شماره ۱۸۹۰ - سال هفتم - دوشنبه ۵ شهريور ۱۳۸۰
Mon, Aug 27, 2001
Casual green.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
قاضي و ۲ وكيل مدافع از دادگاه غير علني گفتند
نگاه دوم

قاضي و ۲ وكيل مدافع از دادگاه غير علني گفتند
عروس ۲۰ ساله غايب دومين جلسه محاكمه
023967.jpg
از راست: قاضي همتيار، خرمشاهي و جداري فروغي ـ دووكيل مدافع ـ
گروه حوادث: صبح ديروز در حالي كه عروس ۲۰ ساله در شعبه ۱۶۰۸ امور جنايي حضور نداشت، دومين جلسه محاكمه وي پشت درهاي بسته انجام شد.
محمد سلطان همتيار ـ قاضي شعبه ۱۶۰۸ امور جنايي ـ در پايان جلسه دادگاه به خبرنگار ما گفت: به علت اينكه دفتر شعبه به زندان ابلاغ نكرده بود متهم ـ كبري ـ نتوانست در دادگاه حاضر شود و در غياب وي امروز ما اظهارات شاهدي را كه وكلاي وي معرفي كرده بودند، شنيديم.
محمدعلي جداري فروغي ـ يكي از وكلاي عروس ۲۰ ساله ـ به خبرنگار ما گفت: در اين جلسه به علت اينكه معصومه جزايري ـ يكي از شهود ـ قصد سفر به خارج از كشور را داشت، دادگاه تشكيل شد و وي اطلاعات خود را در خصوص وضعيت روحي و رواني متهم و خانواده اش براي دادگاه تشريح كرد.
وي گفت: از خانواده مقتول درخواست كردم در صورت امكان و توافق بخاطر جو به وجود آمده در جامعه بدون اينكه در ماهيت پرونده دفاع شود، رضايت خود را نسبت به متهم به قتل اعلام نمايند و اينكه در روزنامه ها مسأله مطرح شده است، بخاطر آن است كه جامعه نسبت به اين قبيل اتفاقات حساس است و مردم نيز در بازتاب نظراتي كه به روزنامه ايران اعلام نموده بودند، خواستار گذشت و اعلام رضايت از طرف خانواده مقتول بوده اند و من و همكارم در راستاي انجام وظيفه وكالتي و دفاع از موكل حركت مي كنيم.
جداري فروغي در ادامه اظهار كرد: نظر به اينكه در اين جلسه متهم از زندان احضار نشده بود، رياست دادگاه از ما خواست شهود و گواهان ديگر را در جلسه بعد كه ۱۵ مهرماه است در دادگاه حاضر كنيم و ما نيز از قاضي درخواست كرديم تا دو پرونده كبري و همسرش كه در دادگستري شهر ري و در مجتمع شميران است، جهت ملاحظه رياست دادگاه ويژه قتل درخواست شود.عبدالصمد خرمشاهي ـ وكيل ديگر كبري ـ به خبرنگار ما گفت: با توجه به اظهارات شاهد ـ معصومه جزايري ـ در جلسه قبل دادگاه وي به علت اينكه از سوي شوهر كبري مورد تهديد قرار گرفته بود، در دادگاه حضور يافت.خرمشاهي افزود: در خصوص غير علني بودن دادگاه، اعتراض كردم و توجه قاضي را به اين مسأله كه عامل تمام اين مشكلات شوهر كبري بوده است، جلب كرده و گفتم وقتي اين مرد شاهد را تهديد كرده است، شما قضاوت كنيد در زندگي مشترك با همسرش چگونه برخورد كرده است.
وي ادامه داد: با توجه به توهين شوهر كبري در جلسه قبل و اين جلسه به من و همكارم و اينكه او مي گفت كبري دو وكيل حرفه يي گرفته تا كار خود را توجيه كند، از قاضي دادگاه درخواست كردم با وي برخورد شود كه قاضي به وي تذكر داد.
023970.jpg
خرمشاهي گفت: سپس دختر بزرگ مقتول، عروس ۲۰ ساله را قاتل بالفطره ناميد و گفت: من در طول ۵ دقيقه يي كه كبري را ديده بودم، مي دانستم كه او تربيت خوبي ندارد.
كه من از وي توضيح خواستم كه چطور وي در طول ۵ دقيقه ديدارش با كبري متوجه شده عروس شان قاتل بالفطره است و بعد رضايت داده تا او از مادرش نگهداري كند؟ چطور نوعروس ۲۰ ساله جواني بدون تجربه دست به قتل مي زند، آيا زمينه حقارتها و سركوبها را بررسي كرده ايد؟ آيا مي دانيد او چاقو را از دست مادرتان گرفته است.
خرمشاهي گفت: من نيز در اين مسأله كه پدر كبري در شوهر دادن دخترش كوتاهي كرده است و مقصر است، با قاضي هم عقيده بودم و از او خواستم تا بار ديگر با توجه به اينكه قاضي دادگاه نيز معتقد است كه با حضور طرفين وضعيت روحي كبري بايد بررسي شود، كبري را به پزشكي قانوني معرفي كند.

كماندوي فراري طالبان جوان ايراني را در اردوگاه پناهندگان « وين» به قتل رساند
023973.jpg
رضا ـ قرباني جنايت
گروه حوادث: يك كماندوي فراري طالبان وقتي از تصميم همسرش درباره ازدواج با يك جوان ايراني مطلع شد، در اقدامي هولناك دست به فجيع ترين جنايت در شهروين كشور اتريش زد.
اين جنايت هولناك ظهر روز چهارشنبه ۱۹فوريه ۲۰۰۱ يكم اسفندماه سال۷۹ در راهرو طبقه دوم اردوگاه پناهندگان خارجي «سون ودندگاس» واقع در منطقه دهم شهروين، رخ داد و در جريان آن يك نظامي فراري از ارتش افغانستان به نام «علي امان الله احمدي» ۳۰ساله درحالي كه كاردبلندي دردست داشت درمقابل ديدگان حيرت زده ساكنان اين اردوگاه يك جوان ۲۶ساله ايراني به نام «رضاشفيعي» را موردحمله قرارداده و با واردآوردن ۴۴ضربه به ناحيه سينه و سرش، او را به قتل رساند.
ساعتي پس از وقوع اين حادثه دهشتناك، بازرس پليس جنايي شهر «وين» به همراه اكيپي از مأموران پليس درمحل وقوع جنايت حاضرشده و دست به تحقيق در اين باره زدند.
در جريان تحقيقات مأموران مشخص شد كه مردمهاجم افغاني پس از ارتكاب به قتل به هنگام فرار ازمحل جنايت توسط مأموران گاردمحافظ اردوگاه بازداشت شده است.در ادامه بررسي هاي پليسي، بازرس جنايي «وين» بازجويي از شاهدان عيني ماجرا را دردستوركارخود قرارداد. يك جوان تركيه يي دراين باره به مأموران گفت: ساعت ۱۳ظهربود، همه ساكنان براي خوردن ناهار به طرف رستوران اردوگاه درحركت بودند. وقتي ازمقابل اتاق ۲۰۴ مي گذشتم. صداي مشاجره دومرد را شنيدم. در اتاق بازبود، ناگهان جوان ايراني از در بيرون دويد، هنوز چندقدمي در راهرو ازمن دورنشده بود كه مردجوان افغاني درحالي كه كاردبلندي دردست داشت به دنبال او دويد، چندقدم جلوتر مرد ايراني زمين خورد. قبل از آنكه او موفق شود از زمين بلندشود، مردافغاني درحالي كه بسيارعصباني به نظرمي رسيد، چندضربه كارد به سينه و پهلوي او واردآورد.وي افزود: درحالي كه مردافغاني ضربات وحشيانه كاردخود را برسروصورت مردايراني واردمي آورد، ساير ساكنان اردوگاه ازترس جرأت نزديك شدن به او را نداشتند.
جوان ايراني با ناله هاي وحشتناك از پناهندگاني كه تنها نظاره گر اين صحنه دلخراش بودند، تقاضاي كمك مي كرد. تا اينكه يكي از مأموران گاردمحافظ اردوگاه با اطلاع ازماجرا خود را به پشت مردافغاني رسانده وبا ميله يي به سر او كوبيد، مردافغاني بيهوش روي زمين افتاد، ولي ديگر ديرشده بود و جوان ايراني در اثر جراحات وارده و شدت خونريزي جان سپرده بود.
باتوجه به گفته هاي اين جوان ترك، بازرس پليس دست به تحقيقات گسترده يي درباره انگيزه اين اقدام فجيع زد.آنان در جريان بررسي پرونده متهم به قتل پي بردند كه او درسال ۱۹۸۸ هنگامي كه در افغانستان ساكن بود با دخترخاله خود به نام «شكيبا» ازدواج كرد. از همان زمان بمدت ۶سال به عنوان راننده حمل ونقل مهمات در ارتش طالبان مشغول به كاربود تا اينكه ازسوي آنان متهم به فروش قاچاقي اسلحه به مبارزان مخالف رژيم طالبان شده و به يك سال زندان محكوم شد.
همچنين مأموران در ادامه تحقيقات دريافتند كه «شكيبا» همسروي به دنبال وقوع اين حادثه از ترس نيروهاي طالبان به همراه دوفرزندش توسط قاچاقچيان انسان به صورت غيرقانوني به تركيه و از آنجا به كشور اتريش سفركرد. او مدتي پس از اقامت در اردوگاه پناهندگان شهر «وين» با يك جوان ايراني به نام رضا شفيعي آشناشده و تصميم به ازدواج گرفت.ولي بخاطر حضورناگهاني شوهر افغاني اين زن جوان، مراسم عروسي آنان برگزارنشده و به هم خورد.
كارآگاهان پليس براي روشن شدن ماجرا «شكيبا» ـ همسر متهم به قتل را مورد بازجويي قراردادند، وي دراين باره گفت: يك سال از آشنايي من و رضا مي گذشت، ما تصميم گرفته بوديم باهم ازدواج كنيم. چون به هيچوجه فكرنمي كردم شوهرم ازدست طالبان جان سالم درببرد. ولي درجريان برگزاري يك مراسم مخصوص افغاني ها در كمال ناباوري او را درميان جمع ديدم. وقتي او ازتصميم من مطلع شد، بارها رضا را تهديد به مرگ كرد ولي او هيچوقت اين تهديدات را جدي نگرفت تا اينكه اين حادثه اتفاق افتاد.
به دنبال اطلاع اعضاي خانواده مقتول ازماجراي قتل پسرشان در شهر وين آنان شكايتي را در اين باره تسليم دادستاني اين شهركردند.
«توماس گرينووالدنر» دادستان شهر«وين» باتوجه به اعلام شكايت خانواده مقتول و پس از مطالعه پرونده اين جنايت، شكايت نامه يي را مبني بر ارتكاب به قتل عمد توسط نظامي فراري ارتش افغانستان تسليم دادگاه كرده و تقاضاي اشدمجازات را براي او كرد.
باتوجه به ارايه دادخواست تجديدنظر ازسوي وكلاي متهم به قتل افغاني، به دستورقاضي جنايي شهر«وين» مرد افغاني براي انجام آزمايش هاي تخصصي به پزشكي قانوني انتقال داده شد و درآنجا موردمعاينه قرارگرفت، ولي پس از بررسي هاي انجام شده مبتلابودن متهم به هرگونه بيماري رواني ردشد.
باتوجه به اعلام نظر پزشكان قانوني و اظهارنظرهاي شاهدان عيني ماجرا، قراراست بزودي جلسه نهايي محاكمه اين متهم به قتل در دادگاه جنايي «وين» برگزارشود.

پنجمين جراحي براي ترميم چهره «سپيده»
023976.jpg
پنجمين عمل جراحي صورت سپيده ـ زن جواني كه ۱۰ سال پيش توسط هوويش با اسيد سوزانده شده بود ـ در بيمارستان ايرانشهر صورت گرفت.
اين عمل جراحي ۷ ساعته توسط دكتر علي منافي ـ فوق تخصص جراحي پلاستيك ـ روي بيني، ابروان، گردن، لبها و موي سر وي انجام شد.بنا به اظهار مسؤولان بيمارستان ايرانشهر، در اين عمل جراحي دكتر منافي از سه بادكنكي كه قبلاً در زير پوست سپيده كار گذاشته شده بود، براي بازسازي بيني، ابروان، گردن، لب و چانه پايين استفاده كرده و به ترميم قسمتهاي سوخته صورت «سپيده» پرداخت.در اين عمل جراحي كه كادر اتاق عمل بيمارستان ايرانشهر، تيم جراحي و كادر بيهوشي دكتر منافي را همراهي مي كردند، اعمال جراحي تكميلي مورد نياز روي صورت سپيده انجام شد.
به گفته مسؤولان بيمارستان ايرانشهر، قرار است ادامه جراحي هاي تكميلي و مورد نياز براي بازسازي و ترميم چهره سپيده بعد از گذشت چند هفته دنبال شود. لازم به يادآوري است، پس از چاپ خبر مربوط به سپيده در صفحه حوادث روزنامه ايران مبني بر اينكه وي ۱۰ سال پيش توسط هوويش زليخا با اسيد سوخته و بينايي اش را از دست داده است، عده زيادي از مردم سراسر كشورمان و چند كشور خارجي اعلام آمادگي كردند تا از اين زن زجرديده تنها حمايت كنند. در همين راستا بيمارستان ايرانشهر و دكتر منافي نيز به صورت افتخاري و رايگان انجام كليه بستري ها و جراحي هاي صورت سپيده را تقبل كردند.

نگاه دوم
شاهد مجروح نيز نتوانست كمكي براي دستگيري قاتلان ۲باجناق باشد
023964.jpg
كارآگاهان دايره ۱۰آگاهي تهران باگذشت ۶ماه از ماجراي قتل دوباجناق در ساختمان شماره۱۰ خيابان جلفاي تهران، هنوز هيچ ردي از عاملان اين دو جنايت بدست نياورده اند.
اقدامات پليس در دستگيري عاملان اين جنايت در حالي ناكام مانده است كه به نظرمي رسيد باتوجه به نشانه هايي كه زن مجروح حادثه از دو مرد تبهكار در اختيار مأموران قرارداده بود، پليس درمدت كوتاهي بتواند آنها را شناسايي و دستگير كند.اين در حالي است كه اعضاي خانواده دو قرباني اين جنايت در تماس با خبرنگار روزنامه «ايران» اظهار داشته اند: از زمان وقوع جنايت تاكنون، بارها ازسوي مأموران آگاهي دايره۱۰ براي اداي توضيحاتي به آگاهي تهران خواسته شده ايم و هر بار به يك افسرآگاهي توضيح داده ايم و وقتي علت آن را پرسيديم جواب منطقي نشنيده ايم. بازماندگان دو باجناق همچنين گفتند: نمي دانيم چه كسي بايد پاسخگوي پرسش ما باشد، چگونه است پرونده پيچيده يي مانند قتل سه زن در ميدان نوبنياد با اينكه هيچ ردي در محل حادثه نمانده بود پس از صدور دستور و فشار ازسوي رييس پليس تهران، در مدت كوتاهي به نتيجه مي رسد. ولي پرونده هايي كه حمايت كننده يي ندارد فقط افسر آن عوض مي شود.
آنان در ادامه عقيده داشتند: در هر صورت باتوجه به اطميناني كه به پليس تهران داريم، اميدواريم هرچه سريعتر در اين باره اقدامات اساسي صورت بگيرد چون تنها اين پرونده ما نيست كه بي نتيجه مانده است.
به گزارش خبرنگار ما، اين جنايت هولناك در ساعت ۲۱ و ۲۰دقيقه شنبه ۱۳اسفندماه سال۷۹ رخ داد و درجريان آن مرد كارخانه داري به همراه باجناقش از پاي درآمدند و زن صاحبخانه از ناحيه شكم بشدت مجروح شد و با انتقال بموقع به بيمارستان از مرگ حتمي نجات يافت.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |