خسروسينايي فيلمساز ۶۱ساله ايراني سال گذشته با ساخت فيلم «عروس آتش» در مركز توجه تماشاگران، هيأت داوران جشنواره ها و منتقدان قرارگرفت. گرچه او پيش از اين نيز آثاري با موفقيت نسبي در حوزه سينماي مستند نيز كارگرداني كرده بود.
با سينايي درباره كار تازه اش به گفت وگو نشستيم. كاري كه باوجود انتظار ما بعد از «عروس آتش» سينمايي نبوده و يك اثر آموزشي درباره شيوه گفتار محاوره يي زبان فارسي است. اين گفت وگو علاوه براين درباره فيلم آينده و آثار چاپ شده او نيز بوده و حاوي نكات تازه يي است.
• آقاي سينايي، شنيده ايم اين روزها مشغول ساخت يك مجموعه آموزشي هستيد،لطفاً در اين باره توضيحاتي بفرماييد.
•• بله، يك مجموعه برنامه آموزشي شامل ۱۵درس است كه به سفارش مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي تهيه مي شود. در واقع اين برنامه به دفتر پژوهشهاي فرهنگي و بنياد سينمايي فارابي سفارش داده شده بود، آنها هم به من رجوع كردند. اين برنامه «فارسي در گفتار» نام دارد و براي استفاده كساني توليد مي شود كه به فارسي محاوره يي مسلط نيستند. قاعدتاً جوانان ايراني يا كساني كه فارسي آموخته اند اما به محاوره اين زبان آشنا نيستند مي توانند از اين درسها استفاده كنند.
• شيوه آموزش در اين برنامه چگونه است؟
•• آموزش در اين برنامه به شكل كاملاً نمايشي است . بازيگران تازه كاري در مجموعه حضور دارند كه در قالب يك خانواده به نقاط مختلف ايران سفرمي كنند و در اين سفر با يكديگر و مردم گفت وگو مي كنند. هدف ما اين بوده كه علاوه بر آموزش زبان محاوره مخاطب را با فرهنگ ايران و نقاط مختلف كشور نيز آشنا كنيم.
• علاقه مندان به استفاده از اين مجموعه چگونه از آن استفاده خواهندكرد؟
•• ظاهراً اين مجموعه به CD تبديل مي شود و از طريق سفارتخانه ها يا هر طريق ديگري در اختيار علاقه مندان قرارمي گيرد.
• جالب است كه شما بعد از ساختن فيلمي چون «عروس آتش» به سراغ ساخت چنين اثر مستند و آموزشي رفته ايد.
•• به نظر من سينما، اين ابزار سمعي و بصري، جز يك «ابزار» نيست و من از ابتداي كارم نيز همواره نشان داده ام كه از اين ابزار مي توان به شكلهاي مختلف بهره برداري كرد. اگر جهت مفيدي وجود داشته باشد كه بتوان از اين ابزار استفاده كرد از آن استقبال كرده ام. اين موضوع تناقضي با ساختن فيلم سينمايي ندارد؛ من هم در تلاش هستم كه تا پاييز، پروژه يي را شروع كنم. به هرحال ساخت يك اثر سينمايي و يك كار آموزشي در تناقض با يكديگر نيست و نمي توان انتظار داشت كه فيلمساز پشت سرهم فيلم سينمايي بسازد. گاه ممكن است چنته يك فيلمساز هم خالي شود و به تكرار بينجامد. به نظرمي رسيد فعاليتهايي از اين دست امكان تجربه هاي تازه را فراهم مي آورد و در كار نيز نوعي طراوت و تازگي به وجود مي آورد.
• شما در طول فعاليت سينمايي تان در مقطعي، آثار داستاني را دنبال كرده ايد و گاه به ساخت آثار مستند داستاني رو آورده ايد و آخرين بارهم با «عروس آتش» به يك اثر داستاني پرداخته ايد، لطفاً بفرماييد در كار جديدتان با چگونه اثري مواجه خواهيم بود؟
•• كار بعدي ام داستاني خواهدبود. گرچه اگر يك كار مستند خوب هم پيش بيايد انجام مي دهم. در هر حال به فكر ساختن يك فيلمنامه داستاني هستم. در حال حاضر دوفيلمنامه تاريخي دارم كه يكي از آنها را حتي براي ساخته شدن به شكل سريال و فيلم پيشنهاد دادم، اما همانطور كه مي دانيد تا شرايط لازم، مهيا نشود نمي توان آن را ساخت، پس ناچار به كارهاي ديگر رو مي آوريم. بخصوص كارهاي تاريخي مثل «سپيده جامه» كه از سه چهارسال پيش نوشتم اخيراً از طريق دفتر پژوهشهاي فرهنگي چاپ شده است و در طي چندماهه آينده فيلمنامه «صورتگران عصرخون» چاپ و منتشر خواهدشد، اين فيلمنامه ها براي تبديل شدن به فيلم نياز به هزينه و اعتبار زيادي دارد و ساختن آنها ساده نيست. پس تا وقتي كه اين شرايط فراهم شود بايد كارهاي ديگري كرد. در صورتي كه شرايط ساخت فيلم سينمايي فراهم نشود به چند پروژه سبكتر اكتفا مي كنم تا شرايط لازم فراهم شود.
• جالب است در شرايطي كه اكثر فيلمسازان صاحب سبك و صاحب نام از كار در تلويزيون طفره مي روند و گريزان هستند شما تمايل داريد كه با تلويزيون كاركنيد!
•• نه اين تمايل بخصوصي نيست. براي من محل كار چندان مهم نيست بلكه مهم اين است كه در كجا مي توانم سوژه يي را كه به آن علاقه مند هستم به مرحله عمل برسانم. براي من شرايط مناسب تهيه مهم است، حالا گاه ممكن است اين شرايط در تلويزيون فراهم باشد، خب با تلويزيون كار مي كنم من با سيستم خاصي مسأله ندارم و برايم شرايط متناسب با امكاناتي كه اثرنياز دارد مهم است.