|
تنبيه كودكان يكي از علل بزهكاري در نوجواني
كودك دستان كوچكش را جلوي سر و صورتش مي گيرد تا از وارد آمدن ضربه هاي بي رحمانه پدر جلوگيري كند. اما آنچه كه ميهمان دستانش مي شود دردي كشنده و وافر است كه نه تنها جسم او بلكه روحش را مي خراشد و مي آزارد. آيا او درهزارتوي زندگي خود فقط به ديواره هايي از خشم، پرخاشگري، آزارجسمي و عاطفي برخورد كرده است؟!
كودكي يعني نشاط، لطافت، معصوميت، شيطنت و شادماني. ولي آيا كودكي كه مورد بي مهري، ناسزاگويي و يا تنبيه بدني والدين خود قرار مي گيرد، از اين دوره از زندگي خود حظ كافي برده است؟ آيا براستي بايد زيباترين و پاك ترين دوران زندگيش را باخشونت آلود و او را خيلي زود با دنياي بزرگسالان آشنا ساخت؟ فرداي او و آناني كه به جاي آموختن راه درست و صحيح زندگي، فقط با بديهاي آن مواجه مي شوند چيست؟ آيا آنان قدمهاي كوچك خود را دركژ راهه بزهكاري و خلاف نخواهند گذاشت؟
دكتر داور شيخاوندي جامعه شناس و استاد دانشگاه علل بروز واكنش هاي عصبي و پرخاشگرانه رااز سوي والدين نسبت به فرزندان خوداينگونه بيان مي كند: «مسأله كودك آزادي به طبيعت انسان و حيوان بازمي گردد. در گذشته يكي از ابزارهاي اندروني كردن و تعميق تربيت، تنبيه بوده. عمل تنبيه در بين بعضي از حيوانات هم به چشم مي خورد. به عنوان مثال در بين خروس ها برخي از حيوان شناسان حق «نوك زدن» را بيان مي كنند. يعني خروس ها و يا مرغ ها با نوك زدن ملايم، جوجه هاي خود را به اطراف خويش مي خوانند! ولي در مورد انسان با گذشت زمان اين مسأله «تنبيه» خيلي عميق تر شده است. يعني كودك آزادي و تنبيه بدني مبدل به «شكنجه» بچه شده است. در واقع تنبيه تنها به ضربه يي با دست محدود نمي شود و با ابزاري مانند كمربند، چوب يا آتش اين عمل وحشيانه را انجام مي دهند. حتي در يك مورد ديده شده كه مادري فرزند خود را با قاشق داغ، تنبيه كرده بود. انجام اين كار توسط يك مادر (!) ديگر كودك آزاري ناميده نمي شود، بلكه شكنجه است. در ماده۱۱۷۸ قانون مدني جمهوري اسلامي آمده است: «ابوين مكلف هستند كه در حدود و توانايي خود به تربيت اطفال خويش بر حسب مقتضي اقدام كنند و نبايد آن را مهمل بگذارند.»
اما ذكر اين نكته كه تربيت درست وظيفه اصلي هر پدر و مادري است، تنبيه بدني را توجيه نكرده و آن را عملي مثبت تلقي نمي كند دكتر شيخاوندي در مورد تنبيه كودك از ديدقانون مي گويد: «در شرع و قانون ما تنبيه بچه به قصد تأديب مجاز است. البته پدر و مادر نوع تأديب طفل خود را تشخيص مي دهند و به آن عمل مي كنند. قانون نيز تأديب را مشخص كرده اما متأسفانه نوع آن را توضيح نداده است. اطفال هم از ايزاء و آزار برادر و خواهر بزرگتر خود و يا پدر و مادر مصون نيستند.اين اذيت و آزارها همانطور كه اشاره شد، از آزردنهاي ساده و كوچك شروع شده و به تنبيه بدني، جسمي و روحي مي انجامد.»گاه پدر و مادرها به اين مسأله كه ممكن است رفتار خشونت آميز آنان، به فرار فرزند از خانه بينجامد، واقف نيستند و در آن لحظه فقط مي خواهند عصبانيت خود را تخليه كنند. حتي گاه باوجود صغير بودن بچه ها اوليا انتظار دارند كه فرزندان هم مثل آنها فكر كنند و چون فرزند از شيطنت ها و بازيگوشيهاي خاص سن خود برخوردار است و نمي تواند انتظار والدين را برآورده كند، آنها را خشمگين مي سازد. كمترين عواقب آن ترس دايمي كودك و يا بي اعتمادي نسبت به والدين است كه او را در سنين بالاتر به سمت دوستان ناباب و بزهكار سوق مي دهد. تا طعم شيرين محبتي را كه هرگز نچشيده اند در آنجا جست و جو كنند!
|