شماره ۱۸۲۵‎/۲ - سال هفتم - دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۰
Mon, Jun 11, 2001
Report green.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
نظرگاه
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران را بگرديم
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
جرم سياسي در دايره قانون
* دكتر پرويز ورجاوند: «در صورت تصويب طرح جرم سياسي، از لحظه بازداشت و بازجويي به بعد مجرم ملزم به داشتن وكيل است بنابراين متهم را در زندان انفرادي كه تا كسي در آن نرود نمي داند چه بلايي بر سر افراد مي آيد؛ نمي توان نگاه داشت.
دكتر پرويندخت عارف نيا، مسؤول امور اجتماعي يونسكو در ايران
احتمالاً شما هم اين تصوير را ديده ايد؟

صد سال انتظار براي قانوني شدن جرم سياسي
جرم سياسي در دايره قانون
* دكتر پرويز ورجاوند: «در صورت تصويب طرح جرم سياسي، از لحظه بازداشت و بازجويي به بعد مجرم ملزم به داشتن وكيل است بنابراين متهم را در زندان انفرادي كه تا كسي در آن نرود نمي داند چه بلايي بر سر افراد مي آيد؛ نمي توان نگاه داشت.
013662.jpg
بازشدن فضا برا ي به كاربردن واژه «جرم سياسي» در حقوق اساسي ايران به يك قرن پيش برمي گردد. با اين حال هشت خرداد هشتاد، روزي بود كه طرح جرم سياسي براي تأييد نهايي به شوراي نگهبان فرستاده شد. اين يك خبر مسرت بخش براي فعالاني است كه خواستار نقد اركان قدرت و مسؤوليت پذيري كليه سطوح مديريت سياسي، اقتصادي و … در جامعه ايران هستند. معمولاً قدرت بدون نظارت و پاسخگويي در هر جامعه يي به نيرويي مخرب تبديل مي شود. متفكران و عالمان دلسوز بشريت با طرح جدي تر ضرورت تعريف جرم سياسي در جست وجوي نقد پذيري «قدرت» و عقلانيت و منطق در رفتار سياسي و جامعه و مديران برآمده اند. درواقع «جرم سياسي» با به رسميت شناختن آزادي بيان و انديشه، خواستار فراگيري نظارت مردم و روشنفكران بر كليه تصميم سازان و برنامه ريزاني است كه در حريم اين قدرت قرارمي گيرند و از تحمل «نظرات علمي» و پذيرش نقد منطقي مي گريزند. طرح «جرم سياسي» هر چند پس از يك صد سال انتظار به تصويب مجلس ششم رسيده است اما انتظار كارشناسان، روشنفكران و مردم متعهد و رنج ديده ايران اين است كه نگاه اين طرح، فراتر از نيروهاي سياسي درون حاكميت را تحت پوشش قراردهد. تنها در چنين حالتي است كه مسؤوليت پذيري اركان قدرت و پاسخگويي آنان در قبال مردم و احزاب ايراني، شكلي منطقي و بايسته مي يابد .
سرانجام طرح جرم سياسي كه به كمك لايحه پيشنهادي قوه قضاييه، دولت و نظرات كميسيون حقوق بشر اسلامي تنظيم شده و حدود ۳ـ۲ سال بود كه در مسير كارشناسي و بررسي قرار داشت، مي رود تا مراحل نهايي خود را طي كند. دكتر پرويز ورجاوند صاحبنظر سياسي در مورد اهميت اين لايحه مي گويد: «همين كه ذهن گروهي متوجه اين شده است كه بتوانند از مسأله جرم سياسي تعريفي به دست بدهند و آن را داراي ضوابطي كنند؛ مهم است. متأسفانه فعاليتهاي سياسي از سوي احزاب در ايران نهادينه نشده، همه اينها باعث شده تا چنين معضلي پيش بيايد كه دستگاه اطلاعاتي يا دادگستري با افراد به خاطر اظهارنظر فردي يا به خاطر موضعگيري در قبال عملكرد حاكميت برخورد كند يا بدين نحو كه آنها را در زندان بيندازد و يا زيرفشار بازجويي و … قراردهد تا بعد هم بتوانند با قوانيني خاص او را محكوم كنند. ويژگيهاي كشور ما چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن به دليل شرايط خاص حاكميت و روحيه نقدناپذيري حاكميت شرايطي را به وجود آورده كه همه مسائل بايد در يك روند مشخص كه منطبق با خواست حكومت است، پيش برود و هيچكس اظهارنظر نكند. حتي اگر كشوري داراي قانون اساسي است و مردم اعتقاد داشته باشند بخشي از قانون اساسي نمي تواند تأمين كننده خواسته هاي آنان باشد، نقد اين مسأله به عنوان يك جرم بزرگ مطرح مي شود. در نتيجه حاكمان روز مي خواهند اين راه را سد كنند. تا به حال در جامعه ايران دستگاه دولت هر نقدكننده يي كه با ديد و نگرش ديگري به مسائل سياسي پرداخته را سعي كرده او را حذف كند. جالب است كه طرح جرم سياسي از سوي قوه مجريه مملكت تهيه و تدوين مي شود و به مجلس داده مي شود. اين نكته جالبي است كه نشانه تحول در بخشي از حاكميت است. هر چند احساس مي شود كه ساير اركان تصميم گيري نظر مساعدي نداشته باشند. ولي گام بلندي در جامعه ايران محسوب مي شود كه به جامعه اين فرصت را بدهيم كه به نقد و اظهارنظر و حضور مردم به عنوان صاحبان اصلي در تعيين سرنوشت باور پيدا كنند و اگر كسي از مرز خاص نقد و اعتراض فراتر رود با ضابطه قانوني به شرط قبول افكار عمومي و هيأت منصفه، با او برخورد شود.»
دكتر ورجاوند درمورد تغييراتي كه تصويب اين قانون در قانونمندي و شكل گيري فعاليتهاي سياسي خواهد داشت معتقد است: در اين صورت تحمل چشمگيري ايجاد خواهد شد. در اين قانون اگر كسي به عنوان مجرم سياسي بازداشت شود، از لحظه بازداشت و بازجويي به بعد ملزم به داشتن وكيل خواهد بود. بنابراين متهم را در زندان انفرادي نمي توان نگاه داشت. زندان انفرادي كه تا كسي در آن نرود نمي داند چه بلايي بر سر افراد مي آيد. حتي از نقطه نظر رواني هم مجرم سياسي را مرتب مورد تهاجم قرارمي دهند حكومت قانوناً و اخلاقاً حق ندارد افراد را وادار كند تا با تلقين و … هر اعترافاتي كه خواست از آنها بگيرد. بازجويي روند معقول خود را خواهد داشت و بازجو و بازپرس به دليل حضور وكيل از هر نوع برخورد و اعمال فشاري اجتناب مي كنند. بنابراين متهمي كه به زندان برده شده يا بازداشت شده در يك روند مسالمت آميز مورد بازجويي قرارمي گيرد و در نهايت يا بازپرس و قاضي قانع مي شوند كه فعال سياسي لطمه يي به مصالح جامعه وارد نكرده و يا اگر قاضي تصميم به محاكمه بگيرد مرحله بعدي حضور هيأت منصفه است. در اين صورت آرامش به جامعه داده مي شود و كساني كه كوله بار ۵۰ سال فعاليت سياسي را بردوش خود دارند و جامعه هم آنها را مي شناسد و غير از گروه معيني آنها را محكوم نمي كند، دربدترين شرايط در زندانهاي مشخص درشرايطي كه كوچكترين ارتباطي با خانواده خود ندارند، نخواهند بود. در اين شرايط جامعه براي نقد و مخالفت با حاكميت مجبور نيست تا هزينه هاي گزافي را بپردازد.»
در ارتكاب جرم سياسي، انگيزه مرتكب معمولاً اصلاح غلطهايي است كه به تصور او در ديكته حاكمان وقت به چشم مي خورد و اما در نهايت بزه سياسي محصول رشد انديشه است. در ادامه اين گزارش نظر ديگر كارشناسان را جويا شده ايم كه در شماره هاي بعدي خواهد آمد.
گزارش: مهري حقاني

اوقات فراغت برنامه يي خلاق مي خواهد
دكتر پرويندخت عارف نيا، مسؤول امور اجتماعي يونسكو در ايران
013695.jpg
اوقات فراغت و گذران بخشي از ساعات زندگي به طور دلخواه، از حقوق اساسي هر انسان است. هر چند اجتماع و امكانات موجود در آن مي تواند نقش مهمي در چگونه گذران وقت فراغت اعضاي يك جامعه داشته باشد، اما به اعتقاد من نقش خود فرد مهمتر است. اگر افراد با فكر و خرد از نيازها و علايقشان آگاهي يابند، بهترين پاسخ دهنده و برنامه ريز براي وقتهاي فراغتشان خواهند بود و تا آنان ايده يي نداشته باشند، ديگران برايشان تعيين تكليف خواهند كرد. بنابراين با توجه به اينكه انسانها با يكديگر متفاوتند و علايق و نيازهاي گوناگوني دارند، برنامه ريزي همگاني، چندان به كار همه نخواهد آمد. اما به محض آنكه انسان از خود شناخت پيدا كرد و به خودباوري رسيد و از حق و حقوقش آگاهي پيدا كرد و به اين نتيجه رسيد كه حق دادني نيست، بلكه گرفتني است، خواهد توانست بر اوقات كار و فراغت خود نيز تسلط پيدا كند. تنها تلاش برنامه ريزان و مديران جامعه ما بايد به گونه يي باشد كه انسانها به خاطر انسان بودن خود سپاسگزار بوده و به نقش خود در امور اجتماعي واقف شوند. من معتقدم هميشه نمي توان هر اتفاق بدي را به دولت نسبت داد و منشأ هر حركت و اتفاق خوب را تواناييهاي خود فرد دانست. اين رابطه منجر به عدم رشدمان خواهد شد. اينكه ما چيزي در ذهن خود ساخته ايم به نام دولت كه جابر است و حق و حقوق ما را مي خورد. بعد دست روي دست مي گذاريم و مي گوييم استعدادهايمان از بين رفت... در حالي كه اين مردم هستند كه دولتها را به كار وادار مي كنند. بنابراين بايد مسؤولانه عمل و رفتار كرد. اگر تاكنون نگاه به برنامه هاي اوقات فراغت در جامعه و در ميان مردم تربيتي و آموزشي بود، درحال حاضر زمان آن فرارسيده كه جامعه را به اين سمت هدايت كرد كه نگرش خود را تغيير داده و به مسأله تفريح در برنامه ريزي اوقات فراغت نيز جاي خاصي بدهد. با اين كار از رهاشدگي و سرگرداني نوجوانان در روزهاي تعطيل و اوقات فراغت در كوچه و خيابانهاي شهر جلوگيري مي شود و زمينه هاي بروز بزهكاري در ميان آنان از بين مي رود. اين را بدانيم كه دركشورهاي پيشرفته نيز با وجود همه امكانات و منابع مالي و تفريحي و... تا خود اعضاي اين جوامع به اين باور و رشد و آگاهي نرسيده باشند كه حق بهره مندي از مواهب و نعمات زندگي را دارند، حتي وجود امكانات متعدد نيز نمي تواند، مزيتي برايشان محسوب شود.

بيمار تخت هفت
احتمالاً شما هم اين تصوير را ديده ايد؟
013665.jpg
لطفاً با من بياييد. من، يعني ماي گزارش نويس. مي خواهم فيلم سينمايي بسازم. فيلمي ديدني. فقط لطفاً خرده نگيريد كه چرا دوربين ندارم و حركات چپ و راست آن را نمي نويسم. پس دنبال كلمات من بياييد تا ببينيد آنچه را من ديدم. مي خواهم قدم در مكاني بگذارم كه درپايتخت مي تواند شاخص باشد. شاخص خيلي چيزها. بلكه شما هم ملتفت شويد چرا مردم وقتي كارشان به دوا و درمان مي افتد اين همه مشكل پيدا مي كنند. يعني اينجا بيمارستان است و سط پايتخت يكي از كشورهاي تازه استقلال يافته آفريقايي. كمي پايين تر از يك بزرگراه گمنام.
آدمهاي فيلم من گريم ندارند.اين فيلم را تقديم مي كنم به همه بيماراني كه دستشان از همه جا كوتاه شده و براي مثلاً درمان به اين بيمارستان يا هر بيمارستان ديگري آمده اند، مي آيند و خواهند آمد:

۱
دختري جوان به دليل يك بيماري لاعلاج با درد فراوان در بخش عريض و طويل اورژانس بيمارستان بستري مي شود تا در بخش طبي جايي پيدا و او را بستري كنند.

۲
ايستگاه پرستاري مملو از آدم است با لباسهاي مختلف مرد و زن. هركدام پرونده يي به دست گرفته با يكديگر تبادل نظر مي كنند وسط راهروي اورژانس اتاقي است براي شور و تبادل نظر. صداي گفتگويي خودماني از آن مي آيد. ساعت حدود ۱۵ يك چرخ دستي پرسروصدا ۸ صندلي ديگر اضافه مي كند.

۳
دختر جوان در طول ۲۰ ساعتي كه در اورژانس بستري است حالش بدتر شده و بي اختيار اشك مي ريزد. او ديده بود
دخترك، خودتا ظهر منتظر مي ماند اما صبحانه اش را نمي آورند . او كه بيمار اورژانسي است بيش از ۸ ساعت هم براي جواب آزمايش منتظر مي ماند. پدرش را مي فرستد. به او مي گويند دكتر دستور ناشتا داده. جواب آزمايش راهم گرفته ايم.

۴
دختر جوان عاقبت در بخش خصوصي بستري مي شود. اينجا هم درد و رنج بيماران و آه و ناله از يك طرف و نامهرباني از سوي ديگر. پس از بستري شدن بر تخت ،۷ پرستاري بالاي سر دخترك مي آيد. براي ثبت علايم حياتي.

۵
مجاور تخت ،۷ دختر ديگري بستري است. نحيف و طريق دهان به دهان گذاشتن با پرسنل را نمي داند. همراهي دارد. خواهرش. كه در ازاي شبي كلي پول فقط يك صندلي دارد. شكسته، سياه و كثيف تا بنشيند. نه غذايي، نه جاي خواب و نه هيچ. قرار است از ماهيچه ران بچه تكه برداري كنند و بدهند آزمايش. دوره اش مي كنند. پرستاران ماده بي حسي را به ران بچه تزريق مي كند. دختر تخت ۷ سخت مي گريد. خواهر بچه نيز چشمانش خيس است. من هم مي گريم .

۶
با گلايه والدين بيمار تخت ۷ پزشك تمام زحمات خود را هدر رفته مي بيند. هر چه او رشته مي كند، در بخش طبي يك، پنبه مي كنند. او بيش از هركس سلامت و بهبود بيمارش را انتظار مي كشد.
فرامرز سيدآقايي



|   شناسنامه   |   آرشيو   |