|
پايان نامه ها روي مدار صفردرجه
* محتواي پايان نامه ها معطوف به شناسايي مسائل و كوشش براي ارايه راه حل نيست. در موارد فراواني نيز ديده شده كه دانشجويان به تكرار كارهاي ساير دانشجويان و رونويسي مي پردازند.
|
|
|
واحد پايان نامه درمقاطع كارشناسي ارشد و دكتراي دانشگاههاي ايران نتوانسته به اصلي ترين منظور كه پيشبرد مرزهاي دانش و حل مسائل است، دست يابد. اين ناكامي در وهله اول متوجه استادان و دانشجويان نيست. آنها اگرچه غالباً اشتياق خود را براي تدوين پايان نامه يي با فرم و محتواي عالي از دست داده اند، ولي گاه پايان نامه هايي با ارزش جهاني تحويل بايگاني دانشگاه مي دهند. ولي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري حتي تااين اندازه درمطلوب بودن پايان نامه ها نقش ندارد. تماسها و تقاضاهاي مكرر گزارشگر روزنامه ايران با وزارت علوم نشان داده كه هيچ فرد يا مجموعه يي دراين وزارتخانه براي سياستگذاري و تعيين رويكرد پايان نامه هاي دانشجويي پيش بيني نشده است. ا
لبته بررسي هاي بيشتر نشان مي دهد وزارت علوم تاكنون دريك مورد خود را موظف به حمايت مالي از پايان نامه ها دانسته است و آن اينكه هرگاه پيرامون فلسطين وماجراهاي مربوط به آن تحقيق شود، دانشجو تا سقف ۱۲ميليون ريال كمك هزينه دريافت مي كند.
مصائب فلسطين با اين تمهيد بيش از گذشته موردتوجه دانشجويان ايراني واقع خواهد شد. حتي ممكن است دانشجويان درپايان نامه هاي خود يافته هايي براي پايان بخشيدن به دردهاي فلسطين بيابند و آن را با گروههاي اسلامي درسرزمين اشغال شده درميان بگذارند. دراين صورت شايد فلسطين آزادي را ببوسد و آن وقت همه شادمان خواهيم شد. اما شگفتي دانشجويان بويژه در رشته هاي علوم انساني اين است كه چرا وزارت علوم مايل نيست موضوع هاي مرتبط با مسائل مهم داخلي را نيز مشمول مساعدتهاي مالي كند.
دانشجويان با اطمينان مي گويند عمق زخم هاي ايران كمتر از فلسطين نيست و بايد در پايان نامه ها مرهمي براي آن يافت. ولي اين استدلال تاكنون پاسخي نيافته است و غالب پايان نامه ها، مسائل پراكنده داخلي را با كيفيت و اعتبار پايين دنبال مي كنند.
دكتر غلامحسين خورشيدي ، استاد دانشگاه بهشتي كه تاكنون در ۴۰ پايان نامه نقش استاد راهنما يا استاد مشاور داشته، دراين مورد مي گويد: «نه دانشجو و نه استادان راهنما و مشاور انگيزه يي براي كار مفيد و علمي در پايان نامه ندارند. آنها ارزش وقت خود را بيش از آن مي دانند كه صرف كار تحقيقي كنند. درواقع پايان نامه در دانشگاه نوعي رفع تكليف است. من به جرأت مي گويم دراكثر موارد استاد راهنما حتي پايان نامه را بطور كامل نمي خواند. استاد مشاور و داور نيز چون بهره كاري كمتري از يك پايان نامه دارند، به طريق اولي كمتر از استاد راهنما وقت تلف مي كنند».
مضيقه مالي و درنتيجه پيروي نكردن برخي استادان از الگوي آموزشي به دامنه بروز ويژگي هاي منفي در پايان نامه ابعاد گسترده يي بخشيده است . بطوري كه محتواي پايان نامه ها معطوف به شناسايي مسائل و كوشش براي ارايه راه حل نيست. در موارد فراواني نيز ديده شده كه دانشجويان به تكرار كارهاي ساير دانشجويان و رونويسي مي پردازند. حتي فرم پايان نامه ها نيز به عقيده برخي استادان تأسف برانگيز است.
دكتر مصطفي عسگريان ، استاد دانشگاه تربيت معلم در بيش از ۱۸۰پايان نامه ، راهنما يا مشاور بوده است . او مي گويد: «من درپايان نامه هاي دكترا، غلط هاي املايي بي شماري پيدا كرده ام. آنها نمي دانند از چه رسم الخطي استفاده كنند. فرم پايان نامه ها گاه رقت انگيز است».
با اين همه ، پايان نامه هاي كارشناسي ارشد غالباً درجلسات دفاع موفق به كسب نمره قبولي مي شوند. به گفته دكترحسين عباسي نژاد، معاون آموزشي دانشگاه تهران چنين وضعي حاكي از توافق نانوشته بين استادان و دانشجويان است. او مي گويد: «دانشجو واستاد بدون هيچ بحث وكشمكشي به توافق مي رسند كه كاري انجام دهند وبروند پي كارشان. آنها پيوند عاطفي با هم برقرار كرده اند و درواقع دانشگاه تحت تأثير اين وضع، نقش كميته امداد وتأمين اجتماعي را پيدا كرده است. هيچ كس هم نبايد استادان و دانشجويان را شماتت كند. درحالي كه يك استاد با ده سال سابقه در دانشگاههاي ما ۳۰۰دلار مي گيرد و همتاي صفركيلومتر او در غرب ۱۰هزاردلار دستمزد دارد، چه بايد گفت؟»
همزمان با طرح چنين مسائلي اين واقعيت نيز مورد تأكيد است كه پايان نامه هايي با اعتبار بالا در دانشگاهها تدوين مي شود. همين پايان نامه ها مي تواند دانشگاه را از سستي در تحقيق تبرئه كند و اتهام را متوجه وزارت علوم كند.
دكتر غلامحسين خورشيدي استاد دانشگاه بهشتي مي گويد: «وزارت علوم به دليل نداشتن برنامه و سيستم ، توان تحقيقي دانشگاهها را زايل كرده است. در دانشگاهها هيچ كس نمي داند كار او چه جزيي از يك نظام است. ولي در اروپا وامريكا وقتي يك دانشجو درمورد اعصاب سوسك تحقيق مي كند، مي داند كه كار او بي ارزش نيست و براي پيشبرد علم يا حل مسأله يي دركشورش فايده مند است».
اعاده حيثيت از دانشگاه با چند نمونه آشكارتر مي شود. دكتر اسماعيل جمشيدي استاد دانشگاه صنعتي اميركبير مي گويد:«وزارت جهاد كشاورزي سالانه يك ونيم ميليون تا دو ميليون دلار كربنات پتاسيم وارد و در تهيه انگور تيزابي از آن استفاده مي كند. ولي در يك پايان نامه ، دانشجوي ما نشان داد كه مي توان كربنات پتاسيم را با يك چهارم قيمت توليد كرد».
ولي وزارت جهاد كشاورزي هيچ گاه نخواست اين يافته را مورد بررسي قرار دهد. بي رغبتي وزارت جهاد كشاورزي در استفاده از دانش نظري قابل تعميم به كل سازمان اداري و صنعتي كشور است.
دكتر اسماعيل جمشيدي ، استاد دانشگاه صنعتي اميركبير از پايان نامه هايي سخن مي گويد كه چنانچه مورد استفاده واقع شود، تحول آفرين خواهد بود: «سالانه ۵۰ميليارد عدد آجر دركشور مصرف مي شود. تهيه اين تعداد آجر نيازمند ۱۰۰ميليارد كيلو خاك رس است. باتوجه به اينكه تشكيل يك سانتي متر خاك، ميليونها سال طول مي كشد، ما در يك پايان نامه نحوه تهيه آجر سبك وزن را بررسي وموفق به كشف آن شديم . درنتيجه ۱۳سال پيش به وزير مسكن نامه نوشتم و گفتم با اين شيوه نه تنها سالانه ۷۰ميليارد كيلو خاك رس صرفه جويي مي شود، بلكه تا ۵درصد از سوخت موردنياز براي پخت آجر كاهش مي يابد. استفاده از اين آجرها همچنين مي توانست در زلزله ، منجر به خسارت كمتري شود و نيز از انتقال حرارت به بيرون در زمستان و انتقال گرما به داخل خانه در تابستان ، جلوگيري كند. اما هيچ يك از اين مزايا نتوانست وزارت مسكن يا حتي وزارت نفت را مجاب كند كه دست كم به يافته هاي پايان نامه نظر بيفكنند».
دريك نمونه ديگر، دانشجويان دكتر جمشيدي نشان دادند كه مي توان استراتژي صادرات ايران را دگرگون كرد. دكترجمشيدي مي گويد: «تصميم گرفته شده با صرف ۴ميليارد دلار هزينه، كار لوله كشي به هندوستان صورت گيرد تا هرتن گاز كشور به ارزش ۳۰ دلار به آنها فروخته شود. درحالي كه ما در پايان نامه نشان داديم با همين گاز و استفاده از آب دريا مي توان آب شيرين توليد كرد و آن را با دو تاچهاربرابر ارزش گاز صادراتي به كشورهاي خليج فارس فروخت. اين عمل نه تنها نيازمند ۴ميليارد دلارسرمايه گذاري نيست كه سبب درآمد بيشتر، كارآفريني ووابسته كردن كشورهاي خليج فارس به كالاي استراتژيك ايران مي شود».
سرنوشت پايان نامه هاي معتبر متفاوت از پايان نامه هاي بي اعتبار نيست. هردودسته، سالها دركتابخانه دانشگاهها و كتابخانه ملي خاك مي خورند. نه دستگاههاي اجرايي و نه محققان داوطلب استفاده از پايان نامه هاي معتبر نيستند. گويا از صفر شروع كردن وارد ضمير ناخودآگاه اهل علم وعمل شده است
|