شماره ۱۸۳۴ - سال هفتم - پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۰
Thu, Jun 21, 2001
Art purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
نظرگاه
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
يادداشت اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
كوتاه  از  جهان
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت وگو با «كامران جمالي »، شاعر و مترجم (بخش دوم )
* مسأله ديگر درادبيات بعد از جنگ آلمان ، راديكاليسم موجود درآن است. اين راديكاليسم مانع از آن شد كه محافظه كاران بروند سراغ اين نوع ادبيات.
بخش نخست اين گفت و گو به شعر ايران و شاعران جوان اختصاص داشت و اين بخش به ادبيات آلمان .
با به كارگيري فن آوري نوين رسانه يي مي توانيم در متن رخدادهاي جهاني حضور يابيم

انسان گرايي آلماني درادبيات معاصر
گفت وگو با «كامران جمالي »، شاعر و مترجم (بخش دوم )
* مسأله ديگر درادبيات بعد از جنگ آلمان ، راديكاليسم موجود درآن است. اين راديكاليسم مانع از آن شد كه محافظه كاران بروند سراغ اين نوع ادبيات.
بخش نخست اين گفت و گو به شعر ايران و شاعران جوان اختصاص داشت و اين بخش به ادبيات آلمان .
015315.jpg
*خب! برويم سراغ ترجمه هايي كه شما از آثار داستاني داشته ايد؛ من به شخصه مي خواهم روي «زنان برابر چشم انداز رودخانه » انگشت بگذارم و اين كه به هرحال ترجمه يي كه ما از «بل» داريم ، يك بخش آشكار دارد كه خواننده با آن روبروست ، يك سري مسائل پشت پرده هم دارد كه ، مشكلات خود ترجمه است كه مترجم با آن در ارتباط است. من بيشتر علاقه دارم كه شما از پشت پرده اين ترجمه صحبت كنيد.
** من در آلمان يك واحد «هاينريش بل » گذراندم ، درآن زمان شايد تنها مسأله پشت پرده يي كه بود اين بود كه من «هاينريش بل» را مي شناختم، منتها نه آن شناختي كه بعداً از او پيدا كردم. اينكه «هاينريش بل » را انتخاب كردم از مجموعه داستان «تا زماني كه » شروع شد، بخاطر اينكه خيلي مسأله جنگ درآن مطرح بود و ديگر اين كه منتقدين محافظه كار دلخور بودند و مي گفتند روشنفكران به جنگ نمي پردازند. بعد من نه فقط بخاطر حرف آنها، به اين دليل كه آن زمان توي مملكت ما جنگ بود و كساني كه توي جبهه بودند ، يا مردمي كه موشك مي آمد روي سرشان، اينها حق داشتند كه راجع به جنگ هم بخوانند ، رفتم سراغ «هاينريش بل»؛ شرايط ويژه جامعه ما ايجاب مي كرد حتي درمورد اسم كتاب بايد بگويم وامگيري شده از عبارت معروف «هاينريش بل» كه «تازماني كه از يك زخم كه اين جنگ به وجود آورده است خون مي چكد جنگ هنوز ادامه دارد».
خيلي هم خوشحال شدم كه ديدم هم از روزنامه و هم از راديو، بازتاب اين جمله به گوش مي رسد؛ بعد مي ديدم كه اين چيزهايي كه در اين كتاب است خيلي شبيه شرايط ماست و من صرفاً نمي روم يك اثر صرفاً شاهكار را ترجمه كنم، فقط بخاطراينكه شاهكار است و فروش مي كند چنان كه فروش چنداني هم نكرد. چهار هزارنسخه اش، چند سال است كه منتشر شده و شايد بازهم چند نسخه يي مانده باشد؛ به هر حال يكي از دلايلش اين است و دلايل پشت پرده اش اين بود. «زنان برابر چشم انداز رودخانه » هم ترجمه اش، انگيزه ترجمه اش از همين دلايل مي آمد.
* درباره ادبيات پس از جنگ دوم آلمان، اعم از شعر و داستان چه نظري داريد؟
** درست دوسال بعد از جنگ دوم يعني ۱۹۴۷ گروهي تشكيل شد درآلمان به اسم «گروه ۴۷» كه اينها از افراد سن وسال داري بودند كه مي خواستند جوانها را هدايت كنند. البته هدايت هاي آنها واقعاً هدايت بود ، نه اين هدايت هايي كه درايران مي شود. باندبازي . وحيرت انگيز تشخيص فرهيختگاني بود كه اين گروه را تشكيل دادند واز سال ۵۷ جايزه تعيين كردند. شگفت آور قدرت تشخيص شان بود كه كساني را انتخاب كردند كه بعدها هريك بدل به چهره يي شدند در ادبيات آلمان. «اينگه بورگ باخمن» كه الآن تقريباً به اجماع، همه معتقدند كه بزرگترين شاعر زن آلماني بعد از جنگ است ، زماني كه جايزه اين گروه را گرفت، هيچكس، نمي شناختش، حتي ادبا. درچند روزنامه و مجله شعر منتشر كرده بود و زماني نظرها به طرف او جلب شد كه «گروه ۴۷» به او جايزه داد. بعد «گونترگراس» كه اصلاً به «طبل حلبي »اش معروف است قسمتي از «طبل حلبي » را براي نخستين بار در «گروه ۴۷ » خواند و جايزه گرفت. «هاينريش بل» نخستين جايزه اش را از «گروه ۴۷» گرفت و آن موقع معروف هم نبود و بعد از آن معروف شد، مي خواهم بگويم اين گروه واقعاً نگاه درستي داشت؛ اينها كمترجايزه به كسي داده اند كه معروف نشده ، اينها بيشتر به شاعران و نويسندگان ۲۷تا ۴۰ سال جايزه مي دادند. اين گروه از لحاظ فلسفي يعني از نظر بنياد فلسفي تابع «مكتب فرانكفورت» بود و از ميان نظرات «مكتب فرانكفورت» كه حرفهاي زيادي داشت به دو تأويل نوينش از موضوعات پيشين بها داده بود يكي آن كه ما به آن مي گوييم «اصل بهره وري» و ديگري «اصل از خودبيگانگي » كه درسايه زندگي درشهر مدرن به وجود مي آيد كه ما نمونه اش را توي آن فيلم «چارلي چاپلين » ، «عصر جديد» مي بينيم. كه طرف وقتي با آچار پيچ ها را سفت مي كند، خودش هم تبديل به ماشين مي شود.
اصل «از خودبيگانگي » را ابتدا «هگل » مطرح كرد. اصل ديگر «اصل بهره وري » است و اينكه انسانها درعصرمدرن بايد دراختيار اين اصل باشند يعني انسانها زندگي مي كنند براي كار ونه اينكه كار مي كنند براي اينكه زندگي كنند. درفيلم «پرنده از قفس پريد» كساني كه توي آن بيمارستان رواني بودند آنها همه شان ديوانه نبودند نه آن سرخپوست ونه «مك مورفي » (نيكلسون) اينها كساني بودند كه حاضر نبودند درخدمت سيستم بهره وري باشند كه به اينها يا مي گويند ديوانه، يا ضداجتماع. خب «مكتب فرانكفورت » اين حرفهايش از بنيان هاي فلسفي «گروه ۴۷» بود و «گروه ۴۷» توانست برادبيات آلمان تأثير بگذارد.
مسأله ديگر درادبيات بعد از جنگ آلمان ، راديكاليسم موجود درآن است. اين راديكاليسم مانع از آن شد كه محافظه كاران بروند سراغ اين نوع ادبيات. اين نوع ادبيات را از چشم انداختند اصلاً توجه نكردند اگر مي بينيد كه بعدها به «بل» يا «گراس » نوبل مي دهند از سرناچاري است و البته كم خطر شدن اين نوع راديكاليسم.
* اين راديكاليسم تاحدودي برمي گردد به فضاي سياسي آلمان بعد از جنگ. كمتر ادبياتي را در سطح جهان مي بينيم كه اين همه متأثر از عملكرد سياستمدارانش باشد؛ سياستمداراني نظير «آدنائر»، «ويلي برانت» و «هلموت كهل» . حتي درهمين كتاب «زنان برابر چشم انداز رودخانه » مي بينيم شخصيت هايي را كه درواقع بازنمايي همين شخصيت هايند. شما زمينه هاي درگيري نويسندگان آلمان را با سياستمدارانش درچه مي بينيد؟
** بعد از جنگ حزب حاكم دموكرات مسيحي به رهبري «كنراد آدنائر» دچار مضيقه سياستمدار شد. سياستمداران «كارا» يا چپ بودند يا وابسته به دولت قبلي ـ نازيهاـ ، «آدنائر» بين اين دو، ترجيح داد برود سراغ سياستمداران وابسته به سيستم سابق كه شناخته شده نبودند، در پرده بودند؛ بعد هم سعي كرد كه «سوسيال دموكراتها» را نابود كند. اين طور در جامعه تبليغ كرد كه كسي حق ندارد چپ باشد سهل است حتي نبايد صرفاً«دموكرات» باشد «بايد جزو حزب ما باشد» ، اين دعوا از آنجا ناشي مي شود اما درمورد«ويلي برانت » اين طور نبود. او برادبيات اثر نگذاشت. ادبيات بود كه براو اثر گذاشت. او با «هاينريش بل» و« گونترگراس » دوست بود. « هلموت كهل» هم كه قابل نبود تا هنرمندي از او تأثير بگيرد.
* تأثيرشان را از جهت عملكردشان گفتم كه بر وضعيت كل كشور اثر گذاشته بود . دراينجا مي خواهم كمي به عقب برگردم به قضاياي دادگاه «بادرـ ماينهوف » يا ساختن «ديوار برلين » كه روح آلماني را دوپاره كرد. من اسم اولي را مي گذارم «تروريسم آشكار » ودومي را تحت عنوان «تروريسم پنهان » به كار مي برم. در هردو قضيه ، دو ديوار، يكي در حوزه هاي اجتماعي و دومي درحوزه هاي تاريخي و هويت ملي ، نه تنها بر زندگي آلماني ها كه بر زندگي كل مردم اروپا اثر گذاشت.
اين قضايا مثل «انقلاب ۱۹۶۸» فرانسه نبود كه ذهنيت فرانسوي ها و مردم جهان را به پيش برد . شبيه قضاياي «بريگادهاي سرخ» هم نبود كه ايتالياييها، خيلي زود متوجه جعلي بودن آن شدند. اين تروريسم پنهان و آشكار، روشنفكران آلماني را در برزخ انتخاب قرار داد. اين برزخ را چطور توصيف مي كنيد؟
** روشنفكراني مثل «هاينريش بل» به گونه يي «اومانيستي » دربرابر دادگاه «بادرـ ماينهوف» موضعگيري كردند؛ آنها سلسله شرايطي را كه منجر به اين جريان شد منوط به عواملي ديگر مي دانستند آنان عملكرد حزب دموكرات مسيحي را آغاز اين حركت مي دانستند . «بل » مي گفت كه زمينه ها را از بين ببريد تا ديگر كسي متوسل به تروريسم نشود. «بل» نقش مطبوعات وابسته به حزب حاكم را مؤثر مي دانست ؛ همانگونه كه در رمان «آبروي از دست رفته كاترينابلوم » شاهديم . به هرحال در قضاياي دادگاه ـ وهمچنين ديوار برلين ـ عكس العمل روشنفكران آلماني ، پيش از آن كه متأثر از هرنوع «ايسم » ديگري باشد، ملهم از «انسان گرايي» ذهنيت آلماني بود.
يزدان سلحشور

شعرهفته
شعري تازه از عليرضا پنجه يي
• رشت قديمي
صلوة ظهر
سكوت بي پرسش شهر
طرح چابك يك لبخند
صداي چرخ درشكه بر سنگفرش خيابان
ـ دختر والي به خياط خانه مي رود
صدا
بريده، بريده
شكسته ـ شكسته
مؤذن بي تاب
گلدسته هاي خشتي و ساروج
مسجد لاكاني
حاشيه سبزه ميدان
نم نم باران
شهر،شهرباران
طرح چابك يك لبخند
بيرون زده از روسري دختروالي
آواز عاشقانه جوان جنگلي

در دامنه البرز
از شمار سپاه كوچك خان
يك جنگلي كم است
ـ خائن!
ـ نه!
ـ دلباخته به دختر والي!
015318.jpg
چندبرگردان به پارسي

• وداع بامدادي
ربرت براونينگ
دريا به ناگهان از گرداگرد دماغه برآمد
و خورشيد از لبه كوهها نگريست
چرا كه بزرگراه طلايي
برايش ترسيم شده بود
چرا كه جهان
نيازمند مرداني به خاطر من بود


• آه
لنگستون هيوز
ـ آه!
خداي غبار و رنگين كمونا!
كمكمون كن كه ببينيم
ـ مي دوني كه بي اين همه غبار
رنگين كموني نمي مونه!

عليرضا پنجه يي

پيام مديرعامل ايرنا به مناسبت گشايش اتاق مطبوعات ايران در تاجيكستان:
با به كارگيري فن آوري نوين رسانه يي مي توانيم در متن رخدادهاي جهاني حضور يابيم
گروه فرهنگي : اتاق مطبوعات ايران در تاجيكستان طي مراسمي باحضور شخصيت هاي علمي، فرهنگي و مطبوعاتي تاجيكي و ايراني آغاز به كار كرد.
فريدون وردي نژاد مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي «ايرنا» نيز در پيامي به مناسبت گشايش اتاق مطبوعات ايران در تاجيكستان از تحول، آزادي و گردش مسؤولانه اطلاعات و اخبار در جامعه خبري و عرصه مطبوعاتي تاجيكستان ابراز خرسندي كرد.
در اين پيام آمده است: همزباني ما و شما، مهمترين مبناي فرهنگ مشترك دو كشور است، كه از طريق روابط ميان مطبوعاتي ها و خبرنگاران دو كشور غني و بافرهنگ تقويت خواهدشد. وردي نژاد در بخش ديگري از پيام خود گفته است: عنصر پژوهش و آموزش و نيز بهره گيري از علوم و فنون جديد و همچنين به كارگيري فن آوري نوين رسانه يي، ما را قادر خواهدكرد كه كشورهاي خود را از حاشيه نشيني رها كرده و در متن رخدادهاي جهاني حضور يابيم.

زمان توزيع كارت آزمون سراسري دانشگاه آزاد اعلام شد
گروه فرهنگي: كارت ورود به جلسه داوطلبان رشته هاي غيرپزشكي آزمون سراسري دانشگاه آزاد از ۱۶ تيرماه توزيع مي شود.
براساس اين گزارش، كارت ورود به جلسه داوطلبان آزمون سراسري (رشته هاي غيرپزشكي) سال ۸۰ اين دانشگاه در تهران از روز شنبه ۱۶ لغايت سه شنبه ۱۹ تيرماه و در ساير شهرستانها از روز شنبه ۱۶ لغايت دوشنبه ۱۸تيرماه توزيع خواهدشد. گفتني است، زمان و مكان توزيع كارت از طريق جرايد كثيرالانتشار به اطلاع عموم خواهدرسيد.

خانيكي: نبايد بر سكون و جزميت در موضوع امنيت تكيه كرد
گروه فرهنگي : معاون فرهنگي ـ اجتماعي وزارت علوم، عناصر اصلي امنيت را مبتني بر پويايي عنوان كرد و گفت: ما نياز به تغيير فهم «دگم» در مسأله امنيت، فرهنگ و انسان به معناي واقعي اش داريم و نبايد بر سكون و جزميت در موضوع امنيت تكيه كرد.
«هادي خانيكي» در همايش «امنيت در مراكز فرهنگي و دانشگاهها» با ارايه مقاله يي با عنوان «ضرورت امنيت در دانشگاهها»، امنيتي نگاه نكردن به فرهنگ، ابزار نبودن فرهنگ، مشاركتي انديشيدن، شفافيت و شجاعت درتنظيم وقايع را از عناصر مهم ايجاد امنيت در محيط دانشگاهها عنوان كرد. وي افزود: ايمان مبتني بر عدم «دگماتيسم» ، «عدم پيشداوري»، استدلال و قبول ترديدها نسبت به عملكرد و روشهاي اتخاذ شده يعني «شك»، كه اين مي تواند مقدمه رسيدن به درستي يا نادرستي كارباشد. خانيكي تأكيد كرد: ايجاد امنيت دردانشگاه ها كه نسبتي با باورهاي دروني يا ايماني دانشگاهيان به همراه دارد، حتماً بايستي ازجنس محبت ودوست داشتن باشد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |