|
جهاني سازي ، فرهنگهاي ملي و بومي را تهديد مي كند
* يك روزنامه نگار فرانسوي: فرهنگ جهاني ، فرهنگي است كه خصوصيات آن عموماً توسط فرهنگ غالب امريكايي شكل گرفته است.
|
|
|
يك نشريه كانادايي نوشت : جهاني سازي، محيط زيست فرهنگي كشورها را از بين مي برد و سبب نابودي گروههاي كوچك زباني و بومي در جهان مي شود.به گزارش روزنامه «لاپرس» چاپ مونرآل، اكنون ديگر آهنگسازان سوئدي فقط پاپهاي انگليسي توليد مي كنند، چون آنچه دركوچه و خيابانهاي استكهلم شنيده مي شود چيزي جز ترانه هاي خوانندگان انگليسي زبان نيست.
لوك بسون، فيلمساز فرانسوي هم به ساختن فيلمي مثل «پنج عنصر» روي آورده است. او شايد گه گاه دلش را به استثناي فرهنگي خوش كند، اما بخوبي مي داند كه سرانجام او نيز بايد از ويژگيهاي فرانسوي كارهايش دست بشويد.
سينماي مؤلف، موسيقي مؤلف، فولكلور، ادبيات و خلاصه هراثر فرهنگي كه عامه پسند و پردرآمد نباشد، در وضعيت كنوني نظام جهاني سازي با ورشكستگي مواجه خواهد شد.
جك والنتي ، سخنگوي شركت بزرگ سينمايي «موشن پيكچر اسوسيشن» كه فيلمهاي بزرگ سينماي امريكا را به نمايش مي گذارد، معتقد است كه مسؤوليت شهروندان در قبال فرهنگ ملي بسيار بيشتر از دولتمردان است.وي مي گويد : حمايت از فرهنگ براي شهروندان هركشوري الزامي است. اكنون دسترسي به فن آوري به قدري آسان است كه ديگر كنترل آن ممكن نيست. حال ، چگونه كشوري مي تواند بويژه در عرصه محصولات ديداري ـ شنيداري ، از فرهنگ خود حمايت كند؟ جك والنتي خود پاسخ مي دهد: حمايت از فرهنگ بومي فقط در صورتي امكان پذير است كه ما بتوانيم ابتدا بهترين سازندگان محصولات فرهنگي خود را بشناسيم و پس از آن به كار تشويق آنها و آموزش نسل هنرمند آينده بپردازيم.به نوشته لاپرس، بيش از ۸۵درصد فيلمهاي پخش شده در سالنهاي سينماي كشورهاي اروپايي در هاليوود توليد شده است. در نتيجه، توليدات ملي پيوسته از گردونه خارج مي شوند. براي نمونه ، نفوذ سينماي داخلي كانادا در داخل مرزهاي خود هيچ گاه از ۳درصد فراتر نمي رود. روبر پيلون ، معاون اجرايي گروه ائتلاف براي تمايز فرهنگي ، شامل انجمن هاي بزرگ هنرمندان ، توليدكنندگان ، تدوين كنندگان وديگر عوامل سينمايي، مي گويد: حد متوسط هزينه يك فيلم در هاليوود، طي ده سال گذشته دوبرابر افزايش يافته است. يعني اين كه هرفيلم امريكايي اكنون چيزي بين ۲۷ تا ۵۴ ميليون دلار، البته بدون احتساب تقريباً ۲۰ميليون دلار هزينه هاي بازاريابي ، هزينه دارد.وي مي افزايد: پانزده سال است كه امريكاييها درحالي كه هزينه هاي توليد فيلم هاي خود را از داخل تأمين مي كنند، از سود نمايش فيلمهاي خوددرخارج از كشور نيز بهره مند هستند. اين يك كار برنامه ريزي شده است. اكنون بازارهاي خارجي براي اقتصاد «توليدات بخشهاي فرهنگي امريكا» اهميت زيادي دارد.
اينياسيورامونه ، روزنامه نگار، محقق و مدير ماهنامه لوموند ديپلماتيك درگفت وگو با خبرنگار «لاپرس » مي گويد: يكپارچه سازي از اهداف عمده جهاني سازي فرهنگي است.
وي مي افزايد: ما اكنون در برابر پديده يي به نامglobal culture يا فرهنگ جهاني قرار گرفته ايم. درمجموع ، عناصر فرهنگ جهاني الزاماً امريكايي نيستند، اما مي توان گفت، فرهنگ جهاني ، فرهنگي است كه خصوصيات آن عموماً توسط فرهنگ غالب امريكايي شكل گرفته است. ساده انگاري ، كودكانه رفتار كردن و سرعت، از عناصري است كه فرهنگ جهاني را شكل مي دهد. به اين ترتيب هركس با هرفرهنگي مي تواند به راحتي وارد آن شود.
رامونه مي گويد: غيرامريكاييها مي توانند با توجه به عناصر موردنظر، وارد فرهنگ جهاني شوند. اكنون كارتونهاي ژاپني كاملاً به خصوصيات جهاني سازي توجه دارند. از اين رو مي بينيم كه دامنه آن به سراسر جهان كشيده شده است.
اين روزنامه نگار فرانسوي مي افزايد: بنابراين ، مقابله فرهنگهاي كوچك با چنين پديده يي بسيار دشوار است.مي گويم كوچك ، چون آنها به گروههاي اقليتي با ويژگيهاي خاص خود تعلق دارند . اين فرهنگهاي اقليت مي توانند وجود داشته باشند ، اما به سبب پيچيدگي يي كه دارند، براي دستيابي به اين بازار جهاني با مشكل روبرو مي شوند. البته فرهنگهاي ملي و حتي منطقه يي هم در چنين وضعيتي قرار دارند. وي مي گويد: فرهنگهاي كوچك براي بقاي خود بايد با آنچه كه ما آن را ديكتاتور جلوه هاي ويژه مي ناميم رودررو شوند واين پديده يي است كه در فيلم ، تلويزيون، كارتون، موسيقي پاپ و غيره وجود دارد.
اينياسيو رامونه معتقد است كه براي دستيابي به فرهنگ جهاني ، سرمايه گذاريهاي بزرگ لازم است و اين سرمايه گذاريهاي ضروري، زماني به دست مي آيد كه بربخشي از بازار احاطه پيدا شود. درخارج از اين بازار، وسايل لازم براي ايفاي اين نقش وجود نخواهد داشت. چنين چيزي درمورد سينما كاملاً صدق مي كند.وي مي گويد: در وادي جهاني سازي ، فرهنگ يك كالا است و فرهنگ جهاني نيز توسط بازار شكل گرفته است . بنابراين ، بازار است كه درمورد بقا، پذيرش، حذف و يا اخراج تصميم مي گيرد. فقط با توفيق در بازار است كه مي توان به افتخار فرهنگي نايل آمد و اين يك پديده جديد و اساسي است.گذار از توليد صنعتي به توليد فرهنگي تأثيرات ژرفي بروجود آدمي گذاشته است. در زندگي اقتصادي ، هويت و زندگي خصوصي درحال دگرگوني است. اوقات راحتي برنامه بندي شده ، مسافرتها، وسايل تفريح فوق پيشرفته، تجربيات بزرگ بهره منديهاي نمايشي يا مجازي (دنياي ديزني ، سيرك خورشيد و… )، تمرينات بدني ، مد ، آشپزي ، ورزش حرفه يي، بازي ، سينما، تلويزيون ، فعاليتهاي مربوط به «سايبراسپيس» و ديگر ابداعات ديجيتالي ، محور اصلي يك نظام سرمايه داري فوق پيشرفته را شكل مي دهند. نظامي كه درآن دسترسي به شركتهاي فرهنگي توسعه پيدا كرده است.اين چنين است كه شركتهاي غول پيكر عصر صنعتي ، مانند اگزان، جنرال موتورز، جنرال الكتريك ، شل بويينگ يا كوكاكولا، جاي خود را بتدريج به كنسرسيومهاي جديد سرمايه داري فرهنگي چون آئول ، تايم وارنر، سوني ، ويواندي ، اونيورسال، مايكروسافت ، برتلسمان و غيره داده اند.
مترجم : مجيد تولي
|