بين يك رسانه ملي و يك رسانه خصوصي فرق بسيار است. هر چند هر دو در جهت منافع ملي بايد حركت كنند. اما تغذيه يك رسانه ملي از بودجه عمومي همچنانكه بار سنگين تري بر دوش او مي نهد، پرسش هاي بيشتري نيز با خود به همراه دارد.
دكتر حسين افخمي در مورد تبعات روند موجود مي گويد: شكل تأمين مالي و اداره تلويزيون باعث مي شود ساختار درون سازماني تلويزيون تابع همين ساختار باشد درحالي كه ساختار درون سازماني بايد تركيبي از روزنامه نگاري تلويزيون، حرفه يي و مديريتي باشد. رمز موفقيت راديو تلويزيون در حوزه خبري اين است كه روزنامه نگارها از پايين به بالا مي آيند، از سويي درآمدي كه تلويزيون از آگهي ها دارد باعث مي شود مديريتها تابع ضوابط حرفه يي نباشند در انتخابات اخير ما شاهد مصاحبه هاي مطبوعاتي كانديداها بوديم. هر كس مي تواند بگويد اينها مصاحبه مطبوعاتي نبود چون شكل مطلوبش آن است كه چندخبرنگار باتجربه نشسته باشند واز كانديداها سؤال كنند. ايراد ديگر به بودجه برمي گردد. ما واردكننده كالاهاي فرهنگي هستيم كه حجم آن نسبت به دهه۶۰ افزايش يافته اين افزايش دارندگي و برازندگي، عوارضي داشته كه رشد كمي شبكه يي، بدون رشد كيفي آن بوده. بايد ديد پخش آگهي خارجي چه تأثيري روي شركتهاي توليدكننده داخلي داشته. آيا هيأت دولت بايد به اين مسأله پاسخگو باشد يا تلويزيون؟ كاركرد منفي عدم پاسخگويي تلويزيون اين است كه تلويزيون در جهت حفظ وضع موجود حركت مي كند وتغييرات سياسي در جامعه را سخت مي پذيرد. به نظر من راديو تلويزيونها چه خصوصي چه دولتي به سرمايه گذاريهاي كلان نياز دارد، در نتيجه محافظه كار مي شود چون هر كسي حاضر به سرمايه گذاري نيست. ما تنها يك مورد داريم كه تلويزيون همگام با جنبش هاي اجتماعي بوده است و آن مورد مجارستان است. تلويزيون به خاطر نفوذ بيشتر و وسعت حوزه انتشار مي تواند آزادي را محدود كند. اگر در اينجا اصل بي طرفي و تعادل رعايت نشود، مطبوعات اولين قرباني هاي راديو تلويزيون هستند. از طرف ديگر اين رسانه در ترويج مد و مصرفي كردن جامعه اثر فوق العاده يي دارد به همين علت اكثر كشورها كه بخش خصوصي در آنها فعال است، بخش دولتي آگهي تجاري پخش نمي كند. در اكثر كشورهاي اروپا يكي يا دوكانال دولتي هست كه آگهي پخش نمي كنند.»
|
|
|
اين استاد دانشگاه در ادامه بحث مي افزايد: «كاركردهاي مثبتي كه از تلويزيون انتظار مي رودترويج بهداشت، انسجام و وحدت ملي، حفظ نظم وترويج قانون و فرهنگ سازي براي توسعه زندگي شهري است. اما ضعفهاي موجود تلويزيون به خلأ احزاب سياسي برمي گردد چون ساختار مجلس حزبي نيست اين مشكل براي توليدكننده ها هست كه سراغ چه كسي بروند هر كس زرنگ تر بوده آمده. در حالي كه در دنيا اصولي هست كه كسي مي تواند از تريبون تلويزيون استفاده كند كه نماينده مردم باشد هر حزبي كه نمايندگي عمومي داشته باشد بيشتر مي تواندحضور داشته باشد. اگر قبول كنيم سياستمداران، نماينده مردم هستند، بايد به افكار عمومي احترام گذاشت. از كاركردهاي منفي تلويزيون به عنوان مثال پخش اعترافات متهمين سياسي قبل از دادگاه است. چنين برنامه هايي ممكن است اعتماد مردم را نسبت به رسانه ملي تحت تأثير قرار دهد. در نهايت تلويزيون غير از بودجه دولتي، يكسري كمكهاي بلاعوض، آگهي ها و فروش توليد خدمات دارد. اين خصوصيات، نشانه و ويژگي يك رسانه خصوصي است. تلويزيون چهل دفتر خارج از كشور دارد. در حالي كه بايد ديد اين دفاتر چه ميزان فيلم خبري داشته اند.»
دكترعلي حسيني نيز معتقد است تلويزيون با تأكيد بر سه جنبه پخش آگهي ها، تكرار برنامه و كش دادن برنامه ها مي كوشد تا آنتن را پر كند. اينجاست كه بودجه اصلي تأمين برنامه ها وسياستهاي اين رسانه را مردم متقبل مي شوند.اما بايد بررسي شود كه مردم در قبال پرداخت اين هزينه، تا چه اندازه بهره تفريحي و فرهنگي و اطلاعاتي مي برند. اگر مردم بهره فرهنگي، اطلاعاتي و تفريحي از رسانه ملي نبرند در اين صورت به سمت رسانه هاي بيگانه گرايش مي يابند.
بايد دانست كه از دست دادن اعتماد خيلي راحت تر است تا جلب اعتماد مجدد.»
كارشناسان معتقدند اگر صدا و سيما از آغاز پاسخگوي چگونگي صرف بودجه دولتي و اجراي قانون اساسي بود هم اكنون كاستي هاي كمتري داشت. با اين حال وجدان ملي حكم مي كند، بزرگترين رسانه كشور كه سالانه مبالغ هنگفتي صرف آن مي شود به سوي استاندارد شدن شيوه هاي نظارتي و توسعه كيفي برنامه و احترام بيشتر به حقوق و نظرگاههاي شهروندان حركت تندي را در پيش گيرد.
گزارش: مهري حقاني