دومين جلسه رسيدگي به پرونده قتل ۱۶زن خياباني مشهد صبح فردا ـ شنبه ـ به صورت علني برگزار خواهد شد.
اين درحالي است كه در نخستين جلسه محاكمه «سعيد حنايي» وي بعد از طرح شكايت از سوي مدعي العموم دادگستري استان خراسان و ۱۳تن از خانواده قربانيان، به دفاع از خود پرداخت۱۰.تن از خانواده قربانيان در جريان محاكمه قصاص نفس ـ اعدام ـ را براي «سعيد حنايي» خواستار شدند، سه تن ديه طلب كردند و مدعي العموم خواستار قصاص نفس، در ملأعام شد.شكارچي زنان خياباني مشهد وقتي به دفاع از خود پرداخت در حالي كه خنده بر لب داشت به جزييات كمين، شكار و قتل ۱۶قرباني اش اشاره كرد و تماس جنسي لحظه اي با سرقت مقداري پول و طلا از آنان را به گردن گرفت.
• گفت وگويي با «سعيد حنايي»
خبرنگار اعزامي ما، باتوجه به اينكه در ابتداي جلسه، فرصتي پيش آمده بود، گفت وگويي كوتاه با شكارچي زنان خياباني انجام داده است كه مي خوانيد:
* «سعيد» زندان چطور بود؟
ـ آخرين بار كه از تو خداحافظي كردم تا الان ممنوع الملاقات بودم.
* روزنامه ايران را خوندي؟
ـ نه بابا، نياوردن، حرف هايي رو كه بهت زده بودم، نوشته بودي از مأموران شنيدم.
* چرا ورق برگشت، اول گفته بودي رابطه جنسي نداشتي؟
ـ خب، اونا نظرشون يك چيز ديگه بود من تا اون حد رابطه برقرار نكرده بودم، يك تماس كوتاه، اونم بخاطر اينكه جلب اعتماد بشه.
* سرقت رو چي مي گي؟
ـ من اهل دزدي نيستم، وقتي ديدم قراره جسد خاك بشه، گفتم اونا روهم بردارم.
* چيكارشون كردي؟
ـ توي حرفام، سؤتفاهم پيش اومده، طلاهارو به النگو تبديل كردم توي دست بچه ام بود كه خودم خواستم تحويل بدم، آخه اونا چي داشتن.
* خونواده ها گفتن، طلا زياد بود؟
ـ دروغ مي گن، هيچي نداشتن.
* راستي اين نامه ها ـ اشاره به كاغذهايي كه به دست وكيل داده بود ـ چيه؟
ـ يك نامه است و يك نقاشي .
*نقاشي براي چي؟
ـ يك ساختمان ۲۴طبقه رو نقاشي كردم و مشابهت دادم به انقلاب ۲۴ساله كشورمون كه با خون شهدا به پيروزي رسيده است.
* انگيزه ات از اين نقاشي چه بود؟
ـ بماند!
* اگر دادگاه تو را به اعدام يا قصاص محكوم كنه، چي داري بگي؟
ـ هيچي، راضي ام، اما به شرط اينكه واقعيت ها مشخص بشه و همه بدونند انگيزه ام واقعاً چي بود.
* در حاشيه دادگاه نخست «سعيد حنايي»
ـ ساعت ۸ و ۳۵دقيقه روز دادگاه «سعيد حنايي» به همراه مأموران زندان مشهد در حاليكه تحت مراقبت شديد قرارداشت از در اصلي ساختمان دادگستري استان خراسان وارد شد و به اتاق انتقال يافت و پس از كوتاه كردن ريش، وي از طريق آسانسور به طبقه پنجم و سالن محاكمات انتقال يافت.
ـ د ر جلسه دادگاه، خانواده «سعيد حنايي» د ر گوشه راست و خانواده قربانيان در گوشه چپ مستقر شده بودند.
ـ دو مرد كه لباس زندان به تن داشتند و از همسران قربانيان بودند، در كنار ديگر خانواده ها نشسته بودند.
ـ مسؤولان برگزاري اين جلسه دادگاه، در عملي جالب با استفاده از رايانه كارت جعلي و مهرهاي «سعيدحنايي» را روي صفحه نمايشي، نشان دادند.
ـ در مهري كه از «سعيد» به دست آمده است وي با زيركي خاصي «جايگاه تسبيح» را به «پايگاه بسيج» تبديل كرده بود.
ـ وقتي سعيد حنايي، با خنده وارد دادگاه شد، چندتن از بستگان وي، خود را به او رساندند و او را به آغوش كشيده و بوسيدند.
ـ پسر «سعيدحنايي» در حالي كه پدرش را صدا مي كرد به سمت وي رفت كه مأموران از روبوسي آنها جلوگيري كردند.
ـ دادگاه باتوجه به تأخير وكيل مدافع تعييني، اقدام به اخذ وكيل تسخيري كرده بود كه وي نيز در كنار «سعيدحنايي» نشست.
ـ پدر «محبوبه الهي» ـ يكي از قربانيان ـ در مطرح كردن تقاضاي قصاص عنوان كرد كه حاضر است دوبرابر ديه را بپردازد تا «سعيدحنايي» قصاص شود.
ـ مادر «محبوبه» تنها شاكي پرونده بود كه با گريه و لعن و نفرين فرستادن، تقاضاي قصاص عامل قتل ها را كرد.
ـ فرزندان ۱۵ ، ۱۲ ، ۱۱ و ۷ساله «فيروزه» ـ مقتول ـ در طرح شكايت خود با بيان اينكه قصاص سعيد براي آنان نه آب مي شود و نه نان و اينكه آنان مي خواهند آينده روشني داشته باشند، تقاضاي ديه كردند.
ـ «سعيد حنايي» وقتي خانواده قربانيانش طرح شكايت مي كردند به دقت حرفهايشان را گوش مي داد و گاهي از قاضي مي پرسيد: «اين چندمين شكايت است؟»
ـ در جلسه دادگاه «سعيد» با برگشتن به سمت راست و پشت به دوستان و بستگانش دست تكان مي داد و با آنان احوالپرسي مي كرد.
ـ خانواده «طوبي» ـ مقتول ـ در جلسه محاكمه حضور نيافتند.
ـ وقتي عكاسان با خنده رويي متهم روبروشدند، به عكس گرفتن هاي پي درپي از چهره خندان وي دست زدند.
ـ حاضران در جلسه دادگاه، در پاره يي از مواقع وقتي سعيد حنايي، كلمات جالبي را به كار مي برد زيرخنده مي زدند.
گزارش: مهدي ابراهيمي