شماره ۱۸۳۴ - سال هفتم - پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۰
Thu, Jun 21, 2001
Commun purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
نظرگاه
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
يادداشت اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
كوتاه  از  جهان
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
از آغاز تا روزگار اينترنت
دروازه باني در رسانه هاي خبري جهان
015285.jpg
• مفهوم دروازه باني بخصوص در وسايل ارتباط جمعي، همه شكل هاي مديريت و كنترل اطلاعات را دربرمي گيرد و شامل همه مواردي مي شود كه به نحوي از انحا به تصميم گيري بازمي گردد، به اينكه آيا يك خبر درج شود يا نه.
انسان از هنگامي كه نخستين شكل هاي ارتباطي ناقص را در قرنها پيش ايجاد كرد بلافاصله به مديريت آن همت گذاشت و اين امر از شناخت نسبي يك اصل بنيادين اجتماعي ناشي مي شد. دانش، پايه قدرت اجتماعي و ابزار گسترش و تعميم و اعمال اين قدرت بر ديگران است.بنابراين به نظر مي رسد كه مفهوم دروازه باني (Gatekeeping) يك مفهوم مديريتي كاملاً تاريخي و كهن باشد و اگر امروز در كانون توجهات ارتباطي قراردارد، عمدتاً از جنبه تئوريزه شدن اين مفهوم است.در چنين فرآيندي علي القاعده كساني نظير پادشاهان، بازرگانان، ناشران و معلمان مي توانسته اند در اين تعميم و اعمال قدرت بر ديگران از طريق كنترل و مديريت و دروازه باني اطلاعات نقش داشته باشند، چرا كه آنها به خوبي مي دانسته اند «دانش سنگ پايه قدرت اجتماعي آنهاست و بايد كنترل خود را بر دروازه هاي جريان اطلاعات اعمال كنند.»
(Bagdikian,1971;Galbraith, 1967;Mcdermott,1969; park,1940)
دروازه هاي دنياي ارتباطات نيز بر روي همين پاشنه مي چرخد. رسانه هاي خبري و دولتها هر دو براي كنترل اين دروازه ها تلاش مي كنند و هر دو مي خواهند بر اين فرآيند اطلاع رساني مديريت داشته باشند، ولي مسأله اصلي اين است: بر كدام سازمان اعمال كنترل مي شود، چه نوع كنترلي اعمال مي شود، اين مديريت و كنترل چگونه اعمال مي شود و هدف آن چيست؟
(Donohue et. al., 1971; Revel, 1971)
از آنجايي كه رسانه ها در جهان معاصر ما بخشي از صنعت دانش (Knowledge industry) به حساب مي آيند و اين صنعت نقش عظيمي در توليد ناخالص ملي ايفا مي كند و همچنين به يك عامل تأمين امنيت و تكثير قدرت هم تبديل شده اند لذا اين ساختارهاي توليد و انباشت اطلاعات و دانش، خبر و نظر، از نظر كنترل شدن در معرض توجهات بسيار شديدي قرارگرفته اند، توجهي كه ريشه آن به مقاله معروف «ديويد منينگ وايت» (David manning white) تحت عنوان «دروازه بان: مطالعه موردي انتخاب اخبار» (White, 1950) بازمي گردد و يا به تحقيق پاول بي. اسنايدر (Paul B. snider) كه حدود دو دهه بعد تحت عنوان «ديدار دوباره با آقاي دروازه: نوع ۱۹۶۶ از مطالعه موردي ۱۹۴۹» صورت گرفت (snider,1967) اين دو پژوهشگر هر دو بر تأثيرات دروازه باني براخبار تأكيد ورزيده اند.

• دروازه باني و كنترل اطلاعات
فرآيندهاي دروازه باني در ارتباطات جمعي را مي توان در چهارچوب يك سيستم جامع اجتماعي بررسي كرد كه مجموعه يي از سيستم هاي فرعي است كه هدف همه آنها مديريت و كنترل اطلاعات در جهت ساير اهداف اجتماعي است .
(Defleur,1966)
بنابراين، پرسش اينجاست كه اين كنترلها چگونه و در چه نقاطي اعمال مي شوند و پيامدهاي چنين كنترل هايي بر كل سيستم اجتماعي و سيستم هاي فرعي وابسته به يكديگر در درون اين سيستم اجتماعي چيست؟
وسايل ارتباط جمعي همين سيستم هاي فرعي هستند كه بين سيستم هاي موسوم به منبع (source) و مخاطب (Audience) ارتباط ايجاد كرده و كاركردهاي ويژه يي را اعمال مي كنند.
westley and Mclean, 1957; Parsons, 1967; Katz and kahn,1966.))
پس به اين ترتيب دروازه باني پديده يي مشتمل بر شكلهاي گوناگون كنترل اطلاعات و دانش است. وقتي ديويد منينگ وايت (۱۹۵۰) براي نخستين بار اين مفهوم را مطرح كرد بر يكي از همين شكل هاي كنترل تأكيد كرد، مورد او به دبير يك خبرگزاري مربوط مي شد كه با استنباط هاي خودش دست به انتخاب يا رد خبرها مي زد. او مي خواست تأثير دروازه باني پيامهاي خبرگزاريها را بر روي رسانه هاي ديگر بررسي كند. كار او تا حد زيادي به پژوهش كورت لوين (Lewin,1951) شبيه بود كه مسأله انتخاب را براي خريداران كالاها بررسي مي كرد. البته بايد يادآور شوم كه كار «وايت» بررسي جنبه كنترل اطلاعات بود، حال آنكه لوين اين پديده را در يك بستر اجتماعي مي ديد.
به هر صورت تا آنجا كه به ارتباطات مربوط مي شود، مفهوم دروازه باني به خصوص در وسايل ارتباط جمعي همه شكل هاي مديريت و كنترل اطلاعات را در برمي گيرد و شامل همه مواردي مي شود كه به نحوي از انحا به تصميم گيري بازمي گردد و به اينكه آيا يك خبر درج شود يا نه و به همين د ليل مي توان دروازه باني را در همه مواردي چون گزينش، شكل دهي، عرضه، زمان بندي، محدودسازي، تكرار يك پيام و … بررسي كرد و ردپاي آن را يافت. مفهوم سانسور در چهارچوب دروازه باني يك مفهوم ملموس براي روزنامه نگاران است آنها هم در معرض سانسور قرارمي گيرند و هم خود قادر به اعمال سانسور هستند.

• مدلهاي دروازه باني
پژوهشگران متعددي تلاش كرده اند تا مفهوم دروازه باني را در قالب مدلهاي رهگشا به تصوير درآورند. پيشتاز اين مدلها، مدل دروازه باني ديويد منينگ وايت است كه به اين شكل آن را عرضه كرد: در مدل «وايت» خبرهاي يكم و چهارم توسط دروازه بان حذف شده و به دست مخاطب نرسيده اند. پس از اين مدل پژوهشگران ديگري نظير مك نلي (Mcnelly,1959)، گالتونگ و روگ (Galtung, 1965) وستلي و مك لين (۱۹۵۷) نيز مدلهاي خود را عرضه كردند كه مي توانيد براي آشنايي با آنها به كتاب خبر (شكرخواه ۱۳۷۹) رجوع كنيد. يكي از آخرين مدلهايي كه در اين زمينه عرضه شد مدل دو مرحله يي اي.زد باس (Boss1969) بود، از ديدگاه او خبرنگاران به مثابه دروازه بانان به مواد خبري خام و به ارزشهاي خبري نزديكتر هستند، حال آنكه دبيران و سردبيران به كانونهاي قدرت نزديكتر مي باشند. به عبارت بهتر از ديدگاه اين پژوهشگر، خبرنگاران به عنوان دروازه بان و به هنگام دروازه باني و مديريت اخبار، مسائل مربوط به ارزشهاي خبري را در نظر مي گيرند ولي سردبيران ملاحظات مربوط به قدرت را در ضمن دروازه باني اعمال مي كنند در مدل دو مرحله يي باس مديريت اخبار در دو مرحله با دروازه باني صورت مي گيرد:دروازه بانان در هر صورت درصدد مديريت تضادها و يا بهتر است بگوييم درصدد مديريت بحران ها هستند. اما همانگونه كه مطرح شد اصل مسأله شناخت مكانيزم كنترلهاست و اينكه چگونه اين تضادها مديريت مي شوند.

• دو نوع مديريت در دروازه باني
يكي از انواع كنترل ها در فرآيند دروازه باني كنترل فيدبك يا كنترل پس فرست (feedback control) است. رسانه ها چه درون خود و چه در چهارچوب نقش اجتماعي خود فيدبك ها را كنترل مي كنند.پژوهشگران متعددي هستند كه معتقدند كاركرد كنترل فيدبك رسانه ها در قالب مفاهيمي مثل نظارت (Watchdog) و يا ركن چهارم (fourth estate) تجلي مي يابد.
(Hocking, 1947; Hachten, 1963; Rucker, 1968)
از ديدگاه آنها اين نوع كنترل فيدبك در جوامع پلوراليستي نقش مهمي ايفا مي كند. در هر صورت اين نقش نظارتي (surveillance) كه برخاسته از كنترل فيدبك است، يكي از انواع كنترل است كه در دروازه باني طرف توجه قرار مي گيرد.
015402.jpg
فرآيند دوم در دروازه باني، كنترل توزيع (distribution control) است. در اين نوع از كنترل دانش و اطلاعات مي تواند در يك جا جمع شود و يا بطور انتخابي توزيع شود. عدم توزيع و يا بازسازي اطلاعات در مرحله توزيع هر دو مي تواند به نحوي از انحا در حفظ يك سيستم مؤثر واقع شود.
در اين مرحله، زمان توزيع اطلاعات نيز نقش مهمي ايفا مي كند. دسترسي زودتر به اطلاعات و يا دسترسي ديرتر به آن هر دو پيامدهاي ويژه خود را دارد. فرضاً اطلاعات مربوط به درمان يك بيماري يا حل يك مشكل اقتصادي را در اين چهارچوب مي توان در نظر گرفت كه چه تأثيرات عميقي مي توانند بر جاي بگذارند.از جنبه مديريتي هر دو فرآيند كنترل فيدبك و كنترل توزيع در امر دروازه باني در عرصه تبادل دانش ـ و نه فقط اطلاعات ـ نيز مصداق دارند.
فرقي نمي كند كه اين دانش در قلمرو فرهنگي، علمي، اقتصادي و يا سياسي و نظامي باشد. كنترل و توزيع اين دانشها نسبت به گيرندگان (مخاطبان) آنها يك موضوع مهم و تأثيرگذار به شمار مي آيد. اين امر در تقابل با مفهومي قرار دارد كه در ارتباطات به آن «حق مردم درمورد دانستن» (the public right to know) مي گويند، پديده يي كه در چارچوب دولتها، رسانه ها و مردم قرار مي گيرد. دروازه بانان رسانه ها اعم از گزارشگران، دبيران، نويسندگان، ناشران و… در آژانسهاي رسانه يي از همين جهت طرف توجه قرار مي گيرند، اينها كساني هستند كه هم در كنترل فيدبك و هم در كنترل توزيع اخبار، اطلاعات و دانش نقش مي آفرينند.علاوه بر اين اينها، مالكان رسانه ها و بطور كلي متغيري به نام مالكيت رسانه يي (Media ownership) نيز در اين دو فرايند نقش آفريني مي كند.
015288.jpg
نمودار شماره ۱
اما به هرصورت در ادبيات ارتباطي و ژورناليستي اين توجهات بيشتر بر نقش دروازه بانان درون رسانه ها متمركز است. بطوري كه گيبر (Gieber1946) مي گويد: خبر چيزي است كه روزنامه نگاران آن را مي سازند.
او با اين تعريف در حقيقت بر نقش عميق دروازه بانان تأكيد مي ورزد و معتقد است خبر يك مصنوع و يك ساخته دست و ذهن روزنامه نگاران است.
از ديگر سوي، افرادي نظير اوئن (Owen1969) نيز بر نقش كمپانيهاي رسانه يي (Media firms) در دروازه باني تأكيد مي كند. از ديدگاه اين دسته از پژوهشگران سازمانهاي رسانه يي هم اهداف مالي، اقتصادي و سياسي خاص خود را با دروازه باني تعقيب مي كنند.در هر صورت، ديدگاه معتقد به دروازه باني ديدگاهي است كه به تعامل رسانه و مخاطب باور چنداني ندارد و معتقد است اين رسانه است (هم روزنامه نگاران، هم مالكان و هم دولتها) كه با دروازه باني به مديريت تضادها پرداخته و اهداف خود را متحقق مي سازد. اين نگاهها عمدتاً از جنبه ژئوپليتيك (Geo-Political) مثل ديدگاههاي دهه پنجاه موجود در كتاب چهار تئوري مطبوعات (Siebertet.al.1956) و يا از جنبه مدرنيزاسيون(Modernization) دهه شصت مثل نظرات دانيل لرنر (Daniel Lerner) به اين پديده نگاه مي كنند كه در اوج خود به جنبه امپرياليسم رسانه يي (Media Lmperialism) از دهه شصت به بعد مي انجامد (ديــدگاههاي هربرت شيلر ـ Herbert Schiller).
اما در دهه هاي هشتاد و نود شاهد ديدگاه نئوليبرال هستيم كه با اين سه جنبه پيش گفته [ژئوپليتيك، مدرنيزاسيون و امپرياليسم رسانه يي] منتقدانه برخورد مي كند. شاخص اين تلقي تازه آنتوني گيدنز (Giddens1999] است كه معتقد است در عصر گلوباليسم (جهاني سازي) مباني ارتباطات و تعامل فرهنگي روبه گسترش است و هيچ كشوري بر ديگران كنترل ويژه ندارد. از اين منظر نئوليبرال، رسانه هاي فرامرزي و فراملي امكان دسترسي به اطلاعات را آسان ساخته اند و مديريت اطلاعات را با دشواري مواجه ساخته اند. درواقع، اكنون شاهد دونگر، متضاد هستيم. تئوريسين هاي متكي بر فرهنگ از يك شرايط تازه مبتني بر گفت وگوي بين المللي و تقويت آرا و فرهنگهاي اقليت ها در شرايط گلوباليستي خبر مي دهند. اما از ديگر سو، اقتصاددانان سياسي هم به احياي سرمايه داري و پيروزي همگن سازي و خلع سلاح دموكراسي ها اشاره مي كنند (Curran et.al2000).
015291.jpg
نمودار شماره ۲
در نگره اول دروازه باني پديده يي روبه مرگ و در نگره دوم دروازه باني در حال تحكيم مواضع و رفتارهاي خود است و به اقتدار مديريتي دست مي يابد. اما به نظر مي رسد هيچيك از اين دو نگره قادر نيستند به راحتي يكديگر را حذف كنند. اينترنت فضاي تازه يي را به وجود آورده است. اينترنت يكي از مدارك نگره اول در زمينه مرگ دروازه باني است، چرا كه در اينترنت همه مي توانند به توليد اطلاعات بپردازند و هيچ مانعي در اين زمينه وجود ندارد. اما نبايد فراموش كرد كه هنوز قدرت و سرمايه در توليد اطلاعات حرف اول را مي زند. اين درست است كه وقتي همه اطلاعات قابل عرضه است، نقش دروازه بانان كم رنگ مي شود، اما در عين حال اين نكته را هم نبايد به دست فراموشي سپرد كه آنكه قدرت توليد بيشتري در زمينه اطلاعات دارد، در ضمن توليد انبوه خود، دروازه باني هم مي كند. به نظر مي رسد، دروازه سازها، دروازه بانها و دروازه ها هنگامي كمرنگ تر خواهند شد كه رقابت در توليد و توزيع اطلاعات و به ديگر زبان، رقابت در كنترل پس فرست و كنترل توزيع بسيار شانه به شانه باشد.اما تا پيش از رسيدن به چنين شرايطي، پديده موسوم به درست نمايي (Verisimilitude) از طريق دروازه باني كماكان تحقق مي يابد. «درست نمايي» به اين مفهوم است كه بين متن (Text) و مرجع آن در دنياي واقعي يك رابطه درست و يك به يك وجود دارد (Pearson et.al2001) حال آنكه هر دروازه باني در هر جاي جهان رسانه يي بهتر از ديگران مي داند كه اين چنين نيست و او بامديريت پس فرست و توزيع پيام ها چنين تصويري را القا مي كند.
• منابع اين مقاله جهت ارايه به علاقه مندان در تحريريه موجود است
دكتر يونس شكرخواه



|   شناسنامه   |   آرشيو   |