوري پيش اومد.
• چه جوري...؟
•• مامانم ده  دوازده سال است كه در سينما كار مي كند، من هم خيلي پيشنهاد داشتم، تا اينكه سر فيلم «بودن يا نبودن» كه آقاي عياري آگهي داده بودند، آقاي صلاحمند دستيارشان به مامانم گفتند چكامه را بفرست بيايد تست بدهد، وقتي رفتم در حدود پنج شش نفر آمده بودند تست بدهند.
• بعد ازتست چه اتفاقي افتاد.
•• قبول شدم، قرارداد بستيم و جلسات فيلمنامه خواني و تمرين با بازيگران برگزار شد تابالاخره كار را شروع كرديم.
• بعد هم «شهر زنان» را بازي كردي، فكر كنم مطرح شدن با يك كار ضعيف سينمايي در ابتداي ورود، چندان راضي كننده نباشد.
•• بله... چون مردم حالا ديگر فيلم روستايي دوست ندارند.
• ولي فضا، يك فضاي شهري است با چيدمان روستايي...
•• راستش فيلمنامه خيلي خوب بود، داستان واقعيت داشت، من كه خودم در اين مملكت زندگي مي كنم اصلاً از چنين چيزي خبر نداشتم. به هر حال كار يك سري موردهايي هم داشت.
• اگر اين كار دلچسب نبود، حتماً علت و معلولي داشته است.
•• آره ولي ترجيح مي دهم درباره اش صحبت نكنم.
• كجاي كار ضعف داشت كه به كليت فيلم لطمه زد؟
•• مي تونم بگم تدوين فيلم خوب نبود.
• فكر مي كنم ريتم فيلم ايجاب مي كرد اين تدوين را داشته باشد.
•• نه... ما به نسبت پلانهايي كه گرفتيم، در فيلم چيزي ديده نشد. اصلاً پلانهايي كه بازي شده بود در فيلم نبودند.
• اينها به مشكلات خاص سياسي ـ اجتماعي برمي گشت؟
•• نه... نه... مشكلات پشت صحنه.
• اين تجربه تو را به چه فرآيندي رساند.
•• به اينكه بر روي انتخابهايم دقت بيشتري كنم.
• «سهراب» هم انتخاب صددرصد خوبي نبود.
•• به نسبت بد نبود، فيلمي بود كه فروخت و مردم هم دوست داشتند، البته فيلم مرا راضي نكرد، ولي پله پله.
• از كليت كار «سهراب» وموقعيت بازي در آن بگو.
•• تقريباً بعد از «شهر زنان» سينمايي ها مرا مي شناختند، آقاي نشاط از هدايت فيلم زنگ زدند و دعوت به كارم كردند و رفتم فيلمنامه را خواندم، مثل هر كار ديگه يي به همين سادگي.
• «سهراب» و پيشنهاد آقاي سهيلي. آيا كارهاي قبلي سهيلي را ديده بودي؟ چه تصويري از سينمايش داشتي؟
•• من موقعي كه با ايشان كار كردم فقط «مردي شبيه باران» را ديده بودم به نظرم خوب اومد.
• پس روي اين حساب در «سهراب» بازي كردي.
•• نه، فيلمنامه خوبي داشت، نقش من خيلي دوست داشتني بود، آدم تا بخواهد به اون بالا برسد بايد صبر داشته باشد.
• فيلم «سهراب» به ظاهريك روزنامه است.
•• هر فيلمي مشكلي داره، فيلم بدون عيب در اين مملكت پيدا نمي شه.
011403.jpg
• فيلم وقتي موضوعي را مطرح مي كند نبايد مثل روزنامه گذرا باشد...
•• البته آنطور هم روزنامه يي نبود...،
• اين فيلم از كنار مسايل به سادگي مي گذرد، مثلاً رابطه ترانه و سهراب.
•• به خاطر اينكه در زندگي و در اجتماع، عشق و دوست داشتن اصلاً به حساب نمي آيد، حالا دختر عاشق دوست پسرش است و با باباش مشكل دارد، همونجور كه مادر دختر مي گفت: باباجان اينها ربطي به من نداره.
• فكر مي كني داستان عشق ترانه و سهراب به شكل عاشق بودن جامعه ما برمي گردد؟
•• فكر مي كنم به شرايط برمي گردد.
• اين شرايط چگونه بوده است كه اين شكل را رقم زده...
•• شرايط يعني اينكه وقتي جمشيد آريا به خونه پسرهاي مجرد مي رود شروع به توهين مي كند توهين و توهين و توهين، اين ديد قشر بسيار زيادي از جامعه است، ولي به هر حال در هر چيزي استثنايي هست.
• اين نسلي كه «سهراب» در آن رقم مي خورد و ترانه پديد مي آيد، دچار اضطرابي همه گير هستند، تصوير آخر حتماً نوشداروي بعد از مرگ سهراب است.
•• من دقيقاً نمي دونم، چون خودم مشكلي ندارم، زندگي مي كنم، معاشرت مي كنم، ولي در اون فيلم سهراب مي گويد: اين كارو كردم كه به من بگوييد چرا؟... باباش ميگه چرا از من مي پرسي، يه بار ازخودت بپرس چرا؟ شما هم برويد ازنسل قبل بپرسيد چرا، نه از ما.
• يعني به عنوان نسل سوم انقلاب هيچ پرسشي نداري...؟
* ما چون ايراني هستيم و در ايران زندگي مي كنيم هر شرايطي داشته باشيم خودمان را با آن وفق مي دهيم، چون مال اينجاييم، اينجا رادوست داريم. شرايط نسبت به سالهاي پيش خيلي بهتر شده.
• آزادي را چه معنا مي كني.
•• هر آدمي كه نفس مي كشد آزاد است، بستگي به اين داره كه آزادي را چه مقدار براي خودش محدود كند و به هر حال مطابق با عرف جامعه باشد. آزادي بايد در مغز آدم باشد.
• گفتي يكسري آزاديها در جامعه پديدار شده است منشأ اين آزاديها چه چيزي بوده كه باعث شده فيلمهايي در رسته سهراب ساخته شوند.
•• من اصلاً سياست را دوست ندارم، ولي درهر صورت از هر جايي بوده دستشان درد نكند.
• حالا فكر مي كني اين آزاديها در جامعه باقي خواهد ماند...
•• نمي دونم؛ من اصلاً هيچ نسبتي با نوسترآداموس ندارم، به هميني كه هست راضي هستم.
• پس زن شرايط هستي.
•• فكر مي كنم براي زندگي كردن بايد اينجوري بود.
• فكر مي كني مجال رقابت با ساير هنرپيشه هاي جوان با «سهراب» برايت باقي مي ماند؟
•• صد درصد... تا آدمها زندگي مي كنند رقابت وجود دارد.
• از برنامه هاي آينده ات بگو.
•• بعد از نمايشگاه تجسمي اولم قصد دارم به سرعت نمايشگاه ديگري برگزار كنم و در سينما تصميم گرفته ام صبر كنم، رمز موفقيت آدم در صبر است، آرزوي محالي هم نيست.
• پس اين بار اگر انتخابي انجام بدهي اين انتخاب با چشمان كاملاً باز صورت مي گيرد يا... يا چشمان كاملاً بسته، اگه «چشمان كاملاً بسته» كوبريك باشد، با چشمان كاملاً بسته.
محمد ضرغامي

يك منظره
011373.jpg
طرح: عزيزالله گلكارزاده

معرفي كتاب
* هويت گمشده/ فريبا سجاديان.ـ مشهد: سگال، ۴۰۰تومان.
...فلورا مضطرب و ناراحت به مدت يك هفته از مايكل در خانه پرستاري كرد و مايكل مجبور شد در خانه به استراحت بپردازد اما دست از كارش نكشيد ولي شبها همواره از آن ماجرا دچار كابوس مي شد و اين...
* عشق و حسرت/ فريبا سجاديان.ـ مشهد: سگال، ۴۰۰تومان.
مريم آماده و حاضر چادر مشكي اش را محكم به روي خود گرفته سوار ماشين مي شود. ناپدريش را مي بيند كه تا كمر در جلو ماشين جعفرآقا خم شده و مادرش آنقدر سرش راخم كرده تا جعفر نگويد، بلند نمي كند. از اين همه تحقير گريه اش مي گيرد و...
* حقوق بين الملل عمومي و اصول روابط دول «جلد سوم/ دكترسيدجلال الدين مدني.ـ تهران: پايدار، ۱۳۷۹ ، ۱۸۰۰تومان.
كتاب حاضر به عنوان حقوق بين الملل يك و دو، در دوره كارشناسي حقوق تدريس مي گردد.
* حقوق اساسي تطبيقي «به انضمام قوانين اساسي»/ دكتر سيدجلال الدين مدني.ـ تهران: پايدار، ۱۳۷۹ ، ۲۰۰۰تومان.
در اين كتاب سعي بر آن است كه پاره يي از مسائل مهم حقوق اساسي را درتعدادي از كشورها به نحو اجمال در معرض مقايسه قرار دهد. چارچوب مطالب همان جزوه يي است كه مدتي مورد تدريس قرارگرفته است.

MirrorCol1
زمان برگزاري نمايشگاهها را تغيير دهيد
شيراز ـ يك شهروند
از مسؤولان و دست اندركاران وزارت ارشاد تقاضا داريم زمان برگزاري نمايشگاه كتاب و مطبوعات را غير از زمان امتحانات دانش آموزان انتخاب نمايند تا شهرستانيها هم بتوانند از نمايشگاه ديدن كنند.

تشكر و سپاس
شهريار ـ يك شهروند
از شهردار ملارد شهريار آقاي مهندس حسيني به علت رسيدگي به وضعيت اين شهر و برخورد مناسب و شايسته با مراجعه كنندگان تشكر و قدرداني مي نماييم.

تقاضا از شركت واحد
تهران ـ روحي
از شركت واحد و ا توبوسراني تقاضا داريم كه تعداد اتوبوسهاي خط رسالت ـ هفت تير را افزايش دهد ضمناً با قراردادن يك رييس خط به وضع اين خط رسيدگي كنند.

معتادان را جمع كنيد
تهران ـ ميري
از نيروي انتظامي واقع در ميدان امام حسين تقاضا داريم نسبت به جمع آوري معتادان و كارگران در اين منطقه اقدام نمايد زيرا اين مسأله موجب ايجاد مشكلات زيادي براي عابران مخصوصاً دانشجويان دختر در اين منطقه شده است.

تقدير و تشكر
تهران ـ عده يي از دانشجويان
از رييس دانشگاه آزاد زاهدان واحد ايرانشهر آقاي عبيدي به علت موافقت شان با انتقال چند دانشجو به شهرستانهاي مورد نظرشان تشكر و قدرداني مي نماييم.


تقاضا از شهردار منطقه ۷
تهران ـ هوشمندي
از شهردار منطقه ۷ تقاضا داريم كمي به آسفالت خيابانهاي اين منطقه كه پر از دست انداز مي باشد رسيدگي نمايد تا جلوي فرسودگي ماشينها هم گرفته شود.

تسهيل براي ثبت نام دانش آموزان
تهران ـ عليخاني
از مسؤولان آموزش و پرورش تقاضا داريم نسبت به ثبت نام دانش آموزان براي سال تحصيلي جديد تسهيلاتي را مد نظر قرار دهند تا مشكل ثبت نام فرزندان ما تا حدودي رفع شود.




|   شناسنامه   |   آرشيو   |