* هر صاحب قدرتي اگر نقدپذير و نظارت پذير نباشد، بخوبي نمي تواند از مشكلات آگاهي پيدا كرده و بر آنها غلبه كند. در واقع با نقد بهتر مي توان اشتباهات گذشته را جبران كرد.
زماني كه آيت الله سيدمحمود هاشمي شاهرودي رياست قوه قضاييه را به عهده گرفت، در نخستين واكنش، دستگاه قضايي را ويرانه يي داسنت كه نياز به بازسازي دارد. از همان زمان بحث پيرامون عملكرد قوه قضاييه از سوي صاحبنظران با جديت بيشتري پي گرفته شد. اما با گذشت دو سال هنوز اصلاحات در قوه قضاييه با آنچه براي دستگاه قضايي يك كشور مطلوب دانسته مي شود، فاصله دارد. هر چند كوچكترين تغييري مي تواند به عنوان قدمي براي اصلاح ساختار مهمترين دستگاه اجرا كننده عدالت در جامعه تلقي شود. اكنون بحث بر سر اين موضوع كه آيا دستگاه قضايي مصون از نظارت است يا بايد همچون قوه مجريه و مجلس مورد نظارت و بازبيني مردم، مطبوعات و احزاب قرار گيرد ديدگاههاي مختلفي در اين زمينه وجود دارد كه همگي معطوف به هر چه كارآمدتر شدن عملكرد اين قوه است.
|
|
|
محمد اسماعيل مهدوي ظفرقندي وكيل و حقوقدان براساس نص صريح قانون اساسي، هيچ كس را مصون از نظارت نمي داند. اما ميان نظارت و دخالت تمايز قايل مي شود و مي گويد: «من معتقدم نظارت نبايد موجب از بين رفتن استقلال قاضي شود يا او را تحت فشار گروه، جريان يا عقيده خاصي قرار دهد به گونه يي كه قاضي در هنگام صدور حكم احساس استقلال نكند.» مهدوي ظفرقندي معتقد است نظارت بر عملكرد قوه قضاييه اهميتي بيشتر از ساير دستگاهها و نهادها دارد. زيرا اين دستگاه وظيفه اجراي عدالت را بر عهده خود گرفته است: «هر صاحب قدرتي اگر نقدپذير و نظارت پذير نباشد، بخوبي نمي تواند از مشكلات آگاهي پيدا كرده و بر آنها غلبه كند. در واقع با نقد بهتر مي توان اشتباهات گذشته را جبران كرد.» وي همچنين بهترين ابزارهاي نظارت بر قوه قضاييه را مجلس، مطبوعات و احزاب دانسته و مي گويد: «مجلس نهاد ملي حاكميت است در نتيجه بهترين ابزار براي انجام وظيفه تحقيق و تفحص و نظارت بر عملكرد دستگاه قضايي محسوب مي شود، همچنين مطبوعات و احزاب مي توانند بي آنكه هزينه يي بر دوش دولت بيفزايند، در اين امر به مجلس كمك كنند. نبايد فراموش كرد كه نظارت در هر حال موجب تكامل مي شود نه عقب ماندگي.
|
|
|
• نظارت افكار عمومي
كامبيز نوروزي، حقوقدان ـ هر چند دستگاه قضايي را مبرا از نظارت نمي داند، اما قبل از آن بر يك آسيب شناسي از واژه نظارت پرداخته و مي گويد: «در حال حاضر دست كم ۸ـ۹سازمان بزرگ رسمي در كشور وجود دارد كه هر يك به نحوي مسؤول امر نظارت بر نحوه عملكرد سازمانهاي دولتي و اشخاص غيردولتي اند. سازمانهايي كه هر كدام داراي تعداد زيادي پرسنل، بودجه و امكانات و اختياراتند. با اين حال حجم تخلفات اين سازمانها از قوانين و مقررات موضوعه، موجب اعتراض انتقاد شديد همگاني شده است. به گونه يي كه حتي مسؤولان بلندپايه كشور و مقاماتي از قبيل مقام رهبري و رييس جمهوري نيز از اين بابت ابراز نگراني كرده اند. اين شيوه عملكرد، اين نتيجه را به دست مي دهد كه نظام نظارتي موجود در سازمانهاي رسمي كشور ناكارآمد است. حال بايد ببينيم كه خود قوه قضاييه كه يك دستگاه نظارتي است، چه عملكردي داشته كه موضوع نظارت بر اين دستگاه به عنوان يك موضوع جدي در عرصه افكار عمومي و فعالان سياسي مطرح شده است. بنابراين آسيب شناسي واژه نظارت ضروري است. تا مشخص شود كه چرا برخي از دستگاهها با وجود اينكه خود داراي نقش نظارتي اند، بايد مورد نظارت نيز قرار بگيرند.» كامبيزنوروزي از سوي ديگر به نظارتي كه بايد از سوي مردم براي كارآمد شدن عملكرد سيستم صورت بگيرد تأكيد كرده و مي گويد: «نظارت در ايران به طور سنتي توسط سازمانهاي حكومتي انجام مي شود. در حالي كه بايد نقش مردم در اين ميان ناديده گرفته نشود. مردم مي توانند از طريق مطبوعات آزاد، نهادهاي مدني و با رعايت اصل آزادي بيان به نظارت خود از دستگاههاي حكومتي بپردازند. ما بايد اين را بپذيريم كه افكار عمومي امروز هوشيار است. در عمل قضاوت قاطع خود را انجام مي دهد. افكار عمومي تيزبين، هشيار و دقيق است و قضاوت خود را براساس عمل افراد نشان مي دهد و قلم بطلان كشيدن به قضاوت مردم و افكار عمومي بزرگترين اشتباهي است كه ممكن است رخ دهد. بنابراين حلقه مفقوده يي كه در ميان دستگاههاي حكومتي با نقش نظارتي وجود دارد، همان وجود مطبوعات، نهادهاي مدني ونظارت افكار عمومي است كه به اعتقاد من از مؤثرترين نظارتها محسوب مي شود.
فاطمه اميري