|
تحليل مجله دفاعي « جينز » درباره شبكه القاعده
شبكه بن لادن با ساختاري مانند «خوشه انگور» فعاليت مي كند
|
|
|
ابراهيم، ۳۸ساله، روي بام خانه يي در يكي از محلات فقيرنشين قاهره اولين ديدارش با اسامه بن لادن را به ياد مي آورد. سال۱۹۸۳ بود و ابراهيم هدايت جماعت اسلامي، يكي از دوسازمان مبارز اسلامگراي مستقر درجنوب مصر، را بر عهده داشت.
وي كه خواست هويتش بيشتر فاش نشود، مي گويد: من يكي از اميران (فرماندهان) جماعت اسلامي در جنوب مصر در اسيوت بودم و در دانشگاه اسيوت، مركز فعاليتهاي اسلامگرايانه، استقرار داشتم.
ابراهيم چندين ماه در يكي از اردوگاههاي چريكي بن لادن در سودان نحوه استفاده از كلاشينكوف و ساير جنگ افزارهاي سبك را آموخته بود. پس از تكميل آموزش، زمان ملاقات با استادش بن لادن فرا رسيد. وي به همراه گروهي از فعالان اسلامگرا كه اكثرشان دانشجو بودند، به رياض سفر كرد. ابراهيم مي افزايد: ما در سفر حج به عربستان با اسامه بن لادن ديدار كرديم وي مي خواست كه در همه جاي جهان جنبشهاي اسلامي به جريان بيافتند. براي همين از عربستان گريخت و سعوديها تابعيتش را باطل كردند.
دولت سعودي در اقدامي نادر در آوريل۱۹۹۴ تابعيت بن لادن را با وجود منزلت اجتماعي خاندان متمولش سلب نمود و خانواده اش كه اصالتاً اهل استان «حضرالموت» در جنوب يمن هستند، علناً از وي دوري جستند. ابراهيم به ياد مي آورد كه بن لادن مودب و تحصيلكرده بود و مي گويد: اسامه زياد حرف مي زد، ولي هر چند كه استطاعت مالي خوبي داشت، لباسهاي فاخر نمي پوشيد و با مستمندان نشست و برخاست مي كرد. اسامه بن لادن به هر گروه اسلامي، در سودان يا هر كشور ديگر عربي كمك مي كرد. خداوند ثروت زيادي بر وي ارزاني كرده بود، براي همين او به گروههاي اسلامي كمك مالي مي كرد. هنگامي كه ابراهيم و ساير دانشجويان عربستان سعودي راترك مي كردند، بن لادن يك كيسه پول مصري به وي داد. ابراهيم از اعلام مبلغش امتناع مي ورزد، ولي روشن است كه هدف اين بود آن پول براي تبديل مصر به حكومتي اسلامي مورد استفاده قرار گيرد. اسامه مي خواست يك اردوگاه در تپه هاي مجاور اسيوت داير كند، ولي همان موقع بود كه ابراهيم تسليم شد. وي مي گويد: من شاهد دستگيري و شكنجه دوستانم بودم و دلم نمي خواست به سرنوشت شان دچار شوم. بنابراين با پليس معامله كردم كه در قبال تخفيف مجازاتم، كيسه پول را تحويلشان دهم.
ابراهيم بخاطر فعاليت در جماعت اسلامي، فقط يك سال را در زندان سپري كرد، ولي كماكان تحت نظر مقامات امنيتي مصر است.
*شاگردان بن لادن در اردن
شرح حال ابراهيم نمونه يي از چگونگي تلاش بن لادن براي اتحاد با گروههاي مبارز محلي جهت افزايش دامنه قدرت و نفوذش است. اما به اعتراف راعد حجازي، شيوه ها و ارتباطات بن لادن با سلولهاي نظامي محلي طي سالها گسترش يافته و پيشرفته تر شده است.
حجازي ۳۲ساله، راننده سابق تاكسي در شهر بوستون، به جرم كشيدن نقشه انفجار يك هتل ۴۰۰اتاقه پر از مسافر در اردن و ۲اقامتگاه گردشگران مسيحي در مرز فلسطين در شب هزاره جديد در دسامبر۱۹۹۹ در حال محاكمه است. مجازات اعدام در انتظارش مي باشد و دادستانها مي گويند گروهك نظامي كه حجازي در اردن تشيكل داد، هماهنگ با بن لادن كار مي كرد. حجازي و ساير اعضاي گروهش به بسياري از اتهامات دادستان اعتراف كرده اند، ولي وكلاي مدافع حجازي مي گويند كه اين اعترافات زير شكنجه گرفته شده است. محمد، پدر راعد كه پسرش قبلاً بطور غيابي به اعدام محكوم شده و حالا دوباره محاكمه مي شود، مي گويد كه فرزندش بي گناه است. محمد كه مهندس فلسطيني تبار است، مي افزايد: نه، او هيچ ارتباطي با بن لادن ندارد. پسرم فقير است و پولي ندارد. آپارتمان بسيار محقري در حوالي امان دارد. اگر با بن لادن مرتبط بود، بايد پول داشته باشد.
راعد متولد سن خوزه كاليفرنيا همواره بين امريكا، عربستان و اردن در سفر بود. وي در ۱۹۸۶ براي تحصيل در رشته مديريت بازرگاني در دانشگاه ايالتي كاليفرنيا در ساكرامنتو ثبت نام كرد و دادستانها مي گويند كه در امريكا بود كه وي با تعاليم بنيادگرايانه آشنا شد.
يك روحاني اهل فيجي در مسجد مجاور دانشگاه، وي را متقاعد ساخت براي پيوستن به مجاهدين كه از ۱۹۷۹ با اتحاد جماهير شوروي مي جنگيدند، به افغانستان برود. راعد علاوه بر فراگرفتن كار باخمپاره و اسلحه سبك در افغانستان، با افرادي پيمان برادري بست كه بعداً به كمك آنها گروه مبارز خودش را در اردن تشكيل داد. حجازي مخصوصاً در استفاده از خمپاره تبحر داشت و براي همين همرزمانش به وي لقب «ابواحمد خمپاره انداز» را دادند. پس از آنكه نيروهاي شوروي پس از يك دهه از افغانستان عقب نشستند، بسياري از مجاهدين متقاعد شدند كه نيروي مسلمانان مؤمن هر ارتشي، حتي ارتش ابرقدرتي مانند اتحاد شوروي را مي تواند شكست دهد. بدين ترتيب برخي از مجاهدين بر خود وظيفه دانستند كه دامنه جهادشان را از كوهستانهاي افغانستان به وطنشان گسترش دهند.
*گسترش در جهان
حدود ۵هزار عربستاني، ۳هزار يمني، ۲۸۰۰الجزايري، ۲هزار مصري، ۴۰۰تونسي، ۳۵۰عراقي، ۲۰۰ليبيايي و دهها اردني در جنگ افغانستان كنار مجاهدين مي جنگيدند. حدود هزار تا هزار و پانصدنفرشان به الجزاير بازگشتند و هسته گروههاي تندرو را كه در يك جنگ داخلي ۹ساله با دولت مي جنگند، تشكيل دادند. كساني كه به مصر بازگشتند، اعضاي كليدي جماعت اسلامي و جهاد اسلامي شدند ولي در پي دستگيري و محاكمه دسته جمعي شان دردهه۱۹۹۰ موفقيت اين دسته شديداً محدود شد. برخي از مصريان كه مي دانستند در صورت بازگشت به وطن بازداشت خواهند شد، در افغانستان باقي ماندند يا به هر كجاكه توانستند، پناه بردند. مقامات امريكايي گفته اندكه حدود ۲۰۰نفر از مجاهدين در منطقه نيويورك و نيوجرسي اقامت گزيدند و برخي از آنها در مسجد نيوجرسي به موعظه هاي عمر عبدالرحمان گوش مي دادند.
البته پاكستان به درخواست مصر و الجزاير كهنه سربازان افغانستان را تا حدودي سركوب كرد. همچنين بعضي از «اعراب افغاني» به سوي شرق آسيا رفتند و در گروه ابوسياف فيليپين گرد هم آمدند. بقيه اعراب افغاني به جنگ با روسها در تاجيكستان ادامه دادند و گروهي در ساير مناقشات مسلمانان، عمدتاً جنگ بوسني و چچن، شركت كردند.
به گفته دادستان اردن، راعد حجازي يكي از اردني هاي بازگشته از افغانستان بودكه مي خواستند در وطنشان به نبرد ادامه دهند. وي در سال۱۹۹۶ با حيدر ابوهشار از همرزمانش در افغانستان كه فلسطيني تبار نيز بود، ديدار كرد. ابوهشار از ديرباز دشمن حكومت اردن بود و درخلال همين ملاقات در يك اردوگاه پناهندگان فلسطيني در سوريه، نقشه حمله يي گسترده عليه خارجيان در اردن كشيده شد.
پس از طرح اين توطئه، حجازي به امريكا بازگشت و براي شركت تاكسيراني بوستون مشغول به كار شد. بنا به اظهارات دادستان، وي از اين شغل براي ارسال ۱۳هزار دلار براي گروهك تروريستي اردني اش استفاده كرد. گروه وي نيز با فروش اوراق جعلي پول گردآوري مي كرد.
بازرسان فدرال امريكا اكنون در حال تحقيق درباره رابطه احتمالي بين حجازي و دوتن از مظنونان هواپيماربايي ۱۱سپتامبر در بوستون به نامهاي احمد الغمدي و ستام اسوقامي هستند كه در صورت اثبات، ارتباط محكمي بين اين حملات و بن لادن برقرار خواهد شد.
مقامات قضايي اردن مي گويند كه گروهك حجازي در ۱۹۹۸ با شبكه القاعده بن لادن تماس گرفت و در خواست آموزش در زمينه مواد منفجره كرد. به كمك يكي از عاملان كليدي القاعده به نام ابوزبيده، حجازي و ۳نفر ديگر از طريق تركيه به يكي از اردوگاههاي آموزشي افغانستان رفتند و كار با مواد منفجره و بمبهاي كنترل شونده را آموختند.
ابوزبيده يكي از مرداني است كه پس از حملات نيويورك و واشنگتن، در فهرست افراد تحت تعقيب اف بي آي قرار گرفت. اعتقاد بر اين است كه او به عنوان «وزير خارجه» القاعده با گروههاي مبارز سراسر جهان ارتباط برقرار مي كرد.
تا دسامبر،۱۹۹۹ گروهك اردني حجازي كه اهداف و زمان حملاتش به تأييد القاعده مي رسيد، براي ساخت بمبي معادل ۱۶تن تي ان تي، اسيدنيتريك و سولفوريك انبار كرد. پليس اردن كه عمليات «هزاره» را نافرجام گذاشت، اين موادشيميايي را درون بشكه هاي پلاستيكي در چاله يي زير يك خانه بيرون امان كشف كرد. يك مقام اطلاعاتي اردن كه عليه حجازي شهادت داده، گفت كه مقامات اين كشور درست چندهفته پيش از اين حمله تصادفاً از توطئه آگاه شدند. ديپلماتهاي غربي مي گويند كه اين توطئه خنثي شده نحوه فعاليت شبكه القاعده را نشان مي دهد. استفاده از شبكه يي از گروههاي مبارز محلي كه با حمايت بن لادن عمل مي كنند، ولي نمي توان رابطه مستقيم شان با وي را تشخيص داد. همين ساختار گسترده است كه انهدام شبكه را براي سازمانهاي امنيتي و پليسي دشوار مي سازد.
يك مبارز سابق مصري در مصاحبه يي اعلام كرد كه ساختار گروههاي تندرو مانند «خوشه انگور» طراحي شده است. وي گفت: هر گروه مستقلاً فعاليت مي كندواعضايش يكديگر را نمي شناسند. بدين ترتيب اگر يكي از اعضا توسط پليس دستگير شود، ديگران مصون خواهند ماند.
*رابطه عمر عبدالرحمان، بن لادن و الزواهري
هر چند كه جنگ افغانستان كه از سوي سيا در راستاي مبارزه اش با كمونيسم حمايت مي شد، قهرمانان و شهداي زيادي داشت، بسياري از مجاهدين از سه نفر حمايت مي كردند: اسامه بن لادن، شيخ عمر عبدالرحمان، روحاني نابيناي مصري و دكتر امين الزواهري تكنوكرات اطلاعاتي. شيخ عبدالرحمان در حال حاضر به دليل محكوميت به جرم توطئه چيني با گروهي از پيروانش براي انهدام مركز تجارت جهاني، پلها و تونلهاي نيويورك در ۱۹۹۳ دوران حبس ابدش را سپري مي كند. عبدالله، پسر عبدالرحمان مي گويد كه بين بن لادن و پدرش شباهتها و تفاوتهايي وجود دارد. وي كه همانند پدرش در دانشگاه الازهر قاهره تحصيل مي كند مي گويد: شيخ عمر عبدالرحمان مردي است كه تمام زندگي اش وقف مطالعات اسلامي شده بود. او دانش آموخته الازهر بود و همچنين مدرك دكتري در علوم قرآني دارد. او مجتهد است ومي تواند با صدور فتوا بگويد چه چيزي گناه يا ثواب دارد. در مقابل، تحصيلات بن لادن در رشته مهندسي است و او مردي نظامي با دانش فراوان در زمينه آموزش نظامي است.
كماكان شيخ عمر عبدالرحمان نزد مسلمانان تندرويي كه وي را رهبر روحاني خويش مي دانند، محبوبيت دارد. بن لادن و معاونش الزواهري سوگند خورده اندكه اگر عبدالرحمان در زندان امريكا بميرد، انتقام خونش را خواهند گرفت. الزواهري، ۵۰ساله، حتي بيش از بن لادن در زمينه علوم سياسي اسلامي تجربه دارد. اينترپل وي را تحت تعقيب قرار داده است و مقامات غربي وي را مرد دست راست بن لادن و وارث سازمانش مي نامند. الزواهري در خانواده يي از سياستمداران، پزشكان و روحانيون برجسته پرورش يافته است و نامهاي مستعارش ابومحمد و ابوفاطمه مي باشد.
اين جراح، مردي تودار، اطلاعاتي و انتقامجو توصيف شده است. وي اولين بار در ۱۹۶۶ در ۱۵سالگي به جرم عضويت در گروه منحله اخوان المسلمين، قديمي ترين گروه راديكال اسلامي مصر، دستگير شد. در خلال دهه،۱۹۷۰ ارتباطش را با سازمانهاي اسلامگرا حفظ كرد و رهبر گروه جهاد مصر شد كه با مشاركت جماعت اسلامي ترور انورسادات رئيس جمهوري مصر در سال۱۹۸۱ را انجام داد.
پس از قتل سادات، الزواهري بازداشت شد، ولي پليس هرگز نتوانست ارتباط مستقيم وي با اين ترور را اثبات كند. در عوض وي را به اتهام نگهداري اسلحه به ۳سال حبس محكوم كرد. يكي از دوستان قديمي اش مي گويد كه يكي از بدخواهان الزواهري اسلحه يي به باغ ويلاي خانوادگي اش در منطقه اعيان نشين «معاد»ي قاهره انداخت و برايش پاپوش درست كرد. اين دوست مي افزايد كه در جريان همين حبس بود كه الزواهري بر اثر شكنجه هايش تصميم به مبارزه گرفت.
پس از آزادي از زندان در ،۱۹۸۴ وي براي هميشه مصر را ترك كرد. مأمون حديبي معاون رهبر اخوان المسلمين مي گويد كه بسياري از اعضاي سازمانش به افغانستان رفتند. حديبي در دفتر اخوان المسلمين در قاهره مي گويد: برخي به آنجا رفتند كه طبابت كنند و بقيه براي مؤسسات خيريه و انجمنهاي اسلامي كار مي كردند.
الزواهري يكي از اينها بود و از پرسنل پزشكي مجاهدين حمايت مي كرد. پس از جنگ، وي به اروپا رفت و در سوئيس و دانمارك اقامت گزيد. او ظاهراً گذرنامه هاي مصري، فرانسوي، سوئيسي و دانماركي دارد، هر چند كه سوئيس صدور گذرنامه براي وي را تكذيب مي كند. مقامات مصري مي گويند كه گذرنامه هاي فرانسوي و سوئيسي اش به نام امين عثمان و گذرنامه دانماركي اش به شماره۵۱۳۱۱۶ به نام سامي محمود صادر شده است.
در دهه۱۹۹۰ الزواهري به عنوان رهبر شاخه نظامي گروه جهاداسلامي مصر به فعاليتهايش ادامه داد. در اواسط دهه۱۹۹۰ وي به افغانستان بازگشت تا با بن لادن متحد شود و اين اقدام در گروه جهاد شكاف ايجادكرد.
ضياءرشوان پژوهشگر برجسته گروههاي مبارز اسلامي در مركز مطالعات استراتژيك الاهرام مي گويد كه الزواهري و بن لادن از زمان اعلام تشكيل «جبهه جهاني اسلامي جهاد عليه يهوديان و جنگجويان صليبي» در ۱۹۹۸ به همديگر نزديكتر شده اند، ديكر اعضاي مهم اين جبهه مصطفي حمزه۴۳ ساله مصري، رفيع احمد طه ۴۷ساله و نيز محمد اسلامبولي ۴۶ساله برادر خالد اسلامبولي هستند. مقامات اطلاعاتي مصر مي گويند كه محمد اسلامبولي دوگذرنامه مصري، يك گذرنامه قطري و يك گذرنامه الجزايري به نام محمود يوسف دارد.
رشوان مي گويد: امين الزواهري ابتدا مانند ساير اسلامگرايان عادي بود. او طرح ايجاد حكومت اسلامي در مصر رادر سرمي پروراند ولي طي ۳سال گذشته، به نظريه بن لادن نزديكتر شده است.
تا يك ماه پيش نطق افرادي مانند الزواهري درباره نبرد با دشمنان اسلام به اندازه امروز جدي گرفته نمي شد. اكنون واشنگتن درحال ارزيابي اظهاراتي از وي است كه شايد قبلاً شعار محسوب مي شد. به عنوان نمونه دوسال پيش گروه جهاد وي اعلام كرد كه تسليحات شيميايي و بيولوژيكي دارد و مي خواهد از آنها عليه آمريكا و اسراييل استفاده كند.
*مشكل تعريف تروريست
در ۱۹۹۸ بيست و دوعضو اتحاديه عرب معاهده مبارز با تروريسم در كشورهاي عربي را تصويب كردند. از آن هنگام تاكنون، اين كشورها براي تحويل و سركوب مبارزان خاورميانه تا حدودي همكاري كرده اند. اين پيمان اعراب را ملزم مي نمايد از گروههايي كه عليه كشورهاي ديگر منطقه دست به حمله مي زنند، حمايت نكنند و ضمن تبادل اطلاعات، مظنونان را به يكديگر تحويل دهند. رونداستردادمظنونان بين كشورهاي عربي كه بندرت علني مي شود، بنا به معاهدات دوجانبه صورت مي گيرد، ولي اين مسأله دردسر ساز بوده زيرا تمام كشورهاي عضو اتحاديه عرب پيمان استرداد با يكديگر امضا نكرده اند. مخالفان اين معاهده همچنين مي ترسند كه دولتهاي غيرمردم سالار عرب، از قانون ضدتروريسم عليه مخالفان سياسي استفاده كنند. از زمان حملات ۱۱سپتامبر عليه امريكا، حسني مبارك رئيس جمهوري مصر بار ديگر خواستار برگزاري همايشي بين المللي عليه تروريسم شده است. هر چند كه اين همايش در بستن راه فرارهاي قانوني كه به گروههاي مبارز امكان مي دهد در اروپا و امريكا تحت پوشش سازمانهاي طرفدار حقوق بشر يا خيريه فعاليت كنند، مؤثر خواهد بود، اما تأثير كلي چنان اجلاس جهاني پرسش برانگيز است.
همانگونه كه در اظهارات مطروحه در نشستهاي وزراي كشور ودادگستري اتحاديه عرب مشهود است، جهان اسلام تمايل عميقي به تحريم اسراييل به خاطر آنچه اعراب «تروريسم دولتي» عليه فلسطينيان مي دانند، دارد. علاوه بر اين، كشورهاي عربي اسلامي گروه هايي مانند حزب الله لبنان يا حماس فلسطين را تروريست نمي دانند هر چند كه آنها از سوي وزارت خارجه امريكا تروريست ناميده مي شوند. بنابراين يكي از دشوارترين گامها در مبارزه با تروريستهايي كه مانند رزمندگان افغاني فرامرزي فعاليت مي كنند، پرداختن به اين پرسش قديمي مي باشد كه تروريست كيست!؟
|