شماره ۱۸۶۳ - سال هفتم - چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۰
Wed, Jul 25, 2001
Report red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* سازمان ميراث فرهنگي احتمالاً بسياري از طرح ها را كه مي تواند بخوبي سرپرستي كند به علت كمبود بودجه رهاكرده است.

ميراث فرهنگي زير غبار فراموشي
* سازمان ميراث فرهنگي احتمالاً بسياري از طرح ها را كه مي تواند بخوبي سرپرستي كند به علت كمبود بودجه رهاكرده است.
شهر York با تمام ويژگي هاي يك شهرمدرن پذيراي دانش آموزان انگليسي وجهانگردان است . همگي مي توانند همزمان صداي نعل كوبي اسبهاي يك لرد، صداي چرخ كالسكه ها ، سنگفرش گذرگاهها، ناقوس كليساي مركزي و مردان و زناني كه در پوشش پنج قرن پيش مي زيسته اند را ببينند، بشنوند و حس كنند. York يك شهراست با دو زمان . «York ۱۵۵۰» در زير «York 2001 » به همان شكل و فضا بازسازي شده است. در تهران نيز ساختماني با معماري دوران قاجار وجود دارد، خانه يي كه روزگاري در آن صادق هدايت، بوف كور را ، سگ ولگرد را ، سه قطره خون و… را نوشت اما اكنون به مهدكودك تبديل شده است!
به راستي گردانندگان اين دو خطه را چه مي شود كه تا اين حد به تاريخ و فرهنگ خويش بها مي دهند يا به خاك مي نشانند؟
019734.jpg
اگر زندان باستيل به هنگام انقلاب فرانسه ويران نشده بود، اينك در رديف كاخ اليزه مورد بازديد صدها جهانگرد قرار مي گرفت واگر مردم مرودشت دربرابر بولدوزرهايي كه براي تخريب تخت جمشيد آمده بودند، دراز به دراز نخوابيده بودند؛ شايد ديگر پرسپوليس نيز درميان نبود. حافظه تاريخي كشور ما از اين دست ويراني ها بسيار درخاطر دارد. جمشيد كيانفر كارشناس ارشد تاريخ معتقد است «ما در مقاطع مشخصي حساسيت هايي نشان داديم ولي درمقاطعي هم اين حساسيت ها را از دست داديم . هم اكنون ارگ تبريز تخريب شده . رفاه عمومي مي تواند مانع تخريب شود چون دنباله روي سودهاي كلان به وجود نمي آيد. هم اكنون گروه زبده يي از باستانشناسان كه داشتيم بازنشسته مي شوند و ما دچار وقفه در پرورش نيرو هستيم . چون نيروي پرورش يافته را به خدمت نگرفته ايم».
دكتر ب ـ استاد دانشگاه و باستانشناس كه ترجيح مي دهد نامش پوشيده بماند مي گويد:«آنچه بديهي است حتي از زمانهاي قبل از انقلاب نيز سازمانهايي درارتباط با آثار فرهنگي عموماً از كساني كه تخصصهاي كمتري دراين كار داشته اند انتخاب شده اند. ما مي گوييم علم و تخصص كارآفريني ندارد و هركس مي تواند با هرتخصصي اينگونه سازمانهاي مرتبط را سرپرستي نمايد. كمترين آسيبهاي اين نوع تصميم گيريها، عدم ارتقاي استانداردهاي علمي است واينكه پشت هرحفاري هيچ سؤال علمي وجود ندارد. امروزه سازمان ميراث فرهنگي يك سازمان بسيار متشكل و با پتانسيل هاي بالاست اما يك نوع عدم هماهنگي خارج از سازمان به اين سازمان تحميل مي شود. يك پديده عمده كمبود اعتبارات است. سازمان ميراث فرهنگي احتمالاً بسياري از طرح ها را كه مي تواند بخوبي سرپرستي كند به علت كمبود بودجه رهاكرده است. آن سازمان محل تجمع متخصصان است اما تخصصها هرز مي رود و درمسيرهاي علمي خاص هدايت نمي شود و بيشتربه كارهاي روزمره اجرايي سوق داده مي شود. دانشگاهها هم دست كمي از ميراث ندارند. شايد ما جزو معدود كشورهايي درجهان باشيم كه هنوز هيچ درس و واحد علمي در فلسفه مديريت آثار باستانشناختي و ميراثهاي فرهنگي درآن وجود ندارد. دانشگاهها هم با ضعف استاندارد روبرو هستند. ميزان تحقيقات باستانشناختي در دانشگاههاي كشور امروزه شايد از انگشتان دست تجاوز نكند. يك نوع افت علمي دراينگونه تحقيقات باعث سرايت اين ضعف به سازمانها و نهادهاي مرتبط با باستانشناسي نيز مي گردد. از همه مهمتر براي تخريب آثار فرهنگي ، پديده هاي اجتماعي و اقتصاديند. ۹۰درصد مردم ايران و ۱۰۰درصد جامعه روستايي از نظر استاندارد جهاني درشرايط فقر به سر مي برند. بنابراين تجارت آثار فرهنگي يك تجارت پرسود مي باشد وباتوجه به عدم وجود قواعد و قوانين حقوقي دركاهش حفاريهاي قاچاق، اين پديده امروزه مورد گرايش بسياري از كساني كه احتمالاً از بيكاري يا فقر رنج مي برند ، است»‎/
019731.jpg
براساس آخرين آمار سال ۲۰۰۰ درژاپن كه مساحتي يك سوم كشور ما دارد، تاكنون ۳۰۰هزار سايت باستانشناختي شناخته شده است و ۶هزارنفر باستانشناس بالقوه در ژاپن مشغول به كارند. اين درحالي است كه دركشور ما هيچ آمار رسمي از تعداد سايتهاي باستاني وجود ندارد ولي اقوال بسيار غيررسمي آن را تاحدود يك ميليون و بيشتر تخمين مي زند. درحالي كه تعداد باستانشناسان كشور از حداكثر ۲۰۰نفر تجاوز نمي كند،طبيعي است كه چه بلايي بر سر سايتها خواهد آمد.
اين استاد دانشگاه درنهايت يادآور مي شود : «نمي توان فراموش كرد كه سازمان ميراث فرهنگي تابعي از نظم كلي كشور است. فعاليتهاي فرهنگي دركشور ما كمترين انگيزه ها را براي سرمايه گذاري دولتي و خصوصي دارد. درسال ۱۹۹۰ تنها درانگلستان ۵۰ميليون دلار صاحبان طرحها براي باستانشناسي هزينه كردند. بنابراين وابسته به حكومت نيستند. وقتي مي توان سياستها را از دست حكومتها درآوريم كه از نظر مالي هم خوداتكا باشيم. از سويي هنوز برخي ديدگاههاي ملي گرايي ، نژادگرايي ، قوم گرايي و … دربرخي كشورها هست كه از آثار فرهنگي به نفع خودسود مي برند خود همين ايده باعث مي شود كه فقط يكسري آثار موردتوجه قرار گيرند. چنانكه آثار بسيار پرتجمل ومعماريهاي عظيم ، كاخها و بناهاي شاهان گذشته بيشتر درمعرض تحقيقات وحفاظت قرار مي گرفتند ولي مردم عادي هيچگاه مورد تحقيق قرار نگرفتند واصولاً باستانشناسي ما در داخل همين گرايش سير مي كند. سياستهاي حفاظت ما يك بعدي است و به نسبت اشتياق حاكميت سياسي ديدگاههاي خود را از نظر تحقيقات وسياستهاي حفاظت با آن منطبق مي كند. اين با باستانشناسي علمي و آكادميك فرق مي كند.
باستانشناسي كه امروز در جهان رايج است ، تحقيقات و سياستهاي مديريت با ضرورتهاي علمي سنجيده مي شود و نه ضرورتهاي حكومتها».
كنكاش اين مسأله مارا بدانجا مي رساند كه بيش ازهرچيزنيازمندتبيين مباني وتشخيص زاويه ديدنسبت به اين مقوله هستيم.بااين حال ميراث فرهنگي ايران كاوشهاي بيشتري مي طلبد.
گزارش : مهري حقاني

پسران ، بيشتر به «كار» مي انديشند تابه تحصيل
قهرمان فيلم «زير درختان زيتون» عباس كيارستمي، همان كارگر جوان ساده يي كه با وجود بيسوادي اش اصرار عجيبي به اختيار كردن همسري باسواد داشت، معتقد بود: «تعادل اجتماعي وقتي برقرار مي شود كه بي پولها با پولدارها، خانه ندارها با خانه دارها و بالاخره بيسوادها با باسوادها وصلت كنند.»آنچه كارگردان آن سالها در اين فيلم به تصوير كشيده بود مي توانست خبر ازواقعيتي پنهان درجامعه داشته باشد كه اين روزها افزايش حضور زنان و دختران در مراكز دانشگاهي نسبت به پسران بخشي از آن را به رخ مي كشد. براستي رؤياي جامعه يي كه در آن زنان تحصيلات عاليه دارند و مردان فاقد تحصيلات دانشگاهي اند، تا چه حد تحقق پذير و به نفع مكانيسم اجتماعي خواهد بود؟
019740.jpg
بخشي از اين رؤيا در سال۷۷ در جامعه ايران به واقعيت تبديل شد. آن زمان رييس جمهوري سيدمحمد خاتمي در مراسم آغاز سال تحصيلي در دانشگاه تهران اعلام كرد: «براي نخستين بار در طول تاريخ ايران و شايد جهان بيش از ۵۲‎/۱درصد پذيرفته شدگان آزمون سراسري دانشگاهها را بانوان تشكيل مي دهند.» وي سال۷۷ را سال زن در دانشگاهها ناميد. با اعلام اسامي پذيرفته شدگان آزمون سراسري در سال۷۸ مشخص شد ۵۷‎/۲ درصد پذيرفته شدگان دختر هستند. سال۷۹ آمار قبولي دختران در آزمون سراسري دانشگاهها به حدود ۵۹درصد رسيد و امسال گفته مي شود اين نسبت ۶۰ به ۴۰ خواهد بود.

• چرا اينگونه شد؟
روند علاقه مندي دختران به حضور در دانشگاهها در چند سال اخير به جايي رسيد كه يكي از نمايندگان مجلس از اين موضوع به عنوان يك بحران ياد كرد. الهه كولايي در نطقي گفت: اين مسأله در زندگي آينده اين دختران و پسران تأثير خواهد گذاشت. ما بايد به سمت رشد فرهنگي متوازن زنان و مردان پيش برويم.» حتي در يك نگاه گذرا به محوطه دانشگاهها براحتي مي توان دريافت كه تعداد دختران بر پسران دانشجو برتري دارد. وقتي از چند پله پايين مي روم، پشت ساختمان دانشكده ادبيات دانشگاه، روبرويم كنار رديف شمشادها دختران دسته دسته ايستاده اند. از پسرها فقط چند نفري هستند. آنان در حال مرور برگه سؤالات امتحاني جمع كوچك وانگشت شماري را تشكيل مي دهند وهمين نسبت با كمي تفاوت در برخي از رشته ها دركلاسهاي درس نيز ميان دانشجويان دختر و پسر احساس مي شود. به نظر مي رسد توسعه اقتصادي، سياسي واجتماعي دركشور ما شرايطي را ايجاد كرده كه به واسطه آن گروههاي اجتماعي به نوعي از رقابت يكسان براي دستيابي به هدفهاي خود بهره مند شده اند. در چنين شرايطي گروههايي كه در اقليت قراردارند، بيشترخود را فعال مي كنند و اين ابراز وجود به نوعي با يافته ها و آموزه هاي جامعه به چالش درمي آيد و تبعات اجتماعي ديگري را با خود به همراه مي آورد.
دكترمحسني تبريزي، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است: وقتي كه به زنان و مردان جامعه فرصت مشاركت يكسان داده مي شود، زنان سعي مي كنند خود را بهترجلوه بدهند و براي بهبود وضعيت خود تحصيل مي كنند، به اشتغال خارج از خانه مي پردازند و به همان ميزان سن ازدواجشان نيز افزايش مي يابد. به اين دليل كه يك رابطه معناداري ميان افزايش تحصيلات زنان و بالا رفتن معيارها و ضوابطي كه براي همسرگزيني در نظرمي گيرند وجود دارد.» اما اگر دختران براي كسب موفقيتهاي شغلي و اجتماعي، اظهار وجود واثبات تواناييهاي خود از تمايل بيشتري براي ورود به دانشگاهها برخوردارند، پسران با چه انگيزه ها و دلايلي بتدريج با كاهش رغبت براي رفتن به دانشگاهها و مراكز آموزش عالي روبرويند؟ دكتر محسني تبريزي اين موضوع را بيش از همه به كاهش ارزش علم در جامعه مرتبط مي داند و مي گويد: بطور كلي وقتي فردي مي بيند با يك سطح سواد بسيار پايين مي تواند درآمد بالايي داشته باشد، بديهي است كه به خود زحمتي نمي دهد كه سرمايه گذاري براي تحصيلات عاليه اش انجام دهد. بنابراين متغير سواد دركاميابي اقتصادي وثروتمند شدن چندان دخيل نيست. علت ديگر كاهش ارزش اقتصادي مدرك تحصيلي و انگيزش يا ميل پسران به داشتن تحصيلات عاليه است. اين مسأله همراه شد بامشكلات ديگري، اينكه اصولاً خود درس خواندن در اين شرايط خاص مشكلات ورود به دانشگاه، رقابت سرسختانه، هزينه هاي تحصيلي، كاهش قدرت خريد خانواده ها و تفاوت اقتصادي ميان طبقه پايين و طبقه مرفه جامعه، امكان ورود به دانشگاهها را براي بسياري از پسران كه خانواده ها به نوعي به كمك مالي آنان نيز تأكيد دارند، مي كاهد. از سوي ديگر بايد از مسائل سيستم آموزش عالي كشور نيز غافل نبود.
محيطهاي تحصيلي به جاي اينكه جذب كننده باشند در دانشجو، دافعه ايجاد مي كنند. پايين آمدن كيفيت كار معلمان، مسأله ديگري است. ديگر استاد دانشگاه آن پروفسوري نيست كه دانشجو در ذهنش بود. من معتقدم كه بعد از انقلاب خيلي از كساني كه شأن استادي نداشتند، وارد دانشگاه شدند وارزش معلم خوب را از بين بردند، خوب درس ندادند واغلب بي مايه هم بودند. اينها سبب شد عده يي از دانشجويان هم انصراف بدهند و از دانشگاه خارج شوند.» افزايش آمار بيكاري دانش آموختگان از سوي ديگر به عنوان يك عامل مهم در گرايش جوانان از جمله پسران به ورود به دانشگاهها مطرح است. فهميدن اين موضوع كه از حدود دو ميليون جمعيت بيكار كشور تعداد زيادي از آنان را جوانان دانش آموخته دانشگاهها تشكيل مي دهند، چندان دشوار نيست. بويژه آنكه در ديدگاه غالب خانواده ها پرداختن يك فرد با تحصيلات عاليه به مشاغل سطح پايين بسختي قابل هضم است. هرچند دكتر محسني مي گويد: بتدريج اين عدم تعادل در ورود پسران و دختران به دانشگاهها بسمتي پيش خواهد رفت كه مردان نيز ناخودآگاه به ارزش تحصيلات پي ببرند. » اما پيش از همه بايد آنان را قربانيان اقتصاد بيمار جامعه دانست. وقتي جامعه را از اين حالت بيمارزده خارج كنيم و افراد در ازاي تحصيلات دانشگاهي خود پاداش مناسب را دريافت كنند، اين عدم تعادل به سمت تعادل پيش مي رود.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |