دولتمردان ايراني واجد چه ويژگيها و خصايلي هستند، چه ميزان ذهنيت و داوري مردم درباره دولتمردان با واقعيات منطبق است. اساساً در عصر اصلاحات، ماهيت و مفهوم دولت و زمامداري چه ميزان متحول شده است. هفته دولت فرصت مناسبي براي بازشناسي چهره دولت و ساختار فكري دولتمردان است. مسعود كرباسيان مخاطب اين بحث ما است، او از باسابقه ترين بوروكراتهاي ايراني است كه نزديك دو دهه در جايگاه مديريت و معاونت وزير بازرگاني ايفاي نقش كرده است.
* شما به عنوان دولتمردي باسابقه خصلتها و ويژگيهاي دولتمردان در ايران را از ديد خود چگونه تبيين مي كنيد.
** هر ساختار حكومتي ويژگيها و خصلتهاي خاصي را بر زمامداران و دولتمردان تحميل مي كند. ماهيت نظام سياسي ايران نيز در گذشته باعث يكسويه شدن رابطه دولت ومردم بوده است. به همين دليل در نقد ساختار دولت در ايران گفته مي شود كه غير مشاركت جو و استبداد زده بوده است. اما پديده انقلاب اسلامي اين ساختار غير مشاركت جو را دستخوش تغيير كرد و ما در تجربه هاي انتخابات متعدد به سمت تحول مفهوم و ماهيت دولت و آميختگي مردم و دولت حركت كرديم.
* به نظر شما، دولتمردان ما چه تصوري از جايگاه و نقش خود دارند؟
** هرچند ما تا دستيابي به الگويي كه در انديشه ديني با عنوان امانت الهي از قدرت ياد شده فاصله داريم، اما اين ديدگاه اكنون قوت مي گيرد كه جايگاه دولتمردان ما از سوي مردم به آنها داده شده و قابل بازپس گيري است. لذا مي توانم در پاسخ سؤال شما بگويم كه نگاه دولتمردان ما برآمده از باورهاي اعتقادي و تعريف بنيانگذاران نظام است كه در اين تعريف آنها، جايگاه خود را از مردم دارند. مردمي كه به صورت مستقيم و غير مستقيم آنها را به اين مشاغل گمارده اند.
* به نظر مي آيد دوم خرداد منشأ تغيير و تحول در مفهوم و كاركرد دولت بوده است؟
** منشأ اين بحث به واژه جديدي كه در ادبيات سياسي ما رواج يافته باز مي گردد كه همان «مردم سالاري ديني» است. با نهادينه شدن اين واژه، جايگاه خواسته هاي مردم نسبت به دولت شفافتر و قانونمندتر شده و ابعاد عملي پيدا مي كند. تبلور اين جريان براي مثال در تشكيل شوراهاي شهر و روستاها و گسترش نقش رسانه ها و نقل و انتقال خواسته هاي مردم به سيستم شاهديم. از سوي ديگر، دولتمردان ما نگاهي به تحولات آن سوي مرزها دارند و اينكه در آغاز قرن ۲۱ در شرايطي به سر مي بريم كه نقش دولتها نسبت به مردم تغيير كرده است.
* اگر نام روند مورد اشاره شما را «دموكراتيزه شدن» دولت بگذاريم، مهمترين موانع پيش رو براي طي كردن اين مسير، به نظر شما چيست؟
** من چنين موانعي را انكار نمي كنم، اما به نظر من دولت براي عبور از اين موانع ابزارهاي لازم را در اختيار دارد. از حمايت مجلس و رأي اعتماد آن گرفته تا عزم اصلاح طلبانه مردم برخوردار است. اين نكته را هم بايد به يادداشت كه دموكراسي با شوك درماني مترادف نيست. در مقايسه با كشورهاي منطقه يا حتي ديگر كشورهاي مدعي، حد مطلوبي از دموكراسي در كشور ما هست، مشاركت مردمي هم حداقل در سالي يك انتخابات متجلي است. منتها، مشاركت مردم بايد تعميق يافته و تعميم جزيي تر پيدا كند. مصداقهاي جزيي تر شدن هم نياز به شناسايي و قانونمند شدن دارند. يعني مناسبات و رابطه ها بايد بهتر تعريف شوند.
* چرا گفته مي شود دولتمردان در ايران از تحول ابا دارند و به عبارتي، دليل محافظه كار بودن دولتمردان در ايران را چه مي دانيد؟
** در مباحث مديريت، مديريت تغيير را هم داريم. تغيير هميشه به معناي بهتر شدن هم نيست. بالا رفتن سن مديران هم طبعاً با كارهاي آوانگارد تناسبي ندارد. مسأله ديگر تغيير سنتها و عادتها است كه خود ناشي از دريافت بازتابهاي مثبت از يك عملكرد است. تغيير عادت هم نياز به عوامل و شرايط بيروني يا پذيرش دروني و اقناع دارد.
* پس از حدود ۲۰ سال سابقه معاونت وزير، مهمترين نكته مديريتي قابل ذكر در كارنامه خود را چه مي دانيد؟
** اينكه داوري و قضاوت مردم درباره عملكرد ما چيست و جلب رضايت مردم براي من بالاترين آرمان است معتقدم هيچ گام مثبت و مشفقانه يي نيست كه در نگاه مردم بازتاب نيابد.