شماره ۱۹۴۰ - سال هفتم - جمعه ۲۷ مهر ۱۳۸۰
Fri, Oct 19, 2001
Music purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
گوناگون
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت و گو با محمد نوري
• آن كه مي فهمد، ولي شكست مي خورد ـ به نظر من ـ رجحان دارد به آنكه نمي فهمد و موفق مي شود.
• طوري بايد به اوج رفت كه بي برگشت باشد.
گشتي در بازار موسيقي
چهره هاي موسيقي

گفت و گو با محمد نوري
ايستادن به خاطر خاطرات مردم
• آن كه مي فهمد، ولي شكست مي خورد ـ به نظر من ـ رجحان دارد به آنكه نمي فهمد و موفق مي شود.
• طوري بايد به اوج رفت كه بي برگشت باشد.
گل مريم چشماتو واكن منو نگاه كن...
هنوز هم خاطره انگيز است محمد نوري براي جوانان ديروز. در ميان همه خوانندگان، شايد او گريزان ترين است براي گفت و گو كردن. مجموع گفت و گوهاي او با نشريات را كه بشماريد، به دو رقم هم نمي رسد. با ما كه نه، اما بخاطر علاقه اي كه به احمد عبداللهي نيا، كاريكاتوريست قديمي دارد، قبول كرده با او گفت و گو كند. همين كه پيش چشم شماست:
031686.jpg
* نوري عزيز، تقريباً تمام ايران خيلي خوب شما را مي شناسد و نسل گذشته با ترانه هاي شما خاطره ها دارند، ولي براي نسل جديد يك بيوگرافي خلاصه از تولد تا امروز و اين كه تا به حال چند ترانه اجرا كرده ايد؟
** در مورد من، گفتني اين است كه عده اي از من شناخت دارند و نه از موسيقي من. بعضي كارم را ترجيح مي دهند به خود من. آنان كه بي رغبتي خود را به كارم نشان مي دهند، نمي گوييم اينها شريف نيستند، ولي آنان كه رفتار و كردارشان و احساسشان به گونه اي است كه دوستي و دشمني شان، موجب شك و ترديد مي شود، هم خود را متزلزل مي كنند و هم ديگران را. خب كمي در اصالت آنها ترديد مي كنيم، ولي آن خاطرات حقيقي مردم است كه ما را چنين ايستاده نگه داشته است و براي خاطرات آنها، بسيار احترام قايل مي شويم.
اين كه سؤال كرده ايد: «از تولد تا امروز...» من هرگز نمي توانم ۵۰ سال را در چند صفحه نقاشي كنم. در مورد تعداد آهنگها مي توانم بگويم بيش از پنج برابر هفتاد ساله من است.
* شما براي دو سه نسل خوانده ايد و هميشه هم در اوج بوده ايد. رمز اين ماندگاري در چيست؟
** من هرگز خود را در اوج نديده ام. با زيربنايي سست هم مي توان به اوج رفت، ولي ماندن در قله، كار هر كس نيست، كار ما هم نيست، آن كه بسرعت اوج مي گيرد، با همان سرعت سقوط مي كند. رمز ماندگاري در همين است كه طوري بايد به اوج رفت كه بي برگشت باشد. مدافع انسان حقيقي بايد، حقيقت باشد.
* تا آنجايي كه من به ياد دارم، شما تنها خواننده ايراني هستيد كه كار ترجمه و داستان نويسي هم داشته ايد. ممكن است از آن آثار هم نامي ببريد؟
** در نگين، سخن، تكاپو، آدينه، دنياي سخن، سپيد و سياه ترجمه و حرفهايي داشته ام. ترجمه اي، در سالهاي دور به نام «درخت شيطان» اثر كازينسكي» كه اين ترجمه به حبس ابدي سانسور مفتخر شد. ترجمه اي هم به نام «قصه هاي خاوردور» كه به چاپ رسيده است. ولي آنچه مي دانم كه من ـ به معناي واقعي ـ نه نويسنده هستم و نه مترجم. همين كشف در خود، خود موفقيت است. من بر اين نيستم با آنچه نيستم زندگي كنم، من با آنچه هستم، هستم و وقتي نمي دانم كه نمي دانم، حال بيمار لاعلاجي را دارم كه نادانان دارند. نمي دانم كدام ناسزاوار مردي گفت، بلندپروازي بلندطبعي است!
* يادم هست در صحبتي كه چندسال پيش با مرحوم استاد عبادي و بهاري داشتم آن دو عزيز نگران بودند از وضع موسيقي اصيل ايراني البته به شكلي كه صداوسيما به آن مي پرداخت در اين مورد مثلاً ميداني كه در حال حاضر صداوسيما به موسيقي پاپ داده از ديد شما درست است؟
** من در بيشترين روزنامه ها ـ و در همين روزنامه پرثمر و وزين «ايران» ـ عقايد و نظريات خود را، تا آنجا كه قلم ياري كرده است، منعكس كرده ام.تكرار آن، نعمت ناشنوايي! را بيشتر مي كند.
روزي بايد اين موسيقي هوار مانند، متفنن و مصرفي و مجلس آرا، خود را با تلاش به راه سالم بكشاند، شايد جوانان با ذوق و با استعداد خواننده، از بي راه سازي عده اي از نواسازان نت باز ناآگاه، نجات پيدا كنند و موسيقي ايران هم تأخير در به هم ريختن موسيقي مصرف، ميداني است كه ما براي ظلمت اين موسيقي باز مي كنيم.
* استاد خود شما اصلاً به موزيك «پاپ» البته از نوع ايراني آن گوش مي كنيد شما مي دانيد كه كار اكثر آنها هم تقليدي است از كار خوانندگان گذشته شما بين اين جوانها جوان بااستعدادي هم ديده ايد؟
** موسيقي، از هر نوعي بايد چيزي به من فرادهد. من در مورد جوانان و چگونه خواندنشان ـ چه كم استعداد و چه پراستعداد ـ تا حال، نه خط قرمز كشيده ام و نه خط سبزي داده ام. آنچه را كه نوشته ام در مورد فرم نگون بخت موسيقي «پاپ» بوده است كه حكومتي نامربوط به اذهان دارد. من دنبال رؤياهاي حقيري نيستم كه با هركس و هرچيز رو راست نباشم. كوشش دارم با بصارتي تمام به اين موضوع نگاه كنم. يك نابينا فقط گرمي خورشيد را احساس مي كند، خورشيد تنها گرمي ندارد. هرنوع موسيقي ـ اينجا ـ حق حيات دارد ولي تا آنجا كه انطباق آن در فرهنگ موسيقي و شرايط آهنگسازي وجود داشته باشد. كجا ثابت شده است كه موسيقي «پاپ» آلوده در اوج بي فرمي براي سرگرمي و تفنن نيست؟ يا بايستي از تقليد محتوايي بي اصل دفاع كرد؟ يا ما را از صحنه بيرون كنيد يا آنهايي را كه قرار است با آگاهي شان در صحنه بمانند، نگه داريد. چه سود از بضاعت بي بصارت.
* خود شما به كدام موسيقي و صدا علاقه مند هستيد و در مواقع تنهايي به آن گوش مي كنيد؟
** آن موسيقي و آوازي كه به من بقبولاند، من در آواز چقدر اشتباه دارم. آن كه مي فهمد ولي شكست مي خورد ـ به نظر من ـ رجحان دارد به آنكه نمي فهمد و موفق مي شود. باز به نظر من عيبي ندارد كه اگر در ۷۰سالگي هم دنبال يادگيري باشم و در آرامگاه ابدي استاد شوم. بعضي از موفقيتهاي فصلي در موسيقي تصويري ست از نآگاهي هاي گذشته و اين موفقيتهاست كه سلامت موسيقي ما را متزلزل مي كند.
* يكي دو ماه پيش مصاحبه اي از عمران صلاحي خواندم كه در آن اشاره اي داشت به كار مشتركي كه با شما داشته به نام «صداي عاشق» كه گويا بخاطر وجود كلمه «قفقاز» اجازه پخش به آن داده نشده كار آن اثر به كجا انجاميده است؟
** همين طور است اميدوارم كه شعر «صداي عاشق» آقاي صلاحي هميشه عاشق شعر را به صداي عاشقان اين ديار بخوانم تا در يك تقارن، هماهنگي به وجود آيد و ماندگار شود چون عمران صلاحي در انتخاب كلمه سليقه اي بسيار به كار برده است.
* اولين اثر را شما در چه سالي اجرا كرديد و نام آن چه بود و اثر جديدي اگر داريد كي و با چه نامي ارايه خواهدشد؟
** اولين اثر، به يادم نيست، من با تلاش، بالاتر از آماج را هدف قرارداده ام پس آخرين را هم درگذشته، نمي دانم. ولي آخرين اثر امروز كاست «شكوفه در شكوفه» است كه به همت تمام عيار آقاي شهرام گلپريان به بازار خواهدآمد.
* آهنگسازان و استادان شما چه كساني بودند؟
** آهنگسازان آقايان حسين اصلاني، شادروان ناصر حسيني و آقاي محمد سرير و شهرام گلپريان آهنگسازان سالهاي رفعت من. خانم فاخره صبا، خانم ئولين باغچه بان استادان صداي من. آقايان: هوشنگ استوار، سيروس شهردار، مصطفي كمال پورتراب استادان سلفژ و تئوري. اميدوارم همه سرشار از خوشبختي باشند كه به من آموختند موسيقي و آواز را و حتي «چگونه زيستن». مرا در گذرگاه حيات آوازين من.
* استاد مي دانيد كه روزنامه ايران در روزهاي جمعه هم منتشر مي شود به نظر شما چه مواردي در آن گنجانده شود بهتر خواهدبود؟
** همين كه جمعه ها هم منتشر مي شود، ديگر خواننده روزنامه ايران نگران بطالت وقت، در جمعه ها نيست. به هرحال زحمات بي دريغ «جمعه سازان» در روزنامه خواندني «ايران» در جمعه ها هم قابل ستايش است، موفق باشيد.

موسيقي پاپ؛ بهترين مترجم
غروب يكي از پنجشنبه هايي كه گذشت به مناسبت روز جهاني كودك، گروه اصفهاني با هدف نيكوكاري و به همت محمد اصفهاني اقدام به برپايي كنسرت كرد. در اين كنسرت اضافه بردرآمد فروش بليت، نيكوكاران شركت كننده نيز كمك هاي نقدي خود را به شيرخوارگاه آمنه تقديم كردند. فرصتي شد تا با محمد اصفهاني گپي كوتاه بزنيم:
031689.jpg
• «محمد اصفهاني» كم كنسرت مي دهد، چرا؟
ـ نه اصلاً هم كم نيست. من فقط در تهران سالي ۲ بار كنسرت دارم، كه احتمالاً امسال از ۲ بار هم بيشتر مي شود…
• ميان كنسرت «فروغي» را بخشي از تاريخ پاپ ايران خوانديد!
ـ البته من فقط با صداي ايشان آشنايي دارم. خود من بيشتر صداي «فرهاد» را دوست دارم. من با ويژگي هاي شخصيتي «فروغي» از طريق «بهروز صفاريان» و خاطراتي كه ايشان با «فروغي» داشتند آشنا شده ام. اما به هر حال اينكه «فروغي» براي مادرش احترام خاصي قائل بوده، اينكه به ايران وفادار ماند و از ايران نرفت، اينها براي من ارزش دارد و من فكر مي كنم موسيقي «فروغي» و «فرهاد» در زمان خودشان جدي تر و داراي تفكر بوده است.
• «محمد اصفهاني» اين اواخر بيشتر به سمت موسيقي «ملي» تمايل پيدا كرده تا پاپ!
ـ بله البته چون من اصلاً موسيقي را با موسيقي «ملي» شروع كردم من خاستگاهم بيشتر موسيقي «سنتي» و «ملي» است. اما بخاطرا ينكه موسيقي پاپ در همه جاي دنيا طرفدار بيشتري دارد. تأثيرش بيشتر هم است. به نظر من موسيقي پاپ بهترين عمل براي عرضه موسيقي ملي و سنتي است، درواقع بهترين مترجم موسيقي سنتي براي جهاني شدن.
• يعني موسيقي سنتي براي جهاني شدن بايد از پاپ استفاده كند؟
ـ پاپ يكي از راههاي جهاني شدن است، ولي راه حل اصلي استفاده از سازهاي بين المللي است.
• پس تكليف خواننده سنتي چه مي شود؟
ـ اگر خواننده موسيقي سنتي توانايي اش را داشته باشد، اتفاقاً خيلي برايش بهتر هم هست.
• علت استقبال از «تنها ماندم…» را در چه مي بينيد؟
ـ در آهنگهايي كه «همايون خرم» ساخته و تنظيم شيواي «كامبيز روشن روان» واشعار خاطره انگيز آن.
• و البته صداي گرم شما… آيا باز هم سراغ اينگونه آثار مي رويد؟
ـ اگر پيشنهاد خوبي بشود حتماً… البته شايد يكي از دلايل استقبال از تنها ماندم كنسرت «سعدآباد» باشد.
• چطور جذب يك ترانه يا تصنيف مي شويد؟
ـ قبل از هر چيز بايد مجذوب آن شوم، درست مثل يك خط بسيار زيبايي كه شما را در خيابان متوقف مي كند، بايد يك اثر مرا جذب خود كند تا بدان بپردازم.
احمد جلالي فراهاني

براي هفته بعد
از نوادر اتفاقات اين روزگار برايتان بگويم كه سيروس ابراهيم زاده ، كه نمايش «رستوران» را در فرهنگسراي نياوران روي صحنه دارد، ديالوگي درنمايش مي گذارد و از استاد خودش تحت عنوان «مرحوم پازارگادي» ياد مي كند. تا اينكه سرو كله يكي از اعضاي خانواده «پازارگادي» پيدا مي شود و به اطلاع سيروس جان مي رساند كه استاد همچنان در قيد «حيات» هستند. جايتان خالي بايد ديدار اين استاد و شاگرد را روي صحنه مي ديديد...
اما خبرهاي هفته بعد، فرهنگسراي پركار نياوران براي روزهاي سوم و چهارم آبان پنجشنبه و جمعه هفته اي كه مي آيد كنسرتي تحت عنوان «موسيقي بوشهر» برگزار مي كند كه در آن برنامه هايي چون «شروه خواني» ، «ترانه هاي بوشهري» با سرپرستي «احمد علي شرفي» اجرا مي شود. اگر دلتان براي هواي «بندر» تنگ شده است به فرهنگسراي نياوران خوش آمديد!
خبر بعدي اينكه، فرهنگستان هنر در ادامه همايش معناي زيبايي روز يكشنبه ۲۹ مهر فيلم «درخت جان» را به نمايش مي گذارد كه در پايان نمايش فيلم جلسه پرسش و پاسخ با حضور دست اندركاران و منتقدان فيلم هم برگزار مي شود. علاقه مندان بايد هر يكشنبه ساعت ۱۶ به دانشگاه هنر براي كسب اطلاعات بيشتر مراجعه كنند.
براي دانشجويان هم خبر خوبي كه دارم اين است كه نمايشگاه بزرگ كتاب دانشگاهي تا چهارشنبه اي كه در راه است ادامه دارد. كه دانشجويان عزيز مي توانند با مراجعه به دانشگاه تهران از كتاب هاي عرضه شده دراين نمايشگاه نهايت استفاده را ببرند. براي حفظ سلامتي بن كتاب فراموش نشود!
تا هفته بعد!

گشتي در بازار موسيقي
كوك و ناكوك
031683.jpg
تازه واردهاي بازار نه چندان داغ موسيقي، عبارتند از: در موسيقي سنتي، عليزاده نامش دوباره با كاست «راست پنجگاه» برسرزبانها افتاده است. اين كاست خوب و شنيدني را شركت «ماهور» منتشر كرده است. در موسيقي پاپ كاست دوم «سعيد شهروز» با عنوان «نقره داغ» وارد بازار شده است كه بعد از موفقيت آلبوم قبلي اين خواننده احتمال استقبال از آلبوم دوم او زياد است. اين كاست را «هم آواز آهنگ» منتشركرده است و موسيقي آن كار «بهنام ابطحي» آهنگساز پركار و خوب موسيقي پاپ است. در موسيقي بدون كلام هم اين هفته، نوارشماره۲ سميرسرور با نام «مشرق زمين» وارد بازار شده است كه با استقبال خوبي هم مواجه شده است.
اما كوك ترين هاي هفته عبارتند از: در موسيقي سنتي «تنهاماندم» محمداصفهاني همچنان پرفروش ترين است و بعد از آن آلبوم هاي «خوش آمدي» و «نسيما» كه هر دو را عليرضا افتخاري خوانده است جزو پرفروش ترين هاي هفته هستند. البته نبايد از فروش خوب «زمستان» محمدرضا شجريان هم غافل شد. در موسيقي پاپ هم آلبوم «پرپرواز» شادمهر عقيلي همچنان درصدر است و «نقره داغ» سعيد شهروز در رتبه دوم قراردارد و پس از آن «قشنگ روزگار من» كيفش خيلي كوك بوده است. در موسيقي بي كلام هم «آواي زمين» اثر خوب و شنيدني محمدرضا عليقلي، پرفروش تر از همه بوده است. اما ناكوك ترين هاي اين هفته در موسيقي سنتي، متأسفانه آلبوم خوب اما ناشناخته «آتش عود» فرامرز گرمرودي، كم فروش تر از همه بوده است. در موسيقي پاپ هم «روزبخير محبوب من» پيمان رسولي كمتر از بقيه آثار فروخته است و در موسيقي بدون كلام هم ميان خيل عظيم «نفروش ها»، «رؤيا» كه اركستر فيلارمونيك است و محصول انتشارات ارغنون، كمتر از سايرآلبوم ها مورد توجه دوستداران موسيقي قرارگرفته است.

زخمه
زخمه، زخمه اي است بر آخرين احوال اهالي موسيقي، پاپ و سنتي و ملي فرقي نمي كند مهم اين است كه كي كجاست و چه مي كند.

• محمد اصفهاني: ماه غريبستان
آلبوم «ماه غريبستان» در چند شهرستان روانه بازار شده است. كه تا چند وقت ديگر وارد بازار تهران مي شود. اين آلبوم، هديه اي است ناقابل، پيشكش مولا علي(ع) كه در آن آقايان «فريدون شهبازيان»، «محمد حقيقي فرد»، «علي رضاكهن ديري»، «مجيد اخشابي» و «شهريار فريوسيفي» آهنگهاي آن را ساخته اند.

• شهرام ناظري: اجرا در فيلار مونيك شهر كلن
از طرف راديو «VDR» آلمان براي اجراي برنامه درسالن «فيلارمونيك» شهر كلن دعوت شده ام تا برنامه اي را در روز ۲۷ اكتبر اجرا كنم، كه احتمالاً تبديل به كاست و كامپكت هم خواهد شد. اين كنسرت را «حميد متبسم» سرپرستي مي كند و «گروه دستان» هم مرا در اين اجرا همراهي خواهد كرد.
نوازندگان همران من:
حميد متبسم (تار)، حسين بهروزي نيا (بربط)، پژمان حدادي (تنبك)، بهنام ساماني (دف و دمام)، و با همكاري اردشير كامكار (كمانچه)

• شادمهر عقيلي: فعلاً استراحت
بعد از «پر پرواز» پيشنهادات زيادي براي بازي در فيلمهاي مختلف را داشته ام ولي فعلاً فقط مي خواهم استراحت كنم و هيچ كار ديگري ندارم.

چهره هاي موسيقي
اين هفته غلامحسين درويش
031680.jpg
غلامحسين درويش در ميان اهالي موسيقي به «درويش خان» معروف است و در سال ۱۲۵۱ در تهران متولد شد و از همان كودكي با ورود به دسته كامران ميرزا، موسيقي را فراگرفت.
او بعدها به كسوت شاگردي بزرگترين نوازنده تا زمان خودش «آقاميرزاحسينقلي» درآمد و جرو بهترين شاگردان او بود.
«درويش خان» همواره با درباريان حشر ونشر داشت و در مجالس آنها شركت مي كرد و آورده اند از نوازندگان مخصوص شعاع السلطنه، پسرمظفرالدين شاه بوده است. البته بعدها با او بخاطر قلدري ها و گردنكشي ها مقابله مي كند و مجبور مي شود براي نجات جانش به سفارت انگليس پناه ببرد. اخلاق و روحيه جوانمردانه «درويش خان» هنوز هم زبانزد اهالي موسيقي است.
ا ز جمله مهمترين اقدامات درويش خان جهت ارتقاي سطح موسيقي سنتي ساخت پيش درآمدها و رنگهاي متنوعي است كه برپايه سنت قديم موسيقي ايران و بدون تحريف مي باشند. او اولين كلاسهاي موسيقي را براي خانم ها داير كرد كه خواهرش در آنجا تارمي آموخت.
مي گويند كه او با وجود اينكه از شدت فقر مجبور به فروش خانه و كاشانه خود شد، اما تمام عايداتش را از موسيقي صرف قحطي زدگان و سيل زدگان و درماندگان مي كرده است.
«درويش خان» يا غلامحسين درويش به سال ۱۳۵۲ درگذشت و مقبره وي در گورستان ظهيرالدوله است.
روحش شادباد



|   شناسنامه   |   آرشيو   |