شماره ۱۹۲۰ - سال هفتم - پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۸۰
Thu, Sep 27, 2001
Iran purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
تاريخ
ايران
قرآن
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه

گويش هاي محلي در بوته فراموشي
028074.jpg
در نخستين هم انديشي گويش شناسي ايران كه از جانب فرهنگستان زبان و ادب فارسي با هدف گسترش پژوهشهاي گويش شناسي در ايران كه چندي پيش برگزار شد، مقاله هايي پيرامون گويشهاي ايراني از سوي استادان و دانشجويان و پژوهشگران ارايه شد. هم انديشي گويش شناسي دو محور نظري و عملي داشت. كه بخش نظري گويشهاي ايران شامل دسته بندي، رده شناسي و عوامل مؤثر درزوال و حفظ گويشها بود. جنبه هاي عملي گويش شناسي نيز شامل روشهاي گردآوري، بررسي موردي گويشها و ابعاد اجتماعي ـ فرهنگي گردآوري گويشها بود.
سرگذشت زبان ها همانند هر پديده اجتماعي ديگر، زادوزندگي و مرگ است. گويش هاي خوري (Khuri)، فرويگي (farvigi) و گرگو (gargu)، زبان گفتار مردم شهرك خور و روستاهاي فرخي و گرمه از روزگاران دوربر كرانه جنوبي كوير نمك برجاي مانده است و در حال جان دادن است. جان گويش گرگو و پس از آن گويش فرويگي از گويش خوري بيشتر است.
خور (khur) مركز بيابانك از بخش هاي شهرستان نائين در استان اصفهان و فرخي و گرمه از روستاهاي غربي و جنوبي خور هستند. زبان خوري، فرويگي، و گرگو از گويش هاي زبان پارسيك يا پهلوي ساساني است كه به سبب دوري و جابه جا نشدن زبانوران، كمتر از گويش هاي ديگر دستخوش دگرگوني شده اند.
028071.jpg
در بخش بندي زبانهاي ايراني، گويشهاي خوري، فرويگي و مهرگوني از زبانهاي ايراني نو در شمار دسته مركزي قرار دارند و با بلوچي و زازي (Zazi) ومازني (mazani) و گيلكي و سيوندي (sivandi) خويشاوندند و مورد پژوهش دانشمندان زبان شناس قرار گرفته اند.
پروفسور ژرژ ردار (George Radar) سوئيسي، دكتر ريچارد فراي (Richard Frai) امريكايي، دكتر ويلهلم آيلرس (Wilhelm Eilerse) آلماني و پروفسور ايوانوف (Ivanov) روسي از دانشمندان بيگانه و دكتر صادق كيا و دكتر بهرام فره وشي و آقاي مهدي عباسي با راهنمايي دكتر علي اشرف صادقي گويش خوري را پژوهيده اند.
در اين زمينه و درباره انگيزه هاي مؤثر در زوال اين گويش ها پاي سخن لسان الحق طباطبايي كه گويش هاي خوري و فرويگي وگرگو را پژوهيده و در حال گزارش آنها است مي نشينيم.
«پژوهش هاي دانشمندان غربي و روسي براي رسيدن به هدفهاي ويژه خودشان بود و دربرگيرنده آگاهي هاي پيرامون ما نمي باشد. همچنين است پژوهش هايي كه به پيروي از بيگانگان عملي شده است. كار پژوهش در زبانهاي ايراني وگويش هاي وابسته بايد به دست پژوهشگران زبانور و گويشمندان دلبسته و آگاه به دانش زبان شناسي و فرهنگ مردم امكان پذيرد و اين كاري است كه افزون بر آگاهي ها و اندوخته هاي دانشي، شكيبايي و تاب دشواريها را مي بايد. و نشود كه بي هيچ گرسنگي و تشنگي به فرجام رسد و زهي دريغ و افسوس كه نگهبانان پاسداري از فرهنگ ما، فكري براي پژوهشگران كوشنده و دلبسته نكرده اند كه دلبسته و تهي دست كار خود را تا پايان پيگيري مي كنند.
بي گمان پژوهشهايي كه تاكنون در گويش هاي خوري و فرويگي شده است، كاستي ها ونادرستي ها دارد و يا از پژوهشهاي دست دوم به شمار مي آيد.
در پيشينه پژوهش گويش خوري به دست زبانوران مي گويد:
«نخستين گويشوري كه يادداشت كوتاهي برپايه ساختارهاي دستوري نوشته است، «مرحوم شيخ علي فقيهي» است و پس از او تني چند از فارسي زبانان خوري و آشنايان گويش خوري به گردآوري واژه ها دست زده اند و برخي نيز شعرهايي به خوري سروده اند. او كه پژوهشهاي ميداني گسترده يي در زمينه زبان و فرهنگ مردم خور و روستاهاي پيرامون آن دارد و كار برابري با ديگر گويش هاي پيوسته را به پايان مي برد، درباره سبب ها و دست اندركاران از ميان رفتن اين سه گويش مي گويد، «تا نيمه سده پيش، خوري زبان گفتار اكثريت مردم خور بود و بر فارسي رايج در آنجا برتري داشت. بسياري ازمردم غير گويشور در گفت وگو با گويشوران به خوري سخن مي گفتند. اما شورستان سرسخت و بي آب و گياه مردم را وامي داشت با گذشتن از ريگزارها و سنگلاخ ها براي كسب درآمد به دنبال نان به فهلگي(فعلگي) در شهرها بروند.
دانش اندوزي و گذراندن پايه هاي تحصيلي و كسب مدارج دانشي از انگيزه هاي نيرومندتر در روانه شدن مردم به شهرها بود، چرا كه بالاتر از دوره دبستان، در خور نبود، و دبستان هم به همت و پايمردي روانشاد حبيب يغمايي مدير مجله يغما داير شده بود. با بازگشت اينان به خور، زبان خوري زبانان با زبان ديگري كه حتي فارسي رايج در خور هم نبود و به آن زبان شهري مي گفتند روبرو مي شد.
افزون بر اين، شمار بسياري از باسوادان كه بيشتر از ميان فارسي گويان خور بودند، نسبت به گويش خوري همان ديدگاه سنتي را داشتند كه هر زبان جز زبان ادبي و رسمي را فاسد مي دانستند و چنين بود كه گويشوران خوري بويژه بيرون از زادگاهشان به گويش خوري سخن نمي گفتند.
تأثير اين دو فاكتور يا به سخن ديگر رويگرداني از زبان مادري، در از ميان رفتن آيين ها، رسمها و سنتهاي اين سرزمين و همچنين گويش آن بيش از ايجاد و گسترش راهها و بيرون آمدن از خور و روستاهاي پيرامونش از بن بست كهن است. اندك اندك راديو و آنگاه تلويزيون در خانه ها پديدار شد. سپس روزنامه ها هم از راه رسيد و سبب آن شد كه «بن تنير» bontanir جاي خود را به آشپزخانه open داد و «ميون سرا» miunsera به هال تبديل شد و معماري و ساختار خانه ها نيز دگرگون گشت.
بسياري از واژه ها و عبارت ها كاربرد خود را از دست داد و فراموش شد. ديگر امروز «آيرون» ayarun (ديد و بازديد شبانه مردمان) برپا نمي شود، و يك خوري پانزده ساله مفهومش را هم نمي داند. يك خوري سي ساله به سختي مي تواند به خوري سخن بگويد، و جوان بيست ساله خوري هيچگونه آگاهي از گويش نياكان خود ندارد. از دست سالخوردگان كاري برنمي آيد. پيري و مرگ نيز شمار گويشوران سالخورده راكاهش داده است. در حال حاضر با شمار اندكي از گويشوران سالمند روبرو هستيم كه دريافت درست از پژوهش را در گفتار دشوار مي سازد.
با اين همه ساختار گويش «خوري» دست نخورده است.پژوهش در اين گويش نيمه جان را خويشكاري (وظيفه) خود دانسته و آهنگ كار نمودم، نزديك پنج سال است هرازگاهي راهي كوير مي شوم و با دلگرمي از مهرباني هاي مردمان آفتاب سوخته زادگاهم در سايه سار نخل هاي راست برزش (بالايش) شادمانم، اگرچه جان دادن زباني را با چشم ديدن بسيار دردناكتر از خواندن خبر مرگ آن در كتابها است.
در خور و گرمه (garmeh) دوبيتي را چهاربيتي مي گويند. چهاربيتي زير به گويش گرمه يي، ويژه مردم گرگو است كه شاعر آن گمنام است:
من از پاي دو زارت پي نشوم تا
من از چشم سيوت سير نبوم تا
اگه يه شو به پهلويت بهوسام
هميشه جاهلم و پير نبوم تا
كه معني آن چنين است:
من از كنار ديوارت پس نروم
من از (ديدن) چشم سياهت سير نشوم
اگر يك شب پهلوي تو بخوابم
هميشه جوانم و پيرنخواهم شد
دوبيتي و يا بهتر بگوييم چهاربيتي زير هم به زبان خوري است:
شومهتو كيايام آيرونت
هني وام تاسبي بيلاي بونت
بهل ياي شو وو مهمتو و ريوون
بميمي يايمون يا بر هزونت
كه معني آن چنين است:
مهتاب شبي به ديدار تو خواهم آمد
تا صبح در بالاي بام تو خواهم نشست
بگذار شب و مهتاب و بام
بماند در يادمان يا بر زبانت
ماري پرهيزگاري

به ياد چمران، سمندر جبهه هاي جنگ
028077.jpg
در سالهاي سخت جنگ و دفاع مقدس، توفيقي بود كه به عنوان عكاس و فيلمبردار در جبهه هاي جنگ حضور داشته باشم. آن سالها، سالهاي فراموش نشدني بود كه ديگر درتاريخ تكرار نخواهد شد. دلاور مردان بزرگي دراين دوران خوش درخشيدند كه اعتبار نام انسانيت بودند. اين افراد كه اكثراً به درجه رفيع شهادت نايل شدند،آنقدر زياد هستند كه نمي توان به ذكر نام همه آنها پرداخت. ولي من توفيق همسنگري با چمران را داشتم. مردي بزرگ، فرماندهي دلير، انساني عارف و متخصصي دلسوخته كه همه امكانات و مواهب زندگي را به خاطر كيان ايران گذاشت و گذشت. از خاطرات سالهاي دفاع مقدس فقط خاطره دلاورمرديهاي چمران رابه ياد دارم كه بزرگ منشانه و شجاعانه وباتدبير صفوف دشمنان را مي شكافت وخاك پاك ميهن را در صعب ترين مناطق از آنان پس گرفت. هرچند ۳۱خرداد سالروز شهادت او بود،ولي مناسب ديدم در اين روزها كه يادمان دفاع مقدس است باز هم يادي كرده باشم از چمران و دلاورمرديهايش. چمران و بزرگيهايش و چمران و عشقش به اسلام وايران.
ساري ـ علي اعظم اصغري قاجاري

زندگي با يك جانباز
028080.jpg
دوران جانبازي هم خود يك دوران زيبا و پر از خاطرات تلخ و شيرين است. شيرين ترين موضوع در دوران ۲۰ ساله جانبازي من، وفاداري و ايثار وگذشت همسر مهربان من است كه با همه سختي ها و مشكلات، زندگيمان را اداره كرده است و علاوه بر توجه كامل به مشكلات جسمي من، فرزندان متدين و درست كردار بارآورده است.
اين همه برخاسته از دل و زبان قدرت الله حيدري يكي از جانبازان ۷۰ درصد ذوب آهن اصفهان است كه در سال ۵۹ در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل از ناحيه دو چشم به افتخار جانبازي نايل آمده است. او كه تمام لحظه هاي شيرين عمر خود را در وجود همسري وفادار و ايثارگر، فرزندان خوب و مؤمن خلاصه مي كند گفت: ۷ فرزند (۴ دختر و ۳ پسر) دارم. كه سه فرزندم در رشته پزشكي و مهندسي گياه شناسي و پيش دانشگاهي تحصيل مي كنند. سخت ترين لحظه هاي دوران جانبازيم برمي گردد به مشكلات اقتصادي بخصوص در ۱۵ سال اول جانبازيم كه مرا ناگهان از كار افتاده تلقي كردند. حالا هم مي گويند به سن بازنشستگي رسيده ام! سؤال من به عنوان يك جانباز از مسؤولان اين است، كسي كه به خاطر دفاع از ميهن اسلامي به درجه جانبازي نايل شده است چرا بايد ۱۵ سال از كار افتاده تلقي شود و تمام بار زندگي بر دوش همسروي سنگيني كند كه خداوند، فقط براي تحمل و سكوت خلق كرده است.»
| فلاورجان اصفهان ـ مراديان

موتورسواران، عامل ۹۰درصد تصادفات رانندگي در يزد
يزد ، گروه شهرستانها ـ رييس شوراي شهر يزدگفت: ۹۰درصد تصادفات رانندگي در سطح يزد توسط موتورسيكلت سواران صورت مي گيرد. مرتضي شايق در نخستين نشست هماهنگي آغاز مطالعات طرح ساماندهي ترافيك يزد با تأكيد بر ترويج فرهنگ دوچرخه سواري، تردد بي رويه موتورسواران با سرنشين زياد را از مشكلات شهر دانست و خواستار تسريع در تهيه طرح جامع ساماندهي حمل و نقل و ترافيك يزد شد. بيش از ۱۰۰هزاردستگاه موتورسيكلت در يزد رفت و آمد مي كنند.

غبارزدايي از آرامگاه رضي الدين آرتيماني
028083.jpg
تويسركان ـ خبرنگار «ايران»: هفته گذشته بيش از چهل تن از شعراي معاصر، ادبا، نويسندگان و اساتيد دانشگاه با برگزاري شب شعري در كنار مقبره رضي الدين آرتيماني، ياد اين عارف برجسته قرن دهم هجري را گرامي داشتند. اين عده به همت برخي جوانان، پس از پايان شب شعر، مقبره اين شاعر برجسته را غبارزدايي كردند. رضي الدين آرتيماني از عرفاي به نام عصر صفويه، سراينده منظومه مشهور ساقينامه است.

پاكسازي كوههاي شمال غربي استان تهران
چيتگر ـ خبرنگار «ايران»: به مناسبت فرا رسيدن ششم مهر، روز جهاني پاكسازي كوهستان، ارتفاعات منطقه چيتگر شامل آبشار سنگان و قله پهنه حصار پاكسازي مي شود. در پاكسازي كوهستانهاي شمال غربي استان تهران كه روز جمعه ۶مهر انجام خواهد شد، شهرداري منطقه ۲۲تهران به همراه چندين تشكل مردمي «ان.جي.اُ»ازجمله اوج سبز،آواي سبز،جمعيت سبزوجبهه سبز مشاركت دارند.
به گزارش روابط عمومي شهرداري منطقه ۲۲علاقه مندان به پاكسازي كوهستان مي توانند جمعه ۶مهرماه ســــاعت۶‎/۳۰صبح در ميدان ونك، ابتداي خيابان گاندي حضور يابند.

مراكز آموزشي براي دانش پژوهان بايد امن باشد
گروه شهرستانها ـ دبير كانون گسترش فرهنگ ايران در آستانه بازگشايي مدارس طي همايشي درحضوردانشجويان،دانشگاهيان وفرهنگيان گفت: دانش آموزان ايراني بايد براي حضورفعال در عرصه جهاني، تمام تلاش خود را براي فراگيري دانش به كارگيرند. دكتر اردشير قاسملو گفت: مراكز علمي و آموزشي ما بايد براي دانش پژوهان امن باشد. تنش موجب افت كيفيت آموزشي و علمي در دانشگاهها و مدارس مي شود.
دكتر قاسملو با تقدير از موفقيت هاي پياپي المپيادي ها در مسابقات جهاني، گفت: اين استعدادها بايد پرورش يابند و در مسير اعتلاي كشور از آنها بهره گرفته شود.

ضرورت نصب سيستم « عابربانك» در تنكابن
به مرور زمان و با پيشرفت تكنولوژي مؤسسات و شركتهاي مختلف گوي سبقت رااز يكديگر به جهت ارايه خدمات بهتر مي ربايند كه مؤسسات مالي نيز از اين قاعده مستثني نيستند. از اين رو بسياري از شهرهاي بزرگ و توريستي مجهز به سيتمهاي پيشرفته بانكي از جمله عابربانك هستند، اما شهر تنكابن با وجود وسعت و جمعيت زياد و همچنين مزيت جذب توريست هنوز از اين سيستم بي بهره است و مسافران كه به خيال خود مي توانند از كارتهاي اعتباري و سيستمهاي عابربانك در سراسر مناطق شمالي كشور استفاده كنند ملاحظه مي نمايند كه اين سيستم در استانهاي شمالي پيشرفت قابل توجهي ندارد. اخيراً درساختمانهاي تازه ساخت بانك ملي در سطح شهرستان تنكابن از سيستم سيبا استفاده مي شود اما ساير بانكها در اين زمينه كاري صورت نداده اند.
تنها بانك ملت شعبه مركزي تنكابن تجهيزات عابربانك راتهيه كرده است ولي هنوز به بهره برداري نرسانده است. مسافران و مردم شهر تنكابن انتظار دارند كه مسؤولان بانكها در تجهيز شعبات به سيستمهاي پيشرفته اقدامهاي سريع تري رابه عمل آورند. چه خوب است كه به همراه ساخت وساز ساختمانهاي جديد مسؤولان محترم فكري به حال ارتقاي خدمات خود به مشتريان بنمايند.
تنكابن ـ مجتبي خدابخش زيدي

در خشكسالي جهاني، كمبود آب در پرديس طبيعي است
گروه شهرستانها ـ در پاسخ خبر «شهر پرديس دوهفته است آب ندارد» كه در تاريخ۸۰‎/۴‎/۲۵ صفحه۱۱ روزنامه ايران چاپ شد.روابط عمومي شهر جديد پرديس اعلام كرد، در چهارمين سال خشكسالي جهاني منابع زيرزميني آب شرب شهروندان به يك سوم در سال۱۳۸۰ كاسته شد. مصرف روزانه آب در پرديس، حدود ۳۲۰۰مترمكعب است كه آب استحصالي ۱۲۰۰مترمكعب است و ۱۵۰۰مترمكعب نيز با خريد آب تانكر به منابع مصرفي واريز مي شود. با توجه به كمبود آب، هر روز از ساعت ۱۰صبح تا ۷عصر در بعضي از مناطق شهري آب قطع مي شود (اما بنا به گزارش خبرنگار ما شهر پرديس در تاريخ مورد بحث خبر ۱۵روز آب نداشت) و در روزهاي تعطيل بخصوص جمعه ها، آب به صورت ۲۴ساعته داير است.
| روابط عمومي شهر جديد پرديس در پاسخ به چاپ مطلب كمبود آب به آلودگي مخازن ذخيره آب شهر جديد هيچ اشاره نكرده است كه موجب نارضايي اهالي شهر است.

دلايل كمبود آب شهرك طالقاني
گروه شهرستانها ـ روابط عمومي شركت آب و فاضلاب غرب استان تهران به دنبال انتشار خبري كه در تاريخ ۷ مردادماه در ستون ديگه چه خبرباعنوان «مسدودكردن جاده ملارد ـ كرج در اعتراض به كمبود آب» چاپ شد، توضيحي ارسال كرد كه متن كامل آن از اين قرار است: «تجمع و اعتراض اهالي ساكن در شهرك طالقاني فرديس كرج به دليل ناتواني يك شركت آبرساني خصوصي در تأمين آب و در نتيجه قطع مكرر و طولاني مدت آب شرب ساكنان محل روي داده است و ارتباطي به شركت آب وفاضلاب غرب استان تهران ندارد. اينگونه آبرسانيهاي خصوصي، طبق قانون تشكيل شركتهاي آب و فاضلاب از سال ۱۳۶۹ منحل بود و با وجود آمادگي آب و فاضلاب با ممانعت از اجراي قانون و تعلل در تحويل دادن تأسيسات، به فعاليت خود ادامه داده و به دليل عدم سرمايه گذاريهاي اساسي و مناسب، پس از مدت زماني اندك چنين مشكلاتي را ايجاد مي نمايند.»



|   شناسنامه   |   آرشيو   |