|
كيفيت اجراي احكام، در گفت وگو با آيت الله دكتر سيدمحمد بجنوردي (بخش دوم)
تعزير لزوماً شلاق نيست
* تعزير لزوماً و لابد شلاق نيست. نه، مصداق آن روز، شلاق بوده است. بايد ديد مصداق امروز تعزير و تأديب كدامند؟ تأديب، امروزه با چه چيزي تحقق مي يابد؟ اصل بر تربيت و تأديب جامعه است.
* امروز مي توانيم ادعا كنيم يكسري از كيفيت هاي اجراي احكام در شرايط حاضر موجب وهن اسلام است؛ مثل سنگسار.
* امروزه، كثيري از جوامع بشري، شلاق را مصداق شكنجه مي دانند و به عنوان شكنجه مطرح مي كنند. اگر ما ديديم شلاق زدن در جامعه به عنوان شكنجه است، بايد فقها بنشينند و فكر كنند و مصداقي ديگر را جايگزين كنند.
|
|
|
* شما مي فرماييد اگراجراي كيفيتي خاص ازحدودموجب وهن اسلام شود، بايد شق ديگرآن را اختيار كنيم. اگر شقوق ديگر نبود، چه بايد كرد؟
** ارشاد به توبه. در اسلام راه بسته نيست. اسلام تمام راهها را بيان كرده است. ما بايد مبنا و باورمان اين باشد كه در اسلام، خلأ قانوني وجود ندارد. من بار ديگر تأكيد مي كنم بردو اصل «توبه» و «شبهه» كه موجب سقوط حكم مي شوند. حقوقدانهاي غربي وقتي با اين دو مقوله آگاهي و آشنايي مي يابند، نسبت به حقوق جزاي اسلام بسيار شگفت زده مي شوند. واقعاً من دلم مي سوزد ما حقوق جزاي اسلام را آنطور كه هست براي دنيا بيان نمي كنيم. سليقه هاي شخصي مان را رها كنيم. مدام ننشينيم بگوييم اساس اسلام، برخشونت است، برانتقام است. اين حرفها را نزنيم. واقعيت اسلام را بيان كنيم. امروز دنيا تشنه مكتبي است كه با فطرت و عقل سليم منطبق باشد. اين مكتب همان اسلام است مشروط بر اينكه آن را درست عرضه كنيم. اسلام سليقه يي را بيان نكنيم. به دشمنان خودمان كمك نكنيم. دشمنان ما مي گويند احكام جزايي اسلام خشونت است و براساس انتقامجويي. آن وقت، ما هم با آنها همزباني و همسويي مي كنيم!! كجاي اسلام براساس خشونت است . اسلام همه اش براساس رحمت، شفقت و گذشت است. كمي به سيره رسول اكرم (ص) بنگريم تا چهره ي واقعي اسلام را دريابيم. ايشان وقتي وارد مكه شد. مردم مكه نهايت ظلم و اذيت را نسبت به وي و مسلمانان كرده بودند. پيامبر روز فتح مكه دستور داد بگوييد: اليوم، يوم الرحمة. (امروز روز رحمت است). ورود اسلام به مكه ورود رحمت به مكه است. پيامبر عفو عمومي را اعلام كرد و بااينكه اينها آدم كشته بودند، جنايت كردند، فرمود: «كل دم في الجاهلية تحت قدمي هاتين.» يعني، (خوني كه در جاهليت ريخته شده، زير پاي من.بعد فرمود: «الاسلام يجب ماقبله. » يعني، كسي كه اسلام را پذيرفت، تمام گذشته اش كان لم يكن مي شود. عفي الله عماسلف. خداوند همه گذشته را مي بخشد. ديني را كه اين قدر درآن گذشت، شفقت و رحمت است، چرا بياييم بگوييم اساسش بر خشونت است؟
اسلام ديني است كه وحشي ـ كسي كه قاتل حمزه سيدالشهدا بود ـ و هند جگرخوار را وقتي اسلام آوردند، پيامبر هر دو را در كنار مسلمانان نشاند. نه انتقام گرفت و نه قصاص كرد. اين پيامبراكرم ماست.اين الگوي ماست. ما دنباله رو پيامبراكرم باشيم. دنباله رو اميرالمؤمنين باشيم كه خوارج به او فحش مي دادند، او را سب مي كردند، نهايت توهين را به وي مي كردند اما اميرالمؤمنين با آنها برخورد نمي كرد، عطايا را هم از آنها دريغ نمي كرد. اين، دين ماست.
ما بايد در اجراي حدود و تعزيرات حواس خود را جمع كنيم. حدود و تعزيرات رحمت الهي و ضرورت اجتماعي است. همه جوامع حدود و تعزيرات دارند. ما بايد امروز دنبال اين برويم و ببينيم كه كدام يك از اينها تعزير است يعني فرد امروزه، با چه چيزي مؤدب مي شود. تعزير لزوماً و لابد شلاق نيست. نه، مصداق آن روز، شلاق بوده است. بايد ديد مصداق امروز تعزير و تأديب كدامند؟ تأديب، امروزه با چه چيزي تحقق مي يابد؟ اصل بر تربيت و تأديب جامعه است.
* پس، نظر شما اين است كه روش تأديب و مصداق تعزير تابع عرف است و آن را از عرف بايد اخذ كرد؟
** بله، همينطور است. فقهاي عظام، مراجع تقليد، علماي اعلام همه بايد اين سخن امام (ره) را نصب العين قراردهند كه عنصر زمان و مكان در اجتهاد دخالت دارد. اين يك واقعيت است . چون اسلام دين منطقه يي نيست و خاص يك زمان نيست. در چنين ديني بايد عنصر زمان و مكان دخالت داشته باشد. اگر ما واقعاً دنباله رو امام (ره) هستيم، نبايد پاره هايي از صحبت ايشان را بگيريم، سروته آن را حذف كنيم و بعد بگوييم امام اين را فرمود.
* برگرديم به بحث اجراي تعزيرات در ملأ عام. بفرماييد درصدر اسلام اگر اجراي حدود و تعزيرات درملأ عام صورت مي گرفته، چه مبنايي داشته است؟ آيا اين مبنا امروزه منتفي است؟
** درصدر اسلام، شلاق زدن، رجم كردن و … كيفرهاي مرسومي بود. چيزي نبود كه اسلام آنها را تأسيس كرده باشد. در نظامهاي ديگر دنياي آن روز كه مسلمان نبودند هم اين امر متداول و نيكو بود. امري بود كه مي پسنديدند. اسلام رجم و … نياورد.
* اين موارد را امضا كرد؟
** بله، امضا كرد.
* تلقي شما از «امضا» چيست؟ شما آن را به مثابه يك «راه» و «روش» مي گيريد يا به مثابه يك «مقصد»؟ و آيا امضاي امري يك بار براي هميشه و در اختيار پيامبر بوده است؟
** بايد ديدامضا به چه شكل شده است. امضا يك وقت به اين معناست كه «بايد اين باشد» و يك وقت به عنوان «مصداق» اين را امضا مي كند، مصداق يك مفهوم. اگر به عنوان مصداق يك مفهوم امضا مي كند، بايد ديد مصداقيت را امروز از دست داده يا نه.
* شما امضاها را به مثابه صحه نهادن بر يك مصداقي از يك مفهوم تلقي مي كنيد؟
** بطوركلي نمي شود صحبت كرد. بايد منابع و متون معتبر مربوط به امضا را ديد.
* منظورتان اين است كه مورد به مورد بايد جداگانه بررسي كرد؟
** بله، بايد ديد چگونه امضا كرده و دنبال آن باشيم. نه بطوركلي بگوييم كه همه امضاها بايد به همان شكل اجرا شود و نه اينكه همه امضاها قابل تغيير است. بايد ببينيم قانونگذار چگونه امضا كرده است.
* با اين بيان، الان مي توانيم پاره يي از امور امروزين را امضا كنيم و يا ديگر دوره امضا سپري شده است؟
**اگرشلاق زدن كه در گذشته جنبه تأديبي را تحقق مي بخشيد و پذيرش عمومي داشت امروز هم در جامعه ما چنين باشد، اين امر سر جايش مي ماند. اما اگر جامعه امروز اين امر را ناپسند شمرد ، موجب وهن اسلام مي شود.
* شما از ناپسند شمرده شدن يك امر در روزگار ما درمي يابيد كه اگر درصدر اسلام، قانونگذار آن را امضا كرده است، امضايش جنبه ي گزينش يك مصداق از يك مفهوم بوده است و اصل بر مفهوم است نه مصداق خاص.
** عرض كردم اين را بايد مورد به مورد تحليل كنيم. اما امروز مي توانيم ادعا كنيم يكسري از كيفيت هاي اجراي احكام در شرايط حاضر موجب وهن اسلام است؛ مثل سنگسار.
* ديگر چه چيزهايي را در سنت قضايي اسلام مي بينيد و الان احساس مي كنيد امروزه وهن اسلام است؟
** شلاق زدن در ملأ عام. به خصوص نزد نسل جوان.
* شلاق زدن در ملأ عام چه تأثيراتي مي گذارد؟
** تأثيرات منفي. به عنوان يك خشونت تلقي مي شود. ما نبايد تنها ايران را در نظر بگيريم.
شما بايد در نظر بگيريد اگر بخواهيد اسلام را به اروپا، كانادا و امريكا عرضه كنيد، چگونه عرضه مي كنيد. اسلام را به گونه يي معرفي كنيد كه در همه جا قابل عرضه باشد. امروزه، كثيري از جوامع بشري، شلاق را مصداق شكنجه مي دانند و به عنوان شكنجه مطرح مي كنند. اگر ما ديديم شلاق زدن در جامعه به عنوان شكنجه است، بايد فقها بنشينند و فكر كنند و مصداقي ديگر را جايگزين كنند.
* و اين امر، مطالعات روانشناختي و جامعه شناختي خاصي را ايجاب مي كند؟
** از روانشناسان، جامعه شناسان و فقها و حقوقدانها بايد كمك گرفت. آنها بايد مسائل را حلاجي كنند. تصور نكنيم فقيه مي تواند به تنهايي تصميم بگيرد. كثيري از مسائل امروز، جنبه جامعه شناسي دارد و …
* من از حرفهاي شما مي توانم استنباط كنم كه اجراي حدود ملاحظات و ظرايفي دارد كه رعايت اين ملاحظات و ظرايف به تنهايي از عهده فقها برنمي آيد. بلكه در اين باره، جامعه شناسان و روانشناسان هم بايد دخالت كنند و نظرات كارشناسي آنها بايد رعايت شود. حتي به يك معنا، بايد افكار عمومي را هم رعايت كرد و بازتاب افكار عمومي را مورد مطالعه قرارداد و حاصل آن را در اجراي احكام دخالت داد.
** بايد رفت سراغ شقوق ديگر كيفرها كه پيامدهاي سوء را نداشته باشد. وقتي گفته مي شود حدود رحمت الهي است و رحمت آن از باران هم بيشتر است، بايد اين معنا در جامعه تحقق عيني پيدا كند. ما بايد بررسي كنيم ببينيم اجراي احكام درحال حاضر، مصداق عيني رحمت الهي است؟ و اين، نيازمند يك مطالعه و بررسي اجتماعي است. بايد از روانشناسان، جامعه شناسان و كساني كه با عرف مردم ارتباط دارند كمك بگيريم. آمار بگيريم، نظرسنجي كنيم.
* شما در بحث «كتب ضاله» و «ارتداد» هم همين نظر را داريد؟ يعني فكر مي كنيد احكام و دستوراتي كه در سنت فقهي و قضايي ما در اين خصوص بوده با توجه به شرايط امروز اجراي آنها موجب وهن اسلام مي شود؟
** من خودم درباره «ارتداد» حرفهايي دارم كه مصاحبه ي جداگانه يي طلب مي كند. من خيلي از اين حرفها را قبول ندارم. بحث ارتداد دغدغه ي كثيري از جوامع است.
|