شماره ۱۸۶۳ - سال هفتم - چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۰
Wed, Jul 25, 2001
Art red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت وگو
نگاهي به موسيقي كردي خراسان
* موسيقي هاي محلي ايران كه درموسيقي ملي ما مي باشند، سرشار از شادي و تحرك و شور و نشاط اند ، كه دراين ميان موسيقي كردي شمال خراسان يا بهتر بگوييم موسيقي كرمانجي ، از غنا و اهميت بيشتري برخوردار است.
پاسخ به يك فراخوان

گفت وگو
امروز با سيمين بهبهاني
سيمين بهبهاني ازجمله شاعراني است كه درحيطه غزلسرايي تحولي در شيوه كلاسيك ايجادكرده و اوزاني را به كارگرفته كه در ادبيات شعري ما بي سابقه بوده است. حق شناس، مترجم و زبان شناس معاصر او را نيماي غزل مي نامد. با او درباره فعاليت هاي تازه اش گفت وگويي كوتاه كرده ايم:
019827.jpg
* بعد از كتاب «يكي مثلاً اين كه...» آيا كارديگري منتشر كرده ايد؟
** بعد از اين مجموعه شعر، كتاب «كليد و خنجر» را منتشركردم كه يك مجموعه داستان و خاطره بود. ناشر اين كتاب هم نشر سخن است. اين مجموعه بزودي تجديدچاپ مي شود.
* كتاب «باقلب خود چه خريدم» هم مجموعه داستان و خاطره بود. درمقدمه آن كتاب آورده بوديد كه چندداستان و خاطره حذف شده تا توانسته است مجوز چاپ بگيرد. دراين باره توضيحاتي بدهيد.
** بعضي از آنهايي كه حذف شده بود را در همين كتاب آورده ام. اين داستان ها در آن كتاب درحقيقت سانسورشده بود تا سرانجام، آن مجموعه توانست اجازه چاپ بگيرد.
* وقتي كتابي تجديدچاپ مي شود، يعني اين كه از آن خوب استقبال شده است. بفرماييد به نظرتان دليل اين استقبال چه بود؟
** فكرمي كنم دليلش بخشي از خاطره هاي اين سال هاي من است. خاطره هايي كه بخشي از مردم هم درآن سهيمند، مثل قتل هاي زنجيره يي پوينده و مختاري و فروهرها كه از دوستان نزديك ما بودند. يا مسائلي كه پيرامون كانون نويسندگان ايران گذشت. درحقيقت اين كتاب خاطرات سالهاي ۷۷ به بعد است.
* ولي اين كتاب درمطبوعات بازتاب چنداني نداشت.
** شايد، دراين جا، مطبوعات، دگرانديش ها را تحويل نمي گيرند و ما هم زياد به اين مسائل حساسيت نشان نمي دهيم. هرچند بخشي از همين مطبوعات را دوست داريم و مي خريم و مي خوانيم. ولي آنها هنوز نيروها را به خودي و غيرخودي تقسيم مي كنند.
* الآن چه كاري دردست انتشاريا نوشتن داريد؟
** در حال نوشتن يك اتوبيوگرافي هستم. مدت ها روي اين كتاب كاركردم تا بتوانم زودتر تمامش كنم. اين كه كي تمام مي شود نمي دانم. ولي حدود ۴۰۰صفحه اش را نوشته ام.
* فرم اين اتوبيوگرافي به چه شكل است. آيا به شكل قصه نوشته مي شود؟
** اين كتاب روايتي از زندگي خودم است، كه به صورت قصه نوشته شده و آن هم به شكل نامه هايي جداگانه، كه يك خط نامه يي پيوسته موضوع اين نامه ها را به هم مرتبط مي كند. درحقيقت شرح حالي است كه حوادث پيرامون زندگي ام را رقم زده اند، تا الآن هم بيست سال اول زندگي ام را نوشته ام.
* خانم بهبهاني، زماني شما ترانه سرايي هم مي كرديد، وضعيت ترانه هاي امروز را چگونه مي بينيد؟
** من مدت هاست كه از ترانه سرودن دست كشيده ام. علاقه مند نيستم دراين حوزه كاركنم. سابقاً به شكل حرفه يي به آن مي پرداختم و تقريباً قسمتي از زندگي ام از اين راه تأمين مي شد. الآن هم گاهي مي بينم كه ترانه هاي سابق را با اجراي جديد پخش مي كنند. در مجموع ترانه هاي پيش از انقلاب ازنظر كلام و موسيقي زيباتربود.
* اگر الآن كسي اشعار شما را براي ترانه مورداستفاده قراردهد، چه برخوردي خواهيدداشت؟
** شعرم را مي توانند بخوانند، اين كه ازمن بخواهند روي آهنگي از پيش ساخته شعربسازم، ديگر آن حوصله را ندارم. هرچندمعلوم نيست اگر آهنگ خوبي بشنوم و پيشنهادبدهند، بتوانم مقاومت كنم!
* فكرمي كنيد ضعف ترانه هاي امروز، از كجا سرچشمه مي گيرد؟
** علتش را الآن شايد نتوانم بگويم. ولي اين را مي دانم كه ساخت ترانه ها الآن مقيد به كادر ازپيش تعيين شده است. اين باعث مي شود دست شاعر براي خلاقيت بسته شود ونتواند احساساتش را به شكل ناب بيان كند. دوم اينكه آهنگسازاني مثل تجويدي، خرم، بديعي، معروفي و روحاني نيستند، لشكري ها نيستند. نمي دانم آيا مثل قديم اينها كارمي كنند يانه. ولي شنيده ام بعد از انقلاب بسياركم كار شده اند.
* امسال در حوزه شعر چه كتاب خوبي خوانده ايد؟
** مرا در معذوريت قرارندهيد. چون نظردادن به اين آساني مقدورنيست. درمجموع «حادثه دربامداد» آتشي كتاب خوبي بود. از مجموعه شعر سيدعلي صالحي با نام «دعاي زني كه درراه مي رفت» هم خوشم آمد. ازجوان ها هم كتابهاي روانشيد، فلاح، زرين پور، سايرمحمدي، چايچي، سعيدميرزايي، علي محمدمسيحا را خواندم. خوب بودند. به هرحال جوان هاي ديگري هم هستند، چون الآن ازحافظه دارم اسم مي برم، شايد حق عده يي ضايع شود.
* در حوزه داستان و رمان چه آثاري خوانده ايد؟
** رمان «هيس» ازمحمدرضا كاتب را خواندم كه ازنظر تخيل خيلي قوي بود. ولي از بيماري جنايت دراين اثر خوشم نمي آيد. مجموعه داستان «جايي ديگر» از گلي ترقي هم به نظرم خيلي خوب آمد. هرچند «خاطرات پراكنده» او قوي تر بود. گلي ترقي نويسنده تثبيت شده و خوبي است.

نگاهي به موسيقي كردي خراسان
بر اوتار اين ارغنون بلند!
* موسيقي هاي محلي ايران كه درموسيقي ملي ما مي باشند، سرشار از شادي و تحرك و شور و نشاط اند ، كه دراين ميان موسيقي كردي شمال خراسان يا بهتر بگوييم موسيقي كرمانجي ، از غنا و اهميت بيشتري برخوردار است.
019818.jpg
موسيقي كه واژه يي يوناني است، درميان عامه مردم ما كه بيشتر چادرنشينان وروستاييان بودند، تا سالهاي اخير ناشناخته بود. آنها به جاي اين واژه عنوان (ساز و آواز) را به كار مي بردند و از واژه هاي (هنگ يا آهنگ و دستان ) به جاي مقام استفاده مي كردند. اصولاً عنوان موسيقي مقامي كه حرفه يي مركزنشين دراين سالها برموسيقي بومي ما اطلاق مي كنند، براي ما عنوان غريبي است. موسيقي درنزد كردها كه بيشتر با طبيعت مأنوس هستند و از اصالت و فرهنگ گسترده وتحرك آميزتري بويژه در رابطه با كوچ ، برخوردار بوده اند. اهميت ويژه يي دارد كه اگر بگوييم يك نفر كرد نمي تواند بدون موسيقي به زندگي خويش ادامه دهد، سخني به گزاف نگفته ايم، كه زندگي رزمي و بزمي و ماجراجويانه آنان ، بويژه در وظيفه خطير مرزباني از ايران زمين ، اين موقعيت را به آنان داده است كه درمرحله اول:
چنين بهتر آيد كه امروز رزم
بسازيم و فردا گزينيم بزم (۱)
از اين روست كه نخبگان و متخصصان و بنيانگذاران موسيقي اصيل ايراني را بايد درميان فرزانگان كردي همچون ابراهيم موصلي و اسحق موصلي پسرش در دربار هارون الرشيد خليفه عباسي نام برد كه موسيقي اسلامي را به اوج شكوفايي رساندند و از نوابغ جهاني دراين فن به شماراند . (۲) نيزعبدالمؤمن بن صفي الدين كردارموي (اروميه يي) از ديگر ستارگان درخشان درآسمان لايتناهي اين هنر خدادادي است.
موسيقي از موهبتهاي الهي است كه به بشر هديه شده وهمزمان با آفرينش او درنهادش ، نهادينه شده كه حالات طبيعي و دروني او را تنظيم نموده و در غم و شادي و تلاش و كوشش او مؤثر باشد و وي را از جمود و ركود فكري بازداشته و به تلاش و تكاپو براي زندگي بهتر وادارد. به قول نظامي گنجوي :
بساز اي مغني ره دلپسند
براوتار اين ارغنون بلند
رهي كان زمحنت رهايي دهد
به تاريكي شب روشنايي دهد(۳)
تمام بزرگان علم و دانش و خردمندان و حكماي گذشته به اهميت موسيقي اشاره كرده و گفته اند:
موسيقي از نعمت هاي الهي بر بشر است و متعلق به همه اقوام و ملل وجوامع بشري، با شرايط ويژه فرهنگي و قومي و منطقه يي آنان. نه تنها انسان و هرحيوان و جانداري، بلكه نباتات و گياهان نيز براي رشد و شكوفايي هرچه بهتر نيازمند برخورداري از موسيقي مناسب به خود مي باشند. به همين جهت است كه مؤلف بهجت الروح به اين نكته ابن سينا دانشمند وحكيم معروف ايراني استنادجسته كه : موسيقي جزوي از بدن انسان است كه مانند خون در بدن آدمي جريان دارد. از اين رو ابن سينا و بسياري از حكما بيماران خود را با نواي موسيقي و آهنگهاي موزون معالجه مي كردند.(۴)
موسيقي درميان هرقوم و ملت و سرزميني ويژگي خويش را داشته و بيانگر فلسفه اخلاقي و اجتماعي و رزمي و بزمي و كار و كوشش وشيون و شادي آنان مي باشد ، و به ديگر گفتار:
موسيقي آيينه تمام نماي هرقوم و ملتي است كه تمام ويژگيهاي آنان درآن متجلي است و سير تعالي و يا قهقرايي درمسائل فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي آنان از آن آشكار مي گردد.
موسيقي هاي محلي ايران كه درموسيقي ملي ما مي باشند، سرشار از شادي و تحرك و شور و نشاط اند ، كه دراين ميان موسيقي كردي شمال خراسان يا بهتر بگوييم موسيقي كرمانجي ، از غنا و اهميت بيشتري برخوردار است، كه با وجود تلاش خبرگان فن موسيقي درسالهاي اخير درحوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در تهران ، هنوز ناشناخته باقي مانده است.(۵)
از بزرگان اين علم درميان كردهاي خراسان، كه نخستين نوشته از دوران صفوي را از خود به يادگار گذاشته ، شاعر و عارف نامدار كرد يعني ابن غريب مي باشد كه به دو زبان كردي و فارسي اشعار زيبايي سروده و در توصيف و معرفي مقامات موسيقي اصيل ايراني گفته است : موسيقي كرمانجي زاييده فرازها و تنگناهاي تاريخي و اجتماعي و ديني و سياسي اين مردمان سلحشور بوده و هست كه در رابطه با هرموقعيت تلخ و شيرين و پيروزي ها و شكستهاي زندگيشان با بهره گيري و ابداع شعر و آهنگي موزون وزيبا و مناسب بازگوكننده حالات دروني و مشكلات زماني آنان بوده است.(۶)
آهنگهاي سردار عوض ، حجوخان ، قوچان خورابه، رعنا، خاني كلميشي (قهرمان كتاب معروف ۱۰جلدي كليدر) وصدها آهنگ ديگر نمودار بارزي براين مدعا هستند .به هرحال بازگوكردن فلسفه موسيقي كرمانجي خراسان دراين مقاله نمي گنجد .
بطور كلي موسيقي كردي به دوبخش آوايي و غيرآوايي (رقص) تقسيم مي گردد و شامل سه بخش از آهنگهاي هنري ، اجتماعي و طبيعي است . (۷)
براي درك واقعي از موسيقي كرمانجي خراسان هنوز هم بايد به افراد غيرحرفه يي و غيرشهري كه دورازاين تمدن هاي كذايي درميان كوهساران و ايلات و عشاير آخرين روزهاي زندگي خود را سپري مي كنند مراجعه نمود.
از جمله نويسندگاني كه دريكي دوقرن اخير مستقيماً به بررسي موسيقي كردي خراسان پرداخته اند، بايد از ناصرالدينشاه و سرهنگ لطفعلي خان درگزي معاصر وي نام برد.
ناصرالدينشاه كه درسفرسال ۱۳۰۰ به خراسان از طريق شاهرود و بجنورد عازم مشهد بود ، دربجنورد با استقبال گروههاي هنري كرد يعني عاشق ها روبرو مي شود و اين گونه اظهارنظر مي كند كه : «بالاتر از ده فيروزه ، جمعيت زيادي به قدر بيست نفر از كردهاي شادلو جلو آمده بودند. دهل هاي غريبي داشتند، شبيه به طبل هاي بزرگ قزاق ها [در روسيه ] ، سرنا هم داشتند. خيلي خوب مي زدند. به عينه چچين ها كه ما [درسفر فرنگ] در قفقاز ديده بوديم . چيزي كه ازاينها مضحك بود ، اين بود كه مردهاي بزرگ ريشدار معلق مي زدند».
ناصرالدينشاه توجه نداشت كه موسيقي درميان كردها سن وسال نمي شناسد. كودكان ونوجوانان و پيرمردان و زنان و دختران همگي درهرشرايطي دراجراي برنامه هاي موسيقي شركت جدي و مستقيم دارند وبراي پرورش روح و جسم خود به آن نيازمندند. از سرهنگ لطفعلي خان فرزند اللهيار خان حاكم درگز هم دست نوشته هاي پراكنده يي به جا مانده است كه او در سال ۱۳۱۴ قمري در قوچان به دربار و اردوگاه تابستاني محمدناصرخان ايلخاني زعفرانلو وارد مي شود كه اتفاقاً سماع حضور حبيب خان سنتورنواز معروف دربار ناصرالدينشاه هم براي ديدن ايلخاني به اين اردوگاه آمده بود.
لطفعلي خان كه خود از بهترين سنتورنوازان و شش تار نوازان ايران بوده، تعريف جامعي از اين برخوردهاي فرهنگي دراين اردوگاه داده است كه بسيار قابل توجه است، كه در جلد اول آن را تاحدودي ارايه داديم . (۹)
لطفعلي خان درگزارشات خود براي ا ينكه از او عيب نگيرند، تعريفي از هنر خود نكرده و فقط به شكست و قهركردن سماع حضور (سرورالملك ) كه مهمان بوده، نموده است. اما مدير ديوان افشار كه منشي مخصوص شجاع الدوله و در واقع همه كاره او بوده، گفته است: «در ركاب محمدناصرخان به خواجه جراح رفته بوديم كه املاك شخصي سركار [شجاع الدوله محمدناصرخان] و وصل به چشم كلسب و منقشلي رادكان است. خيابان پردرخت آن نيم فرسنگ طول داشت. شبي اسدالله بيگ نيشابوري تار مي نواخت و چون سرها گرم شد ، خواستند لطفعلي خان هم از قوچان بيايد، درظرف سه ساعت آمد. [البته لطفعلي خان بنابه نوشته خودش در اردو بود] و همين كه دستش به سيم تار رسيد وماهور را شروع كرد ، شوري به سرها انداخت. صداي مضراب آن مرحوم بي حرف و اغراق، پانصد قدم درآن شب، آشكار مي رفت. مضرابها شبيه به دانه هاي درشت بارانهاي بهاري بود كه دركمال تندي ببارد. لطفعلي خان درحيات محمدناصرخان [۱۳۲۰ـ۱۳۱۴قمري] درجه عالي را طي كرده و تا روز مرگ او از قوچان خارج نشد.
درخواجه جراح سرورالملك معروف تارزن مظفرالدينشاه ، مهمان امير [محمدناصرخان] گرديد. فوراً سنتور و ارگ را با يكديگر كوك كرده ، بچه يي نابالغ هم اشعار سعدي را مي خواند. لطفعلي خان رسيد، يدبيضا كرد، سخره ايمان آوردند (۱۰) و به دويست تومان انعام قناعت كرد(۱۱) به هرحال اينها نموداري بود از موسيقي سرشار سرزمين و مردم شمال خراسان كه ايلخانان كرد اين ديار حامي و پشتيبان و مروج آن بوده اند.
كليم الله توحيدي

پي نوشت:
۱ـ شاهنامه فردوسي
۲ـ برمكيان به پروفسور عبدالرزاق كانپوري
۳ـ خمسه نظامي
۴ـ رساله موسيقي بهجت الروح ـ عبدالمؤمن بن صفي الدين ارموي. بامقدمه هـ . ل . رابينو
۵ـ بنگريد به آلبوم موسيقي شمال خراسان. ازانتشارات حوزه هنري . سال ۱۳۷۰ و نيز كتاب هفت اورنگ و غيره
۶ـ نسخه خطي ابن غريب
۷ـ مطالعات كردي ج ۱ شماره ۴ سال سوم . تابستان .۱۳۶۵ انتشارات بنياد كرد در پاريس
۸ـ سفرنامه ناصرالدينشاه به خراسان سال ۱۳۰۰ قمري به خط ميرزا رضا كلهر. چاپ تهران سال ۱۳۶۱
۹ـ حركت تاريخي كرد به خراسان ـ كليم الله توحيدي جلد ۱ چاپ مشهد. ۱۳۷۱ ص ۴۵۲
۱۰ـ اشاره به معجزنمايي حضرت موسي كليم الله درمقابل ساحران فرعون درمصر ، كه درقرآن مجيد آمده است.
۱۱ـ سرزمين و مردم قوچان ـ دفترسوم . محمد جاباني . چاپ مشهد سال ۱۳۷۵ ص ۷۰

پاسخ به يك فراخوان
موسيقي معاصر ايران
019719.jpg
«موسيقي معاصر چيست و موانع شما براي پرداخت به اين موسيقي كدام است؟»اين پرسش مشتركي از هنرمندان موسيقي معاصر در ايران خواهد بود تا متعاقب موضوعي كه در اين باره در صفحه موسيقي به چاپ رسانديم، به تعريف مشخصي از موسيقي معاصر و موانع حضور آن در ايران بپردازيم. نخستين پاسخ به اين فراخوان را ايمان وزيري آهنگساز معاصر پاسخ داده است:
آهنگساز ايراني در دستيابي به ميراث موسيقايي فرهنگ سرزمين خود، به عنوان دستمايه و زمينه آهنگسازي، با مسائل فني و فلسفي بسيار روبروست. عادتهاي فرهنگي، سنت ها، ناهماهنگي هاي زيباشناختي سنتي با زيباشناختي معاصر، و پرسشهايي چون آيا موسيقي بايد زيبا به گوش برسد؟ آيا پلي براي انتقال احساسات است يا پلي براي انتقال انديشه؟ و بالاخره انبوهي از مسائل فني:
آيا مي توان از سازهاي سنتي و بومي در اجراي موسيقي معاصر بهره جست؟ چگونه؟ مسأله فواصل خاص موسيقي ايراني، رنگ و بوي موسيقي ايراني در فواصل «تامپره» شيوه هاي برخورد با ملودي هاي سنتي و بومي (الهام از تم ها و موتيف هاي سنتي بومي يا منطق هاي موجود در جمله بندي هاي موسيقي، سنتي براي شكل دادن موسيقي يعني بهره گيري از منطق ملوديك براي پديد آوردن «فرم» استفاده از نزديكي عامل تكرار «در موسيقي هاي بومي با برخي پديده هاي موسيقي معاصر، آزمايش نظام هاي متنوع چند صدايي و …
اگرچه اين مسائل به درگيري هاي ذهني بسيار آهنگساز مي انجامد، او را به سوي امكانات متنوع و متعدد تصنيف موسيقي ـ كه براي آهنگساز فوق العاده هيجان انگيز است نيز هدايت مي كند.
برخورد آهنگساز با اين مسائل، اگر با دانش كم، بدون توجه به تجارب معاصر و شتابزده باشد، نتيجه يي جز اصوات بي هدف نخواهد داشت. اما اگر، با كنجكاوي در علم موسيقي، با بهره گيري از تجارب معاصر و ـ از همه مهمتر ـ با صبر و پشتكار فراوان، درآميزد و امكان اجراي فرضيه هاي موسيقيدان نيز فراهم باشد، مي توان به دستيابي به نظريه هاي موسيقي و نيز به انواعي از موسيقي كه در عين معاصر بودن، Originality و رنگ بوي موسيقي ايراني داشته باشند، اميدوار بود. من هم از سال ۱۳۶۷ بطور مستمر تجاربي در زمينه آهنگسازي را شروع كرده ام. تصانيفي با ايده هاي مختلف حاصل اين سالهاي آزمون و خطاست. موسيقي معاصر براي سازهاي ايراني (بيات ترك ، دشتي براي اركستر سازهاي سنتي). موسيقي براي سازهاي ايراني و غربي (روي تر، براي پيانو و سازهاي سنتي ايراني در سه قسمت، «تسبيح» براي گيتار و ني)، موسيقي براساس تم هايي از رديف در گام تا مپره («رودكي» براي پيانو سلو در سه قسمت، «همايون» براي پيانو سلو درسه قسمت. «افيون» براي پيانوسلو، «مدرس» در سه قسمت براي اركستر) موسيقي با بهره گيري از آنچه «لهجه هاي ملوديك موسيقي رديفي» مي نامم در كم رنگ ترين و رقيق ترين حالت از جهت تداعي تم هاي رديف («موسيقي براساس چند غزل از حافظ « براي كلارينت ويولن، و يونسل و پيانو) موسيقي براي سازهاي غربي در حالي كه از آنها خواسته شده است كه فواصل شبيه به فواصل خاص موسيقي ايراني را اجرا كنند(دوئت ها براي ويونسل و پيانو) وآثار زيادي كه ارتباط چنداني با موسيقي ايراني ندارند (دوئت فلوت پيانو در دو قسمت «جن» دوئت براي ويونسل پيانو، دوئت براي كلارينت پيانو، پيانو تريو، قطعه كوتاه ۲۵۴۵ براي اصوات الكترونيك، «آواز خوان طاس» براي اصوات الكترونيك (براساس نمايشنامه يي از اوژن يونسكو)، دوئن براي ويولن و دو ويونسل در دو قسمت، و چند اثر ديگر) برخي از اين آثار اجرا شده اند: همايون براي پيانو سلو (موزه فرش ۱۳۷۶) رودكي براي پيانو سلو (تالار رودكي ،۱۳۷۷ فرهنگسراي نياوران ۱۳۷۶) دوئت براي كلارينت و پيانو (دانشگاه تهران ۱۳۷۴)، موسيقي براساس چند غزل حافظ موزه فرش .۱۳۷۸
مجموعه پيانو كوارتت در اسفندماه ۱۳۷۹ د ر سالن رودكي تالار وحدت اجرا شده است. اين مجموعه كه در سالهاي ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ تصنيف و تمرين شده است، حاصل و چكيده نتايجي است كه در زمينه برخورد با موسيقي ايراني به عنوان دستمايه تصنيف موسيقي معاصر در بستر فواصل تامپره، به آنها رسيده ام. در اين چند سال آزمون و خطا و با تكيه به پشتكار و مطالعه، با مغتنم شمردن فرصتهاي آشنايي با نوازندگاني كه فداكارانه با هنر خود، مرا در اجرا و آزمودن و شنيدن كارهايم ياري دادند، و بالاخره با چشم پوشي از فرصتهايي كه در شهر ما هر موسيقيداني را به سوي موسيقي بي ارزش، مصرفي و نوارسازي براي چلوكبابي ها و تاكسي ها، سوق مي دهد، به لحظات متنوعي دست يافتم كه براي خودم ارزشمند هستند. در تصنيف اين مجموع از تمام درسهايي كه در زمينه يادشده گرفتم، سودجسته ام. مجموعه حاصل به نظرم «موسيقي معاصر ايراني» است.
در ادامه راهي كه قسمت اعظم آن باقي است سه ره پيداست!
اول: تأمين هزينه يك كار جدي از طريق يك كار بازاري!
دوم: نصب صندوق اعانات براي كمك به موسيقي هنري!
و بالاخره سوم: جلب حمايت نهادهاي دولتي.

سازنو
019710.jpg
• كتاب
از ميان سرودها و سكوت ها
گزيده نوشتار و گفتار: محمدرضا درويشي
ناشر: ماهور
از ميان سرودها و سكوت ها گزيده ۱۲ سال مقاله ها، سخنراني ها و گفت وگوهاي محمدرضا درويشي است. ناشر مطالب كتاب در مقدمه نوشته: به ترتيب تاريخ انتشار آنها در مطبوعات و يا تاريخ ارايه آنها به صورت سخنراني در مناسبت هاي مختلف گردهم آمده و مي توان چگونگي دگرگوني هاي ديدگاههاي نويسنده و نيز تكامل برخي مفاهيم مورد توجه او از جمله سنت و نوآوري، موسيقي نواحي، موسيقي ملي، موسيقي جهاني و … را در اين دوره مشاهده و مطالعه كرد.
درويشي نيز در مقدمه چاپ اين مجموعه را فرافكني نام گذارده و از آن به عنوان بخشي از خواسته هاي يك نسل در حال گذار ياد كرده است.
«از ميان سرودها و سكوت ها» در قطع وزيري، با قيمت ۲۸۰۰ تومان و در ۲۹۶ صفحه توسط مؤسسه فرهنگي ماهور به چاپ رسيده است.

019713.jpg
• نوار
تار
استاد غلامحسين بيگجه خاني
دايره: محمود فرنام
ناشر: ماهور
تار استاد غلامحسين بيگجه خاني را همه نوازندگان اين ساز با همه سليقه ها و شيوه هاي نوازندگي خاص خودشان، مي پسندند و به تكنيك و حال و هواي پنجه استاد احترام مي گذارند.
بيگجه خاني تقريباً تنها بازمانده مكتب تار تبريز بود، متولد ۱۲۹۷ و شاگرد پدر. رضا قلي زابلي، آقا حسينقلي، درويش خان، ني داوود، علي اكبر شهنازي، ميرعلي اصغر صادق الوعد و اقبال آذر. بيگجه خاني با حاج محمود فرنام ـ كه او نيز بزرگي بود كه نوازندگي ساز دايره در ايران و نزديك به هشتاد سال قرين و عجين با بزرگان موسيقي ايران ـ بيش ۵۰ سال اجراي مشترك داشتند. بيگجه خاني سال ۱۳۶۱ بدرود حيات گفت و محمود فرنام نيز سال ۱۳۷۲ از دنيا رفت.
و حالا مؤسسه فرهنگي ماهور اجراي مشتركي از اين دو را منتشر كرده كه در آن آوازهاي بيات اصفهان، بيات ترك، افشاري و دستگاه سه گاه اجرا شده است.
تنها اجراي منتشر شده از استاد بيگجه خاني تاكنون نيم ساعت همراهي آواز شجريان در اثر ماندگار بيداد بود و حالا اين اثر كه ماندگار خواهد بود.

به ياد ناشر آثار برگزيده موسيقي
محمـــدرضا منوچهـري فــر (۱۳۸۰/۴/۹ـ۱۳۲۷)
019716.jpg
نه تنها يك ناشر خوب، بلكه دوستي بود كه خبر مرگ واقعاً ناگهاني او، همه ما را افسرده كرد.
محمدرضا منوچهري فر، در دانشگاه تهران ادبيات فارسي خوانده بود، اما در مديريت توليد آثار هنري توانايي داشت و در سالهاي پيش از انقلاب، در زمينه توليد فيلم و توليد موسيقي پاپ سالم فعاليت مي كرد. در سالهاي بعد از انقلاب، از حدود سالهاي۱۳۶۲ـ۱۳۶۳؛ به بعد كه كاست هاي شعر و موسيقي دوباره به بازار مي آمدند، در اين عرصه فعال شد از نخستين كارهايش هفت عدد نوارهاي «شعر و موسيقي جهان سوم» بود كه مجموعه يي بود شنيدني براي آنها كه دنبال شعر و شاعران ناشناخته امريكاي لاتين بودند. سپس، همت و توان خود را براي نشر آثار موسيقي اصيل صرف كرد. يادم هست در سال۱۳۶۶ كه براي نخستين بار، آلبوم نوار «هفت دستگاه موسيقي ايران» (رديف ميرزاعبدالله به روايت نورعلي برومند) با اجراي مجيد كياني منتشر شد، هيچ ناشري جرأت نمي كرد چنين سرمايه گذاري كند و حتي خيلي ها، نفس اين كار (يعني اجراي رديف ميرزا عبدالله با سنتور) را هم قبول نداشتند! در حالي كه اجراي بسيار شايسته و آموزگارانه كياني و مديريت توليد عالي منوچهري فر،اين آلبوم را در زمره پرفروش ترين دوره هاي آموزش سنتور قرار داده است. غير از اين، محمدرضا منوچهري فر تنها ناشر آثار صوتي در تاريخ موسيقي ايران است كه توليد همزمان بسياري از آثار هنرمندان مختلف را با هم عهده دار بوده است. هنرمنداني كه از لحاظ كاراكتر و نوع كار و شيوه و جايگاه هنري شان تفاوتهاي زيادي دارند: از استاداني چون جواد معروفي، اصغر بهاري، داريوش صفوت و مجيد كياني گرفته تا هنرمندان مشهوري چون ايرج «حسين خواجه اميري» و جهانشاه برومند و حبيب الله بديعي و امير بيگلريان و پرويز ياحقي، از گروه موسيقي سل (كه آثار وي والدي و كورلي را اجرا مي كنند) تا گروههاي خوش اجراي پاپ كه منوچهري فر به آنها اميد بسياري داشت، قرار بود كه در ماه آينده، دوست مشترك ما «رضا مهدوي» چندشيوه سنتورنوازي را همراه تنبك هنرمند گرامي جهانگير ملك دراستوديوي ايران صدا ضبط كند كه مرگ، اين دوست خوب و مشوق را از ما گرفت.
يادگار معاشرت دوازده ساله من؛ محمدرضا منوچهري فرتعدادي نوار و سي.دي و انبوهي خاطرات شيرين است. هميشه او را خوش رو و خندان و مهربان و آماده كمك به هنرمندان ديديم. چه بسيار هنرمندان از استادان تاجوانان به او و كمكهايش مديون هستند و تعدادشان هم كم نيست. چه بسيار نيكان و خوبان اهل هنر و انسانهاي بزرگ را در فضاي پرشور و با صفاي «ايران صدا» ديديم كه هرگز از يادمان نخواهد رفت؛ از جمله پرويز اتابكي كه منوچهري فر، هنر و شخصيت ايشان را هميشه ستايش مي كرد و در انتشار آثار موسيقي اصيل، ياور ايشان بود.
منوچهري فر به اعتلاي يك نوع خاص موسيقي نمي انديشيد و تنگ نظر نبود، كليت موسيقي براي او عزيز و گرامي بود و برايش با كار شبانه روزي دراستوديوي ايران صدا معني مي شد.
ناشري كه تمام شرايط لازم را در خودش پرورش داده بود و وجودش به موسيقي ياري مي كرد و براي همه ما دوستي عزيز بود. ديگر او را نخواهيم ديد.روحش قرين آرامش و در جوار حضرت فاطمه زهرا (س) كه اين همه عاشقانه به حضرتش ارادت مي ورزيد، محشور باد.
با اندوه بسيار ۱۳تير۱۳۸۰
سيدعلي رضا ميرعلي نقي



|   شناسنامه   |   آرشيو   |