شماره ۱۹۲۳ - سال هفتم - يكشنبه ۸ مهر ۱۳۸۰
Sun, Sep 30, 2001
History red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
مجلس
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
• يك هندوي متعصب پدر استقلال هند را با سه گلوله كشت
• آنچه اهميت دارد ايماني شكست ناپذير است كه شعله آن هرگز خاموش نمي شود
* با يك زد و بند جهاني وخيانت بعضي رهبران كشورهاي عربي دولت اسراييل به وجود آمد.
* دهها هزار عرب فلسطيني كشته شدند و زمينهاي آنها را صهيونيستها اشغال كردند.
* سازمانهاي تروريستي صهيونيستها ارتش اسراييل را تشكيل دادند.
* درزمان جنگ نمايندگان پادشاه مصر و اسراييل در پاريس باهم كنار آمدند.

گاندي به قتل رسيد
• يك هندوي متعصب پدر استقلال هند را با سه گلوله كشت
• آنچه اهميت دارد ايماني شكست ناپذير است كه شعله آن هرگز خاموش نمي شود
028590.jpg
پدر استقلال هند در سي ام ژانويه ۱۹۴۸ با سه گلوله يك هندوي متعصب به قتل رسيد . گاندي در سال ۱۸۶۹ دريك خانواده بازرگان به دنياآمد. بسياري از اعضاي خانواده او در ايالت «كاتياوار » هند وزير بودند. گاندي براي ادامه تحصيل به انگلستان رفت و درسال ۱۸۹۱ وكيل دادگستري شد.

• تبعيض نژادي
بعدها در آفريقاي جنوبي مستقر شد. تبعيض نژادي دراين سرزمين بويژه نسبت به هندوهاي «ناتال» روح او را معذب كرد و حزب كنگره هنديهاي «ناتال» را تشكيل داد و سياست «ساتياگراها» (Satyagraha) كه شكلي از مقاومت منفي است به وجود آورد. گاندي درسال ۱۹۰۹ نظرات خود را درمورد آينده سياسي هند بيان كرد. درسال ۱۹۱۵ نخستين جنبش «ساتياگراها» را در ايالت «بهار» به وجود آورد.

• عدم همكاري
گاندي عليه قوانين بيرحمانه درهند ازجمله دفن مظنونان بدون محاكمه مبارزه كرد و«هارتال » (Hartal) را به راه انداخت. تمام يكروز هنديها هرگونه فعاليتي را قطع كردند . گاندي جنبش عدم همكاري و غيرخشونت را نسبت به مقامات دولتي توسعه داد. گاندي اعلام كرد هنديهايي كه از رفاه تمدن اروپايي صرف نظر كنند آزادي خود را باز مي يابند گاندي بارها زنداني شد ولي جنبش بزرگ اخلاقي را برپا كرد و نوشيدن مشروبهاي الكلي را ممنوع كرد و قوانين ضد «نجس ها» را محكوم كرد.
درسال۱۹۴۰لندن با استقلال هند مخالفت كرد و مسلمانان وهندوها را تقسيم كرد. گاندي اين اقدام لندن را نه يك اشتباه كه يك جنايت، يك گناه بزرگ تلقي كرد.

• فقير نيمه لخت
درسال ۱۹۴۲ به دستور چرچيل كه گاندي را يك فقير نيمه لخت مي دانست به همراه همه رهبران حزب كنگره بازداشت شدند. در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ لرد «مونت باتنن» نايب السلطنه هند استقلال آن كشور را اعلام كرد. ولي نظامي كه درهند برقرار شد آن نبود كه گاندي طالب آن بود و هند آزاد، هندي نبود كه در رؤياي او نقش بسته بود.

028593.jpg
• اعتماد
گاندي درآثار خود گفته است: راست است كه خيلي ها اشخاص را نوميد ساخته اند. خيلي ها مرا فريب داده اند و خيلي ها شايستگي كافي نداشته اند اما از آشنايي و ارتباط با آنها ناراضي و پشيمان نيستم. زيرا همان طور كه راه عدم همكاري را مي دانم، راه همكاري را هم مي دانم.
عملي ترين و شايسته ترين راه زندگي دراين دنيا آن است كه تاوقتي دليل مثبتي براي باورنكردن حرف مردم وجود ندارد قول و حرف آنها را بپذريم و درست بدانيم.

• تمدن و اخلاق
گاندي مي گويد: اگر مي خواهيم پيشرفت حاصل كنيم نبايد درپي آن باشيم كه تاريخ را تكرار كنيم ، بلكه بايد تاريخي نو بسازيم. ما بايد برميراثي كه از اجدادمان به ما رسيده بيفزاييم . آيا اگر ما مي توانيم در دنياي مادي به اكتشافات و اختراعات تازه بپردازيم بايد خود را در زمينه هاي روحي و اخلاقي ورشكسته بدانيم؟ آيا نمي توان از تكرار و افزايش استثناها قانوني تازه به وجود آورد؟ آيا ضرورت دارد كه انسان هميشه اول حيواني درنده باشد و بعد انسان شود.

• خصال بزرگان
گاندي مي گويد:
درهرمنظور و هدف بزرگ تعداد مبارزان چندان اهميت ندارد. بلكه خصال آنها كه عامل قطعي و تعيين كننده است . بزرگترين مردان عالم هميشه تنها بوده اند و به تنهايي روي پاي خويش ايستاده اند. به پيامبران بزرگ زرتشت، بودا، عيسي و محمد بنگريد ، همه آنها مانند بسياري بزرگان ديگر كه مي توان نام برد به تنهايي به پا خاسته اند . اما آنها به خودشان و به خداي خودشان ايمان داشته اند و چون معتقد بودند كه خدا با آنها است هرگز احساس تنهايي نمي كردند. آنچه واقعاً اهميت دارد ايماني شكست ناپذير است كه شعله آن هرگز فرو نمي نشيند و خاموش نمي شود.
دهها هزارنفر از حاميان گاندي آخرين احترامات را به جسد او به جاي آوردند و سپس پدر استقلال هند را طبق مراسم هندوها به شعله هاي آتش سپردند و خاكستر او را نگه داشتند.
دكتر منصور تاراجي

تشكيل دولت صهيونيستي اسراييل
* با يك زد و بند جهاني وخيانت بعضي رهبران كشورهاي عربي دولت اسراييل به وجود آمد.
* دهها هزار عرب فلسطيني كشته شدند و زمينهاي آنها را صهيونيستها اشغال كردند.
* سازمانهاي تروريستي صهيونيستها ارتش اسراييل را تشكيل دادند.
* درزمان جنگ نمايندگان پادشاه مصر و اسراييل در پاريس باهم كنار آمدند.
نيمه شب چهاردهم ماه مه ۱۹۴۸ «ديويد بن گورين» رييس شوراي ملي يهود وكنگره جهاني صهيونيست ايجاد دولت مستقل اسراييل رااعلام كرد. پانزدهم مه براي يهوديان روز «ثبات» بود و آنها يك روز قبل با يك توطئه جهاني كه از پيش ترتيب داده شده بود، ميليونها مسلمان را در برابر يك عمل انجام شده قرار دادند.
روز ۲۳سپتامبر ۱۹۲۳ جامعه ملل متحد فلسطين را تحت الحمايه انگلستان قرار داد و تصميم گرفته شده بود كه سربازان انگليسي حداكثر تا اول اوت ۱۹۴۸ از فلسطين خارج شوند.
صهيونيستها يك روز پيش از عيد «ثبات» با ارتش مجهزي كه از پيش تدارك ديده بودند سرزمينهاي فلسطيني ها را اشغال كردند.

• كشتار اعراب
اشغال فلسطين توسط صهيونيستها و كشتار اعراب فلسطين داستان غم انگيز و مفصلي دارد كه در كتب و نشريات زيادي آمده است. از اواخر قرن نوزدهم صهيونيستها از همه نقاط جهان دركنگره يي شركت كردند كه حاصل آن مهاجرت يهوديان جهان به فلسطين بود.
در سال۱۹۱۷ «بالفور» وزير امور خارجه انگلستان در ازاي كمك ميلياردها پوند انگليسي توسط يهوديان به دولت انگلستان بويژه بانك «رچيلد» طي اعلاميه يي مهاجرت يهوديان به فلسطين را آزاد گذاشت. از آن زمان سيل مهاجرت صهونيستها به فلسطين شروع شد و با زدوبندهاي محلي زمينهاي زيادي را از اعراب فلسطين گرفتند. در زمان جنگ دوم جهاني آدلف هيتلر كه دريافته بود يهوديان اقتصاد آلمان را قبضه كرده و بادشمنان آلمان همكاري مي كنند آنها را قلع و قمع كرد.

• «اكزودوس»
پس از جنگ يهوديان از حس ترحم مردم جهان سوءاستفاده كرده و اشغال فلسطين را هدف خود قرار دادند.
در ۱۸ژوييه ۱۹۴۷ كشتي «پرزيدنت وارفيلد» حامل ۴۵۳۰ يهودي پناهنده آلمان به سوي فلسطين حركت كرد و نام «اكزودوس» (EXODUS) به آن داده شد كه يادآور مهاجرت موسي و قوم او از مصر بود.
مقامهاي انگليسي به «اكزودوس» اجازه ندادند مهاجران يهودي را در بندر «حيفا» در فلسطين پياده كند.

• در بندر حيفا
كشتي زيرنظرمأموران انگليسي به سوي بندر فرانسوي «مارسي» حركت كرد، ولي يهوديان حاضر نشدند دربندر مارسي پياده شوند. مقامهاي انگليسي اعلام كردند دراين كشتي بسياري از مهاجران غيرقانوني هستند و آنها از اروپاي مركزي و شرقي آمده بودند. قرار شد كشتي را به آلمان بازگردانند. يهوديان جهان سروصداي زيادي در اطراف اين داستان راه انداخته و مردم را به حمايت خود برانگيختند. مطبوعات جهان كه زير نظر صهيونيستها بودند، نوشتند با زندگي مصيبت باري كه يهوديان در دوران جنگ داشتند لازم است يك دولت مستقل يهود در فلسطين تشكيل شود.
سرانجام كشتي «اكزودوس» يهوديان را در «حيفا» پياده كرد.
از آن زمان صهيونيستها فعالانه ارتش محرمانه و تروريستي تشكيل داده و چندين مركز مهم در بيت المقدس را منهدم كردند.
از جمله هتل سميسراميس و كينگ هتل و بسياري از نقاط استراتژيكي كه منجربه كشته شدن صدها نفر شد. صهيونيستها سه ارتش زيرزميني داشتند. ۱ـ حقانه (HAGANAH) ۲ـ ايرگون (IRGOUN) كه سازماني تروريستي خطرناكي بود به فرماندهي مناخيم بگين كه بعدها نخست وزيراسراييل شد ۳ـ استرن (STERN) به نام ابراهيم استرن كه آن را تشكيل داده بود و در سال۱۹۴۲ توسط پليس آلمان كشته شده بود، سازمانهاي تروريستي يهودي بسياري از اعراب فلسطين را مجبور كردند زمينهاي خود را ترك كرده و مهاجرت كنند. بسياري از اعراب كه در برابر صهيونيستها مقاومت مي كردند به طرز فجيعي كشته مي شدند. صهيونيستها يك محيط وحشت و ترور براي اعراب فلسطين به وجود آوردند و دو راه در برابر آنها قرار دادند يا همه چيز خود را رها كرده فرار كنند يا كشته شوند.

• پناهندگان
صدها هزار عرب فلسطيني به كشورهاي ديگر پناهنده شدند. شئيم وايزمن (CHAIM - WEIZMANN) رييس كشور جديد اسراييل ورييس جنبش صهيونيستي يا داويدبن گورين كه سمت نخست وزير را داشت اعلام كردند كه سازمان تروريستي حقانه از اين پس ارتش رسمي دولت اسراييل است. اعضاي ارتش اسراييل با ورود سيل آساي مهاجران يهودي روز به روز تقويت مي شد. اين افراد قبلاً در اردوگاههاي نظامي قبرس و اروپاتعليمات نظامي كاملي ديده بودند. در موقع تشكيل دولت اسراييل نفرات ارتش رسمي آن به ۸۵هزار نفر رسيده بود كه بسياري از آنها آموزش نظامي ديده بودند.
درماه مه كه دولت اسراييل تشكيل شد طي چند روز يكصد هزار عرب فلسطيني كه سرزمينهاي آنها در اشغال صهيونيستها بود مهاجرت كردند. اسراييلي ها بندر حيفا و بسياري از نقاط ديگر فلسطين و جاده بيت المقدس را اشغال كردند. اعراب فلسطيني دست به مقاومت زده و در برابر حملات اسراييلي ها ايستادگي كردند ولي دهها هزار نفر از آنها كشته شدند.

• توافق شوروي وامريكا
امريكا و شوروي با وجود اختلاف نظري كه در بسياري از مسائل داشتند مشتركاً بين اعراب و صهيونيستها آتش بس اعلام كردند. سازمان ملل متحد به «كنت برنادت» رييس صليب سرخ بين المللي اختيارات داد كه اعراب و اسراييلي ها را آشتي دهد.
پادشاه ماوراي اردن حاضر نشد در مذاكرات صلح شركت كند.

• نخستين جنگ
كشورهاي عربي چون مصر، سوريه، عراق، اردن به اسراييل اعلان جنگ دادند و اين نخستين جنگ بين اعراب و فلسطين بود. اما بعضي سران كشورهاي عربي به اعراب فلسطين خيانت كردند.
در همان زمان كه مصر به اسراييل اعلان جنگ داده بود نمايندگان آن كشور در پاريس با نمايندگان دولت جديدالتأسيس اسراييل به مذاكره نشسته بودند.
صندوقهاي اسلحه كه براي سربازان مصري در جبهه فرستاده مي شد به جاي فشنگ و اسلحه در آنها سنگ ريزه بود.
ملك فاروق پادشاه مصر با دولت اسراييل كنار آمده بود و نخست وزير آن كشور «نقراشي پاشا» حامي اسراييل بود ولي از ترس ملت عرب ظاهراً با اسراييل درنبرد بود. به همين دليل در ۲۸ دسامبر ۱۹۴۸ نقراشي پاشا توسط يك مسلمان مصري به قتل رسيد. مردم مصر از دولت خود طلب مي كردند نه ظاهراً كه واقعاً با صهيونيستهاي متجاوز بجنگد.
ملك عبدالله پادشاه ماوراي اردن نيز محرمانه موافقت خود را با تشكيل دولت اسراييل به آگاهي انگليسي ها رسانده بود، به شرط آنكه سلطنت او رابه رسميت بشناسند. در عراق نيز نوري سعيد با اسراييل كنار آمده بود. بدين ترتيب دول عربي از ترس ملت عرب به اسراييل اعلان جنگ دادند ولي باطناً با «بن گورين » كنار آمده بودند. نخستين جنگ اعراب و فلسطين در سال۱۹۴۸ به شكست اعراب و تحكيم موقعيت دولت اسراييل كمك كرد و دول بزرگ شرق و غرب از جمله شوروي، امريكا، فرانسه، انگلستان و دهها دولت ديگر، دولت اسراييل را به رسميت شناختند و اعراب فلسطين را تنها گذاشتند.

• فاجعه ديرياسين
يكي از بزرگترين جنايات صهيونيستها با خاك يكسان كردن دهكده بزرگ و زيباي ديرياسين متعلق به اعراب فلسطين بود كه هنوز جهان از آن ياد مي كند.
در قرن بيستم دو جنايت فجيع روي داد: ويران كردن شهر كوچك «كرنيكا » در اسپانيا (تابلوي پيكاسو از آن جاودانه شده است) توسط ارتش آلمان و ايتاليا كه با ژنرال فرانكو همكاري مي كردند. ديگر دهكده ديرياسين كه صدها تن از مردم آن توسط تروريستهاي صهيونيستي در نهم آوريل ۱۹۴۸ چند روز پيش از اعلان تشكيل دولت اسراييل، مردم اين دهكده براي دفاع خود فقط دو تفنگ داشتند وانبوه تروريستها شبانه به مردم دهكده حمله كرده و همه آنها را قتل عام كردند.

• چك اسلواكي: كمونيستها درپراگ به قدرت رسيدند
پليس دفاتر روزنامه ها و احزاب غيركمونيست را اشغال كرد.
۲۵فوريه ۱۹۴۸ كمونيستها در چك اسلواكي قدرت را در دست گرفتند. خرابي وضع اقتصادي و كاهش مصيبت بار توليد كشاورزي در سال۱۹۴۷ به كمونيستها فرصت داد كه موقعيت خود را در چك اسلواكي مستحكم كنند. دولت چك اسلواكي به علت مخالفت مسكو نتوانست از طرح مارشال استفاده كند و اوضاع اقتصادي كشور را سروسامان دهد. «ژان مازاريك» وزير امورخارجه چك اسلواكي از امريكا خواست به دور از طرح مارشال به اين كشور كمك كند ولي امريكا پيشنهاد او را نپذيرفت.
دوازده وزير كمونيست عضو كابينه به رهبري «كلمنت گوتوالد» كه نخست وزير بود با دوازده وزير به اصطلاح «بوژوا» و دو وزير سوسيال دموكرات به مخالفت برخاستند.

• پليس كمونيستي
حزب كمونيست چك اسلواكي نگران آن بود كه در انتخابات ماه مه احزاب راست شرايطي براي پيروزي خود به دست آورند از سوي ديگر خواسته هاي «اسلواكي» اوضاع راوخيم تر كرد.
وزراي غيركمونيست از وزير كشور خواستند كه اعضاي پليس فقط از كمونيستها نباشد ولي وزير كشور به اين خواسته توجه نكرد و نفرات پليس را فقط از ميان كمونيستها استخدام كرد. وزراي غيركمونيست در برابر چنين شرايطي دسته جمعي استعفا دادند. «ادوارد بنش» رييس جمهوري چك اسلواكي اجباراً از «گوتوالد» نخست وزير كه كمونيست بود خواست استعفا دهد.
حزب كمونيست چك اسلواكي «دكتر بنش» را تهديد كرد كه در كشور اعتصاب عمومي برپا خواهد كرد و كارخانه ها و دفاتر روزنامه ها را اشغال مي كند.

• طرح واحد
وزير كشور كمونيست مرز چك اسلواكي و اتريش را بست و پليس دفاتر احزاب غيركمونيست را اشغال كرد. در چنين شرايطي سوسيال دموكراتها با كمونيستها متحد شدند و طرح واحدي را براي اداره كشور پيشنهاد كردند. «گوتوالد» به دكتر بنش گفت با احزاب ديگر دولت تشكيل نخواهد داد، بلكه دولت چك اسلواكي بايد «دولت كارگران» باشد. «بنش» استعفاي دسته جمعي وزراي معتدل را پذيرفت. دانشجويان عليه روش كمونيستها تظاهرات كردند و پليس تظاهرات ۱۵هزارنفري آنها را سركوب كرد.
«مازاريك» وزير امور خارجه باقي ماندو دكتر بنش برخلاف ميل باطني اش دولت جديد گوتوالد را به رسميت شناخت ولي از سمت خود استعفا داد و به خانه ييلاقي اش رفت.
«گوتوالد» بسياري از افراد را درسمتهاي عالي دولتي تغيير داد و كمونيستها را به جاي آنها قرار داد. يك كميسيون تصفيه براي كنار زدن به اصطلاح افراد بوژوا به رياست دبيركل حزب كمونيست چك اسلواكي «رودلف اسلانسكي» تشكيل شد.
پليس گروه زيادي را بازداشت كرد. وزير كشور سابق كه به اصطلاح «بوژوا» بود كشته شد و «گوتوالد» اعلام كرد كه قانون اساسي چك اسلواكي را تغيير مي دهد.
بدين ترتيب كشور چك اسلواكي جزو بلوك كمونيستي قرارگرفت.

• :۱۹۴۸ بازيهاي المپيك لندن
يك هلندي مادر دو بچه چهار مدال طلا به دست آورد.
چهاردهمين بازيهاي المپيك در بيست و نهم ژوييه ۱۹۴۸ در لندن گشايش يافت. آخرين بازيهاي المپيك پيش از شروع جنگ جهاني دوم و در سال۱۹۳۶ در برلن و با حضور آدلف هيتلر صدراعظم آلمان تشكيل شده بود. بدين ترتيب دوازده سال پس از سيزدهمين بازيهاي المپيك ۴۰۶۲ تن از ورزشكاران جهان در لندن گرد هم آمدند.در بازيهاي المپيك لندن كشورهاي مهمي چون شوروي، ژاپن، آلمان شركت نداشتند. امريكا بيشترمدالها رادرو كرد و ۳۷مدال طلا به دست آورد.
بوب ماتياس (BOB - MATHIAS) هفده ساله جوان ترين و درخشان ترين قهرمان المپيك بود. اين جوان امريكايي در بازيهاي دووميداني حيرت همه تماشاچيان را به وجود آورد. «فاني بلانكرز» هلندي چهار مدال طلا در دوي ۱۰۰متر، ۲۰۰متر، ۸۰متر با مانع و ۴x1000 متر به دست آورد.
انگلستان مهماندار چهاردهمين بازيهاي المپيك فقط يك مدال طلا به دست آورد.
در دوي ده هزار متر ورزشكار چك اسلواكي اميل زاتوپك (ZATOPEKE) نفر اول شد و خوب درخشيد.پنجاه و هشت كشور در چهاردهمين بازيهاي المپيك شركت كردند.به «اميل زاتوپك » لقب «لكوموتيوچك» دادند.
يك زن هلندي سي ساله مادر دو بچه در بازيهاي دووميداني ۴مدال طلا به دست آورد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |