|
|
|
«خبر» چيست؟
|
|
|
اشاره:
پس از سالها خبرنويسي در مطبوعات تاكنون پاسخ روشني به پرسش «خبر چيست؟» (What is News) داده نشده است. دانشجويان در كلاسهاي درس بيشتر با توصيفهاي گوناگون از «پديده خبر» آشنا مي شوند، از اين رو پس از پايان درس خبرنويسي، ناتوان از ايجاد رابطه يي منطقي ميان عناوين درس، در ارايه تعريفي جامع و مانع براي «خبر» (News) نيز در مي مانند. آيا براستي ارايه تعريفي منطقي از «خبر» ناممكن است؟ آيا زمان تعريف مجدد از «خبر» فرا نرسيده است؟
بدون شناخت خبر، شناخت «عناصر» (News Element) و «ارزشهاي خبري» (News Values) كه بيشترين مباحث را در تهيه و تنظيم خبر در بر مي گيرد، اگر نگوييم ناممكن، مي توانيم بگوييم دشوار و پيچيده است.
دكتر «كاظم معتمدنژاد» استاد دانشگاه علامه طباطبايي، در اهميت شناخت اخبار مي نويسد:«ماده اوليه ارتباطات اجتماعي را خبر تشكيل مي دهد. بنابر اين روزنامه نگاران بطور عام و خبرنگاران بطور خاص بايد قبل از هر چيز خبر را بشناسند و با مفاهيم و عناصر آن آشنا گردند تا بتوانند با بينش و دانش كامل در راه خبريابي و خبرنويسي گام گذارند.»
متأسفانه با همه اهميتي كه شناخت خبر و به تبع آن ارايه تعريفي مشخص از خبر دارد، در اغلب كتابهاي درسي روزنامه نگاري آنچه كه در اين خصوص ارايه مي شود، تنها توصيفي كوتاه از يك جنبه پديده ارتباطي «خبر» است: «خبر، اعلام و بيان وقايع جالب زندگي اجتماعي و نقل عقايد و افكار عمومي است». در اين تعريف به نظر مي رسد بيشتر «اخبار اجتماعي» روزنامه ها مد نظر بوده است، در حالي كه امروزه اعلام و بيان «وقايع علمي» جايگاه ويژه يي در مطبوعات يافته است، همچنين تعريف مشخص نمي كند كه اين اعلام و بيان بر اساس چه معيارهايي صورت مي گيرد؟
هرچند نويسنده كوشيده است با تحليل اين تعريف، عوامل زير را از يكديگر مشخص كند:
۱ـ اعلام واقعه، ۲ـ نخستين بيان، ۳ـ واقعه عيني، ۴ـ جالب بودن واقعه و ۵ـ عمومي و اجتماعي بودن واقعه. اما «عناصر خبر» و «ارزشهاي خبري» كاملاً مشخص نشده اند. مثلاً مشخص نشده است كه آيا «فراواني، مقدار و بزرگي» در نقل يك خبر چه جايگاهي دارد؟ و يا اينكه مثلاً بُعد «مجاورت» در خبر چه نقشي را ايفا مي كند و هكذا...
در تازه ترين كتابي كه استادان دانشگاه علامه طباطبايي منتشر كرده اند، تعاريف گوناگون زير با در نظر گرفتن ابعاد مختلفي از خبر ارايه شده است:
« ـ خبر گزارشي از واقعيت است، ولي هر واقعيتي را نمي توان خبر ناميد.
ـ خبر پيامي است كه احتمال صدق و كذب در آن وجود دارد.
ـ خبر الزاماً گزارش رويدادهاي جاري (تازه ها) نيست، ممكن است واقعه يي كه سالها قبل رخ داده، با نمايان شدن اطلاعات تازه ارزش خبري پيدا كند. (اخبار مربوط به اكتشافات باستان شناسي، عمليات جاسوسي و...)
ـ خبر، رويدادي است كه قرار است اتفاق بيفتد، اما هنوز رخ نداده است. (خبر مربوط به مسافرتها، ملاقاتها، كنفرانسها و...)
ـ رويدادي كه براي يك نفر يا گروهي «ارزش خبري» دارد، براي ديگري يا گروهي ديگر ممكن است بي اهميت باشد.
در بسياري از كتابهاي روزنامه نگاري براي شناخت خبر نمونه هايي از اين تعاريف همراه با مثال «اگر فردي سگي را گاز بگيرد، خبر است، اما برعكس اگر سگي فردي را گاز بگيرد، خبر نيست» ذكر شده است.
نويسندگان به درستي تأكيد مي كنند كه:«بسياري از اين تعاريف، همانند اين مثال تنها بر يك بعد خبر كه در اين مثال «برخورد» (بشر با حيوان) است، تكيه دارد. با گذشت سالها تحقيق در زمينه خبر، هنوز سؤال «خبر چيست؟» وجود دارد.»
استادان درس خبرنويسي در دانشكده ها با ارايه همين توصيفها و تشريح ها و ارايه نمونه هايي از نشريات روز، به دشواري تصويري از خبر به دانشجويان ارايه مي دهند و اغلب از عدم وجود تعريفي مشخص، جامع و مانع براي خبر گلايه مي كنند. حتي نويسندگان نشريات تخصصي علوم ارتباطات نيز از چنين مشكلي مي نالند. «شكور آرين خواه» در كتاب سال روابط عمومي مي نويسد:
«خبر چيست؟ پاسخ روشن و قابل فهم به اين سؤال ساده ابداً آسان نيست. شايد هر يك از ما حتي فارغ از مطالعات پراكنده خود در اين زمينه، بتوانيم تعريف خاصي از خبر ـ كه از ديدگاههاي شخصي نسبت به اين پديده اجتماعي ناشي مي شود ـ به دست دهيم. اما به يقين اين تعريف نيز مشكل دهها تعريف شناخته شده يي را خواهد داشت كه همه آنها را از جامعيت لازم محروم كرده است، زيرا هر كدام از تعاريفي كه از خبر شنيده يا خوانده ايم، تنها به قسمتهايي از جنبه ها و محورهاي مختلف خبر توجه داشته است.
از اين مقدمه كوتاه بر مي آيد كه اولاً خبر، تعريف مشخص و همه پذيري ندارد. در ثاني خبر را مي توان با توجه به زمينه هاي بروز و ظهور آن، از منظرهاي متفاوت نگريست كه هر كدام در جاي خود قابل تأمل است. ثالثاً دستيابي به چنين تعريفي در اصل منطقي نيست و تنها بايد كوشش كرد تا جامع ترين و كامل ترين تعريف تركيبي ممكن را ـ آن هم با هدف تبيين ساختار قابل قبول براي خبر ـ برگزيد و تا پيدايش تعريفي كامل تر و همه جانبه تر آن را به كار بست.»
هر چند تلاش و كوشش نويسنده در مقاله حاصلي عيني و قابل قبول نداشته و پس از ارايه همان تعاريف هميشگي بلافاصله به سراغ «ارزشهاي خبري» و عناصر خبر رفته و سپس از سبك [روش] خبري سخن به ميان آورده است، اما طرح اين نكته كه مي بايست براي دستيابي به تعريفي كامل از خبر، تلاش و كوشش كرد، نكته يي حايز اهميت است كه ديگران كمتر بدان توجه داشته اند.
اعتراف به اِشكال عمده در رهيافتي براي پاسخ مناسب به پرسش «خبر چيست؟» توسط استادان دانشگاه علامه طباطبايي نيز قابل تأمل است:«با گذشت سالها تحقيق در زمينه خبر، هنوز سؤال «خبر چيست؟» وجود دارد. ظاهراً اشكال عمده نداشتن يك تئوري جامع و مانع بوده است كه بتواند اخبار را صرف نظر از موضوعهاي مختلف مانند سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... در بر بگيرد.»
در اين مقاله، نويسنده پس از سالها تدريس و كار عملي روزنامه نگاري در ايران، مي كوشد تعريف روشن، قابل فهم و كاربردي از خبر به دست دهد.
• اشكال هاي موجود در تعريف خبر
پيش از ارايه تعريفي كامل از پديده ارتباطي خبر، شناخت دشواري هاي تعاريف پيشين ضرورت دارد تا با اجتناب از كاستي هاي آن تعاريف راه را براي ارايه تعريف كامل بگشاييم. مهمترين اشكالهاي تعريف پيشين را مي توان بدين گونه دسته بندي كرد:
۱ـ بيشتر اين تعاريف توصيفي هستند و تنها به وصف يك يا دو بُعدِ خبر اكتفا مي كنند. مانند: «خبر گزارشي از واقعيتهاست، ولي هر واقعيتي را نمي توان خبر ناميد.» در اين توصيف ابعاد تازگي، مجاورت، شگفتي و... مغفول مانده است.
۲ـ برخي از اين تعاريف تمثيلي است. مانند: «اگر فردي سگي را گاز بگيرد خبر است، اما برعكس، اگر سگي فردي را گاز بگيرد، خبر نيست.» اين خبر گرچه بعد شگفتي را در خبر روشن مي كند، اما در برابر مثالي ديگر چون خبر «كشتن يك شير توسط الاغي در باغ وحش تهران» حتي در جنبه تمثيلي اش، كاستي هاي فراواني دارد.
۳ـ بيشتر تعاريف چون به صورت تك بعدي به خبر مي پردازند، از خود جريان خبر غافل مانده اند. درست مانند افرادي كه براي مشاهده كوه، تنها به كوهنوردي در كوه اعتقاد دارند. در حالي كه مشاهده كوه از چشم اندازي دورتر، منظره يي كلي تر از كوه ارايه مي دهد. يك كوهنورد از كوه سنگلاخها، كوره راهها، سردي هوا، درختان يا گياهان و... را توصيف مي كند، ولي يك شخص علاقه مند به طبيعت، از كوه ارتفاع و عظمت كوه را وصف مي نمايد. پس براي رهايي از اينگونه تعاريف محدود و شكننده، لازم است به چشم اندازي كلي تر از خبر پرداخت.
۴ـ كاستي مهم ديگر اينگونه تعاريف آن است كه هر يك از آنها تنها براي يك يا دو نوع از خبرها كاربرد دارند. در حالي كه در درس خبرنويسي، دانشجويان با ابعادي از خبر آشنا مي شوند كه لازم است در تعريف خبر، بيان شوند. در آن صورت است كه دانشجويان و روزنامه نگاران به درك صريحي از عناويني چون: «عناصر خبر»، «ارزشهاي خبري»، «عوامل مؤثر بر انتخاب و تنظيم اخبار» و... دست مي يابند و ضمن درك مفاهيم و وحدت ميان آنها در كاربردشان اهتمام بيشتري به كار مي برند.
• تعريف خبر
ارايه تعريفي جامع و مانع بدون تكيه بر تعاريف پيشين و مراحل تهيه و تنظيم خبر، مشكل اصلي محققان، روزنامه نگاران و استادان دانشگاهها بوده است. در راه ارايه چنين تعريفي، لازم است موارد پنج گانه زير را رعايت كرد:
۱ـ خبر را به عنوان يك فرايند در نظر گرفت كه در طول زمان شكل مي گيرد و انتشار مي يابد.
۲ـ گزينشگري (Gatkeeping) خبر يكي از مراحل مهم براي تنظيم خبر است كه بايد آن را در تعريف خبر گنجاند.
۳ـ مراحل تنظيم خبر (News Writing) نيز با در نظر گرفتن «عناصر خبر» و «ارزشهاي خبري» شكل مي گيرد كه در اغلب تعاريف ارايه شده، از ديد محققان پنهان مانده است.
۴ـ در كنار «عناصر» و «ارزشها» عوامل «درون سازماني» و «برون سازماني» در فرايند توليد و انتشار خبر نقشي انكارناپذير دارند.
۵ـ مفاهيم اساسي در تعاريف ارايه شده مي بايست جمع بندي شوند و چيزي از قلم نيفتد.
اينك با در نظر گرفتن ضرورتهاي فوق، امكان حصول تعريفي جامع و مانع تحقق مي يابد:
«خبر فرايند ارزش گذاري عناصر رويداد عيني است، با توجه به منافع فرستنده و نياز مخاطب.»
در اين تعريف همه مفاهيمي كه در شناخت خبر ارايه مي شوند، وجود دارد:
۱ـ خبر يك فرايند است. پس ارايه مدلهاي ارتباطي مانند: «مدل دروازه بانان خبر وايت»، «براس وستلي و مالكم مك لين» و «جريان اخبار در مدل مك نلي» با ارايه اين تعريف قابل فهم خواهد شد.
۲ـ ارزش گذاري، معيارهاي خبرنگاران در انتخاب اخبار است. امروزه هفت ارزش خبري به صورت استاندارد معمول اين ارزش گذاري در كلاسهاي خبرنويسي به دانشجويان آموخته مي شود.
۳ـ عناصر يك رويداد عيني، شش عنصر كه [چه كسي]، كجا، كي [چه وقت]، چه چيزي، چرا، چگونه؟ تنها در صورتي كه از يك رويداد عيني و نه تخيلي برآمده باشند، در شكل گيري خبر و نگارش آن توسط خبرنگار مؤثر خواهند بود.
۴ـ منافع فرستنده اعم از عوامل درون سازماني يا برون سازماني در نحوه شكل گيري خبر مؤثرند. خبرگزاريهاي غربي اخبار را بر اساس منافع خود و شناختي كه از مخاطبان دارند، مخابره مي كنند.
۵ـ هيچ خبري نيست كه مخاطب و گيرنده نداشته باشد. در غير اين صورت تصور «توليد خبر براي هيچكس»، تصوري مضحك و غير عقلاني خواهد بود. لذا بطور طبيعي نياز مخاطب در كسب خبر نيز مي تواند ياريگر خبرنگاران، سازمانهاي خبري و روزنامه ها در نحوه تنظيم و انتشار آن باشد.
بر اين اساس «مفاهيم اساسي خبر» بر خلاف تصور رايج سه مفهوم درستي خبر، روشني خبر و جامعيت خبر نيست، زيرا اين سه مفهوم در يك مفهوم «عينيت» يا «عيني بودن رويداد در تنظيم خبر» تجلي مي يابند.
همچنانكه «جامعيت خبر» با ارايه «عناصر خبر» برآورده مي شود، «روشني خبر» با رعايت «مباني نگارش رسانه يي» و «درستي خبر» با «انعكاس رويداد آن طور كه اتفاق افتاده است و نه آن طور كه خبرنويس مايل است اتفاق بيفتد»، تحقق خواهد يافت.
يكبار ديگر تعريف خبر را با يكديگر مرور مي كنيم:
«خبر فرايند ارزش گذاري عناصر رويداد عيني است با توجه به منافع فرستنده و نياز مخاطب».
آيا به نظر شما در اين تعريف چيزي از قلم افتاده است؟ اگر اين گونه است، نويسنده را در رفع كاستي «تعريف» آگاه كنيد.
اميد مسعودي مدرس دانشكده خبرو مدير مسؤول «ايران سال»
|
|
|
|
|
|