«گتسبي بزرگ» دومين رمان بزرگ قرن بيستم اثر اسكات فيتس جرالد اولين بار درسال ۱۳۴۴ با ترجمه كريم امامي منتشر و با همين كتاب نام كريم امامي در حافظه خوانندگان جدي ادبيات ثبت شد؛ هرچند تدريس در دانشگاه و ترجمه ديگر آثار نويسندگان و شاعران از انگليسي به فارسي و از فارسي به انگليسي در تداوم نيك نامي اش بي تأثيرنيست. او يكي از داوران مرحله نهايي جايزه مهرگان درسال گذشته و امسال است. امامي تجربه هاي باارزشي در حوزه هاي گوناگون صنعت نشر دارد. دريك روز تعطيل در منزلش گفت وگويي كوتاه با هم داشته ايم كه مي خوانيد:
* آقاي امامي ازميان آثاري كه تابه حال ترجمه كرده ايد، كدام شان از استقبال بيشتري برخوردارشد؟
** متأسفانه، شايد بتوانم بگويم هيچ كدام. چون.... كارهايم پرفروش از آب درنيامد. و تعدادعناوينش هم زيادنيست. معروف ترين كتابي كه ترجمه كردم همين رمان «گتسبي بزرگ» است كه يك رمان امريكايي است و الآن بعد از ۲۴سال پس از انقلاب، تجديدچاپ شده است و اين چاپ چهارم اين كتاب است. كتاب ديگري كه در همين حد هم تجديدچاپ شده باشد، ندارم. ولي من چون مترجم دقيقي هستم و انگليسي را خوب مي دانم و فارسي را هم بدنمي نويسم، درنتيجه ترجمه هايي كه انجام داده ام، شسته رفته است. اشخاصي كه علاقه به مترجمي داشته باشند خواندن كتاب هاي مرا به عنوان يك متن درسي مي خوانند.
* اين كم كاري شما علتش چيست؟
** علت اين كم كاري هاهم اين است كه در زندگي به شاخه هاي متعددي پريديم و دريك كار نمانديم. يعني تنها مترجم نبوديم. ويراستارشديم، سرويراستار هم شديم. ناشر، مديرانتشارات هم بوديم، كتابفروش هم بوديم، درنتيجه در تمام حوزه هاي نشر يك جوري چرخيديم و جنبه هاي مختلفش را تجربه كرديم و آموختيم. اگر فقط مترجم مي ماندم. يقيناً هم تعداد ترجمه هايم بيشتربود و هم عناوين پرفروش در كارنامه ام داشتم.
* باتوجه به اينكه مي دانستيد رمان «گتسبي بزرگ» خوانندگان زيادي دارد و جزو كارهاي پرفروش است چرا ۲۴سال تجديدچاپ نشده است؟
** يك علتش اين بود كه دستگاهي كه بر چاپ و توزيع كتاب نظارت دارد سالها تكليف خودش را با رمان روشن نكرد، بعد اين كتاب باني اوليه اش انتشارات فرانكلين بود، يك قرارداد «يك بار براي هميشه» با ما بسته بودند و حقوق اين اثر هنوز هم در اختيار آنهاست. دراختيار وارثان اين مؤسسه است. البته در اين چندسال چندناشر براي تجديدچاپ كتاب به من مراجعه كردند و مي خواستند امتياز كتاب را به آنها بدهم. ازآنجا كه دراختيار انتشارات علمي ـ فرهنگي فعلي بود عاقبت هم نيلوفر با اين انتشاراتي براي تجديدچاپ گتسبي بزرگ قرارداد بست. خيلي ها مي گفتند جاي اين كتاب در جامعه خالي است.
* الآن چه كتابي دردست نوشتن داريد؟
** حالا سه سال است كه مشغول تأليف فرهنگ جديد فارسي به انگليسي شده ام. درنتيجه ازكار ترجمه چشم پوشيدم و حتي مقاله هاي پراكنده يي كه درباره نشر مي نوشتم، همه را كنارگذاشتم و بيشتر وقتم را صرف اين كتاب مي كنم. هم كاربزرگي است، هم وقت كم است و فرصت بازيگوشي نيست.
* آيا اين فرهنگ هم مثل ديگر فرهنگ ها و آثار مرجع بدون حمايت نهادهاي دولتي منتشرمي شود؟
** اين كتاب را دارم براي نشرفرهنگ معاصر كارمي كنم. ولي اينطورنيست كه ازاين ناشر حقوق بگيرم؛ كار را در منزل انجام مي دهم و مثل يك مؤلف قرارداد دارم و وقتي منتشرشد مثل ديگر كتابها مطابق درصدي كه قرارداد دارم براساس تيراژ آن حق تأليف مي گيرم.
* آقاي امامي آيا فرصت خواندن كتاب را هم داريد؟
** من در همه عمرم كتاب خوان بوده ام و هنوز هم مطالعه زيادمي كنم. ولي اكثر كتاب هاي موردمطالعه من به انگليسي است. ولي بخاطر داوري جايزه مهرگان آثار معاصران را كه درسال گذشته منتشرشده دارم مطالعه مي كنم.
* حالا گذشته از جايزه مهرگان، به عنوان خواننده ازميان اين آثار كدام كتاب به نظرتان بهتر نوشته شده است؟ يا كدام رمان را بيشتر پسنديديد؟
** البته من نمي توانم چيزي بروز بدهم كه يك سرنخي به دست شما بيفتد. ولي درميان اين آثاري كه نامزدجايزه هستند، دوتا اثر واقعاً بزرگ وجودداردكه اگر از آن تعريف هم بكنيم ضرري ندارد. رمان «درخت انجيرمعابد» احمدمحمود و رمان «روزگارسپري شده مردم سالخورده» ازمحموددولت آبادي، دوتاكتاب بسيارشاخص است. با كتاب هاي دولت آبادي هم پيش از كليدر آشنا هستيم.
* در ميان اين آثار، رمان هاي نسل جوان تر هم توانست نظرشما را جلب كند؟
** پارسال جايزه يي به آقاي سناپور داديم براي كتابش كه رمان خوبي بود و من پسنديدم. جوانان خيلي دچار فرم گرايي شده اند. مثل اينكه الآن فرم مهمتر از محتوا شده است. دلچسب بودن و حرفي براي گفتن داشتن شرط اول يك رمان خوب است، كه اين را جوان هاي نويسنده زيرپامي گذارند.
* بحث كپي رايت، يكي از مباحث مطرح در حوزه نشراست. به اعتقادشما عضويت ايران در كپي رايت، چه تأثيري در صنعت نشرخواهدداشت. آيا كپي رايت باعث مي شود ناشران به سمت مؤلفان و نويسندگان داخلي گرايش بيشتري پيداكنند؟
** اولاً من عقيده دارم ايران بايد به ميثاق جهاني كپي رايت بپيوندد، اين كار با اينكه براي ناشران در كوتاه مدت مسأله ايجادمي كند، ولي در درازمدت وضعيت صنعت نشر ما را بهترخواهدكرد. درمورد هزينه آن هم تقريباً غلومي شود. هميشه عده يي هستند كه اطلاعات كافي ندارند و مي گويند بايد براي ترجمه يك اثر ميليونها دلار بپردازيم. درحالي كه اينطور نيست. آنچه كه يك ناشر براي ترجمه يك اثر بايد بپردازد براساس درصدي از بهاي تيراژ تعيين مي شود. براساس پنج درصد از قيمت كتاب در تيراژ مشخص، حق كپي رايت تعيين مي شود. بنابراين اگر ۵% از بهاي پشت جلد كتاب اضافه بشود آن قدر گران نمي شود كه از دسترس خوانندگان خارج بشود. فعلاً ما را در دنيا به عنوان سارق آثار نويسندگان مي شناسند.
* آقاي امامي آيا آثاري از فارسي به انگليسي هم ترجمه كرده ايد؟
** بله، هفتادوپنج رباعي از خيام را به انگليسي ترجمه كردم كه در كتابي نفيس به اسم «شراب نيشابور» چاپ شده است. اين كتاب درسال ۱۹۸۹ در پاريس منتشرشده است. مثلاً شعر «صداي پاي آب» سهراب سپهري را به انگليسي ترجمه كردم كه ظاهراً ترجمه موفقي هم از آب درآمد. تعدادي از شعرهاي فروغ را هم ترجمه كردم. «تولدي ديگر» كه با همكاري خود فروغ به انگليسي ترجمه شده، حالا خيلي قرب و ارزش دارد. چون مي گويند با همكاري شاعر انجام شده است.