شماره ۱۹۲۵ - سال هفتم - چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۰
Wed, Oct 3, 2001
Think black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گوناگون
آموزشي
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
به انگيزه روز جهاني بزرگداشت مولانا (بخش سوم و پاياني)
اي آتشي افروخته در بيشه انديشه ها
*افتراحي پيرامون انديشه ها و آموزه هاي مولانابا حضور دكتر توفيق سبحاني، دكتر محمد خوانساري، استاد كريم زماني و دكتر عليرضا ذكاوتي قراگوزلو
* توفيق سبحاني:مولانا در زمينه هايي كه از تعصب، آرامش اجتماعي انسان به هم مي خورد و آينده مطمئن حيات بشري به خطر مي افتد تساهل را روا مي داند.
* عليرضا ذكاوتي قراگوزلو: مولانا با اتكا به مبناي فكري، همه موجودات را واجد حظي از حقيقت مي داند و چون چنين است بايد با همه موجودات
به مدارا و رواداري و تحمل برخورد كرد.
* محمد خوانساري: انسان شناسي مولانا از موارد مهم و البته مغفول
در حوزه مولوي پژوهي است. اين موضوع هم روانشناس فردي و هم روانشناس اجتماعي را دربرمي گيرد. ضمن آنكه در وضعيت فرهنگي امروزي، بشدت محل توجه و نياز ما نيز هست.
028869.jpg
** رواداري، مدارا و تحمل در انديشه مولانا از كدام مبنا سرچشمه مي گيرد؟
دكتر توفيق سبحاني: شايد من يا هر كس ديگر، دو سه بيتي بطور مقطعي و برشي از يك جاي مثنوي يا غزليات شمس يا آثار منثور مولانا در حافظه داشته باشيم كه احياناً مولانا هم مانند صوفيان خزف فروش، تساهل را تبليغ كند يا دنيا را بنكوهد و بگويد:«هر كه آيد گوبيا و هر چه گويد گو بگو».
اما مولانا دنيا را نكوهش نمي كند بلكه تعريفش مي كند:
چيست دنيا از خدا غافل بدن
ني قماش و نقده و ميزان وزن
مال را كز بهر دين باشي حمول
نعم مال صالح خواندش رسول
مولانا در زمينه هايي كه از تعصب، آرامش اجتماعي انسان به هم مي خورد و آينده مطمئن حيات بشري به خطر مي افتد تساهل را روا مي داند. «روزي از غولي مي گذشت. دو نفر را ديد كه نزاع مي كردند، يكي به ديگري مي گفت: اگر يكي بگويي هزارتا مي شنوي. مولانا پيش رفت و گفت: بيا هر چه داري به من گوي كه اگر هزار بگويي يكي هم نشنوي. هر دو خصم سر برپاي او نهادند و صلح كردند.» «راهبي از قسطنطنيه به قونيه آمده بود اتفاقاً در راه به مولانا برخورد. سه بار سجده كرد هر بار كه سربرداشت مولانا را در سجده يافت.» «روزي با قصابي ارمني روبرو شد. مولانا هفت بار در برابر آن قصاب سرنهاد.» مي گويد:
هر نبي و هر ولي را مسلكي است
ليك با حق مي برد جمله يكي است
مي گويد:
بد نماند چون كه نيكوجو شود
تساهل مولانا از اين قبيل است.
دكتر عليرضا ذكاوتي قراگوزلو: همانطور كه قبلاً هم گفتم مولانا انسان را در هر مرتبه يي از انديشه و رفتار، منعكس كننده مظهري از مظاهر حقيقت مطلق و واحد مي داند. اين مسأله ممكن است گاه جنبه هاي به ظاهر متضادي به خود بگيرد. تحمل و مدارا با همه كس حتي مخالفان، از اين ايده برمي آيد. مولانا انسان را در منظومه هستي، به عنوان مظهر كامل يا تجلي اسم جامع معرفي مي كند. از اين جهت است كه حتي ممكن است در يك مرحله و مرتبه يي حتي موسي و فرعون هم آشتي مي كنند.
به قول مولوي:
چون كه بي رنگي اسير رنگ شد
موسيي با موسيي در جنگ شد
چون كه اين رنگ از ميان برداشتي
موسي و فرعون كردند آشتي
در اين نگرش، فرعون نيز مرتبه يي از حقيقت را و اجد است. در تمثيل ديگري، مولانا مي گويد: تفاوت شكل سايه ها، به خاطر انعكاس نقوش ديوار و كنگره است. اگر ديوار را ويران كنيم آفتاب همه جا يكسان مي تابد. برهمين اساس است كه مولانا به ايده وحدت اديان مي رسد. بنابراين مولانا با اتكا به مبناي فكري، همه موجودات را واجد حظي از حقيقت مي داند و چون چنين است بايد با همه موجودات به مدارا و رواداري و تحمل برخورد كرد.
** آثار برتر و شاخص در حوزه مولوي پژوهي چه آثاري اند؟
دكتر توفيق سبحاني: مي توانم از آثار ذيل ياد كنم:
الف ـ «شرح مثنوي شريف» استاد بديع الزمان فروزانفر.
ب ـ «سرني» استاد زنده ياد دكتر عبدالحسين زرين كوب.
ج ـ «عرفان مولانا» تأليف دكتر خليفه عبدالحكيم و ترجمه آقايان احمد محمدي و احمد ميرعلايي كه به رغم حجم كم، پرمعني و مفيد است.
دكتر محمد خوانساري: آثار خوب و مفيد در اين عرصه فراوان است. از زمان هاي قديم و پس از مولانا شارحين به شرح مثنوي پرداختند و در زمان ما نيز با سبك جديد و روش آكادميك به تفسير مثنوي و انديشه هاي مولوي پرداختند. به گمان من، بهترين آثار در حوزه مولوي پژوهي، به خامه استاد بديع الزمان فروزانفر نگاشته شده است. ايشان ذهني مستقيم و بركنار از تأويل داشت و نگاهي واقعگرايانه و رئاليستي به مثنوي مي كرد.
در كنار آن مي توانم از آثار مرحوم زنده ياد جلال الدين همايي (مولوي چه مي گويد؟ دژ هوش ربا) يادكنم. همچنين روانشاد دكتر زرين كوب نيز آثار گرانسنگي در اين حوزه عرضه كرده است.
در اينجا بايد به آثار نيكلسون و نيز تلمذ حسين هم اشاره كنم كه مفيد و نافع هستند.
به نظر من تفاسيري مثل تفسيرخوارزمي و يا تفسير ملاهادي سبزواري بر مثنوي چندان قابل اعتنا نيستند چرا كه اين آثار سعي دارند يا از زاويه نگاه ابن عربي و يا از زاويه نگاه فلسفي به آثارمولوي نظر كنند و به گمان من اين كار، چندان پسنديده نيست.
دكتر عليرضا ذكاوتي قراگوزلو: من از ميان شروح قدما به شرح خوارزمي مثنوي تعلق دارم و آن را پيشنهاد مي كنم. از ميان متأخرين بدون آنكه بخواهم ترجيحي قايل شوم به آثار مرحوم فروزانفر، مرحوم جلال همايي، مرحوم دكتر زرين كوب و نيز نيكلسون مي توانم اشاره كنم. ضمن آنكه كتاب «سيري در ديوان شمس» اثر مرحوم علي دشتي نيز قابل استفاده است.
كريم زماني: آثار بي شماري پيرامون مولانا نوشته شده. در اين دو سه دهه هم آثاري فراهم آمده كه بعضاً در خور اهميت است. در بخش زندگي و احوال مولانا محققانه ترين اثر همان كتابي است كه مرحوم فروزانفر نوشته است و «پله پله تا ملاقات خدا» به قلم مرحوم زرين كوب نيز از نظر انگيختن احساس و عاطفه كتاب جذابي است. زندگينامه مولانا به قلم مرحوم گولپينارلي خواندني است. اما در بخش مشروح مثنوي از گذشتگان دور شرح انقروي و اكبرآبادي را بهترين و راهگشاترين شرح مي دانم و از شروح معاصر، شرح مرحوم فروزانفر را بهترين مي دانم. فرصت نيافتن آن مرحوم براي اتمام شرح، الحق ضايعه يي است براي ادب دوستان و معارف پژوهان. جز آن، «مولوي نامه» مرحوم همايي نيز از آثار مهم مثنوي پژوهي است. همين طور «سرني» شادروان زرين كوب.
** به نظر شما جاي چه موضوعي در حوزه مولوي پژوهي، هنوز خالي و آزاردهنده است؟
دكتر توفيق سبحاني: به نظر من، تهيه يك كتاب موضوعي و فهرست موضوعي از انديشه هاي مولانا ضروري است.
ديگر آنكه مقايسه دقيق و ارزيابي موشكافانه ميان مثنوي و غزليات شمس، از مهمترين كارهاي انجام نشده در حوزه مولوي پژوهي است.
دكتر عليرضا ذكاوتي قراگوزلو: فكر مي كنم تبيين و توصيف شرايط و زمينه هاي تاريخي ظهور مكاتب عرفاني بويژه انديشه عرفاني مولانا بسيار ضروري است. اين مسأله ما را با بستر تكوين اين انديشه هاي سترگ آشنا مي سازد. غفلت از اين موضوع تحقيقي ما را در مواردي دچار ابهام و سرگرداني و تحليل هاي غلط مي كند.
دكتر محمد خوانساري: انسان شناسي مولانا از موارد مهم و البته مغفول در حوزه مولوي پژوهي است. اين موضوع هم روانشناس فردي و هم روانشناس اجتماعي را دربرمي گيرد. ضمن آنكه در وضعيت فرهنگي امروزي، بشدت محل توجه و نياز ما نيز هست.
كريم زماني: ما هنوز در عرصه مولوي پژوهي در ابتداي راه هستيم. در بعضي از بخش هاي آن كارهايي شده است. اما در بخشي از آن هيچ كار درخوري انجام نشده است. مثلاً ديوان غزليات مولانا همچنان به صورت دژي هوش ربا و اسرارآميز با درهايي بسته باقي مانده است و هيچكس نتوانسته است راهي به سوي آن پيدا كند. اما مثنوي به لحاظ تعليمي بودنش بيشتر مورد توجه واقع شده و كارهاي غث و سميني پيرامون آن صورت گرفته است. مثنوي از نظر شرح بيت به بيت به حد اشباع رسيده است. ديگر لزومي ندارد كسي بنشيند و تك تك ابيات را در حد فهم عمومي بنويسد. چرا كه با وجود شروح مختلف اين كار مصداق تحصيل حاصل است. اما ما در زمينه تفسير موضوعات مثنوي بشدت فقير و نيازمنديم. اكنون موقع آن رسيده كه مباني تفكر مولانا با حوصله يي محققانه نه از سر شتاب و انگيزه هاي كتاب سازانه مورد توجه مثنوي پژوهان قرارگيرد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |