|
دانش آموزان با رنگ هاي شاد غريبه اند
* استفاده از رنگهاي تيره ميزان يادگيري را كاهش مي دهد.
* آموزش و پرورش نبايد رنگها را به دانش آموزان تحميل كند.
* دانش آموز مقطع ابتدايي خود را بنده غيرارادي معلم مي بيند واز او تقليد مي كند.
* دركشور ما تنها ۵۰درصد تعليم و تربيت به عهده مدارس است اما در كشور ژاپن ۹۵درصد آموزش به عهده مدارس است.
|
|
|
با وجود بخشنامه هايي كه از طرف وزارت آموزش و پرورش اعلام مي شود، بسيار بعيد به نظر مي رسد كه بتوانيم فرهنگ غالب رنگهاي غيرشاد را به صرف ابلاغ بخشنامه ها رفع كنيم و در واقع اين فرهنگ غلط كه بدجا افتاده و تبعات بدي هم داشته ما بايد هوشيارانه زمينه هاي فرهنگ سازي براي استفاده از رنگها را با حفظ ارزشها جا بيندازيم. درتمام مناطق و استانهاي كشور شاهد اين هستيم كه رفتار و كردار اين جوانان حكايت ازاين است كه كمتر سلامت رفتار و روان دارند، داراي مشكل هستند و بايد به عنوان مسؤولان تعليم و تربيت دريك ارزيابي منصفانه جهت اين پيكان را به سمت خود بگيريم و ببينيم كه تاكنون چه كرده ايم.
دكتر «اصغردادخواه» ، روان شناس باليني و آموزشي درخصوص انتخاب رنگ مانتو براي دختران مي گويد: باتوجه به اينكه بحث رنگها بيشتر متوجه دختران است، متأسفانه گاهي رنگهايي كه براي مانتو دختران درنظر گرفته مي شود به قدري نامتناسب با روحيه و سن دانش آموز است كه او ناچار و برخلاف ميل باطني مجبور است كه مانتو را بپوشد. البته طبيعي است كه رنگ در روحيه دانش آموز ، آموزش مسؤولان مدرسه تأثير خواهد داشت واستفاده از رنگ روشن به دانش آموز ياد مي دهد كه نظافت ظاهري خودش را رعايت كند.
دكتر دادخواه درادامه مي گويد: استفاده از رنگهاي تيره ميزان يادگيري را كاهش مي دهد و از طرفي نوع رنگ در شخصيت فرد بسيار تأثير دارد مثلاً رنگ قرمز يا نارنجي رنگهايي شاد هستند اما ازنظرعرفي براي پسرها خيلي مناسب نيستند واين مسأله گاهي سبب مي شود كه فرد درصورت استفاده اجباري از اين رنگ دچار سرخوردگي شود و يا او را مورد تمسخر قرار دهند.
باتوجه به اين كه جوان به دنبال تنوع و مد است چه خوب است كه آموزش و پرورش به اين نكته توجه داشته باشد كه رنگها را به بچه ها تحميل نكندبه عنوان مثال سه نوع رنگ رابراي مانتوي مدارس درنظر بگيرد ودانش آموزان را در انتخاب يكي از سه نوع رنگ آزاد بگذارد.
دكتر «نسترن نوشاد» روانشناس و استاد دانشگاه درخصوص حجاب براي دانش آموزان دختر مي گويد:«درجامعه ما به جاي اينكه حجاب را جا بيندازيم ، متأسفانه يك مدل و رنگ خاص را ترويج داده ايم ، اين الگوها نه گفتن به روشنايي و شفافيت است ، ما درجاانداختن مسأله حجاب دربين نسل جديد اشتباه كرديم آنقدر كه شعارداده شده كار انجام نشده است و ابتدا كه مسأله حجاب را مطرح كرديم با رنگ سياه بود. دكتر نوشاد مي افزايد: ما يك فرهنگ سازي غلط انجام داده ايم ، حجاب را در قالب سياهي مطرح كرده ايم و بايد اين فرهنگ غلط را از بين ببريم كه البته از جانب آموزش و پرورش حركتهايي انجام شده اما كافي نيست . ما بايد از غالب بخشنامه ها خارج شويم ، حجاب را در بستر نور و شفافيت قرار دهيم ، بنابراين اگر بچه ها با حفظ ارزشها از رنگهاي روشن استفاده كنند پيوسته ملزم به رعايت نظافت هم مي شوند.
دكتر دادخواه با اشاره به اينكه مدرسه خانه دوم دانش آموزان است و بايد درآن احساس آرامش و امنيت كنند، اينطور بيان مي كند كه : ويژگيهاي مدرسه براي سنين مختلف فرق مي كند، در دوران ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان يك سري خصوصيات مشترك داريم و يك سري خصوصيات فردي و مقطعي . خصوصيات مشترك به اين صورت است كه بايد نيازهاي عمومي يك عده دانش آموز همسال و هم نياز را برآورده كرد به فرض مدرسه بايد جايي باشد كه بچه ها در مقطع ابتدايي بتوانند نيروهاي بالقوه را به نيروي بالفعل تبديل كنند يعني نياز به تحرك دارند و اين ملزم به داشتن فضاي آموزشي وسيع است بنابراين بايد محيط مدرسه به گونه يي باشد كه دانش آموز احساس گرمي و محبت كند يعني وقتي از محيط خانواده وارد فضاي مدرسه مي شود دچار شوك نشود، با يك انضباط و قوانين خشك روبرو نگردد زيرا باعث دلزدگي او از مدرسه مي شود ومسؤولان آموزشي مدارس بايد به اين نكته توجه داشته باشند چون دانش آموز درسني است كه امكان دارد از اخلاق و رفتار بزرگترها مخصوصاً معلمان خود سوءاستفاده كند.
اكثر اوقات شاهد اين مسأله بوديم كه دانش آموز مقطع ابتدايي كاملاً از معلم خود تقليد مي كند و يا حتي دربسياري از مواقع نسبت به معلم خود احساس اطمينان بيشتري مي كند بنابراين معلمان بايد هوشيار باشند كه دانش آموزدراين مقطع دوران تقليد را طي مي كند ودرواقع خودش را بنده غيرارادي معلم مي بيند . دكتر دادخواه دراين مورد تأكيد مي كند كه معلم بايد دقت كافي به اين مسأله را داشته باشد زيرا نوع رفتار ، طرز صحبت كردن ، عطري كه به خود مي زند و نوع آرايش ظاهري همه مسائلي است كه دانش آموز از او تقليد خواهد كرد و اگر توجه معلم نسبت به اين مسائل كم باشد شكل گيري شخصيت دانش آموز شديداً دچار مشكل خواهد شد. بنابراين معلم مي تواند ازطريق آموزش غيرمستقيم به دانش آموز، درشكل گيري شخصيت او مؤثر باشد. دربسياري از جوامع اكثر مسؤوليتهاي آموزشي را به مدارس واگذار مي كنند مثلاً كشور ژاپن ۹۵درصد اين مسؤوليت را به عهده مدرسه مي گذارد اما دركشور ما ۵۰درصد آن به عهده مدرسه و ۵۰درصد ديگر به خانواده واگذار مي شود. بنابراين مسؤولان آموزشي بايد با تغيير نظامهاي مختلف درسالهاي مختلف باعث سردرگمي خانواده ها ودانش آموزان نشوند واز يك نظام تثبيت شده پيروي كنند تا دانش آموزان را از تحصيل و مدرسه دلسرد نكنند.
بطوركلي بايد برنامه وسيع و گسترده درفرهنگ سازي انجام داد كه اين كار بيشتر در دست مسؤولان آموزش و پرورش است و صرفاً بخشنامه ها جوابگو نخواهد بود نبايد دراين مورد سليقه يي عمل كرد بلكه بايد اول خود را باور كنيم و نيز باور داشته باشيم كه سرنوشت نسل آينده دردستان ما است. بايد از زواياي مختلف به اين پاكسازي و اصلاح پرداخت. بايد محيط مدارس را شاد كنيم ، محيطي كه عشق ورزيدن را ياد بدهد زيرا يك محيط تيره و سياه فقط اندوه و بغض و نفرت را آموزش مي دهد. محيط بايد شاد و روشن و لذت بخش باشد و براي اين مهم بايد از محيط فيزيكي شروع كنيم كه شادي اين محيط فيزيكي به بچه ها روحيه مضاعف مي دهد. در زمينه فرهنگي و حجاب نيز مي توان از نظرات خود دانش آموزان استفاده كرد.
پريسا عظيمي
رييس سازمان همياري اشتغال فارغ التحصيلان:
هرسال حدود ۸۰ هزارنفر به فارغ التحصيلان بيكار افزوده مي شود
گروه اجتماعي ـ رييس سازمان همياري اشتغال فارغ التحصيلان گفت: در حال حاضر در كشور ۳۵۰هزارنفر فارغ التحصيل بيكار وجوددارد كه هرسال حدود ۸۰هزارنفر به اين تعداد افزوده مي شود.
مهندس مرتضي پرهيزكار در نشست علمي اشتغال در دانشكده فني دانشگاه تهران در گفت وگو با خبرنگار ما، ضمن بيان اين خبر افزود: پيش بيني مي كنيم درسال۸۳ ، ۲ميليون و ۹۴۲ فارغ التحصيل خواهيم داشت كه برمبناي آن ۲ميليون و ۴۷۳تقاضا براي كار و ۴۶۹ هزارنفر هم بيكار به دنبال خواهدداشت.
وي از اشتغال به عنوان يك سازمان نظام يافته يادكرد و گفت: اشتغال هم مانند هربخش ديگر دركشور ما يك نظام است كه از اجزاي مختلفي تشكيل شده و بايد اين اجزا به طور دايم با هم در ارتباط باشند. اما متأسفانه شاهد اين مسأله هستيم كه بين بخشهاي اوليه و ثانويه اين نظام ها فاصله زيادي وجوددارد.
مهندس پرهيزكار در پاسخ به سؤال خبرنگار ما در اين خصوص كه آيا نبايد بين پذيرش ظرفيت دانشگاهها و ميزان مشاغل دربازاركار هماهنگي وجودداشته باشد؟ گفت: معتقد به اين مسأله نيستم زيرا در جامعه اگر بيكاران ما تحصيلات عاليه نداشته باشند وضع موجود بدترمي شود. بنابراين اگر بيكاران ما از افراد تحصيلكرده باشند بهتر خواهدبود، البته درحال حاضر حدود ۳ميليون بيكار در كشور وجوددارد كه ۱۰درصد آنان را فارغ التحصيلان دانشگاهها تشكيل مي دهند.
وي تصريح كرد: سازمان همياري اشتغال با معرفي مراكزي مثل جهاددانشگاهي، مركز آموزش و تحقيقات صنعتي ايران، سازمان آموزش فني و حرفه اي و دانشگاهها امكان ايجاد شغل براي فارغ التحصيلان را فراهم كرده است.
رئيس سازمان همياري اشتغال فارغ التحصيلان اظهارداشت: اگر دانشجويان ما در دوران تحصيل خود به عنوان كارآموز در مراكز مربوط به رشته تحصيل شان مشغول به كار شوند، بعد از پايان تحصيلات امكان كاريابي برايشان بيشتر خواهدبود، زيرا در جامعه امروزي ما باتوجه به اينكه تكنولوژي اطلاعات از ظرفيت بالايي برخورداراست و ما هم نيروي انساني متخصص دراين زمينه نداريم بنابراين نمي توانيم از آن بهره لازم را ببريم.
وي با بيان اين مطلب كه هنوز نتوانستيم بين دانشگاه و صنعت ارتباط برقراركنيم،افزود: در كشور ما فقط ارتباط بين استاد وصنعت وجوددارد كه علت اصلي آن را مي توان امكانات محدود آزمايشگاهي دانشگاهها ذكركرد.
مهندس پرهيزكار بيان كرد: اگر استادان فقط به مطالب تئوري اكتفا نكنند و درصورت امكان به جنبه هاي عملي هم بپردازند، دانشجويان بعد از فارغ التحصيلي مي توانند راحت تر جذب بازاركار شوند.
وي يكي از نواقص ساختاري در اشتغال فارغ التحصيلان را آموزش و اطلاع رساني عنوان كرد و گفت: اگر دانشگاهها كار گروهي را بين دانشجويان آموزش و آنها را دراين زمينه تعليم دهند، يقيناً تعداد فارغ التحصيلان بيكار در جامعه كاهش خواهديافت.
رئيس سازمان همياري اشتغال فارغ التحصيلان ميزان بودجه اختصاص يافته به اين سازمان را ۲۵۰ميليون تومان ذكركرد و افزود: اين مقدار بودجه براي سازمان بسياركم و محدوداست كه اميدواريم مسؤولين امر به اين مسأله عنايت كافي داشته باشند.
|