شماره ۱۸۶۷ - سال هفتم - دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۰
Mon, Jul 30, 2001
Report green.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
نظرسنجي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
يادداشت ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* دكتر مهدي صحراييان: ماهيت شوراي اقتصاد گرفتار نقصان است.

تركيب و وظايف شوراي اقتصاد پشت ميز ترديد
* دكتر مهدي صحراييان: ماهيت شوراي اقتصاد گرفتار نقصان است.
* دكتر غلامحسين خورشيدي: تصميم گيري هاي شورا هزينه سرسام آور اجتماعي به همراه داشته است.
* دكتر ابوالقاسم حكيمي پور: اعضاي شوراي اقتصاد هارموني فكري ندارند.
* دكتربهمن آرمان: نظارت پيچيده و اداري شوراي اقتصاد به ايجاد موانع در راه توليد منتهي شده است.
020193.jpg
اقتصاد خفته ايران تاكنون اجازه نيافته كه از پشتيباني «نهاد نظريه پرداز» بهره مند شود. نهاد نظريه پرداز مركب از سه اقتصاددان صاحب سبك است كه پيرامون موضوع هاي مهم اقتصادي كنكاش مي كنند و رأي خود را به رييس جمهوري اعلام مي نمايند. رييس جمهوري نيز با تبعيت و اعتماد كامل به نهاد نظريه پرداز يافته هاي آن را براي اجرا به وزيران ابلاغ مي كند. 
تكيه براين شيوه نتايج درخشاني به همراه دارد. تا آنجا كه برخي اقتصاددانها با اطمينان مي گويند كه راز فاصله گرفتن اقتصاد كشورهاي پيشرفته از جهان سومي ها در وجود نهاد نظريه پرداز نهفته است. با اين وصف چرا تأسيس نهاد نظريه پرداز در ايران به تأخير افتاده است. يك دليل عمده اين وضع، مقاومت طرفداران آزمون و خطا در برابر شيوه خردورزي است. به اين ترتيب آنها تا اين زمان موفق شده اند ماهيت نظريه پرداز را به جمع هاي تصميم گير كه با حضور دولتي ها تشكيل مي شود تقليل دهند؛ يكي هم شوراي اقتصاد.
سابقه تشكيل شوراي اقتصاد به يازدهمين روز از بهار سال ۱۳۱۶ مي رسد. اسناد وزارت دادگستري نشان مي دهد كه اين شورا با هدف تمركز مطالعات اقتصادي تأسيس گرديد. در اسناد مورد بررسي تأكيد شده كه شوراي اقتصاد براي دستيابي به اهداف خود «مي بايست از نظريات و اطلاعات اشخاص بصير و باصلاحيت» بهره جويد.
ولي اين آخرين تعريف و چارچوب شوراي اقتصاد نبود. شاكله شورا تا پيش از انقلاب اسلامي بارها دستخوش تحول گرديد و تا خلق سازمان پرقدرت «برنامه و بودجه» پيش رفت. در قانون همين سازمان تصريح شده بود كه شوراي اقتصاد موظف است امور اقتصاد را هدايت و هماهنگ كند. اين خواسته مهم بعد از انقلاب هم به قوت خود باقي ماند و تا امروز پابرجاست.
اكنون پس از تغييرات جزيي در تركيب شوراي اقتصاد معين شده كه شورا با شركت رييس جمهور، ۱۰ وزير، دو نماينده مجلس شورا و رؤساي بانك مركزي و سازمان مديريت و برنامه ريزي براي عمده مناسبات اقتصادي كشور تصميم گيري كند.
اعضاي شورا براساس وظايف ۱۴گانه خود مي توانند كالاها و خدمات توليدي شركتهاي دولتي را قيمتگذاري كنند و يا مابه التفاوت توليدات داخلي و وارداتي را تعيين نمايند. تأييد طرح هاي پيشنهادي براي استفاده از تسهيلات خارجي، صدور مجوز ترك تشريفات مناقصه، توزيع يارانه، تأييد سرمايه گذاري بيشتر از ۱۰ ميليارد ريال شركت هاي دولتي، تعيين قيمت تضميني محصولات اساسي كشاورزي و باغي و تعيين تعرفه برق هم از جمله حوزه هاي تحت اختيار شوراي اقتصاد است.
گستره بي نظير وظايف واختيارات شوراي اقتصاد ايجاب مي كند شماري از انديشمندان اقتصادي به اعضاي شورا فكر و نظر دهند. ولي اين وظيفه مهم را شماري از مقامهاي اجرايي به عهده گرفته اند. در حقيقت ۱۲ معاون وزير، معاون بانك مركزي، معاون سازمان مديريت و برنامه ريزي و نماينده يي از سوي معاون اجرايي رييس جمهور پيش از آنكه اعضاي شوراي اقتصاد در مورد موضوعي تصميم گيري كنند، گزارش كارشناسي خود را به شوراي اقتصاد ارايه مي دهند.
همه اينها ناخرسندي منتقدان شورا را به دنبال داشته است. اقتصاددان ها مي گويند وظايف و تركيب شوراي اقتصاد و كميسيون كارشناسي آن نه تنها زمينه ساز هماهنگي و هدايت سامانه اقتصادي كشور نيست كه خود سبب ساز بروز اشكال هاي عديده است.
دكتر غلامحسين خورشيدي، استاد اقتصاد در دانشگاه بهشتي معتقد است تصميم گيريهاي غيرتخصصي و بي هدف وجه غالب شوراي اقتصاد شده است. او حتي برخي تصميم گيري ها را سياست زده مي داند. تصميم هايي كه هزينه هاي اجتماعي فراواني به دنبال داشته و تنها به ايجاد رضايت خاطر براي گروه هاي سياسي منجر شده است: «از طرفي خيلي وقت ها احساس مي كنم تصميم هاي شورا دور مي خورد. يعني در شورا اگر هم تصميم درستي اتخاذ مي شود و به وزارتخانه مورد نظر ابلاغ مي كنند، وزير شانه خالي مي كند و كار خود را پيش مي برد.»
ابوالقاسم حكيمي پور، دكتراي مديريت توسعه از دانشگاه كاليفرنيا يكي ديگر از منتقدان شوراي اقتصاد است. او تضاد در تركيب شورا را پيش مي كشد و مي گويد: «آنها از نظر فكري هارموني ندارند. در همين دوره اخير نمازي، وزير امور اقتصاد و دارايي در كنار نوربخش، رييس بانك مركزي بود. كيست كه نداند اين دو نفر تا چه اندازه در مباحث اقتصادي مقابل هم بوده اند. بنابراين شوراي اقتصاد باوجود اين دو نفر چگونه مي توانسته مثلاً درمورد نرخ بهره به رأي صحيح برسد».
مقام هايي كه دكتر حكيمي پور از آن نام برد، از منظر دكتر مهدي صحراييان، اقتصاددان هم مورد بحث است. صحراييان مي گويد: «در شوراي اقتصاد رأي وزير امور اقتصاد و دارايي برابر با رأي رييس كل بانك مركزي است. حال آنكه از نظر قانون، وزير دارايي مافوق رييس بانك مركزي است. اين موضوع نقصان در ماهيت شوراي اقتصاد را نشان مي دهد. چون وزير اقتصاد مسؤول مستقيم برنامه هاي اقتصادي است و نمي توان انتظار داشت رأي او مساوي با رأي رييس بانك مركزي باشد».
ارزيابي دكتر بهمن آرمان، اقتصاددان ابعاد ديگري از كاركرد شوراي اقتصاد را دربر مي گيرد. او باورود به محدوده وظايف شورا مي گويد: «نظارت پيچيده و اداري شوراي اقتصاد بر صنعت به ايجاد موانعي در راه توليدگرايان منتهي شده است. مثلاً در يكي از مصوبه هاي شورا آمده بود كه با سرمايه گذاري در كارخانه توليد پنير موافقت مي كند. حال مشخص نيست چرا احداث اين كارخانه كه جمع سرمايه گذاري مربوط به آن فراتر از يك ميليارد تومان نيست بايد در شورايي مطرح شود كه بالاترين مقام هاي اجرايي مملكت در آن حضور دارند. آيا ارزش وقت رييس جمهور و جمعي از وزيران تا اين حد است».
تعيين قيمت هاي تضميني محصولات اساسي كشاورزي و باغي كه در زمره وظايف شوراي اقتصاد است، از نگاه دكتر آرمان بحث ديگري است كه ضعف شورا را نشان مي دهد: «قيمت گذاري دور از منطق شورا به توليد كالاهاي استراتژيك نظير گندم آسيب رسانده است. مثلاً در يك سال علي رغم اينكه نرخ تورم رسماً ۴۹ درصد اعلام گرديد، شورا تنها با افزايش ۹درصد قيمت قند و شكر موافقت كرد و به اين ترتيب ضربه مهلكي بر كارخانه هاي توليدي قند و شكر وارد ساخت.»
كند بودن تصميم گيري در شوراي اقتصاد، كاستي ديگري است كه به گفته دكتر آرمان نبايد از آن غافل ماند. او مي گويد: «صدور مجوز براي احداث يك كارخانه در طرح توسعه نيشكر و صنايع جانبي آن ۲۹ ماه در شورا معطل ماند».
به رغم ناكارايي شوراي اقتصاد و لطمه هاي ناشي ازآن تاكنون تركيب و وظايف شورا مورد بازنگري واقع نشده است.اما اكنون يك دليل فوري اين ضرورت را پيش كشيده كه ساخت وكاركرد شوراي اقتصاد ترميم شود و آن اينكه: آينده اصلاحات مشروط به آسيب شناسي ساختار اقتصاد و در نهايت تأمين رفاه است.
'گزارش: بابك بانصيري

شكاف طبقاتي و قيمت گذاري بنزين
در پي چاپ گزارشي درخصوص حذف يارانه بنزين، يكي از خوانندگان فرهيخته گروه گزارش مقاله يي ارسال كرده كه در پي مي آيد. ذكر اين نكته ضروري است كه استدلال هاي مطرح شده در اين مقاله لزوماً منعكس كننده ديدگاههاي صفحه گزارش نيست.
بي شك همه توافق دارند كه قيمت سوخت بايد با قيمت هاي جهاني برابر شود. از طرفي افزايش قيمت سوخت در چند سال اخير هم كارساز نبوده و تأثيري در كاهش رشد مصرف بنزين نداشته داشته است. درمورد افزايش مصرف سوخت و ناچيز بودن قيمت فرآورده هاي سوختي در ايران بحث فراوان شده است. هميشه معيار سنجش و مقايسه، قيمت سوخت كشورهاي خارجي بوده است و در پاره يي موارد بعضي از اساتيدي كه در اين زمينه سخن گفته اند به ضعف كيفيت خودروهاي ساخت داخل نيز اشاره كرده اند تنها دلسوزي كه مقايسه جالبي را انجام داد آقاي مهندس صرافين بود كه توانست ناچيز بودن درآمد خانوار ايراني را در اين رابطه مثال زند. بنابر اين هميشه اين سؤال براي ما مصرف كنندگان بي پاسخ مانده است كه مسؤوليت توليد خودروهاي بامصرف سوخت بالا با چه كسي است؟
و چرا بايد مصرف كنندگان خودروهاي ايراني، هم درآمد ناكافي داشته باشند و هم خودروي پرمصرف و همينطور افزايش قيمت سوخت را تحمل كنند. مگر درآمد ايرانيها ارزي است كه قيمت سوخت را ارزي محاسبه مي كنيم. به علاوه اكثر صاحبان خودرو در ايران، از فن آوري دهه ۱۹۶۰ استفاده مي كنند كه دنياي خارج حداقل در دو دهه اخير تغييرات اساسي در آنها به وجود آورده است كه مهمترين آن كاهش مصرف سوخت و آلاينده ها است. اگر در اين دو دهه قيمت سوخت در كشورهاي خارجي افزايش يافته است بايد قبول كنيم كه اين فزوني متناسب با درآمد خانوارها بوده است و به علاوه مصرف سوخت خودروها نيز در قياس با خودروهاي دهه ۱۹۶۰ حداقل ۵۰درصد كاهش يافته است كه در جهت حفظ منافع دارندگان خودروها و دولت ها بوده است. به عبارت ديگر سهم هزينه سوخت در قياس باگذشته، حتي كمتر هم شده است. سؤال اين است كه به استثناي اقشار كم درآمد جامعه كه قادر به استفاده از خودروهاي كم مصرف داخلي يا خارجي هستند، درمورد ديگر دارندگان خودرو كه همچنان اجبار در استفاده از خودروهاي پرمصرف دارند و سهم قابل توجهي از درآمد ساليانه خود را صرف خودرو مي كنند، چه كار كرده ايم. «آقاي دكتر خاكساري در گزارشي قيمت دستمال كاغذي را با قيمت بنزين مقايسه كرده اند» اما لازم بود ايشان اين مقايسه را درمورد درآمد افراد و جايگاه سهم هزينه سوخت در سبد درآمد خانوارهاي ايراني مشخص مي كردند. درست است يارانه يي كه دولت براي واردات بنزين مي پردازد «متعلق به بيش از ۶۰ميليون ايراني است» اما اينكه اشاره مي كنند كه همه ايرانيان به يك نسبت از يارانه استفاده مي كنند راه حلي در جهت عكس آن ارايه نكرده اند. ايشان اعتقاد دارند كه اين روند «شكاف طبقاتي و بي عدالتي اجتماعي را رواج مي دهد» سخن بسيار سنجيده يي است و بنده هم معتقدم ولي آيا مي توان براي از بين بردن اين شكاف، قيمت گذاري بنزين را براساس طبقات پردرآمد و كم درآمد انجام داد؟ مسلماً برنامه آساني نخواهد بود. اما اگر ساختار فن آوري خودروهاي ساخت داخل در جهت كاهش مصرف سوخت اصلاح شود (بايد اذعان داشت كه مسؤولان صنعت خودروسازي كشور در چندساله اخير زحمات زيادي را براي تحقق اين هدف متحمل شده اند كه جاي قدرداني و سپاس دارد) نتايج باتوجيه اقتصادي قابل پذيرش آشكار خواهد شد.
براي شفاف شدن مسأله فرض مي شود كه كاركرد خودروي شخصي در ايران و خارج يكسان و درحدود ۲۰هزار كيلومتر در سال باشد. ميانگين درآمد دلاري يك خانوار ايراني باحقوق ماهانه ۱۲۰ هزار تومان ساليانه ۱۸۰۰ دلار و درآمد يك خانوار خارجي با حقوق ۲ هزار دلار معادل ۲۴۰۰۰ دلار در سال برآورد شود. با اين فرض سهم هزينه سوخت در سبد درآمد خانوار ايراني و خارجي به ترتيب زير است با اين تفاوت كه مصرف سوخت خودروي ايران ۱۴ليتر ومصرف سوخت خودروي خارجي ۸ليتر باشد.
• هزينه مصرف سوخت ساليانه خودروي ايراني ۱۲۶۰۰۰۰ ريال معادل ۱۵۷‎/۵دلار و خودروي خارجي ۱۶۰۰ دلار است.
• سهم هزينه سوخت در سبد درآمد خانوار ايراني ۸‎/۷۵درصد و خانوار خارجي ۶‎/۶درصد مي شود. بنابر اين با قيمت كنوني بنزين، سهم هزينه سوخت در ايران بيشتر از كشورهاي خارجي است. اما اگر با اين سطح درآمد، مصرف كننده ايراني، خودرويي مشابه خارجي داشته باشد و قيمت بنزين براساس قيمت تمام شده آن (۱۶۰۰ريال) عرضه شود، اين سهم به ۱۷‎/۷درصد افزايش خواهد يافت كه حدود ۹درصد بيشتر خواهد بود.
اگر براساس نظريه آقاي دكتر خاكساري و با ساختار خودروهاي موجود، يارانه كاملاً حذف شود اين سهم به بيش از ۳۱۱ درصد خواهد رسيد.
در صورتي كه باتغيير و بهبود فن آوري خودروهاي ساخت داخل منفعت هاي زير متوجه دولت و جامعه مي شود
۱ـ ساليانه ۱۲۰۰ليتر بنزين صرفه جويي مي شود كه باتوجه به آمار خودرو در ايران صرفه جويي ارز حاصل از آن قابل توجه است ۲ـ درآمد ريالي دولت از فروش بنزين در مقايسه باوضعيت كنوني نزديك به چهاربرابر خواهد شد ۳ـ حذف يارانه جهت خريد بنزين از خارج و صرفه جويي ارزي ناشي از آن منفعت ديگري است كه نصيب دولت مي شود. ۴ـ صرفه جويي هزينه هاي ناشي از پاكسازي محيط زيست و از همه مهمتر ايجاد توازن ميان درآمد و سهم هزينه مصرف سوخت در خانوارهاي ايراني و مهار تورم ناشي از نوسانات مقطعي قيمت سوخت در جامعه ديگر مزيت هاي طرح بهبود فن آوري خودروها مي باشد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |