شماره ۱۹۴۰ - سال هفتم - جمعه ۲۷ مهر ۱۳۸۰
Fri, Oct 19, 2001
Think purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
گوناگون
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
چو ما به هر دو جهان، خود كجاست دلداري؟
رسولان الهي يادآوران خاطره ازلي
031752.jpg
دوُ مكنون در صدف اسلام، تسليم شدن به فرمان پرودگار و ورود به دارالسلام عشق و بهشت امن و آسايش است، كه فرمود: در سلك بندگان من درآي و به بهشت من داخل شو. (فجر۲۹)
درا ين معناي وسيع، همه انبيا و اوليا و محبان حق بر ديانت اسلام بوده اند، چنانكه حضرت ابراهيم بر همين دين پاك بود و نوح فرمود:
من فرمان يافته ام كه اهل اسلام باشم (و تسليم حضرت حق گردم) (يونس ۷۲/)
در معناي وسيعتر، اسلام آيين تمامي آفرينش است كه:
هر چه در آسمان و زمين است
جمله به تسبيح و ستايش پروردگار مشغولند (جمعه۱/)
كشمكش هر چه در او زندگي است
پيش خداوندگي او بندگي است
(مخزن الاسرار)
اين ميثاق بندگي كمند لطف الهي و دعوت از جميع موجودات است كه جملگي به سوي من آييد و به اقليم حسن و كمال وارد شويد:
با آسمانها و زمين گفتيم
به سوي ما آييد
به شوق و رغبت يا به جبر و كراهت
گفتند البته به شوق و رغبت مي آييم (فصلت / ۱۱)
پس همه ذره وار در هواي آن آفتاب رقصان شدند و چرخ زنان و تسبيح گويان به سوي شاهد يكتاي هستي به پرواز درآمدند. انسان نيز كه در اين سيرابدي قافله سالار كائنات است در ميثاق الست با پروردگار خويش عهد بندگي بست در آن صبحگاه آفرينش كه خداوند ذريات آدم رابرگرفت و انسان را برخود گواه ساخت كه:
آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، چنين است. (اعراف۱۷۲/)
اما چون به اقتضاي حكمت ازلي آدميان را به دنياي فراموشي فرستاد و عهد بندگي از خاطرشان برفت، به حكم عنايت رباني، مستوراني از حريم عزت خويش را به رسالت به سوي ايشان برانگيخت كه:
بيا بيا كه نيابي چو ما دگر ياري
چو ما به هر دو جهان خود كجاست دلداري
بيا بيا و به هر سوي روزگار مبر
كه نيست نقد تو را غيرمن خريداري
بيا و فكرت من كن كه فكرتت دارم
چو لعل مي خري از لعل من گهرباري
به پاي جانب آن كس برو كه پايت داد
بدونگر به دو ديده كه داد ديداري
دو كف به شادي اوزن كه كف زبحر وي است
كه نيست شادي او را غمي و تيماري
(ديوان شمس)
بدين سان رسولان الهي يادآوران خاطره ازل باشند و صحف ايشان تجديد عهد بندگي است تا غافلان صلاي پروردگارشان را به ياد آورند كه فرمود:
اي فرزندان آدم، آيا با شما عهد نكردم كه شيطان را نپرستيد همانا كه او دشمن آشكار شماست؛ مرا پرستش كنيد كه راه مستقيم كمال اين است. (يس۶۰/)
نگفتمت مرو آنجا كه آشنات منم؟
در اين سراب فنا چشمه حيات منم
نگفتمت كه به نقش جهان مشو راضي
كه نقش بند سراپرده رضات منم
(ديوان شمس)
اين دعوت، براي آخرين بار تا قيامت، در بديع ترين جلوه جمال، در كتاب مكنون قرآن، بر زبان قافله سالار داعيان الي الله محمد مصطفي(ص) جاري گرديد كه:
(اي رسول، خلق را) بگوي كه اگر خدا را دوست مي داريد، به دنبال من آييد. (آل عمران۳۱/)
و اوليا و محبان بعد از او هرچه گفته اند تكرار همين پيام است:
بخت جوان يار ما، دادن جان كار ما
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست
بوي خوش اين نسيم از شكن زلف اوست
شعشعه اين خيال زان رخ چون والضحات
(ديوان شمس)
قرآن كريم، صريح ترين دعوت و روشن ترين چراغ هدايت به ميعادگاه ديدار و بهشت رضوان پروردگار است كه:
بشتابيد به سوي آمرزش خداوند و بهشتي كه عرض آن به وسعت آسمانها و زمين است و براي پارسايان مهيا شده است. (آل عمران۱۳۳/)
اين دعوت را پذيرا شويد، كه شما را از جهان ظلماني به دنياي نور (بقره ۲۵۷) و از جهل به علم (جمعه۲) و از غم به شادي (فاطر۳۴) و از سكون به حركت (نساء۱۰۰) و از خوف به امن (قريش۴) و از بيماري به شفا (يونس ۵۷) و از كثرت به وحدت (يوسف ۳۹) و از مرگ به زندگي (انفال ۲۴) و از سراب موهوم به انهار آب و شراب و شهد و شير (نور ۲۹ و محمد (ص) ۱۵) فرامي خواند. ذالك الفوز العظيم، اين است پيروزي بزرگ و في ذلك فليتنافس المتنافسون، و اين است كاري كه در جهان شايسته رقابت است.
دكتر حسين الهي قمشه اي



|   شناسنامه   |   آرشيو   |