شماره ۱۹۲۵ - سال هفتم - چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۰
Wed, Oct 3, 2001
Commun black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گوناگون
آموزشي
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت وگو با محمود مختاريان ،روزنامه نگار ومدرس دانشگاه
بيم و اميد نشريات دانشجويي
028980.jpg
محمود مختاريان از پيشكسوتان حرفه روزنامه نگاري است. وي با بيش از ۳۰ سال سابقه كار در روزنامه هاي كشور به تدريس در دانشگاه نيز مي پردازد و مي كوشد در كنار مباحث تئوري چاپ و نشر بطور تجربي و عملي نيز آموخته هاي خودش را به دانشجويان منتقل كند. بحث نشريات دانشجويي و انتشار بيش از هزار نشريه در دانشگاهها موضوعي بود كه با وي در ميان گذاشتيم.آنچه در پي مي آيد گزيده يي از گفت وگو با مختاريان است.
** وضعيت نشريات دانشجويي را چگونه ارزيابي مي كنيد.
* ما در حال حاضر بيش از هزار نشريه دانشجويي داريم كه در اين هزار نشريه هر دانشجو ۳ تا ۴ سال در آن كار مي كند و با فارغ التحصيل شدن آنان، عده ديگري مي آيند كار نشريه را دنبال مي كنند. اين دانشجويان مشكلات زيادي دارند كه خبرنويسي، مصاحبه، سوژه و… از جمله مشكلات آنان است. ممكن است كه آنان به دليل كم تجربگي و جواني حرفي را بزنند كه مسؤولان دانشگاه از آنان برنجند اما براي اينكه آنها يك كار صنفي انجام مي دهند واز همان جا است كه اين افراد تجربه كسب مي كنند نبايد از حرفهاي آنان رنجيد و بايد به اين موضوع با ديد كلان نگاه كرد.
يك پيرزن شيرازي چندين سال پيش به من جمله يي را درباره جوانان گفت كه هرگز فراموش نمي كنم و فكر مي كنم دولتمردان ما نيز بايد اين جمله را آويزه گوش خود كنند. پيرزن مي گفت: جوان داري يعني شمشيرداري. شايد هركسي با شنيدن اين يك جمله بخندد، اما اين جمله پرمغزي است و مفاهيم زيادي دارد.
آلماني هامثلي دارند كه مي گويد: يك جوان بيست ساله، كبريت آماده به اشتعال است. چرا كه يك شخص ۴۰ساله در سن كمال است و بيشتر كارهايش با پختگي انجام مي شود. ولي يك جوان ۲۰ ساله مشخص و واضح است كه در سن خامي به سر مي برد و همه چيز در او حالت تجربه را پيدا مي كند و ممكن است همراه با خطا و اشتباه باشد. پس يك مقاله يي كه توسط يك جوان بيست ساله نوشته مي شود ممكن است كه تند و تيز باشد. ما بايداز نقد نهراسيم و تحملمان را بالا ببريم.
** فكر نمي كنيد كه باوجود بيش از هزار نشريه دانشجويي، كيفيت آنان زير سؤال برود؟
* خوشبختانه در دانشگاههايمان دهها دوره آموزش روزنامه نگاري برگزار شده. اما اگر ما بتوانيم در آينده از اين هزار نشريه، ۵۰ روزنامه نگار خوب و حرفه يي داشته باشيم (كه انتظار بعيدي نيست) خدمت بزرگي به فرهنگ كشور كرده ايم. خيلي از دانشجوها را مي شناسم كه فوق العاده با استعداد هستند. عاشفانه مي خوانند و عاشقانه مي نويسند و خيلي بهتر از بعضي روزنامه نگاراني هستند كه درحال حاضر اصلاً مطالعه هم نمي كنند.
اگر امكانات براي دانشجويان فراهم باشد و انتقادپذيري و تحملمان را بالا ببريم و مسؤولان نيز توجه لازم را بكنند كيفيت نشريات زير سؤال نخواهد رفت.
ما اول بايد ببينيم مسؤولان دانشگاهي اصلاً تحمل دارند؟ به نظر من اكثر آنان تحمل اين كار را ندارند و وقتي ما به آنجايي رسيديم كه تحمل اين كار را داشته باشيم مي توانيم وارد اين بحث شديم كه چقدرما مي توانيم به آنها بها بدهيم.
در حال حاضر خيلي وقتها مي شود كه با چاپ كوچكترين مطلبي، نشريه دانشجويي را تعطيل مي كنند وگاه با دانشجويان برخوردهاي تندي مي شود و آنان مورد باز خواست قرار مي گيرند. بازهم تأكيد مي كنيم دوستان ما در دانشگاهها بايد تحمل خود را بالا ببرند.
** شما سالهاست كه در اين زمينه مشغول فعاليت هستيد. فكر مي كنيد اين نشريات بايد متولي داشته باشند و از يك مجاري كنترل بشوند؟
* متولي داشتن نه به اين معني كه دانشجويان از يك مجاري كنترل بشوند. بلكه از اين جهت كه ما بتوانيم از نظر گرافيك، صفحه آرايي و … كمكشان كنيم.
مشكل ما اين است كه هنوز صنعت نشر به جز در تهران در بقيه شهرها و استانها گسترده نشده. مثلاً در اهواز براي صفحه بندي يك نشريه نتوانسته بودند كسي را پيدا كنند و درست است كه اينها بالاخره بعد از چند بار صفحه بندي كار را ياد مي گيرند، اما مشكل ما اين است كه در يك استان مهم جايي نيست كه دانشجويان سؤالات و مشكلات توليد فني رشته را بپرسند يا كسي نيست كه پاسخگو باشد. پس چون كاري براي آنان انجام نشده چگونه مي توانيم از آنان گله كنيم كه چرا كارشان عالي نيست.
نكته مهم ديگر اين است كه نسل روزنامه نگاران ما بسياراز جوانهايمان عقب است. به دليل اينكه آنها با فرايندهاي روز جهاني پيش مي روند و ما درواقع از آنان عقب هستيم و نمي توانيم به پاي آنان برسيم. آنها پويا هستند و به اطلاعات روز جهان دسترسي دارند و از همه مهمتر به كاري كه مي كنند عشق دارند.
028890.jpg
** درخصوص كيفيت كار نشريات چه كاري مي شود كرد كه به ساختار نوشتاري روزنامه ها اعتلا بخشيد؟
* اگر رؤساي دانشگاهها دوره كلاسهاي كوتاه مدت براي دانشجويان بگذارند و بر اين عقيده باشند كه اين نشريات خاري در چشم خودشان نيست آن موقع به اين نتيجه مي رسند كه اين كار را انجام دهند.
مثلاً دانشجويان دانشگاه آزاد اهواز مي گويند كه مدير دانشگاه نظرش اين است كه دانشجويان اعتلا پيدا كنند. به خاطر همين است كه در اين دانشگاه بيش از ۱۰ نشريه دانشجويي در حال انتشار است.
ما در بسياري از دانشگاههاي دولتي هم حتي يك نشريه دانشجويي نداريم. من فكر مي كنم اين مدير تحمل دارد و دانشجويان هرچه مي گويند تحمل مي كند. يعني باتوجه به اينكه شما مي گوييد افزايش تعداد عناوين باعث كاهش اعتبار نشريات مي شود. ولي من عقيده ام بر اين است كه اين تعدد، اعتبار دانشگاه را بالا مي برد و باعث مي شود دانشجويان علاقه مند بشوند وقتي يك نشريه كارش را خوب انجام بدهد انگيزه دانشجويان را بالا مي برد. همه مي خواهند در آن نشريه كار كنند و اسمشان مطرح باشد.
بسياري از مسؤولان نشريات معتقدند كه افزايش تعداد عناوين هدر رفتن بودجه است كه اين تصور بسيار غلطي است و يك تصور غلط ديگر آنان اين است كه مي گويند بعد از پايان دوره چهارساله عمر اين نشريه نيز به پايان مي رسد و دانشجويان متصدي نشريات فارغ التحصيل مي شوند، پس متولي اين نشريه چه مي شود و يكي ديگر اين كه افزايش بي رويه نشريات باعث مي شود كه عبور از خط قرمز را نفهمند و درواقع موجب ضعف ظاهري بشود و فروش نرود.
** چطور مي توان اين روزنامه نگاران را انسجام داد؟
* اين وظيفه دانشگاههاست كه در دانشگاهها انجمن هاي روزنامه نگاري تشكيل بدهند. مثلاً همانطور كه دانشجوهاي زيست شناسي بعد از اتمام درس مشخصات خود را در آلبومهايي مي ريزند و از اين طريق خود را معرفي مي كنند تا در زمان لزوم راحت بتوان از استعدادهاي آنان استفاده كرد، دانشجوهايي كه در نشريات دانشجويي قلم زده اند نيز مي توانند همين راه را در پيش بگيرند و وزارت علوم بايد تمام اين نشريات را با چاپ تصاوير روي جلد و مدير مسؤول و سردبير و اعضاي تحريريه آنها چاپ ومعرفي كند و ويژگيهاي آن نشريه را بگويد.
** فكر نمي كنيد كه دانشكده هاي روزنامه نگاري در توانشان نيست كه اين هزار نشريه را حمايت كنند؟
* آنها نه وظيفه دارند نه توانايي اين كار را دارند. آنها خودشان دچار كسر بودجه هستند درحالي كه آنها بايد بهترين روزنامه و مجله را منتشر كنند تا دانشجويان درواقع كار عملي دايمي داشته باشند.
در انگليس كلاسهايي كه دانشجوي روزنامه نگاري دارند عموماً يك استاد راهنما دارند و دانشجويان روزنامه نگاري هفته به هفته يك نشريه يي را تهيه مي كنند و براي هريك نشريه يك نفر سردبير و بقيه در نقش اعضاي تحريريه يك نشريه ويژه يي را منتشر مي كنند و اين دايماً به صورت گردشي عمل مي شود و دانشجويان دايماً انتشار يك نشريه را در قطع كوچكتر تجربه مي كنند و بعد از پايان هردوره، هرچند نشريه يي را كه دانشجويان تهيه كرده اند در اختيار استاد راهنما قرار مي گيرد تا امتيازبندي شود و بهترين نشريه از نظر شكل و محتوا انتخاب مي شود.
** چرا يك دانشجوي رشته ارتباطات جرأت انتشار يك نشريه را نمي كند، اما يك دانشجوي رشته فني ومهندسي يا پزشكي به راحتي يك نشريه را در مي آورد؟
* من فكر مي كنم شيوه گزينشي دانشگاه ايراد داشته باشد وما وقتي با دانشجو كار نكرده ايم چه انتظار مي توانيم داشته باشيم كه دانشجو كارش را خوب انجام دهد. ما بايد ببينيم كه چقدر توانستيم خودباوري در دانشجويان به وجود آوريم و چقدر علاقه مند به اين قضيه بوده ايم و آيا اگر دانشجويي را انتخاب كرده ايم واقعاً عشق به روزنامه نگاري داشته؟ و من در يك گروه موسيقي پاپ ديده ام كه ۴نفر از اعضاي آن پزشك و بقيه مهندس هستند. همه آنها موسيقيدان نبوده اند. اما عشق به آن رشته را داشته اند.
در بسياري از كشورهاي دنيا درحال حاضر وقتي يك دانشجوي روزنامه نگاري را مي خواهند انتخاب كنند. اول آنها را مجبور به نوشتن مي كنند و از او مطلب مي خواهند. اساتيد درباره نوشته آنها نظر مي دهند و بعد گزينش مي شوند. اما متأسفانه در كشور ما اين قضيه بر عكس است كه شايد علت ناتواني ها هم در اين باشد.
دانشجوهاي روزنامه نگاري بايد در روزنامه هاي بزرگ وارد بشوند و روزنامه نگاري را در آنجا تجربه كنند. اما متأسفانه روزنامه هاي ما از اين كار ممانعت مي كنند. حتي حاضر به كمك به دانشكده هاي روزنامه نگاري هم نيستند. ما بايد به جايي برسيم كه دانشجوهايمان به راحتي در روزنامه هاي مختلف حضور داشته باشند و اين وظيفه مسؤولان دانشگاههاست كه با روزنامه ها قرارداد ببندند و زمينه حضور دانشجويان در روزنامه ها را فراهم كنند و من مطمئن هستم كه مسؤولان نشريات نيز از اين كار استقبال خواهند كرد.
اگر رشته روزنامه نگاري همگام باتجربه روزنامه نگاري در نشريات نباشد هيچ نتيجه يي ندارد. درست مثل رشته پزشكي كه دانشجويان بايد در بيمارستان ها آموزش لازم خود را ببينند.
** ما چگونه مي توانيم نشريات دانشجويي را تقويت كنيم؟
028887.jpg
* نهادهاي نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها و اين نهادها موافق رشد نشريات دانشجويي هستند پس بايد بيشتر از اين كمك كنند. همچنين اگر ما كمكمان را بالا ببريم، به پويايي آنان كمك كرده ايم.
اگر روزنامه هاي اصلي كشور، نشريات دانشجويي را به نقد بگيرند و استادان روزنامه نگاري حداقل ماهي يك بار در دانشگاهها حضور پيدا كنند وايراد و اشكالات اين نشريات را بگيرند و با آنها گفت وگوي مستقيم بكنند و اطلاعات و تجربيات به دانشجويان منتقل شود، مطمئناً نتيجه مي گيريم.
ما طنزنويس در نشريات به اندازه انگشتان دست داريم. گله مي كنيم كه چرا ورزشي نويس نداريم؟ چرا سينمايي نويس نداريم. خوب ما نيرويي تربيت نكرده ايم. ما بايد دايماً اين نشريات را تقويت كنيم. انجمن صنفي روزنامه نگاران دايماً با اين دانشگاهها بايد در تماس باشد. آنان رامورد نقد و بررسي قرار دهد. استادان برجسته روزنامه نگاري كه الحمدالله كم هم نيستند بايد در شهرهاي مختلف دعوت شوند و نشريات را با حضور دانشجويان نقد كنند و دايماً آنها را تشويق به بهترشدن نمايند.
دانشجويان بايد حتماً خبرنويسي و گزارش نويسي را ياد بگيرند، سوژه يابي كنند. توانايي پرداخت سوژه هاي روز كوتاه مدت و درازمدت و سوژه هاي گذشته را داشته باشند.
تقسيم نشريه به سياسي ـ اجتماعي و ورزشي و بخش هاي ديگر چگونه باشد حتماً حوزه صنفي خودمان را فراموش نكنيم. از احساساتي گري ـ شتابزدگي بپرهيزيم. نگاهمان به مسائل كشور عميق و كلان باشد و زبان ديالوگ با مردم را بلد باشيم از ادبياتي برخوردار باشيم كه از زبان پرخاشگر، خشن و تحكمي و غيراستدلالي و غيرمنطقي، توهين و حرمت شكني دور باشد و شرايط مفاهمه، نقد و كمك به بسترسازي را به وجود آوريم.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |