|
گزارش «ايران» از نخستين جلسه دادگاه قاتل زنان خياباني مشهد
نماينده مدعي العموم در نخستين جلسه محاكمه قاتل زنان خياباني مشهد اعلام كرد: رييس قوه قضاييه مجازات قصاص را براي «سعيدحنايي» مصلحت مي داند
• ۱۰تن از خانواده هاي قربانيان خواستار قصاص ـ اعدام ـ متهم شدند
|
|
|
گروه حوداث: ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز، منشي دادگاه با خواندن اسامي ۱۶تن قرباني شكارچي زنان خياباني مشهد، به چهره هاي غمزده كودكان و تكيده پدر و مادران آنان نگريست.گوشه راست پرده سورمه اي رنگ دادگاه به كنار رفت، «سعيد حنايي» لباس زندان به تن و دست دربند با خنده اي به لب پاي برسنگفرش دادگاه گذاشت، سياهي چشمانش به اطراف چرخيد، نگاهي به صندلي هاي پرتماشاچي انداخت و پشت به آنان، آرام روي صندلي اتهام نشست.
اضطراب روي گونه هاي پرالتهاب شكارچي، خيمه زده بود. مرد مهربانانه به سمت راستش نگريست، مادر، پدر ، همسر و كودكانش آرام و قرار نداشتند، پسر باباگويان مي خواست پدر رادر آغوش كشد.
سوي ديگر دادگاه، پسر و دختري خردسال بي آنكه بدانند با چه سرنوشت تلخي دست و پنجه نرم مي كنند، چشم به مردي دوختند كه سناريوي شوم جدايي از آغوش گرم مادر را نگاشته بود. زني در سمت چپ دادگاه، سر به داخل چادر سياهش كرده بود، شانه ها مي لرزيد و اشك هاي مادري بي صدا روي گونه هايش مي غلتيد، وقتي دخترش سوار بر ارابه مرگ پا در دالان سياه گذاشت، نوزاد ۲۵ روزه اي در گوشه تاريك و نمور اتاق قديمي، مي گريست.«سعيد» باز مي خنديد، انگار باور نداشت چه خانمانسوزانه، زندگي قربانيانش را به تاراج برده است، انگار نمي دانست با نگاهي اشتباه وبا شكار زنان خياباني چگونه آينده كودكانشان را زيرپا، لگدمال كرده است.
نخستين جلسه رسيدگي به پرونده جنجالي شكارچي زنان خياباني مشهد، صبح ديروز در ساختمان دادگستري كل استان خراسان به رياست قاضي حجت الاسلام منصوري برگزار شد.
در ابتداي جلسه، منشي دادگاه با بيان اينكه از مردادماه سال ۷۹ تا مردادماه سال ۸۰ اجساد ۱۶ زن كه با شگردي يكسان به قتل رسيده بودند در نقاط مختلف مشهد كشف شده است، گفت: «روز سوم مردادماه سال جاري، «سعيد حنايي» با تلاش اكيپ ويژه اداره آگاهي مشهد و تهران، عامل جنايات شناخته ودستگيرشده است.
سپس مسگراني نماينده مدعي العموم دادگستري استان خراسان با درخواست قاضي منصوري در جايگاه شكات حضور يافت و گفت: «در جريان تحقيقات مقدماتي، اظهارنظرهاي فاقد حقيقت و غيرواقعي از جانب اقشار مختلف، از «سعيد حنايي» چهره اي متفاوت از آن چيزي كه هست، نشان داد و بايستي در نظر داشت اقدام خودسرانه، دست زدن به نقض قانون و اجراي منويات شخصي، پيگيري قاطع دستگاه قضايي را مي طلبد.»
وي با تقسيم بندي قتل زنان خياباني مشهد در چهار مرحله و اشاره به اينكه «سعيد حنايي» در زمان هاي مختلف و وقفه اي ۶ماهه در مردادماه سال گذشته، زمستان، روزهاي عاشورا و تاسوعا و تابستان سال جاري دست به شكار طعمه هايش زده است، ۳۶عمليات مجرمانه متهم را برشمرد و گفت: نخستين اتهام كه مهمترين به حساب مي آيد ارتكاب ۱۶ قتل عمدي با سبق تصميم كه وي صراحتاً به آن اعتراف داشته است. در اين جرم با توجه به فتواي مقام معظم رهبري درخصوص اولياي دم صغيري كه فاقد ولي قهري هستند، تعيين نوع مجازات ـ قصاص، عفو و... از سوي ولي فقيه به رييس قوه قضاييه تنفيض شده است كه در اين پرونده باتوجه به پنج تن صغار از چهار قرباني، فاقد ولي قهري هستند. رييس قوه قضاييه، مجازات قصاص نفس ـ اعدام ـ را براي متهم مصلحت دانسته است كه به واسطه ويژگي جنايات، پرداخت ديه نيز به اولياي دم تعلق نمي گيرد. در مورد يكي از قربانيان كه اولياي دم آن شناسايي نشده اند نيز تقاضاي قصاص نفس مطرح شده است كه همگي مجازات طبق خواسته، در ملأعام خصوصاً محل ارتكاب جنايت مي باشد.نماينده مدعي العموم، در ادامه به جعل عنوان مأمور امربه معروف و نهي از منكر با محفوظ دانستن حق شكايت نماينده حقوقي مقاومت بسيج استان خراسان، تقاضاي حداكثر مجازات كرد و خواست «سعيد حنايي» بخاطر ارتكاب سه فقره سرقت از قربانيان نخست، چهارم و يكي ديگر كه در آن ۳ حلقه انگشتر، گردنبند و ۱۰هزارتومان پول از سوي متهم، به سرقت رفته بود، جعل مهر بسيج و استفاده از سند مجعول به مجازات برسد.
مسگراني، در پايان گفت: «سعيد حنايي» متهم به ارتكاب ۱۳مورد زناي محصنه است كه درخواست دارم در جلسه غيرعلني به آن رسيدگي شود و بايستي اشاره كنم كه قربانيان به واسطه سابقه كيفري كه دارند به هيچ عنوان مهدورالدم شناخته نشده و عامل جنايت نيز باتوجه به تست هاي روانشناسي MMPI و ساير تست هاي روانكاوي، وضعيت رواني متعادلي دارد و شخصيت ضداجتماعي اش برخاسته از وضعيت وي است.
بعد از اظهارات مدعي العموم، پدران، مادران، دختران و پسران قربانيان در جايگاه شكات حضور يافتند كه ۱۰ تن از آنان تقاضاي قصاص نفس ـ اعدام ـ و سه تن از آنان تقاضاي پرداخت ديه را مطرح كردند.
همسر ۳۷ساله «زهرا صدخروي» كه با لباس زندان در دادگاه حاضر شده بود، با درخواست قصاص «سعيد حنايي» گفت: بياييد ريشه يابي كنيم، فاجعه فقر همه جا را فراگرفته است و اين فقر ايمان را به تاراج مي برد، گروهي لقمه هاي ميليوني و ساندويچ هاي ميليوني مي خورند و گروهي در فقر به فساد كشيده مي شوند، «سعيد حنايي» يك معلول است پس علت را دريابيد، اين پرونده كه بسته شد پرونده هاي ديگر گشوده مي شود، چرا به جاي رسيدن به داد مردم و فقرزدايي در پي خنثي سازي يكديگر برمي آيند، چالش هاي سياسي و به جان هم افتادن احزاب چرا بايستي چنين اقداماتي را در بستر رشد قراردهد.
قاضي منصوري، رييس شعبه ۵۳ دادگاه عمومي مشهد، پس از اعلام تنفس كوتاهي، از «سعيد حنايي» خواست در جايگاه متهمان حضور يافته و به دفاع از خود بپردازد.
• قتل عمدي ۱۶ زن را قبول داريد؟
•• بله، من ۱۶ زن خياباني را كشته ام.
• جريان از چه قرار بود؟
•• اوايل انقلاب ۱۶ساله بودم در نخستين بسيج مشهد و در مسجد كرامت حضوري فعال داشتم، با شروع جنگ حدود دو سال در نوبتهاي سه ماهه به جبهه اعزام شدم. مدتي نيز از سوي جهادسازندگي در جبهه بودم.
• چگونه به سراغ قربانيان مي رفتي؟
•• اين جور زن ها، اكثراً در چند جاي مخصوص پرسه مي زنند، ۸تن از آنان را در يكي از ميدانها و مابقي را در چهارنقطه ديگر شهر به دام انداختم كه در هيچكدام از جنايات از كارت جعلي استفاده نكردم چون نيازي نبود. مقتولان از خواسته من استقبال مي كردند.
• چگونه مطمئن بودي، مستأجرت به خانه بازنمي گردد؟
•• آنها باتوجه به كاميوندار بودن مردخانه، اكثراً در غياب وي به خانه بستگانشان مي رفتند بخاطر همين مطمئن بودم آنها تا نيمه هاي شب به خانه بازنمي گردند.
• به صحنه اجساد نيز برمي گشتي؟
•• بله، بيشتر مواقع در جنايات اول تا سوم و بعد نيز در قتل هاي زنان خياباني ديگر به صحنه بازمي گشتم و به پليس كمك مي كردم، چندين بار نيز خودم به مأموران انتظامي اطلاع دادم جسدي را ديده ام و حتي در گرفتن پروژكتور پليس نيز با آنها همكاري داشتم تا جايي كه يكبار با آمبولانس تا خيابان ۱۷شهريور رفتم، اما چندين جسد را نيز بدون رفتن به سر صحنه، رها كردم كه زحمت پيداكردنش به گردن شما افتاد.
• چه اقدامات ديگري كرده اي؟
•• من اصلاً مشكل خانوادگي نداشتم، شهوتران نبودم اگر تماس جنسي لحظه اي بود فقط براي جلب اعتماد قربانيان و اجراي دقيق نقشه ام بود، انگيزه سرقت هم نبود به جز قرباني اولي كه يك انگشتر طلا، گردنبند و ۱۰هزارتومان به همراه داشت از بقيه قربانيان تنها ۳۹۰۰تومان پول و ۵ عدد بليت اتوبوس به دست آمد.
• طلاها را چه كردي؟
•• بردم به طلافروشي، وزن كرد و به جاي آن چهار النگوي طلاي بچگانه گرفتم كه به دست دخترم بود البته خود مقتول مي گفت طلاها را ۶۵هزارتومان خريده است، اما من وقتي چهار النگوي بچگانه گرفتم خودم ۳۷۰۰ تومان پول روي آن گذاشتم كه سند هم دارد.
• زنان ديگري به خانه ات برده اي؟
•• مي خواستم ببرم، چهاربار زنان را سوار موتورسيكلت كردم تا به خانه ام ببرم، اما وقتي ديدم بچه هاي همسايه فوتبال بازي مي كنند، منصرف شدم كه يكي از اين زنان بعدها به دام من افتاد و او را با كشاندن به خانه ام، كشتم.
• ديگر كسي نبود؟
•• چرا، يك زن به نام «مژگان» بود كه در ميدان شهيدفهميده سوارش كردم، برخلاف هميشه با بردن وي به خانه، به جاي اينكه در هال او را به قتل برسانم، در اتاق خواستم اين كار را بكنم، وقتي او خود را آماده كرده و پشت به من نشسته بود، حمله ور شدم او پايه تخت را گرفت، تعادلم را از دست دادم. وقتي بازهم حمله ور شدم، انگشتم به دهانش رفت و او توانست فراركند، وقتي از خانه خارج شد براي اينكه نتواند مرا شناسايي كند سراغش رفتم پولي به وي داده و با موتورسيكلت به يكي از ميدانها رساندم. بعدها فهميدم كه او بخاطر نداشتن مشخصات من و نشاني ام نتوانسته است شكايتي كند.
• از كجا فهميدي؟
•• يكي از نگهبانان پير شهرداري كه من را دورادور مي شناخت، گفت وهمين نگهبان بود كه بعد از ادعاهاي «مژگان» نزد پليس، نشاني مرا به آنان داد.
• همدستي داشتي؟
•• خير، تنها بودم و اين عذاب آور بود، نمي توانستم نزد كسي، درد دل كنم نه دوست و نه آشنا. مطمئن بودم از كارهايم استقبال نمي كنند.
• چطور شد بين قتل سوم و چهارم، ۶ماه وقفه انداختي؟
•• مشغله كاري ام زياد بود.
• چطور شد باز شروع كردي؟
•• وقتي كارهايم خلوت شد، با ديدن زنان خياباني بازهم به فكر كشتن آنها افتادم.
• با فرار «مژگان» تصور نمي كردي او تو را لو دهد؟
•• چرا، از زمان وقوع قتل ها، چون هميشه همراه جنازه ها بودم و به نيروي انتظامي كمك مي كردم مي دانستم كه هر شروعي، پاياني دارد حتي وقتي مأموران دستگيرم كردند احساس راحتي كردم چون تا آن لحظه نتوانسته بودم به كسي بگويم چه كارها كرده ام.
• مشكل به نظرمي رسد، هيچكس در حمل اجساد تو را كمك نمي كرد؟
•• خير، انگار يك پاكت سيمان حمل مي كردم و چون حمل آنان از طبقه بالا به پايين بود، به راحتي انجام مي دادم، سپس پشت موتورسيكلت مي گذاشتم و با كش ترك بند مي بستم. بنا به گزارش خبرنگارما، پس از اعترافات «سعيد حنايي» قاضي منصوري ادامه جلسه را به شنبه آينده موكول كرد.
گزارش از مهدي ابراهيمي
|