شماره ۱۹۵۶ - سال هفتم - دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۰
Mon, Nov 5, 2001
Art green.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
يادداشت ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت وگو با سيروس ابراهيم زاده كارگردان نمايش «رستوران»
ما راگروگان گرفته ايد
* تئاتر «رستوران » در ذات خود بشدت ايجاب مي كند كه تك نفره باشد
* در «رستوران» نيازي به روشن كردن همه زوايا نمي ديدم.
034197.jpg
«رستوران » نام نمايشي است كه اخيراً اجراي آن در سالن گوشه فرهنگسراي نياوران پايان يافت. اين نمايش كه نويسنده، كارگردان و بازيگرش «سيروس ابراهيم زاده» است پيش از اين (زمستان ۷۹ و بهار ۸۰) در بخشهاي ايراني نشين برخي ايالت هاي آمريكا اجرا شده بود. نمايش تك نفره «رستوران » كه به تعبير ابراهيم زاده نمايش خنده دار بريز و بپاش است، چهارمين تجربه كارگرداني او پس از «زارع شيكاگو» ، «لازاروس» و «باتو گفتن ها» است.
با سيروس ابراهيم زاده درباره «رستوران» گفت وگويي انجام داده ايم كه مي خوانيد.
|||
** آقاي ابراهيم زاده ، گرچه سابقه اجراي نمايش تك نفره را پيش از اين با «لازاروس» از شما داشتيم، لطفاً بفرماييد چطور شد كه به فكر اجراي «رستوران » افتاديد؟
* سال گذشته درسفري به آمريكا وطي چند ماهي كه آنجا بودم فرصت لازم براي نوشتن يك نمايشنامه پيش آمد، پس طرحي كه از قبل در ذهن داشتم را نوشته و درهمين فرصت آن را تمرين كردم. بعد از آن يك اجرا در مركز شهر آتلانتاي ايالت جورجيا داشتم، اين اجرا موردتوجه قرار گرفت وبه دعوت دوستان در ايالت هاي ديگر هم اجرا شد. بد نيست بدانيد كه درآمريكا تنها يك يا دو روز در هفته مي توان نمايش روي صحنه برد. بنابراين ۱۰ اجرايي كه درآمريكا داشتم از مرحله نوشتن تا تمرين و اجرا ۶ماه وقت گرفت.
** اجرا درآمريكا از نظر كيفي چگونه بود؟ آياخارجي ها هم به ديدن كار شما آمدند؟
* بله، حدود يك سوم از نمايش به زبان انگليسي است بنابراين تماشاگران غيرايراني هم به ديدن «رستوران» آمدند اين اجراها با استقبال ايرانيان مواجه شدوهربار بين ۵۰تا۸۰نفر درهراجرا تماشاگر داشتيم.
** به نظر مي رسد نمايش «رستوران» نوعي نمايش ارزان و قابل دسترس باشد كه به علت تك بازيگربودن واجرا در فضاي محدود مي تواند قابليت اجرا در هرمكاني را داشته باشد…
* امكان دارد تئاتر تك نفره با هزينه كمي همراه باشد اما به هيچ وجه آسان نيست، يعني نوشتن و اجراي آن راحت نيست ، شايد حتي دشوار هم باشد.
** سهل الوصول بودن يا امكان دسترسي اين نوع نمايش نه به لحاظ توليد بلكه به لحاظ اجرا مدنظر است،اجرا در شرايط متفاوت.
* بله، تئاتر تك نفره امكان اجرا در سالنهاي كوچكتر با امكانات كمتر و محدودتر را دارد، اما چه بسا تماشاگر معمولي رغبتي به ديدن آن نداشته باشد، به همين دليل كمتر پيش مي آيد كه نمايش تك نفره مورداستقبال فراوان عموم قرار بگيرد. مسأله ديگر اينكه قصد بنده به هيچ وجه اين نبوده كه تئاتر تك نفره را بخاطر اين ملاحظات انتخاب كنم، بلكه تئاتر «رستوران » در ذات خود بشدت ايجاب مي كند كه تك نفره باشد، يعني اگر امكانات زياد ، بي نظير و دست ودل بازانه اي هم داشتم هيچ وقت جز يك نفره آن را اجرا نمي كردم، چون تنهايي اين آدم، به گوشه پرت شدنش و غربت او تنها با اين شيوه اجرايي قابل دريافت خواهد بود.
** از آنجا كه در نمايش تك نفره، تنها راوي و پيش برنده قصه، پرسوناژ واحد است ، فرصت شخصيت پردازي براي نويسنده به قدري كافي به وجود مي آيد، اما درمورد شخصيت «سليمان ابهري» اين نمايش چنين چيزي نمي بينيم وبه نظر مي آيد باوركردن آن مشكل باشد ، چرا كه همه زواياي زندگي اين آدم ديده نمي شودبطورمثال داشتن همسر ، فرزند، علت مهاجرت و مسائلي از اين دست.
* احساس مي كنم ما نيازي نداريم زواياي غيرقابل احتياجمان را از او ببينيم. ابتدا بايد ديد قضيه نمايش چيست؟ قضيه اين نمايش قرارگرفتن يك آدم دريك مكان نابجاست . درتئاتر ، سينما يا حتي رمان به هيچ وجه به همه زواياي يك شخصيت نمي پردازيد. در «رستوران» نيازي به روشن كردن همه زوايا نمي ديدم. مسأله موردنظر من مهاجرت نبوده بلكه نابجايي موردنظر بوده است، اين نابجايي البته درهمين جا هم ممكن است رخ بدهد.
** جداي از آنكه مسائلي نظير دلايل مهاجرت و نداشتن خانواده اين شخصيت مي تواند درلحظات عاطفي نمايش ما را به درك درستي برساند. برخي اشخاص غايب هم شناسنامه كاملي ندارند مثلاً «شهلا» كه به ابهري زنگ مي زند كيست و با او چه نسبتي دارد؟
* او خواهر يا همسرش نيست، بلكه كسي كه سوابقي با او داشته است البته همان طور كه گفتم اگر بخواهيم اين مسائل را باز كنيم شايد بتوان در «رستوران ـ۲» آنها را باز كرد. بسياري از موارد اگر در يك متن موردتوجه قرار گيرد تماشاگر را از موضوع پرت مي كند. مسأله كلي و اصلي نمايش القاي ذهنيت مغشوش اين آدم است و بايد نابجا قرار گرفتن او را نشان بدهيم.
034200.jpg
** دراجراي تك نفره به واسطه ارتباط تماشاگر با يك پرسوناژ بيشترين سهم دراختيار بازيگر قرار دارد واگر آن بازيگر درلحظه يا لحظاتي رابطه اش با تماشاگر قطع شود طبيعتاً قصه و روايت از دست خواهد رفت و اجرا به سطح پاييني خواهد رسيد، در اجراي «رستوران» عليرغم بازي مناسب شما دربرخي لحظات اين قطع ارتباط پيش مي آمد . آيا اين موضوع را مي پذيريد؟
* خير، اين نظر شماست كه قابل احترام است اما اظهارنظرهايي داشتم با اين مضمون كه «يك ساعت و ربع ما را گروگان گرفتيد»، از طرف ديگر به خاطر ارتباطم با تماشاگر چنين چيزي را حس نكردم. البته ممكن است در لحظاتي كسي بيني اش را بخاراند ، به ساعتش نگاه كند يا كاري داشته باشد از نمايش قطع شود اما من دركل از نمايش راضي هستم وفكر مي كنم مي تواند در طول اجرا تماشاگر را متوجه نگاه دارد.
** درپايان نمايش جسم «سليمان ابهري» به زباله داني سپرده مي شود، آيا او شخصي است كه به دليل ترك وطنش وكارگري براي بيگانه مستحق زباله داني است يا آنكه افكار تاريخ مصرف گذشته و پوسيده اوست كه به سطل زباله سپرده مي شود. درهنگام نوشتن خودتان چه مسأله اي را مدنظر داشتيد؟
* اين تحليل ها مسائل موردنظر نويسنده وكارگردان نيست. درواقع به لحاظ رفتاري كه اين شخصيت درنمايش پيش گرفته عاقبت او بايد به آنجا منتهي شود يعني راه ديگري ندارد. كسي كه با خوردن سم مواد ضدعفوني كننده شنگول مي شود وبا چكيدن يك قطره سركه مي ميرد قطعاً آنچه از او باقي مي ماند بايد به زباله داني سپرده شود. يك نكته هم اينكه اين نمايش به دنبال نمادسازي، پيام خاص و تحليل فلسفي نيست، بلكه موقعيت وشخصيت «سليمان ابهري» از لحاظ كار نمايش تنها چيزي است كه براي نويسنده و كارگردان موردتوجه است. گرچه ممكن است مسائل ديگري از آن بيرون بزند ، به هرحال تماشاگر و منتقد هركدام ديدگاه خودشان را دارند و ممكن است از گوجه و خيار و زباله داني و سركه اي كه رنگ سرخ داردپيامي بگيرد ولي سازنده اثر مدعي اين نيست.
** درواقع بخش تفريحي و وجه سرگرم كننده آن مدنظرتان بوده است؟
* بله، «رستوران» نمايش خنده دار، بريز و بپاش و به قول انگليسي ها «Splash Spill» است. درحقيقت نمايش از يك نظم به اغتشاش مي رسد. شما درنمايش مي بينيد كه همه چيز تميز و مرتب است و كم كم همه چيز به هم مي ريزد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |