|
گفت و گو با غلامعلي پورعطايي نوازنده برجسته تربت جامي
هنرمندان تربت جام زير خط فقر زندگي مي كنند!
|
|
|
تربت جام يكي از خطه هاي مستعد كشور در زمينه موسيقي است. اين خطه زادگاه هنرمندان و عارفاني چون مولانا عبدالله جاميها، قاسم «انوار»ي ها، ابوذر بوز جانيها مولانا جلال الدين فقهي ها و...!. هنرمنداني كه در اوج شهرت، درويش وتهيدست در اين جهان زيسته و با سربلندي به سراي ابدي خويش شتافتند، امروز تربت جام، همان تربت جام است. شايد بزرگتر و مدرنتر، اما عارف مسلك و اصيل. شواهد و قراين حاكي از كمبود امكانات و فضاهاي آموزشي و هنري در اين استان است و اما باوجود تمامي اين كمبودها، هنوز اين پير شهر هنر ايران، حرف نخست را در موسيقي اصيل ايراني، در خراسان و حتي كشور مي زند. غلامعلي پورعطايي، از دوتار نوازان به نام كشور است كه سابقه بيش از چهاردهه فعاليت در عرصه موسيقي اين مرز و بوم را يدك مي كشد. هنرمندي كه كارهايش، بارها به جشنواره هاي داخلي و خارجي راه يافته است. او تنها خواننده و نوازنده آثار مولانا عبدالقادر بيدل دهلوي، در دوقرن گذشته و توليدكننده موسيقي فيلم مستند (اشتر خجو)، كه از فيلمهاي برتر جشنواره توليدات مراكز صداي و سيماي استانها است، مي باشد. اما با تمام اين افتخارات دل استاد، آزرده است و خسته، از تمامي ناعدالتي ها و بي توجهي ها با اين استاد مسلم موسيقي كشور، گفت وگويي انجام داده ايم كه تقديمتان مي گردد.
• استاد، بد نيست به عنوان شروع گفت وگو نظري داشته باشيم بر وضعيت هنر در خراسان و بالاخص تربت جام.
* به عقيده بنده هنر جايگاهي دارد، كه هيچ گاه و تحت هيچ شرايطي اصالت خود را از دست نمي دهد. هنر در خراسان يا دقيق تر بگويم، شرق خراسان نيز از اين قاعده مستثني نيست. تنبور خراسان، دوتار، آوازخواني و... جايگاهي خاص را در ميان مردم تربت جام داشته و دارد. چه از لحاظ آييني چه از لحاظ عرفاني و چه از لحاظ اجتماعي. زماني كه اين هنرها با هم همراه مي شوند، جلوه يي خاص مي يابند. واقعيت آن است كه هنر و بخصوص موسيقي جايگاهي بسيار رفيع را در بين مردم و فرهنگ تربت جامي به خود اختصاص داده است.
•در رشته تخصصي خودتان، يعني موسيقي، استقبال همشهريان و بخصوص جوانان تربت جامي را چگونه مي بينيد؟
* بسيار عالي. به عنوان مثال در طول چندماه گذشته مراجعات فراواني از سوي جوانان داشتم كه خواستار يادگيري موسيقي بودند. اين نشان از چه دارد؟ جز علاقه وافر جوانان به هنر و موسيقي؟ در مورد ساير رشته ها نيز كم و بيش، وضع بر همين منوال است. موسيقي و هنر با گوشت و خون تربت جامي ها عجين شده است.
• الآن وقتي به زمان جواني و نوجواني و آغاز فعاليتهاي هنري خود برمي گرديد و آن را با زمان امروز مقايسه مي كنيد، روند تحول موسيقي در تربت جام را چگونه مي بينيد؟
* من نه ساله بودم كه يادگيري دوتار را شروع كردم. در آن زمان اكثر سازها، جايگاه اصلي خود را از دست داده بودند. مثلاً همين «دوتار» وضعيت مناسبي نداشت. در حال فراموش شدن بود. به ياد دارم، در آن سالها، براي اجراي برنامه، به روستاها و شهرهاي مختلفي سفر مي كرديم. اگر احياناً در روستايي، نياز به «دوتار» داشتيم، پيدا كردن يك دوتار خب بسيار مشكل بود. اما امروز در بسياري از منازل تربت جام، به ازاي هر عضو خانواده، يك دوتار وجود دارد. امروز شما شاهد آن هستيد كه مثلاً يك خواربار فروش كه سواد چنداني هم ندارد با چه مهارتي تار مي نوازد و به آن عشق مي ورزد. به آن اعتقاد دارد. امروز، با وجود امكانات بسيار كم علاقه مندي بيش از حد تصور است.
• در برخي از شهرها، بافت فرهنگي و سنتي شهر، محدوديتهايي را در پذيرش موسيقي و اجراي برنامه هاي آن در شهر به وجود آورده است. از اين لحاظ وضعيت فرهنگي تربت جام چگونه است؟
* بله. اين يكي از مشكلاتي است كه بسياري از شهرستانهاي ما با آن مواجه هستند. اشكال كار اينجاست كه در هنر و بخصوص در حيطه موسيقي، امر به معروف و نهي از منكرهاي زيادي انجام شده و مي شود، اما هنوز هيچ مرجع مشخص و كارشناسي براي كاناليزه كردن و منسجم نمودن اين موارد، در شهرستانها وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، كارشناسانه و منطقي نيست. اما در كل، وضعيت و فضاي عمومي فرهنگ تربت جام از لحاظ پذيرش موسيقي تقريباً «باز» است.
• يك مقدار از بحث هنر و موسيقي خارج شويم. به عنوان يك شهروند تربت جامي، وضعيت كلي تربت جام از لحاظ فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* تربت جام منطقه يي است كه از لحاظ كشاورزي و دامداري بسيار مستعد مي باشد. تربت جام شهر مشاهير بزرگي چون مولانا جلال الدين فقهي است، شهر جاميها، شهر عرفان و معرفت. شهري كاملاً مذهبي. اما محروم. اكثر مردم اين شهر در رده طبقات متوسط تا محروم قرار دارند. امكانات آموزشي و تفريحي و البته هنري، در اين شهرستان، به نسبت استعدادها و علاقه مندانش بسيار ناچيز است. ما در اين استان. اماكن متبركه و ابنيه تاريخي بسياري داريم كه در حال نابودي است، اماكني چون آرامگاه ابوذر بوزجاني، شيخ السلام ژنده پيل احمدجام، ابوالوفاي پوژگاني، شاهزاده قاسم انوار، خواجه عزيزالله و...! هر كدام از اين اماكن برگي است زرين از كتاب پرافتخار تاريخ ما. اما افسوس. افسوس كه تمامي اين اماكن در حال تخريب است و چشمها همچنان بسته! انگار اين تاريخ براي هيچ كس اهميتي نداشته و ندارد.
خشكسالي و كمبود آب يكي از مهمترين مشكلات اين منطقه، بويژه كشاورزان است. به نظر مي رسد، ساخت يك سد، تنها راه حل فائق آمدن بر اين مشكل باشد. اما...!
در كل، وضعيت اين شهرستان را اينگونه مي توان توصيف كرد. شهرستاني محروم و امكانات بسيار كم با استعدادهاي فراوان.
•از وضعيت جوانان تربت جامي بگوييد و از توقعات آنها.
* خوشبختانه، برخلاف جوانان اكثر شهرهاي كشور، جوانان تربت جامي، هنوز اصالتها و سنتها و وحدت خود را حفظ كرده اند. هنوز پايبند به ارزشهاي خود هستند و چندان تمايل و گرايشي به فرهنگ غرب پيدا نكرده اند. شايد علت اين امر، تا حدود زيادي برگردد به حفظ اصالتها و ارزشها توسط خانواده و انتقال آن به فرزندان. اما اين جوانان مستعد و كم توقع، از داشتن حداقل امكانات، محروم هستند گاهي به خودم مي گويم، با ادامه اين وضع آيا جوانان تربت جامي، باز هم همچنان پايبند ارزشها و اصالتهاي خود خواهند بود؟
•وضعيت اقتصادي و معيشتي هنرمندان تربت جامي چگونه است؟ مثلاً آيا خود شما از وضعيت معيشتي خود راضي هستيد؟
* به جرأت مي گويم كه اكثر هنرمندان اين شهرستان، زير خط فقر زندگي مي كنند. خود بنده بارها با خانواده بر سر مسائل مادي و معيشتي اختلاف پيدا كرده ام. اما چه كنم كه هنوز «عاشقم» هنوز به «عرفان» در هنر موسيقي اعتقاد دارم.
• پس با اين حساب حتماً هنرمندان زيادي از تربت جام به شهرها كوچ كرده اند؟
* برعكس. هنرمندان تربت جامي حاضرند در همين وضعيت زندگي كنند ولي در شهر خودشان باشند. در خدمت مردم خودشان. همين طوق علاقه و محبت مردم عشق به خاك باعث تمامي بدبختي ماست. چرا كه در غير اين صورت يا جلاي وطن مي كرديم و يا جلاي ساز و آواز. هر چند ما از مردم انتظاري نداريم، انتظار ما از مسؤولان رده بالاي مملكتي است.
• تاكنون اين موارد را با مسؤولان مطرح كرده ايد؟
* بله. بله. هم كتبي و هم شفاهي. تنها حمايتي كه در چندساله اخير از موسيقيدانان اين شهر شده، مربوط مي شود به پس از تأسيس خانه موسيقي در تهران، كه الحق، دلسوزانه با مشكلات ومسائل اين هنرمندان اين قشر برخورد كرده اند. پس از تأسيس اين مكان و به همت هنرمند گرامي محمدرضا درويش، حمايتهايي از موسيقيدانان تربت جام شد كه باعث دلگرمي و اميدواري اين هنرمندان گرديد. اما اين تنها حمايتي بوده كه از ما شده و البته بسيار كم و ناچيز.
•در پايان اگر صحبتي با مسؤولان و يا ساير هموطنان خود د اريد، بفرماييد!
* بيشتر صحبت من، خطاب به مسؤلان است. چراهيچ كس براي هنرمند شهرستاني ارزشي قائل نيست. چرا اين همه استعداد را ناديده مي گيريد؟ چگونه توقع داريد جوانان بااستعداد شهرستاني در شهر خود بمانند، در حالي كه از حداقل امكانات رفاهي و معيشتي محرومند. چه كسي پاسخگوي خانواده من و امثال بنده است.
چگونه از هنرمندي كه محتاج نان شب خود مي باشد، انتظار داريم اصالت هنر خود را حفظ نمايد (هر چند به عقيده بنده هنرمند واقعي هيچ گاه اصالت خود را نمي فروشد). اما تاكي؟ آيا واقعاً گوش شنوايي هست.
گفت و گو از حميدرضا خالدي
|