شماره ۱۹۰۵ - سال هفتم - چهارشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۰
Wed, Sep 12, 2001
Art red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
يادداشت ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گزارشي از كنسرت پژوهشي ساز قانون در تالار انديشه
نوبانگ

گزارشي از كنسرت پژوهشي ساز قانون در تالار انديشه
حيات دوباره قانون
026490.jpg
« قانون يكي از قديمي ترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد، ولي متأسفانه مدتها است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده است درحالي كه دركشورهاي همجوار سالهاست از اين ساز استفاده شده است».
اين مطلب بخشي از بروشور يك كنسرت پژوهشي ـ آموزشي است كه به همت مديريت پژوهشهاي كاربردي حوزه هنري، پنجشنبه ۱۵شهريور در تالار انديشه به روي صحنه رفت.
چهل و چهارمين برنامه از اين سري اختصاص به ساز قانون يافته بود؛سازي كه دراصل ايراني است اما به دلايل نامعلومي چندصدسال است كه درايران ديگر كاربرد ندارد. با اين حال به همت چندتن از موسيقيدانان قرن حاضر قانون به ايران بازگشته است، اما هنوز توجه كافي به آن نمي شود … ميهمان برنامه چهل وچهارم مليحه سعيدي ، نوازنده سبك ايراني قانون بود كه به بررسي تاريح حضور اين ساز درايران پرداخت... از نوازندگان قرن اخير قانون مي توان به رحيم قانوني و جلال قانوني اشاره كرد. درحقيقت بازگشت قانون به ايران مديون همين افراد است . استاد مهدي مفتاح در زمره نسل دوم از نوازندگان قانون قرار مي گيرد كه البته او نسبت به پيشينيان خود قوي تر و ايراني تر مي نواخت . با وجود اين قانون از بدو ورود مجدد به ايران، همچنان به سبك و شيوه عربي نواخته مي شده و اين لحن عربي در آثار تازه تكنوازي اين ساز نيز محسوس است.
با اينكه مليحه سعيدي خود از شاگردان استاد مهدي مفتاح بوده وجزو نوازندگان نسل سوم اين ساز است ، اجراي اخير در تالار انديشه متفاوت از تمام نمونه هاي قبلي شنيده شد. ترنم درآمد اول چهارگاه از رديف ميرزاعبدالله آن هم با ساز قانون كه توسط يكي از شاگردان خانم سعيدي به اجرا درآمد، لحن ايراني ساز را برحاضران گوشزد كرد . درادامه ، نواختن بخشي از قطعه دخترك ژوليده اثر شادروان علي نقي وزيري مهر تأييد ديگري برادعاي فوق بود. احياي نوازندگي به سبك ايراني با راهنمايي ها و مساعدت هاي حسين دهلوي ، توسط خانم سعيدي انجام شده است ، او سال ۱۳۶۹براي نخستين بار كتاب آموزش ساز قانون را با همكاري استاد دهلوي به چاپ رساند و شيوه آموزش نوين اين ساز را ارايه كرد. توجه سعيدي به زنده كردن اين ساز باستاني ايران ما را به ياد استاد نريمان مي اندازد كه دهها سال پيش با مسافرت به كشورهاي عربي و اقامت درآنجا موفق شد ساز كهن بربط (عود ) را به آغوش ايران بازگرداندودرحال حاضر اين ساز جايگاه خوبي درميان سازهاي ايراني دارد، به همين جهت استاد نريمان لقب پدر عود ايران را به خود گرفت و اينك نوبت به خانم سعيدي رسيده است تا بتواند گام ديگري در راستاي اعتلاي موسيقي پربار ايران بردارد. درادامه اين كنسرت پژوهشي بعد از بازگويي تاريخچه و قابليتهاي ساز، مليحه سعيدي به همراه گروه تحت سرپرستي اش (نيريز) قطعاتي از موسيقي سنتي ومحلي ايران را اجرا كردند. اين اجرا با صداي هوروش خليلي وهمراهي گروه كر به اجرا درآمد. نواختن قطعات محلي چندان ارتباطي به ساز قانون ندارد و صرفاً به عنوان يك كار گروهي منسجم قابل طرح است. اما دراين ميان اجراي يكي از چهارمضرابهاي ساخته خانم سعيدي و همراهي تمبك يكي از بانوان داراي اهميت بيشتري است. چرا كه قابليتهاي بي نظير قانون را دراين قطعه مي توان ملاحظه كرد. آنچه كه دراين اجراي زنده و همينطور صحبتهاي سعيدي به دست آمد ، نشان مي دهد، قانون يك ساز استثنايي و توانمند درميان ساير آلات موسيقي ايراني است.
026370.jpg
قانون به راحتي مي تواند خلأ ساز پرتواني مثل پيانو را براي موسيقي ما پر كند. اين مستلزم تلاشي افزون تر چه در ساختن ساز و چه در شيوه نوازندگي است. يك قابليت منحصر به فرد اين ساز افزودن كليدي به نام پرده گردان است. البته به گفته سعيدي ، پرده گردان دركشورهاي عربي ازجمله مصر رايج بوده است منتهي ايشان با همكاري همسر مرحومشان آقاي ستوده و همين طور راهنمايي استاد ابراهيم قنبري موفق به ساخت پرده گردان كارآمدي شده اند كه قابليت تغيير صداي ساز را با سرعت زياد ممكن مي كند.
با اين حساب قانون تنها ساز موسيقي ماست كه براحتي تمام فواصل ايراني را از هرنت شاهدي، ايجاد مي كند. درعمل هم قدرت و كارآيي پرده گردان برحاضران معلوم شد. شنيدن قطعاتي در دستگاه چهارگاه ، دستگاه همايون و دستگاه شور با متعلقات بدون هيچ گونه دستكاري دركوك سيم هاي ساز ، قابليت ديگري بود كه قانون به نمايش گذاشت.
حيات مجدد قانون در موسيقي ايران يك ضرورت است . اما بديهي است بسنده كردن به وضعيت موجود غفلت بزرگي خواهد بود. استفاده از قانون در اركسترهاي موسوم به ملي ، سنتي و محلي ، آن هم درحد همنشيني با سنتور و يا جايگزيني با آن نمي تواند آرمان احياي قانون باشد. شخصيت تمام سازهاي جهان ، علاوه برصدادهي (سونورتيه) به قابليتهاي نوازندگي و پهنه صوتي آنها نيز بستگي دارد. اگر بخواهيم قانون درموسيقي ما جاي پايي باز كند ، بايد براي آن قطعه بنويسيم؛ آهنگهايي كه شخصيت و توان قانون را به نمايش بگذارد.
گزارش: هومن ساماني

نوبانگ
گفت وگو با تهمورس پورناظري، آهنگساز ونوازنده
با حال وهواي اين قرن شلوغ!
026373.jpg
تمهمورس پورناظري، نوازنده، آهنگساز و عضو گروه تنبور شمس است. «مستان سلامت مي كنند»، آخرين اثر اين گروه، حاوي قطعاتي ساخته اين آهنگساز جوان بود. باخبر شديم گروه تنبور شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري در شهرهاي ايران كنسرتهاي دوره يي دارد. به اين بهانه گفت وگويي با تهمورس كرده ايم كه دراين كنسرتها به عنوان آهنگساز، تنظيم كننده و تكنواز سه تار حضور دارد:

• چندي است كه درموسيقي دستگاهي ايران صحبت از نوآوري ونوگرايي مي شود. اين «رويكرد نو» واژه يي است كه براي آثار تازه شما در گروه تنبور شمس به كار گرفته شده است، چه توسط خودتان و چه توسط ديگران، شما چه تعريفي رااز واژه هاي نوآوري ونوگرايي در موسيقي دستگاهي درنظر داريد؟
•• نوآوري در موسيقي اگر براساس سنت و همسنگ با فرهنگ ايراني نباشد، خطايي بيش نيست، پويايي و نوآوري در بطن موسيقي است اما در تعريف اين نوآوري بايستي دقت كرد؛ اگر به جاي ني، ترمبون و به جاي تار، دهل جواب آواز ايراني را بدهد يا در آهنگي صداي پاره شدن سيم سازها بيايد، شايد برخي بگويند نوآوري شده است! اما اين نوگرايي نيست، به نظر من نمي توان به هر چيزي كه تنها تكراري نباشد صفت «نو» داد. عيار نوگرايي با زيبايي، خوش آهنگي و احساس دروني اثر موسيقي سنجيده مي شود.
• شما نيز چندي است در ساخت و اجراي آثار موسيقي از همخواني و صداي زن استفاده مي كنيد، ديدگاه و انگيزه اين كار چه بوده است؟
•• اين موضوع از چند جهت قابل بررسي است. يكي جذابيت كار بود كه باعث تنوع رنگ آميزي صداي خوانندگان مي شد و ديگر حضور نداشتن صداي زن در اجراهاي موسيقي اين سالها بود كه مي شد در قالب اين فرم از اجراي آواز رسميت هم بيابد. متأسفانه هيچ برخورد علمي و هنري با حضور اين رنگ صدا در خلق اثر هنري نشد.
اين انگيزه مهمي براي كار بود و از طرفي توانايي و اجراي درستي كه خانم ها نجمه تجدد و مريم ابراهيم پور از آهنگ هاي من داشته اند، اين انگيزه را قوي تر مي كرد.
• در كنسرت هاي دوره يي اخير گروه تنبور شمس شما غير از آهنگسازي، به تكنوازي سه تار نيز مي پردازيد، اما برخورد شما در اجراي اين ساز، از فضاي متعارف سه تارنوازي دور شده است، آيا اين با پاسخ پرسش نخست كه گفتند «هركاري كه تنها تكراري نباشد را نبايد به حساب نوآوري گذاشت»، تضاد ندارد؟
•• اولاً در اجراي اين نوع سه تار مدعي سبك يا شيوه نو سه تارنوازي نيستم، اما من ارتباط ويژه يي با اين ساز دارم هرچند ساز اصلي ام تار است. درواقع اين يك نوع موسيقي است كه با ساز سه تار نواخته مي شود نه اجراي سه تارنوازي بامؤلفه هاي مشخص و رايج آن. به همين علت نه در قالب سبكي طرح مي شود، نه ادعاي نوآوري در اجراي سه تار نوازي در آن وجود دارد. از ديد من سازي كه استاد احمد عبادي مي نواخت سه تارنوازي است و اين نوع اجرا تنها گريزي است با ذهنيت يك انسان امروزي و با حال و هواي اين قرن شلوغ!
• با اين نگاه نظر شما درباره رديف نوازي، جايگاه آن و نيز چارچوب هاي تعريف شده موسيقي دستگاهي بايستي جالب باشد…
•• رديف يكي از عميق ترين موسيقي هاي فلسفي شرق است. چرا كه پشتوانه يي به قدمت تاريخ دارد، هرچند كه ما سند و مدركي درباره فلسفه اين موسيقي و نوا نداريم، اما روند ملودي ها، جمله بندي ها، تكرارها و… همگي دليلي بر اين ادعا است. اما متأسفانه برخوردهايي كه با رديف شده و مي شود، بسيار سطحي و كم لطف است. چه آناني كه با تعصب به آن نگاه مي كنند و چه آنهايي كه رديف را رد مي كنند. رديف يك پايه و اصل و يك فرهنگ نامه موسيقي ايران است. پايه يي كه بدون آن، موسيقي سنتي معنايي پيدا نمي كند. اما افسوس كه اكثراً اين درك وجود ندارد كه رديف شرط لازم است اما كافي نيست. رديف يك درسي است و درس جواب دادن موسيقي نيست.
شعر حافظ يك ستون در ادبيات است اما اگر قرار بود همه شاعران شعر حافظ را بگويند، حالا با كمي تفاوت ديگر نه شعر حافظ رونقي داشت و نه ما شاعري داشتيم.
• سؤال آخر اينكه آيا براي اجراهايي كه در شهرستانها داشتيد و خواهيد داشت، با مشكلاتي مواجه بوده ايد؟
•• به طبع چون اجراي گروه تنبور شمس براي نخستين بار در شهرستان ها آن هم با همخواني بانوان بود، نگراني هايي وجود داشت، ولي جزدراصفهان كه با اجراي گروه در فضاي باز مخالفت شد، شهرهاي ديگر تا حد امكان باما همكاري داشتند.
گفت و گو: امير آفرينش



|   شناسنامه   |   آرشيو   |