|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آبگيرهاي گيلان پر از فلامينگو و خوتكا شد
رشت ـ خبرنگار «ايران»: با شروع آخرين ماه تابستان، نخستين گروه از پرندگان مهاجر در آبگيرها و تالاب هاي گيلان فرود آمدند.
مهاجرت شمال به جنوب پرندگان مهاجر، هر سال با شروع پاييز آغاز مي شود.
از آخرين روزهاي هفته گذشته، فوج فوج پرندگان مهاجر در آبگيرها و تالاب هاي گيلان فرود مي آيند. تالاب بوجاق، طي چند روز گذشته پر از خوتكاهاي پرسفيد، چنگر و فلامينگو شده است. منطقه شكار ممنوع بوجاق با ۱۵۰۰ هكتار، از زيستگاههاي اين مرغان مهاجر است كه براي زمستان گذراني و تخم گذاري از مناطق شمال روسيه و سيبري به اين منطقه مي آيند.
|
|
|
|
|
كودكان و سرنوشت كوچه ها
|
|
|
كودكان خياباني و مشكلات آنها دراستان قزوين موضوعي قابل بحث است و نمي توان براحتي از كنار آن گذشت. صحبت درباره اين كودكان و انگيزه آنها از اهميت وافري برخوردار است و جلوگيري از مسائل و مشكلات آنها كمك شاياني به جامعه مردمي مي كند. اين كودكان هميشه مورد بي مهري واقع شده اند و باور شدن براي آنها بسيار مشكل است. «چرا هميشه تنها باشيم؟»... جمله يي كه حرف دل بسياري از آنهاست.
نگاهي كه به صورتش بيندازي چشمانش بيانگر همه ناگفتني هاي اوست. تمام حرفهايي كه سالهاست در دل نهفته دارد و هيچ گوش شنوايي منتظر شنيدن آن نيست. با اين چهره عبوس وگرفته او مي توان به حقيقت تنهايي اش پي برد. دردهاي تنهايي او را آزار مي دهد و هيچ مرهمي براي درد خود پيدا نمي كند. تنهاتر از هميشه به نقطه يي دور در خيال خود مي انديشد و خسته تر از ديروز و نااميد به فرداست. او چندين بهار زندگي اش را پشت سر مي گذارد بدون اينكه كسي باورش كند.
ازكنارش كه رد مي شوي نگاه خسته و ملتمسانه او به دنبالت مي آيد و آن نگاه خواهش و تمناي سنگيني را دربردارد.
به اين زندگي عادت كرده ايم
• زينب ۱۲ساله هستم. از وقتي خودم را شناختم هيچكس را نديدم نه مهر و محبت، نه عاطفه و عشق. پدر و مادرم در يك حادثه آتش سوزي مردند و ما پنج تا مانديم و عهده دار همه آنها من هستم. در خرابه هاي اطراف قزوين زندگي مي كنيم. كوچكترين برادرم علي است كه ۲ساله است. به اين زندگي عادت كرده ايم. به اين سرشكستگي و خواري و ذلت دل سپرده ايم. وقتي پول گدايي كافي نباشد دست به دزدي مي زنيم و يا جمع كردن چيزهايي كه مردم آنها را دور مي ريزند. من فقط نگران علي هستم چون او خيلي كوچك است و هيچكس به او نگاه مهرباني ندارد. چگونه پاهاي خسته ام را راحتي است وقتي مرهم محبت و تپش قلبي درانتظارم نيست.
تنها كاري كه بلد بودم جمع كردن نان خشك ها بود
• داود سيزده ساله. هنوز ابتدايي را تمام نكرده بودم كه پدرم فوت كرد و بار زندگي به دوش مادرم افتاد. پولي را كه مادرم از رختشويي و پاك كردن سبزي مي گرفت كفاف زندگي پنج نفره مان را نمي كرد. بنابراين مجبور شدم كار كنم تا شايد از مشكلات زندگي كم شود. اما تنها كاري كه مي توانستم انجام دهم جمع كردن نان خشك بود. پول چنداني به دست نمي آورم اما باز هم خدا را شكر.
همه با چشم ترحم به من نگاه مي كنند
• محمد ـ گ. دوازده سال از زندگيم مي گذرد. در روستاي محمودآباد قزوين زندگي مي كنيم. به دليل مشكلات زندگي و بيكاري پدرم مجبور هستم كار كنم. پدرم مردي عصباني است. داد و فرياد مي كند. بهانه مي گيرد. درخانه با ما دعوا مي كند وبيرون از خانه با مردم. مادرم هميشه جلوي او كوتاه مي آيد. برادرانم همه از من كوچكترند. تا كلاس پنجم درس خواندم. خيلي دوست داشتم ادامه بدهم ولي نشد. زندگيمان خيلي سخت مي گذرد. تقريباً روزي هزارتومان درمي آورم كه آن را به مادرم مي دهم. صداي نفسهاي او را مي توان شنيد. حرف زدنش، خنديدنش، نگاه غمبار او و انگشتهاي عرق كرده اش كه مدام با آنها بازي مي كند و اشك مي ريزد بدون آنكه بتواند كلمه يي حرف بزند بيانگر تنهايي اوست. چند لحظه بعد ادامه مي دهد. زندگيمان توي يك خانه كاهگلي خلاصه مي شود. همه با چشم ترحم به ما نگاه مي كنند. غم و غصه توي دلم ريخته و وجودم را مي سوزاند. آرزو دارم اگر شده يك روز مانند ديگران راحت زندگي كنيم تا جايي كه توان دارم كار مي كنم تا خانواده ام سختي زندگي را چندان احساس نكنند.
در اوج نگاهش مي توان درد غربت و سنگيني بار مشكلات را ديد. دستان زخمي اش حاكي از بي عدالتي جامعه است. صورت سرخ شده اش نشان شرم و تنفري است از ترحم. پاهاي خسته اش سرلوحه تمام مسافراني است كه به مقصد نرسيده اند. وقتي در كنارش مي نشيني مي تواني عطش بي مهري و اشتياق زيستن را احساس كني.
ما هم حق زندگي داريم
•داريوش ف . پانزده سال دارم.وقتي كه اول راهنمايي را تمام كردم همراه خانواده هشت نفري ام سرزمين مادري رابه دليل خشكسالي ترك كرديم و به سلطان آباد آمديم. مشكلات زندگي طوري بود كه پدر پيرم نمي توانست خرج خانواده خودمان، برادرم و زنش را بدهد. پس من هم مشغول كار كردن شدم. تنها چيزي كه از دو سال كار كردن برايم باقي مانده همين چرخ است.دلم مي خواهد مردم بدانند كه ما هم حق زندگي كردن داريم.
***
حرفهاي كودكان كم سن و سال كه به اجبار تن به كار در خيابانها مي دهند و مشكلات بسياري براي خود و جامعه پديد مي آورند، دردناك است. اما چه مي توان كرد.
كارشناس شبه خانواده در مورد كودكان خياباني مي گويد: كودكان خياباني به بچه هايي اطلاق مي شود كه به دلايل مشكلات اقتصادي و اجتماعي، خانوادگي و فرهنگي ناشي از مشكلات واردشده از طريق اجتماع و خانواده تحت فشار بوده به اجبار اقدام به ترك خانه بدون اطلاع والدين مي نمايند. راضيه پوريان اشاره مي كند: اين افراد براي گذران زندگي در خيابانها و اماكن عمومي به سر مي برند و از اين نظر مشكلات عديده يي را براي اجتماع به وجود مي آورند.
كارشناس مشكلات كودكان خياباني اظهار نمود: طرح اجرايي رسيدگي به كودكان خياباني در استان قزوين اواخر سال ۷۸ اجرا شد و در بدو تأسيس دو كارشناس، دو مددكار و يك دكتر اداره اين طرح را به عهده داشتند. فرشته شفقي در مورد نحوه كار چنين بيان مي دارد: در اين طرح كودكان پس ازشناسايي توسط سازمانهاي مختلف به ما رجوع داده مي شوند. با همكاري ديگر دوستان بعضي از آنها به محافل گرم خانواده خود بازگشته و بعضي هم در مجتمع هاي واقع در استان تحت مراقبت و پذيرش و نگهداري هستند.
جلال چاوشي هم كه كارشناس روانشناسي است عقيده دارد: اكثر كودكان خياباني داراي خانواده هاي پرجمعيت مي باشند. بيشتر اين بچه ها داراي بيماريهايي از قبيل سوءتغذيه، بيماريهاي ذهني، معلول جسمي و انحرافات جنسي مي باشند.
او مي گويد:« آنها به دلايل مختلفي از خانواده جدا شده و به سمت خيابانها و كوچه ها پناهنده مي شوند كه اكثريت اين بچه ها به طرف باند فساد كشيده مي شوند و در ازاي حقوقي كه به آنها داده مي شود، دست به كارهاي مختلفي از جمله توزيع موادمخدر، كيف زني، آدم ربايي و... مي زنند. اين معضل خطرناكي براي اجتماع محسوب مي شود و جامعه را بطور جدي تهديد مي كند. علت به وجود آمدن كودكان خياباني، فقر، بي سوادي والدين، بي سرپرستي، جدايي و فوت والدين، سوءاستفاده جنسي و اعتياد والدين است.»
محترم طاهري كارشناس امور اجتماعي مشاغلي كه اين كودكان بيشتر جذب آن مي شوند را فال گيري، توزيع موادمخدر در سطح پاركها، واكسي هاي كنار خيابان و... معرفي مي كند و نحوه كار آنها به دو صورت انفرادي و گروهي انجام مي پذيرد.
طاهري وضعيت كودكان خياباني را اينچنين ترسيم كرد: «كودكاني كه در دوره جواني و نوجواني به سر مي برند تأثيرپذيرتر هستند. افرادي كه معلوليت جسماني دارند. كساني كه به دليل مهاجرت و تجمع و فزوني جمعيت دست به اين كار مي زنند. كودكاني كه در مقطع تحصيلي ابتدايي يا حتي بيسواد هستند كه اين مقطع بيشترين آمار را به خود اختصاص داده است. اشخاصي كه والدين خود را از دست داده اند يا داراي ناپدري و نامادري مي باشند.» مرضيه پورتقي كارشناس بحرانهاي اجتماعي نيز اظهار داشت: كودكان خياباني كودكاني هستند كه بخاطر امرارمعاش خانواده مجبورند در بيرون از منزل كار بكنند و سازمان يونيسف هر انسان زير ۱۸سال را كودك مي داند. عده يي از اين كودكان به دليل شدت فقر و بدبختي به اجبار شبها به خانه نمي روند و به دنبال كاسبي مي باشند. عده يي از آنها توسط نيروي انتظامي شناسايي شده و به مراكز پذيرش و نگهداري ارجاع داده مي شوند و اكثريت اين پذيرفته شدگان به سنين ۴ تا ۱۵سال اختصاص مي يابند.
قزوين، مثل همه شهرهاي ايران از اين نابهنجاري شهري در امان نيست و در بسياري از خيابانها به چنين كودكاني برمي خوريم. كودكاني كه به دلايل متفاوت در خيابانها كار مي كنند و پرسه مي زنند. اگر به فكر آنها نباشيم، فردا كه درمنجلاب فساد غوطه ور شدند و سرنوشت خود و ديگران راتباه كردند، چگونه مي توانيم خود را سرزنش نكنيم.
صديقه رستمي ـ فاطمه ولي
|
|
|
|
|
ده مدال از يك مسابقه!
زنجان ـ خبرنگار «ايران»: «سهيل خادم پير» دانش آموز ۱۴ساله زنجاني، در رشته شنا، طي نوزدهمين دوره مسابقات ورزشي دانش آموزان سراسر كشور در شيراز، قهرمان قهرمانان شد. سهيل در اين رقابت ها با كسب ۷ مدال طلا، ۲ نقره و يك برنز، در رقابت هاي مختلف شنا رتبه اول اين دوره از مسابقات را به خود اختصاص داد. وي همچنين از سوي كميته فني نوزدهمين دوره مسابقات قهرماني دانش آموزان به عضويت تيم منتخب دانش آموزان در رده سني نوجوانان انتخاب شد.
|
|
|
|
|
دستهايي كه خاك روستا را دوباره زنده كرد
رشت ـ خبرنگار «ايران»: يك روستايي، با احياي سي هكتار از زمين هاي موات، يك روستا را احيا كرد و حيات را به آنجا بازگرداند. علي مهري از روستاييان حشمت آباد در رودبارگيلان، پس از اينكه دوره هاي آموزشي آبخيزداري را در سازمان جهاد كشاورزي گيلان فراگرفت، دست به كار احياي سي هكتار زمين هاي موات روستا شد كه از منابع طبيعي تحويل گرفت.
مهري، در اين اراضي، يك تعاوني تشكيل داد و با كاشتن ۳۳۰۰ اصله نهال گردو، علاوه بر اينكه براي ۱۳ نفر ايجاد شغل كرد، يك باغ گردو به وجود آورد. مهري در كار بزرگ خود، جز از اعضاي تعاوني كه خود تشكيل داد، از هيچ نهاد و سازمان دولتي كمكي دريافت نكرد.
|
|
|
|
|
۱۱۱۳ حمام غيربهداشتي در خراسان
نيشابور ـ گروه شهرستانها: معاون سازمان جهاد كشاورزي خراسان گفت: يك هزار و ۱۱۳ باب حمام غيربهداشتي و ۱۰۰ حمام خزينه يي در اين استان فعاليت دارد. ابوالفضل زعيمي افزود: «شهرهاي مشهد، نيشابور، سبزوار، قوچان، و فريمان بيشترين تعداد حمامهاي خزينه يي را دارند.» سابقه وجود حمامهاي خزينه يي در ايران به بيش از هزار سال قبل برمي گردد و وجود آنها در شرايط كنوني، موجب گسترش و شيوع بيماريها در بين مردم مي شود. وي افزود: «استان خراسان با دارابودن هشت حمام خورشيدي در استفاده از انرژي خورشيدي براي تأمين آب گرم دركشور پيشگام بوده است. هم اكنون ۸۰ محل به منظور ايجاد حمام خورشيدي در استان شناسايي شده كه در صورت تأمين اعتبار نسبت به نصب كلكتورهاي خورشيدي اقدام خواهد شد.»
|
|
|
|
|
عملكرد اقتصادي استانها منتشر مي شود
زنجان، گروه شهرستانها ـ تا شش ماه آينده نتايج حسابهاي منطقه يي ۲۸ استان كشور منتشر مي شود و مجموعه اطلاعات در اختيار تصميم گيران و سياستگذاران و برنامه ريزي بهتر قرار مي گيرد. تقي ترابي مديركل دفتر حسابهاي اقتصادي مركز آمار ايران با اعلام اين خبرگفت: حسابهاي منطقه يي مجموعه يي از آمار و اطلاعات مربوط به عملكرد اقتصادي انسانها در رشته هاي مختلف است كه توان اقتصادي هر استان را به تصوير مي كشد و استانها نسبت به هم مقايسه مي شوند.
|
|
|
|