همبستگي امور تاريخي به يكديگر و روابط علت و معلولي وقايع، اجازه مرزبندي نمي دهد كه دريابي، تجدد ايران دقيقاًَ از چه زماني شروع مي شود. ولي اعزام محصل به اروپا در زمان عباس ميرزا ـ وليعهد فتحعلي شاه قاجار ـ را مي توان سرفصل مشخصي در اين مسأله ناميد.
رقابت و كشمكش هاي قدرت هاي غربي در ايران ( بيشتر براي دستيابي به شرق آسيا و سلطه سياسي ـ اقتصادي در آن سرزمين ها) كه در تمام ابعاد در گرفته بود و هر كدام از دانش و فن هر چه داشتند، روي دايره مي ريختند، قبل از همه توجه عباس ميرزا ـ وليعهد ايران ـ را كه زيردست ميرزا عيسي فراهاني (ميرزا بزرگ ـ قائم مقام اول) بزرگ شده بود، جلب كرد.
ميرزا باباحكيم باشي (عباس ميرزا) تصميم گرفت چند دانش آموز ايراني را براي فراگرفتن فنون نظامي به فرانسه اعزام كنند و فرانسوي ها قول دادند در اين كار «عباس ميرزا» را ياري كنند. اما تيرگي روابط ايران و فرانسه اين تصميم را عقيم گذاشت.
در سال ۱۸۱۱ محمدكاظم پسر نقاش باشي عباس ميرزا و ميرزا بابا (ميرزا حاجي بابا افشار) پسر يكي از افسران عباس ميرزا، براي فراگيري نقاشي و طب به انگلستان اعزام شدند.
و بدين سان، نخستين بارقه انتقال علوم جديد به ايران روشن شد. در سال ۱۸۱۶ (۱۲۳۰ قمري) پنج دانش آموز ديگر به انگلستان اعزام شدند كه پيشگامان دانش نو در ايران هستند.
|
|
• عباس ميرزا، نخستين محصلان را به اروپا فرستاد
|
اين پنج نفر عبارت هستند از:
۱ـ ميرزا رضا صوبه دار توپخانه، براي تحصيل توپخانه و مهندسي
۲ـ ميرزا جعفر براي آموختن مهندسي
۳ـ ميرزا جعفر (در مدارك تاريخي تفاوت اين شخص با شخص رديف دوم ذكر نشده است) براي فراگيري طب
۴ـ ميرزا محمدعلي چخماق ساز براي يادگرفتن قفل و كليدسازي
۵ـ ميرزا صالح ـ براي تحصيل زبان و مترجمي.
اين شخص، همان ميرزا صالح شيرازي است كه بعدها نخستين روزنامه را به نام «كاغذ اخبار» منتشر كرد.
تحولات سريع در اروپا و گسترش روابط، سياسي ـ اقتصادي اروپا با كشورهاي شرق، از جمله ايران، اين روند را رونق و سرعت بخشيد. صلح ورساي، موجب تجديد روابط ايران و فرانسه از يك سوي و موجب رقابت دول غرب در نفوذ و ورود فرهنگي و علمي درا ين منطقه شد كه با روي كار آمدن ناصرالدين شاه ضرورت ورود به دانش و فن آوري مدرن در ايران بيش از پيش احساس شد و ضرورت احداث مدرسه يي كه دانش آموزان ايران در مقياس و جمعيت بيشتري امكان فراگرفتن علوم و فنون جديد را در خود ايران داشته باشند، برجسته تر نمود و باشد، دانش آموختگان كشورهاي اروپايي كه از زمان فتحعلي شاه تا زمان ناصرالدين شاه به اروپا اعزام شده، درس آموخته بودند و به ايران برگشته بودند، در معيت استادان و معلمين اروپايي در ايران، آموزش جوانان ايراني را بويژه در علوم فني به عهده داشته باشد.
بدين ترتيب، زمينه هاي ايجاد دارالفنون به وجود آمد كه از سال ۱۲۶۶ تا سال ۱۲۶۸ قمري زير نظر محمدتقي خان معمار باشي دولت به همت صدراعظم ناصرالدين شاه، ميرزا تقي خان اميركبير ساخته شد.
|
|
• اميركبير، باني دارالفنون
|
احداث مدرسه دارالفنون ـ كه ترجمه تحت اللفظي «پلي تكنيك» است، در حد يك انقلاب فرهنگي، در زمان خودش و در شرايط تاريخي آن روز براي ايران مهم است. ومهم است كه بدانيم از آن زمان تا حال، بيشتر رجال علمي، ادبي و فرهنگي، سياسي ايران، آنها كه در ساخته شدن تاريخ ايران به هر حال نقشي دارند فارغ التحصيل دارالفنون هستند. نگرش و بررسي نقش تاريخي دارالفنون در تاريخ و فرهنگ ايران، خود يك زمينه پژوهش و تحقيق است كه مرد كهن و استخوانداري در فرهنگ معاصر ايران ـ دكتر احمد (ايرج) هاشميان از عهده آن برآمده است و كهن مرد ديگري در حيطه دانش و فرهنگ، غلامرضا سحاب ـ ادامه دهنده فرهنگ جغرافيايي ايران از يك سده پيش تاكنون در انتشارات مؤسسه سحاب، اين تحقيق عالمانه را به چاپ رسانده است.در نگاه اول مسأله، مسأله انتشار يك كتاب تحقيقي است. ولي وقتي پاي ۱۹۰ سال تاريخ فرهنگ ايران در ميان باشد، عظمت كار مشخص مي شود و معلوم مي شود كه اين راه بزرگ، چگونه طي شده است.
دكتر هاشميان در اين كتاب، علاوه بر تاريخ اعزام دانشجو به اروپا و تاريخ تحولات فرهنگي ايران بعد از تأسيس دارالفنون، گوشه هايي ناگفته و نانوشته از تاريخ معاصر ايران را روشن كرده است.هر كدام از نامهايي كه دكتر هاشميان در كتاب «تحولات فرهنگي ايران» در دوره قاجاريه و مدرسه دارالفنون آورده است يادآور فصلهايي از تاريخ ايران است كه حلقه در حلقه با امور اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي ايران در پيوند است و ديروز را با امروز پيوند زده است.كتاب را بخوانيد و به جست وجوي دارالفنون برخيزيد. جايي كه امروز مي توانست هنوز مدرسه باشد و يا موزه آموزشي ايران بشود. آنچه امروز از ساختمان دارالفنون در خيابان ناصرخسرو (به هر عنوان) باقي است، تنها يادگار علمي ـ فرهنگي اميركبير در تهران است.