* نيم ساعت خواب روزانه برابر سه ساعت خواب شبانه است.
اين موضوع درست است كه نيم ساعت خواب روزانه برابر سه ساعت خواب شبانه است، خواب مختصر يا به قول خودمان (چرت كوچك) بعد از ناهار يا پيش از شام، به شما امكان مي دهد، به خواب شب نياز كمتري احساس نماييد، به عقيده برخي از دانشمندان، نيم ساعت خواب روزانه معادل سه ساعت خواب شبانه ارزش دارد، بدون شك، آنهايي كه با غرور ادعا مي كنند تنها چند ساعتي خواب در شب برايشان كافي است، روزها «چرت» مختصري مي زنند.
* خوب استراحت كردن بهتر از زياد خوابيدن است؟
اين هم درست است يك استراحت خوب، به زبان مقايسه ۸۵ درصد كار ترميمي را كه خواب انجام مي دهد جبران مي كند، اگر دچار بي خوابي هستيد و شبها نمي توانيد بيش از دو سه ساعت بخوابيد ناراحت نباشيد بقيه اوقات شب را در حالت دراز كشيده، روي تختخوابتان استراحت كنيد.
بدبختانه افراد مبتلا به بي خوابي بندرت از آرامش برخوردارند، زيرا آنها هميشه از اينكه نمي توانند بخوابند نگرانند و همين نگراني آنها را بيدار نگاه مي دارد و مانع استراحت و آسايش شان مي گردد.
* گرفتاريهاي كوچك بيش از ناكاميهاي بزرگ انسان را فرسوده مي سازد؟
بله عيب گرفتاريهاي كوچك كه ظاهراً خيلي كم اهميت و بي اثر به نظر مي آيند در اين است كه اغلب نمي توان آنها را شناسايي نموده و از بين برد و دقيقاً بيشتر به همين علت است كه اين مشكلات كوچك روزمره انسان را فرسوده مي سازد. درست مثل اين است كه شما دايماً در حال درگيري و كشمكش باشيد. درحالي كه چنانچه يك مشكل بزرگ پيش بيايد. شخص ابعاد مشكل را درك كرده و با آگاهي كامل، تمام امكانات و توانايي هاي خود را براي مقابله با آن تجهيز مي كند و همين آمادگي و مبارزه باعث مي شود كه انسان از نظر روحي كمتر تضعيف شود.
* آنهايي كه «در زير فشار» كار مي كنند بازده بهتري ارايه مي دهند؟
خير، مطالعات انجام شده در اين زمينه ثابت كرده كه در كليه رشته ها، آدمهايي را كه از فراغت خيال و آرامش برخوردارند، بازده كار بيشتري ارايه مي دهند تا آدمهايي «تحت فشار». دستپاچگي هاي بيهوده و سرعت عمل هاي شتاب آلود، فرد را عصبي ساخته، فرسوده نموده و به بازده كار او لطمه وارد مي آورد. روال طبيعي و آرام زندگي روزمره خود را حفظ كنيد به اين ترتيب انرژي كمتري مصرف نموده وكار مؤثر بيشتري انجام خواهيد داد.
* اگر درموقع استراحت، پاهايمان را بال بگذاريم بهتر است؟
بله، اگر در جريان يك استراحت ۸ دقيقه يي در روز پاهايتان را در جايي بالاتر از كمرتان بگذاريد، اين كارگردش خون شما را فعال تر ساخته باعث مي شود خستگي به بدنتان زودتر برطرف شود.
*سرگرميهاي آرامبخش رفع خستگي كننده هاي بهتري هستند؟
نه، الزاماً در مورد يك استراحت طولاني، كارشناسان به هيچوجه يك سرگرمي انفعالي نظير گوش كردن به راديو، نگاه كردن به تلويزيون راتوصيه نمي كنند، بلكه سرگرميهايي را توصيه مي نمايند كه مورد علاقه شما بوده و در آن جسماً و روحاً دخالت مؤثر و فعال داشته باشيد، مثلاً خانه يا آپارتمان خود را دكور نماييد، باغباني كنيد، ورزش نماييد، نقاشي كنيد، سرگرميهايي رفع خستگي شناخته مي شوند كه شما با تمام وجود بدان دلي بدهيد.
* آيا صحيح است كه بهتر است در شب تصميمات مهمي نگريم؟
بله، اگر اخذ تصميم را به فردا صبح موكول كنيد بهتر است، احتمال زيادي وجود دارد، تصميمي كه در بامداد اتخاذ مي كنيد يا تصميمي كه در بعدازظهر يا شب پيش گرفته ايد تفاوت داشته باشد. خستگي كار روزانه غالباً موجب مي شود انسان نتواند شب ها با روشن بيني تصميم بگيرد.
* آيا خرج كردن بيش از اندازه انسان را خسته مي كند؟
بله، يك خريد سنگين كه با درآمد شما تناسب نداشته باشد روز بعد باعث نگراني شما شده و اعصاب و عضلات شما را درست مثل اينكه ساعتها كار سخت كرده باشيد خسته و فرسوده مي سازد.
* آيا بهتر است شبها زود بخوابيم تا صبحها زودتر از خواب بيدار شويم؟
اين يك قانون مطلق نيست، آدمها بر دو نوع اند، دسته ي اول آنهايي كه همواره در ساعات اول روز سرحال و به اصطلاح در «فرم» هستند. اينها آدمهايي هستند كه در نيمه اول شب به خواب عميق مي روند.
در دسته دوم، آدمهايي قرار دارند كه بعدازظهرها و سرشب در «فرم» خوب قرار گرفته و سرحال و پرانرژي هستند. آنان افرادي هستند كه در نيمه دوم شب به خواب عميق فرومي روند، براي اين قبيل افراد عقلاني و صحيح اين است كه اگر مي توانند شبها تا ديروقت كار كنند و صبحها ديرتر از خواب برخيزند.
* آيا سرپا ايستادن، خسته كننده تر از راه رفتن است؟
درست است، وقتي راه مي رويم هريك از پاهاي ما، به نوبت استراحت مي كنند، اما وقتي سرپا ايستاده ايم. هيچيك از دوپاي ما استراحت نمي كنند از اين گذشته طبق بررسي دانشمندان در صف ايستادن به علت انتظار كشيد نها و حوصله سررفتن هايي كه در بردارد از سرپا ايستادن نيز خسته كننده تر است.
* آيا صحيح است كه كار را بايد از سخت ترين قسمت آن شروع كرد؟
درست است، مثلي مي گويد اگر مي خواهيد با گاو گلاويز شويد او را از شاخهايش بگيريد، اينكه سعي كنيد كار سخت را آخر سرانجام دهيد. از نظر روحي و رواني شما را دوبرابر بيشتر از انجام آن در شرايط معمولي خسته مي كند. چون واهمه شما از پرداختن به آن كار نيز در تمام مدت شما را خسته مي كند، هميشه كار را از سخت ترين قسمت آن شروع كنيد، بقيه كارها به نظرتان آسان خواهد آمد.