* پس از انتقاد شديد ليبرالها به عدم توانايي اقتصاد ليبراليستي دربهبود وضعيت اقتصاد بومي، در سال ۱۹۰۱ طرح سياست اخلاقي Ethical Policy ارايه شد كه براساس آن بخشهاي كشاورزي، امور عام المنفعه، بهداشت و آموزش مورد توجه قرارگرفت.
تجربه تجدد در ممالك اسلامي، جلوه هاي گوناگوني داشته است اما درعين حال مي توان روال و روند تقريباً همانند و كمابيش يكساني را در اينگونه جوامع شاهد بود. نزاع ميان دو طيف سنت گرايان و تجددطلبان، مضمون مشترك و جاري در كشورهاي اسلامي درخصوص پذيرش يا عدم پذيرش اصول مدرنيته است. اندونزي يكي از كشورهاي مسلمان است كه در مسير تجدد، فراز و فرودها و پست و بلندي هايي را تجربه كرده است؛ احزاب و جماعاتي در برابر يكديگر صف آرايي كرده اند و طيفي از نيروهاي اثرگذار اجتماعي، قوت و توان خود را در موافقت يا مخالفت با اصول تجدد به رخ كشيده اند. اما آيا اين روند در مجموع، موفق و موجه بوده است يا نه؟ هم اينك مي توان با تكيه بر تجربه تاريخي اين كشور، ميزان توفيق تجدد را گمانه زني و ارزيابي كرد. مطلب حاضر مي كوشد فرآيند تجدد در كشورهاي اسلامي شرق آسيا را با تكيه بر مطالعه موردي اندونزي، بررسي كند. اين مطلب به انگيزه رويارويي ها و درگيري هاي ميان احزاب اندونزي كه طي روزهاي اخير، فضاي ملتهبي بر اين كشور تحميل كرده است، به چاپ مي رسد.
گروه انديشه
• مقدمه
تجارت و بازرگاني اسلامي زيربناي تاريخ جنوب شرقي آسيا است. بازرگانان و معلمان مذهبي ايران، هند، چين و عربستان، اسلام را از طريق تجارت و بازرگاني به مردم اين سرزمين معرفي كردند. چندين قلمرو بازرگاني اسلامي تا قرن سيزدهم در شاه نشين هاي مختلف ساحلي سوماترا، شبه جزيره مالي، كاليمانتان، جاوا و ساير جزاير جنوب شرقي آسيا تشكيل شده بود. در طي قرون متمادي مذهب جديد و نهادهاي آن بتدريج جايگزين نهادهاي حاكم هندو ـ بودايي و ديگر اعتقادات و مذاهب بومي شد.
اسلام در جنوب شرقي آسيا يك مذهب قومي و داراي سعه صدر است. آموزش اين مذهب فعاليت جدي است كه از طريق مجاري مختلف مانند مسجد، مؤسسات آموزشي و حتي منازل صورت مي گيرد. جوانان در تعداد زيادي از سازمانهاي اسلامي بويژه در دانشگاههاي مناطق شهري بسيار فعال هستند. تعداد كتابها و مقالات در رسانه هاي گروهي، سخنراني ها در راديو و تلويزيون و نوارهاي كاست درباره اسلام در حال افزايش هستند و مخاطبان زيادي در ميان مردم دارند. كتابهاي جديد و زيادي از نويسندگان كشورهاي مسلمان مانند مصر، ايران، پاكستان و عربستان سعودي ترجمه شده اند. وضعيت فعلي همانند گذشته هرگز از مراكز تمدن اسلامي جدا نبوده است.
از لحاظ تاريخي، اسلام هميشه خروش قدرتمند جنبش هاي سياسي مختلف در اندونزي بوده است. در دوران استعمار هلند در سرزميني كه اكنون اندونزي خوانده مي شود، رهبران «اتحاديه بازرگانان مسلمان» نخستين سازمان ضداستعماري را در اندونزي ايجاد كردند. اتحاديه اسلامي، تحت رهبري تويورك روامينوتو (H.O.S. Tokroaminito) شيوه هاي متنوعي نظير اعتصاب و تحريم را در مقابله با قدرت استعماري سازماندهي كرده است. سازمانهاي عمده سياسي مانند حزب ملي گرايي اندونزي به رهبري سوكارنو (Ir. Soekarno) نخستين رييس جمهوري اندونزي و حزب كمونيست اندونزي تحت لواي اتحاديه اسلامي ايجاد شدند و رشد كردند. حزب اسلامي مسجومي نيز به همين شكل به وجود آمد، اين حزب يك نقش محوري در پانزده سال اول اين جمهوري جديد پس از استقلال آن در هفدهم اگوست ۱۹۴۵ ايفاد كرد. سازمانهايي نظير اتحاديه اسلامي چرخهاي پيشرفت را به حركت درآوردند و بخشهاي ديگر جامعه را نيرو بخشيدند و به آن الهام دادند تا منظم حركت كنند. مجمع محمديه در مناطق شهري و نهضت علما در مناطق روستايي اندونزي نمونه هايي از پاسخ به اين حركت بودند كه نيروهاي اجتماعي ريشه داري را در اين مجمع الجزاير آزاد كردند تا به رقابتهاي جهاني نظير حاكميت استعماري سركوبگر و مشكل سازندگي كشور بعد از جنگ جهاني دوم پاسخ گويد.
• پاسخ مسلمانان به استعمار غرب
ورود اروپاييان، ارتباطات تجاري بين شرق و غرب را كه تحت حمايت بازرگانان مسلمان بود، قطع كرد. مجمع الجزاير مالي تحت كنترل غربيها درآمد. اسپانيا بر جزاير فيليپين حاكم شد و بريتانيا به حاكميت بر شبه جزيره مالي و بخشي از برونئي قناعت كرد. استعمار اقتصادي هلند در اندونزي يكي از بي رحمانه ترين اشكال استعمار اقتصادي اروپاييان در جهان به شمار مي رود.
استعمار اقتصادي اندونزي توسط هلند از طريق كمپاني هند شرقي هلند (V.O.C) در قرن شانزدهم آغاز شد و تا سال ۱۷۹۸ ادامه داشت. اين نقش عمدتاً با استفاده از حاكميت بي رحمانه و حيله گرانه صادرات بازرگاني «تحقق پيدا كرد». بعداً دولت هلند تصميم گرفت كه با خلع يد كمپاني هند شرقي از اداره اندونزي، خود كنترل اندونزي را تا زمان استقلال آن در سال ۱۹۴۵ و انتقال رسمي حاكميت در سال ۱۹۴۹ در اختيار داشته باشد.
هلند طي چهل سال «نظام توليدات كشاورزي» را بنا نهاد كه براساس آن، كشاورزان جاوايي مجبور بودند فقط كالاهاي صادراتي سودآوري مانند شكر، قهوه و وانيل توليد كنند. سيستم «بازار آزادي» كه در سال ۱۸۷۰ ايجاد شده بود، جايگزين «سيستم توليدات كشاورزي» گرديد، نظامي كه به دليل ناعادلانه بودن مورد انتقاد ليبرالها در هلند قرارگرفت. مدت زيادي نگذشت كه كمپاني هاي خصوصي هلندي كه با بهبود بيش از حد اقتصادي طي سي سال ثروتمند شده بودند، بر بخش صادرات اندونزي حاكم شدند و صادركنندگان كوچك اندونزيايي را از بين بردند و از گسترش اقتصاد آنها جلوگيري كردند.
پس از انتقاد شديد ليبرالها به عدم توانايي اقتصاد ليبراليستي دربهبود وضعيت اقتصاد بومي، در سال ۱۹۰۱ طرح سياست اخلاقي Ethical Policy ارايه شد كه براساس آن بخشهاي كشاورزي، امور عام المنفعه، بهداشت و آموزش مورد توجه قرارگرفت.
در هر صورت، سرمايه گذاري از جانب اروپا در جغرافياي اقتصادي سرزمين جاوا كه بيش از حد سنتي شده بود تغييراتي ايجاد نمود. به دنبال ركود اقتصاد جهاني در سالهاي دهه ۱۹۳۰ كه بازار اروپاييان را بشدت تضعيف كرد، روند طولاني رشد اقتصادي متوقف شد. در همان زمان، توليد داخلي كالاهاي مصرفي كاهش پيدا كرد. لذا دولت برآن شد كه به بازار داخلي بيشتر توجه كند تا اينكه كشت برنج در جاوا و ساير توليدات در جزاير ديگر گسترش يابد. از آن زمان به بعد تجارت بين جزاير گسترش يافت.
از سال ۱۹۴۲ تا سال ۱۹۴۵ زماني كه قدرت نظامي ژاپن جايگزين هلند شد، اقتصاد رشد نكرد و يك سياست اقتصادي درون گرا ايجاد شد. منابعي نظير كشتزارهاي نيشكر كه به منظور توليد كالاهاي صادراتي استفاده مي شدند به زمين هاي كشاورزي مورد نياز بازار داخلي تبديل شدند. اقتصاد اندونزي در جريان جنگ چهارساله استقلال در وضعيت بدي قرارگرفت. علاوه بر اين، اقتصاد اين كشور «ساختار مستعمراتي» داشت. به اين صورت كه بخش مدرن درا نحصار شركتهاي خارجي بود و به صادرات اختصاص داشت و بخش سنتي در اختيار كشاورزي روستايي بود.
• اتحاديه اسلامي: نخستين مقاومت سازماندهي شده
مدتها پيش از مقاومت سياسي، مسلمانان به مقاومت اقتصادي متوسل شده بودند. ريشه هاي مقاومت سازماندهي شده مسلمانان اندونزي در مقابل قدرت استعماري به اوايل قرن بيستم برمي گردد كه تحت لواي اقتصادي اتحاديه اسلامي شكل گرفت. در آن سازمان هلنديها سياست اخلاقي Ethical Policy را در سال ۱۹۰۱ براساس ارزشهاي ليبرالي مسيحيت ارايه كردند. مسيحيت، مذهب حاكمان هلندي بود كه از قرن شانزدهم تا زماني كه در آن منطقه حضور داشتند، به شمار مي رفت. در اواخر قرن هجدهم پس از شكست پادشاهي آچه و پادشاهي بالي Bali كه مسلمان بودند، بازرگانان كشورهاي اروپايي بطور كامل كنترل تمام جزاير اين مجمع الجزاير را به دست گرفتند.
مناسبات مسلمانان و هلندي ها بد بود. دولت كه اساساً از مسيحيان تشكيل شده بود از توسعه اسلام در اندونزي در هراس بود. اين امر در شرايط حاكم در قرن نوزدهم بسادگي قابل درك است. براي دولت هاي زيادي در اروپا كه كشورهايي را استعمار مي كردند و مذهب اكثريت مردم اين كشورها اسلام بود، جنبش هواداري شديد از اسلام گرايي يك تهديد به شمار مي رفت. علاوه بر اين دولتها با علما يا رهبران مذهبي كه پس از تحصيل در خاورميانه به اندونزي باز مي گشتند و ديدي خصمانه نسبت به رژيم هاي استعماري اتخاذ كرده بودند مشكلات زيادي داشتند.
ديدگاه كلي مردم مسلمان نسبت به هلنديها خصومت آميز بود، آنها را هلنديهاي كافر مي خواندند. اين طبيعي بود كه هلنديها براي فرزندان مسيحيان بومي در مدارس امتيازهايي قايل شوند. در حقيقت ارتباط بين هلنديها و مسيحيان اندونزيايي هميشه تحت تأثير تبليغات گسترده مسيحيت بود.
نوشته: ناصر تمارا ـ ترجمه: دكتر محمدعلوي ـ ويراسته: سعيد عدالت نژاد