* در كارخانه (البرز مركزي)، به ازاي هر ۲ نفر كارگر ساده و متخصص، ۸ نفر نيروي خدماتي كار مي كند.
* به دليل ناتواني كارخانه نساجي (كلار) قائمشهر، در پرداخت دستمزد كارگران، هرماه حداقل ۳،۲ روز كارگران، اعتصاب مي كنند.
هوايي پاك ومرطوب، بوي درختان و جنگل و شاخه هاي درهم ،چشم انداز كلبه هاي زيباي لب جاده، شنهاي ساحل، جاده هاي باريك در يك سرزمين تاريخي، همه و همه نشانه هاي استاني پهناور است به نام «مازندران». از دنياي خيال انگيز شمال كه پايتان را دورتر بگذاريد، چند كيلومتر آنسوتر از تصاوير خيال انگيز كنار جاده ها، سرزميني رامي يابيد كه چندان تناسبي با اين زيبايي ندارند. حرفهاي مهندس ولي عنايت نماينده مردم قائمشهر، سوادكوه وجويبار ناگفته هايي است از زواياي پنهان مازندران كه خود وي مي گويد، شايد اين حرف ها به مذاق بسياري خوش نيايد.
* آقاي عنايت، مازندران به دليل شرايط خاص طبيعي و استعدادهاي ذاتي همواره جايگاه خاصي در ميان ساير استانهاي كشور دارد. درحالي كه بررسي روند تحولات مختلف استان دو دهه اخير، پيشرفت خاص و قابل توجهي را نشان نمي دهد از ايران تحولات دو دهه اخير مازندران را چگونه ارزيابي مي كنيد.
** مازندران، طي دو دهه اخير مورد كم لطفي و بي مهري مسؤولان و برنامه ريزان كشور قرار گرفته است. امروز مازندراني را داريم سرسبز و زيبايي خدادادي كه چهره يي بزك كرده است ومانع از شناخت هويت واقعي آن مي شود.
حتي اين جنگل زيبا نيز، به درد اين مردم نمي خورد. سود آن به جيب شركتهاي بزرگ چوب بري مي رود كه خارج از استان هستند از سوي ديگر، مازندران درياي نيلگون خزر را دارد دريايي ملي كه مورد استفاده همه مردم است. درحالي كه اعتبارات ريالي براي تجهيز و نگهداري آن از اعتبارات استان پرداخته مي شود! حقيقت آن است كه در بخش صنعت كه پايه اقتصاد يك كشور و منطقه است، طي چند سال اخير درمازندران هيچ سرمايه گذاري كلان نداشته ايم. جز دو مورد كه يكي احداث سد شهيد رجايي يا همان سد سليمان تنگه است كه از چند دهه قبل كلنگ آن خورده بود و امروز هم پس از چند بار كلنگ خوردن و تكميل پروژه، هنوز كارهاي قسمت «پايين دست» سد به اتمام نرسيده است. وزارت نيرو مي گويد: «ما فقط موظف به احداث سد هستيم. انتقال آب بر عهده وزارت كشاورزي است و وزارت كشاورزي مي گويد: «ما بودجه نداريم.»
دومين مورد، احداث پروژه چوب وكاغذ مازندران است كه سابقه آن به قبل از انقلاب برمي گردد و امروز، پس از سالها كار و پس از افتتاح آن، هنوز كه هنوز است آن را از كنسرسيوم خارجي تحويل نگرفته ايم! چون هنوز به ظرفيت توليدي تعيين شده نرسيده است.
* در كل اگر بخواهيد مهمترين مشكلات استان را عنوان كنيد، روي چه مواردي انگشت مي گذاريد؟
** مهمترين مشكل ما، مشكل بيكاري است. نرخ بيكاري در مازندران از بالاترين نرخهاي بيكاري در كشور است. درحالي كه مازندران در رديف غني ترين استان هاي كشور است.
سوءمديريتها و اختلافات مقامات استاني، تأثير بسيار بد بر روي شهرهاي محدود استان (ازجمله قائمشهر) دارد. جمعيت سوادكوه، از ۹۸ هزار نفر در سال ۱۳۵۵ به ۶۳ هزار نفر درسال ۱۳۷۵ رسيده است. سوادكوه طبيعت بسيار زيبا دارد، اما بي توجهي درمسائل رفاهي و اشتغال ساكنان آن موجب مهاجرت مردم به قائمشهر شده است كه مشكلات فراوان ايجاد كرده است. امروزه در سوادكوه، چيزي به نام «صنعت» به معناي واحدي درآمدزا وجود ندارد. سوادكوه تنها دو واحد صنعتي دولتي دارد كه هيچكدام سودآور نيست.
* اين ادعا، قابل اثبات است؟
** بله. آمار بهترين دليل است. يكي از اين دو واحد صنعتي، «البرز مركزي» است، استخراج زغال سنگ و شست شوي آن و در نهايت انتقال مواد به كوره هاي بلند ذوب آهن اصفهان كار آن است. سالانه ۲۰۰ هزار تن استخراج زغال سنگ دارد. اما اين رقم، چندان هم خوشايند نيست! چون توليد زغال به اين روش امروز ديگر مقرون به صرفه نيست. مي توان با صرف همين هزينه چندين برابر، زغال وارد كرد. تجهيزاتي كه در معدن زغال سنگ به كار مي رود همه فرسوده است. اگر يك روز، كمپرسور كارخانه بخوابد، كار تعطيل است چون جايگزين ندارد و اين تنها مشكل معدن نيست. معمولاً حقوق بازنشستگان از صندوق بازنشستگان تأمين مي شود. در اين كارخانه ماهانه، حدود ۴۰۰ تا ۴۵۰ ميليون تومان از درآمد معدن (و نه صندوق بازنشستگان)، به بازنشستگان همين معدن داده مي شود. بايد پرسيد، با چه سياست اقتصادي چنين كاري صورت مي گيرد؟ نسبت نيروي انساني عملياتي در اين معدن به نيروي خدماتي ۲ به ۸ است. به ازاي هر دو نفر كارگر و متخصص، ۸ نفر كارگر خدماتي و ستادي وجود دارد(!) قسمتي از اين معدن در اختيار بخش خصوصي گذاشته شده است، اما به دليل نبودن حمايت دولت اين بخش موفق نيست و عملاً در حال ورشكستي است. واحد دوم صنعتي سوادكوه، شركت اشباع و تراورس است كه سابقه يي ۷۰ ساله دارد. اين شركت پيش از هفت دهه قبل، در غياب ذوب آهن و قالب هاي بتن، وظيفه توليد تراورسهاي چوبي زير ريل قطارها را داشت. محصولي كه امروز ديگر عملاً كاربرد ندارد. اصلاً معلوم نيست، اين كارخانه، چه مي كند و فعاليتهاي آن، تا چه حد توجيه اقتصادي دارد.
|
|
|
* در قائمشهر چطور؟ وضعيت صنايع دولتي در اين شهر چگونه است؟
** وضعيت اين شهر، بسيار وخيم تر از سوادكوه است. علي رغم آنكه قائمشهر ۵ واحد صنعتي دولتي دارد وضعيت اين صنايع دست كمي از صنايع سوادكوه ندارد.
يكي از اين واحدهاي صنعتي، شركت نساجي شماره (۱) قائمشهر است، كه در سال ۱۳۰۸ كلنگ احداث آن به زمين خورد و در سال ،۱۳۰۹ به بهره برداري رسيد. خود اين زمان كوتاه در بهره برداري چنين واحدي در اين زمان جاي تأمل بسيار براي مسؤولان دارد! عمر اين كارخانه ۷۰ سال است و كاملاً مستهلك و از رده خارج است. پس از انقلاب به دليل سرمايه گذاري نشدن و تزريق نكردن نيرو، تحت فشارهاي مختلف وضعيت اسفناكي پيدا كرده است.
در سال ،۱۳۷۷ دولت طرحي براي بازسازي و نوسازي برخي از صنايع تصويب كرد. يكي از اين صنايع همين واحد بود. حدود ۱۱ ميليون دلار دستگاه و ماشين آلات ريسندگي و بافندگي وارد و نصب كردند و كلي وام گرفتند. اما بازهم به دليل نبودن مديريت صحيح كارخانه نتوانست جوابگو باشد. حقوق كارگران بيكار را از همين وامها و افزايش سهام داده اند كه موجب كاهش شديد ذخاير مالي شركت شد.
قرار شد كارخانه جديد در محل كارخانه قديم احداث شود. اما به دليل استحكام كارخانه و استفاده از بهترين نوع بتن در اين واحد، نصب دستگاهها به چندين برابر زمان پيش بيني شده افزايش يافت. از سوي ديگر ماشين آلات جديد ۶۰۰ نفر نيرو مي خواهد. درحالي كه كارخانه قبلي ۱۰۰۰ نفر نيرو دارد. سرنوشت ۴۰۰ نفر هنوز مشخص نيست. صنعت چاپ و تكميل، لازمه توسعه هر واحد پارچه بافي است. هيچ كار براي تجهيز و تكميل اين قسمت در كارخانه نشده است. به همين دلايل كارخانه عليرغم بازسازي با مشكلات فراوان مواجه است.
دومين، واحد صنعتي قائمشهر، كارخانه كنسروسازي است كه وابسته به سازمان (اتكا) است. تأسيس آن به جنگ جهاني دوم و نيازهاي آن زمان برمي گردد. كارخانه تاحدودي اصلاح شده است اما هنوز به حد استانداردهاي لازم نرسيده است و جوابگوي نيازها نيست.
سومين كارخانه قائمشهر، كارخانه گوني بافي با سابقه يي هفتادساله است. كارخانه يي است كاملاً مستهلك، غيراقتصادي و بازيان انباشته كه تحت پوشش بانك ملي است. سيصد و پنجاه نفر نيرو دارد كه بنا به استدلال هاي كارشناسي كاملاً غيراقتصادي تشخيص داده شده است.
نساجي طبرستان، چهارمين واحد صنعتي قائمشهر است كه سرنوشتي پيچيده تر از بقيه واحدها دارد. در سال ۱۳۴۰ راه اندازي شده است. در پانزده بهمن ۷۶ با ۲۱۱۴ نفر نيرو، به دليل نداشتن توجيه اقتصادي و زياندهي، تعطيل شد. سهامداران كارخانه بانك هاي ملي، صادرات و سازمانهاي خصوصي هستند. پس از بررسي، معلوم شد مي توان اين واحد را بازسازي كرد و به مرحله بهره برداري رساند. سهامداران آن را جمع كرديم و پس از جلسات متعدد، آنها پذيرفتند در جهت نوسازي و تجهيز اين واحد سرمايه گذاري كنند و مقرر شد، قسمت چاپ و تكميل كارخانه نيز گسترش و توسعه يابد تا بتواند حتي سفارشات بگيرد و پاسخ دهد و قرار شد نيروي انساني كارخانه تعديل شود و به ۱۷۵۰ نفر كاهش يابد. تمام اين تدابير به مرحله عمل رسيده است و مديريت جديد ادعا كرده است كه اگر سه ماه حقوق كارگران و ۳۰۰ تن پنبه و پلي استر مورد نياز چندماهه كارخانه را سهامداران تأمين كنند، بعد از سه ماه، كارخانه به خودكفايي مي رسد و پاسخگوي هزينه هاي خود مي شود.
آخرين واحد صنعتي قائمشهر، نساجي (كلار) است قدمتي ۲۰تا۳۰ ساله دارد و درحدود هزار نفر نيرو. تنها واحد صنعتي تقريباً مطلوب و مناسب و جديد منطقه است كه متأسفانه به دليل سوءمديريت زيان آور شده است و به دليل تراكم نيرو، قيمت گران محصولات و كيفيت پايين تر است، حتي از عهده مخارج كارگران خود برنمي آيد و هرماه، حداقل ۳،۲ روز كارگران اعتصاب مي كنند. درحال حاضر به دنبال تزريق نقدينگي به اين واحد و تصحيح سيستم مديريتي آن هستيم كه آن را نجات دهيم.
* شما و همكارانتان در طول نمايندگي براي تأسيس صنايع جديد كاري كرده ايد؟
** بله. با تلاشها و دوندگيهاي فراوان نمايندگان شهر، در سال ،۱۳۷۸ در پروژه هايي به نام «طرح فاينانس» وابسته به همان شركت نساجي مازندران، ۳۰ميليون دلار براي وارد كردن ماشين آلات ريسندگي و بافندگي كارخانه اختصاص داده شد كه دستگاهها وارد شده است و در حال نصب است. از وام تبصره ۳ نيز وامي به ميزان ۲ ميليارد تومان مصوب شد تا دريافت كنيم، براي تكميل سالن بافندگي ۱۸۰ ميليون دلار ارز با دلار ۳۰۰ تومان دريافت كرديم (در اواخر وزارت مهندس شافعي) كه براي ورود ماشين آلات چاپ و تكميل ماشين آلات هنوز وارد كشور نشده است. پروژه يي است كه آينده يي درخشان دارد.
* دستگاهها، از لحاظ كيفيت تكنولوژي در چه سطحي است؟
** جزو بهترين و مدرنترين دستگاههاي دنيا هستند كه با نظر كارشناسي، پس از بررسي هاي بسيار خريداري شده است.
\ در پروژه ي فاينانس چند نفر مشغول به كار خواهند شد؟
** حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر.
* حوزه شما، شامل سه منطقه است. سوادكوه، قائمشهر و شهرستان جويبار. درمورد دو منطقه اول حرف زديم. ممكن است درمورد جويبار هم حرف بزنيم خصوصاً درمورد صنعت آن.
** جويبار، شهرستاني است حدوداً با ۱۰۰ هزار نفر جمعيت و بافتي كاملاً كشاورزي. در مجموع سرانه مردم در اين شهرستان بيشتر از سرانه در قائمشهر است. اما با كمال تأسف در اين شهرستان حتي يك واحد صنعتي نمي توانيد پيدا كنيد كه سهامدار آن دولت باشد. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب.
* چه تضميني وجود دارد كارخانه هايي كه شما با افتخار از اصلاح و نوسازي آنها ياد مي كنيد، دوباره دچار اين بحران ها يعني سوءمديريتها و اعمال نفوذها نشود؟
** تمام بخشهايي كه مربوط به بررسيهاي كارشناسانه و فني است انجام داده ايم. پيش بيني هاي ما حكايت از موفقيت اين پروژه ها دارد. اما واقعيت آن است كه در آن روي سكه، عده يي هستند راه اندازي كارخانه ها، به ضرر آنهاست. به همين دليل شديداً سنگ مي اندازند. بله حق با شماست. ما نمي توانيم در تمام سيكل و جزييات يك صنعت دخالت كنيم، چرا كه مافياي صنايع، اجازه هرگونه ابتكار عمل را از ما گرفته است. فقط مي توانيم مواد اوليه و ابزار و اصول فني استاندارد را مهيا كنيم، اما اينكه آيا واقعاً كار، صددرصد موفقيت آميز خواهد بود يا خير؟ مي گويم: نمي دانيم!
* پس چطور دست به سرمايه گذاريهاي كلان زديد كه هيچگونه تضميني براي آنها نداريد!
** دليل كارهاي ما تاحدي به شرايط سياسي و رواني جامعه برمي گردد. از طرفي تعطيلي ها و بيكاريها كه پيش مي آيد فشار رواني بسيار به مردم منطقه وارد كرده بود كه كم كم مي رفت بحران زا شود. از سوي ديگر ما ميلياردها دلار سرمايه ملي راكد داشتيم كه بايد فكري براي آن مي كرديم. مي گويند براي اشتغال هر فرد بيكار ۲۰ ميليون تومان سرمايه گذاري لازم است. حساب كنيد اگر اين خيل عظيم از كارگران بيكار شوند، چند ده ميليارد تومان براي اشتغال آنها لازم است. از روز اول حرف ما اين بود، به جاي آنكه ۴ ميليارد تومان بابت حق بيكاري و بازنشستگي بپردازيد، مي آمديد صنايع را احيا مي كرديد.
* بحث گردشگري و صنعت توريسم از مباحث قديمي كشور است. به عنوان نماينده مجلس، وضعيت كنوني اين صنعت را دركشور و بالاخص در مازندران چگونه ترسيم مي نماييد؟
** به عقيده من، دركل ما هيچگونه حركت مثبتي (در سطح كلان) صنعت توريسم انجام نداده ايم. بحث توريسم، يك مقدار برمي گردد به فضاي فرهنگي جامعه ما و نوع نگرش آن نسبت به اين صنعت و يك مقدار هم برمي گردد به درآمدزايي توريسم براي اين كشور.ما به دليل برخورداري از يك درآمد ۱۷ ۱۸، ميليارد دلاري نفت، هيچگاه احساس نياز جدي به اين صنعت (توريسم) نكرده ايم. براي همين زياد اهميت نمي دهيم كه تعرض به چند توريست دركرمان يا اصفهان چه عواقبي در آينده اين صنعت خواهد داشت؟ درحالي كه كشورهاي اروپايي درصد زيادي از درآمد خود را از توريسم به دست مي آورند، ايتاليا، سالانه ۱۸ ميليون نفر توريست دارد. درآمد توريسم در فرانسه ۴۵ ميليارد دلار در سال است. اما ما چه مي كنيم؟
* به عنوان سؤال آخر، فكر مي كنيد راه حل برطرف كردن اين مشكلات و در نهايت توسعه مازندران در چيست؟
** براي يك جامعه مترقي، نياز به يك قانون همه جانبه و قدرت اجرايي محكم و آينده نگري قانون گذاران الزامي است. يك قانون خوب، قانوني است كه به شما امنيت بدهد، هركسي كه از راه مي رسد، نتواند از آن برداشتهاي سودجويانه خود را داشته باشد. اگر بگوييم دريا كه متعلق به همه اقشار جامعه است، براثر تباني يك سري از آقايان، مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، يعني قانون خوب ما هم فدا شده است. دستگاههاي ناظر بر حفظ منابع طبيعي قانون كميسيون اصول نظارتي ۸۸ و ۹۰ مجلس و دستگاه قضايي است. بايد بياييم عملكرد خود و وضعيت موجود را موشكافانه ارزيابي كنيم. برويم دنبال آن «گره» ها تا آنها را باز كنيم. به نحو سرمايه گذاري خود بيشتر توجه كنيم. ما به هيچوجه بر روي صنعت و توانمنديهاي بالقوه خود جدي فكر نكرده ايم. پنبه ما امروز كيلويي ۲دلار به اندونزي صادر مي شود و آنها پس از تصفيه و تبديل آن به محصولات ديگر، آن را كيلويي ۳۰ دلار به خود ما مي فروشد. چرا؟ اين توليدات اكثراً به شكلي است كه در داخل كشور به راحتي قابل توليد است. ما هيچوقت زيربنايي سرمايه گذاري نكرده ايم. نرخ بيكاري در قائمشهر ۲۰درصد است كه بالاترين نرخهاي بيكاري دركشور است. اين يعني ۳۰ هزار بيكار. تازه اينها بيكاراني هستند كه در اداره كار ثبت نام كرده اند(!) بايد به سخنانمان باور پيدا كنيم و به آن عمل كنيم، اين تنها راه فايق آمدن بر كاستيها وكم كاريهاي گذشته است.
حميدرضاخالدي