محمدرضا عبدالملكيان با شناسنامه شعري «مه در مه» در سال ۱۳۵۴ پا به جهان ادبيات مي گذارد. اما پيش از اين چون ديگر انسانها، سال تولد و محل تولد دارد: ،۱۳۳۱ نهاوند.
«ريشه در ابر» دومين مجموعه شعر او توسط انتشارات برگ در سال ۱۳۶۴ به بازار آمد. گزيده اي از شعر رباعي شاعران را با نام «رباعي امروز» در سال ۶۵ منتشر كرد. و از سال ۶۹ همراه با «آوازهاي اهل آبادي» صدايي تازه در اين دهكده كوچك پيدا كرد. با «ردپاي روشن باران» اقبال عمومي يافت كه ناشرش دارينوش بود. شعرهاي «مهرباني»رادر دهه هفتاد بر روي نوار ضبط و پخش كرد. از سال ۶۸ دفتر شعر جوان را با همكاري ديگر شاعراني چون قيصر امين پور، ساعد باقري، فاطمه راكعي و محمدرضا محمدي داير كرد و... گفت وگوي امروز ما را با او مي خوانيد:
* آقاي عبدالملكيان مدتها مجموعه شعري از شما منتشر نشده، چه مي كنيد؟چه مي نويسيد؟
** اوايل سال جاري گزيده مجموعه شعرهاي منتشر شده ام با عنوان گزيده ادبيات معاصر توسط نشر نيستان منتشر شده است و شعرهاي جديدم اميدوار هستم تا پايان سال احتمالاً توسط نشر دارينوش منتشر شود. اسم مجموعه را هنوز مشخص نكرده ام.
*آيا با جريانهاي شعري امروز ارتباط داريد؟ پيرامون شاخه هاي شعر امروز چه نظري داريد؟
** به لحاظ فعاليت مستمري كه در انجمن شاعران ايران و دفتر شعر جوان دارم تقريباً با تمام جريانهاي شعري امروز كشور و آثار چهره هاي شاخص ارتباط نزديكي دارم و جريانهاي شعري امروز كه مطرح هست به هيچوجه پديده جديد و خاصي نيست. نه به لحاظ عنوانهاي مطرح شده بلكه به لحاظ تنوع جريانها. حداقل از نيما تا امروز كه سوابق روشن تري در اختيار ما هست، همواره با چندين جريان در برهه هاي مختلف مواجه بوده ايم كه از گذشته نزديك جريانهاي شعر حجم و موج نو و شعر ناب و مواردي از اين دست در ذهن شاعران و علاقه مندان نسل ما باقي است و امروز هم با عنايتي مثل شعر حركت ، شعر گفتار و شعر پست مدرن مواجه ايم از يك نظر وجود حضور آنها را بايد مثبت تلقي كرد. چون خود اين تنوع ها زمينه خلاقيت بهتر را موجب مي شود.
*تازه ترين پديده در شعر امروز، شعر پست مدرن است كه داعيه هاي بسيار دارد، آيا سابقه اين نوع شعر درگذشته ها وجود دارد؟
** بيشتر آنچه را كه با عناويني مختلف امروز مطرح مي شود به واقع بايد گفت خيلي جريانهاي متفاوت و نوآفريني نيستند. بلكه ريشه و سوابق اين جريانها در شكل هاي شعري گذشته هم وجود داشته است. هوشنگ ايراني، هوشنگ چالنگي و افراد ديگري. حتي آثار رؤيايي را اگر با دقت بيشتر نگاه كنيم همين عناوين مطرح شده در شعر امروز را به عنوان جريانهاي جديد در آثار ايشان مي توان رديابي كرد.
* در آسيب شناسي شعر امروز نسل ما، چه مؤلفه هايي را دخيل مي دانيد؟
** امروز كه فرصت داشتيم يك مجموعه شعر از يكي از شاعران جوان را كه در قالب سپيد ارايه شده بود، مي خواندم. ضمن لذت در حضور لحظات ناب و شاعرانه اش نكته مهمي به نظرم رسيد، به يك معنا مشكل اغلب شاعران جوان، قالب هاي پس از نيما و كم توجهي اين شاعران به نقش حيات بخش عناصر زبان و موسيقي و به معناي جامع تر، كم توجهي به فرم شعر است. اين كم توجهي امكان خلق و ارايه آثار چشمگير را برايشان فراهم نمي سازد. مشكل ديگري كه جوانان در قالب شعر كلاسيك و بويژه غزل امروز دارند، فقدان يا كمبود انديشه و يا عاطفه انديشمند درشعرهاي ايشان است. به يك معنا شاعران جوان ما در قالب هاي كلاسيك شديداً اسير بازيهاي زباني شده اند.
* در مورد ترجمه شعر شاعران بزرگ جهان به زبان فارسي چه نظري داريد؟ و چرا شعر امروز ما در جهان مطرح نيست؟
** توجه خارق العاده اي كه برخي از شاعران جوان و نوانديش ما به دستاوردهاي شعري مغرب زمين دارند، اگر از خردمندي و پشتوانه فرهنگي لازم برخوردار نباشند، موجب اتلاف استعداد بخشي از شاعران سرزمين ما خواهدبود چون طرح آن تجربه ها در قالب جريانهايي با عنوانهاي مشخص اين مشكل را در پي خواهدداشت. به بيان ديگر بايد متوجه اين معنا باشيم كه هر نوآفريني و هر تجربه نوين اگر با انديشه و فرهنگ اصيل و بومي درآميخته نشود، مطمئناً به عنوان اثري اين سويي نمي تواند در آن سوي مرزها حرفي براي گفتن داشته باشد. اگر سينماي امروز ما در جهان مطرح مي شود، بواسطه آن است كه مؤلفه هاي اصلي اين سينما را فرهنگ بومي و اصيل ايران تشكيل مي دهد و در مورد ساير هنرها همين معنا صادق است.
* امروز ادبيات محفلي شده است. آيا پيدايش اين محفل ها و انجمن ها، چون دفتر شعر جوان به تعالي و گسترش ادبيات بويژه شعر، كمك مي كند؟
** تفاوت فعاليت دفتر شعر جوان با انجمن ها و محفل هاي رايج در تهران اين است كه دفتر شعر جوان اعضاي خود را از بين خيل عظيم داوطلباني انتخاب مي كند كه از استعداد و قابليتهاي شعري خوبي برخوردار باشند. طبيعي است كه برنامه ريزي و كار با اين دست از استعدادها نتايج متفاوت و مثبتي نسبت به ديگر انجمن ها و محفل هاي معمول خواهدداشت كه از نوجوانان تا افراد مسن و سالخورده آن هم با ديدگاهها و باورهاي مختلف و استعدادهاي متفاوت در چنين جاهايي حضور مي يابند. طبيعي است كه حاصل چنين جمعي كه به يك معنا هركس ساز خود را مي زند و مي خواهد شعر خود را بخواند چندان نتيجه قابل توجهي را در پي نخواهدداشت.